فعالان و روان‌شناسان کودک در رویداد «زندگی در سایه جنگ» چگونگی مراقبت و ارتباط با کودکان در شرایط بحرانی را بررسی کردند

بچه‌ها سیاسی نیستند





بچه‌ها سیاسی نیستند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷:۴۰

انگار به بحران‌های زودهنگام داریم عادت می‌کنیم. حتی به آنها که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند. انگار ذهن جمعی ما خسته‌تر از آن شده که هر بار از نو شوکه شود. یک ماه از زخمی که بر جانمان نشست، گذشته است و پیش‌بینی‌های متفاوتی برای آینده ایران یکی پس از دیگری در برابر هم قد می‌کشند. اما در حاشیه همه اینها کودکان و نوجوانانی ایستاده‌اند که هیچ نسبتی با جهان ناامن و زندگی غیر قابل پیش‌بینی این روزها ندارند. هر نوع بحرانی به‌طور مستقیم بر کیفیت زندگی روزمره آنها اثر می‌گذارد. افزایش بی‌اعتمادی، تعطیلی کلاس‌های درس و اختلال در آموزش، محدودشدن روابط اجتماعی و قرارگرفتن خواه یا ناخواه در معرض اخبار نگران‌کننده می‌تواند احساس امنیت را در آنها تضعیف کند. در این روزها که سایه جنگ و اخبار خشونت‌آمیز روان همه ما را نشانه گرفته، مهم است بدانیم چطور از کودکان و نوجوانان مراقبت کنیم و پناه امن‌تری برایشان بسازیم. در رویداد «زندگی در سایه جنگ» که روز جمعه (۲۴ بهمن) در مؤسسه رعد برگزار شد، روان‌شناسان و فعالان حوزه کودک از مرزهای صحبت با کودکان و مراحل همراهی و پذیرندگی احساسات آنها صحبت کردند.

آیا اساساً می‌توان درباره جنگ با کودکان صحبت کرد؟ «نازنین عین‌الیقین»، مشاور کودک و نوجوان، اولین سخنران این رویداد بود که درباره این موضوع صحبت کرد. تأکید عین‌الیقین بر تفکیک سنین دوران کودکی بود: «نیازی نیست کودکان زیر سه سال راجع به جنگ بدانند؛ چراکه متوجه آن نیستند. اما متوجه احوالات والدینشان می‌شوند؛ زیرا امنیت را از بزرگسالان می‌گیرند.»

به‌گفته او، باید به کودکان سه تا چهار سال، درصورتی‌که در معرض اتفاقات بودند، صدای بمب و موشک شنیدند و…، درباره جنگ توضیح داده شود: «کودکان سه سال به بالا هم در حال زندگی در جامعه هستند، پس اخبار را می‌شنوند. به کودکان زیر هفت سال باید با ادبیات خودشان توضیح داد. برای مثال می‌توان گفت دو کشور دارند با هم دعوا می‌کنند. در سنین بالای هفت سال متوجه شرایط می‌شوند.»

از دیدگاه این مشاور کودک و نوجوان، کودکان امروز در محیطی ایزوله رشد نمی‌کنند و خیابان‌ها را می‌بینند: «وقتی در خیابانی راه می‌ٰروند که بنری درباره جنگ نصب شده، نمی‌توان حواسشان را پرت کرد. پس در مکان‌های مختلف حضور دارند، می‌بینند، می‌شنوند و سکوت ما آسیب به کودک است.»

او در ادامه تأکید کرد باید با «کلی‌گویی» و «راست‌گویی» با کودکان سخن گفت: «نه‌فقط درباره جنگ بلکه درباره هر موضوع دیگری. والد باید مراقب کودک باشد، از او حمایت کند و با او ارتباط بگیرد. اگر والدی که مرجع اصلی کودک است، حقیقت را نگوید، اعتماد کودک به او از بین می‌رود و مرجعش را در جای دیگری پیدا می‌کند.»

به‌گفته عین‌الیقین، اعتماد این‌گونه به‌ وجود می‌آید که به‌اندازه سن کودک در اتفاقاتی که سهیم است، صحبت شود: «همچنین، باید در شرایطی مانند روز و صبح توضیح داد. نباید مثلاً در زمانی مانند دم غروب با او حرف زد؛ زیرا باید بتواند اتفاقات را قبل از زمان خواب هضم کند.»

این مشاور کودک و نوجوان در ادامه توضیح داد لازم است کودک بداند شنیده و نگرانی‌‌هایش درک می‌شود: «برای مثال باید از او بپرسیم «ناراحتی؟»، «ترسیدی؟»، «نگرانی؟» تا به او کمک کنیم احساساتش را نام‌گذاری کند. اگر کودک نیاز به راه‌حل داشت با توجه به سن او با یکدیگر راه‌حل‌ها را پیدا کنید.»

او همچنین تأکید کرد اضطراب‌ کودک در بدن او هم جریان دارد و باید نشانه‌های بدنی مانند حساسیت به صدا، نوسانات شدید هیجانی، کابوس‌ها و… را جدی گرفت: «فعالیت‌های مناسب برای کاهش تنش بدنی مثل خمیربازی، پیاده‌روی و… به کودک احساس امنیت می‌دهد؛ به این معنا که درست است زندگی‌اش تحت‌الشعاع قرار گرفته، اما چیزهایی در زندگی او هنوز سر جایش است. همچنین، باید تا جای ممکن روتین زندگی آنها را مانند ساعت بازی و ساعت غذاخوردن حفظ کرد.»

آیا والدین می‌توانند درباره احساساتشان با کودک صحبت کنند؟ عین‌الیقین توضیح داد: «سیستم عصبی کودک مانند آینه است و انرژی‌اش را از والد می‌گیرد. پس اگر حالتان خوب نیست، باید به او بگویید؛ اما نه با جزئیات. فقط بگویید غمگین و نگران هستید تا بداند با او ارتباط برقرار می‌کنید.»


تاب‌آوری در جنگ

«غزال حاجی‌ نصراله»، متخصص پزشکی اجتماعی، سخنران دیگر این برنامه بود و از تاب‌آوری در جنگ صحبت کرد: «تاب‌آوری توانایی‌ای در هر فرد است که تا چه حد می‌تواند شرایط استرس‌زا و بحران را تحمل و با آن تطابق پیدا کند.»

به‌گفته او، تاب‌آوری از فروپاشی روانی و اجتماعی فرد جلوگیری می‌کند. حاجی نصراله عوامل تهدیدکننده تاب‌آوری در جنگ را اینطور برشمرد: «خشونت و ناامنی مداوم، ازدست‌دادن، آوارگی و فقر و قطع حمایت‌های اجتماعی.»

از دیدگاه او، در مقابل این عوامل تهدیدکننده، عوامل تقویت تاب‌آوری هم وجود دارند: «مانند حمایت خانواده و جامعه که در این مورد باید تا جایی که می‌توانید با خانواده و دوستانتان ملاقات کنید. همچنین، کسب مهارت‌های مقابله‌ای برای بهتر کردن حالتان لازم است؛ مانند اینکه هرشب به‌مدت چند دقیقه پیاده‌روی کنید.»

حاجی نصراله تأکید کرد در شرایط جنگی، تنظیم هیجاناتی مثل کنترل خشم و ترس، حفظ روتین روزانه و مراقبت از خود (تغذیه، خواب سالم، تنفس و فعالیت فیزیکی) می‌تواند کمک‌کننده باشد.


دنیای نوجوانان پیچیده است

علاوه‌بر کودکان، در این دوران باید مراقب نوجوانان هم بود؛ آنها هم در حال تجربه دوران رشد پرهیجانی هستند. نوجوانان نه آنقدر کوچک هستند که متوجه شرایط نباشند و نه آنقدر بزرگ که درگیر بحران‌ها شوند. «پگاه پورگلدوز»، روان‌شناس، از نوجوانان گفت: «دوران نوجوانی بسیار پیچیده است. این دوران را به‌لحاظ رشدی می‌توان به سه دوره تقسیم کرد. دوران اولیه ۱۰ تا ۱۳ سالگی، دوران میانی ۱۴ تا ۱۷ سالگی و دوران پایانی ۱۸ تا ۲۲-۲۴ سالگی را شامل می‌شود.»

پورگلدوز تأکید کرد با نوجوانان نباید وارد بازی قدرت شد تا بتوان از آنها مراقبت کرد: «ما دوران نوجوانی را به‌لحاظ حقوقی ۱۲ تا ۱۸ سال در نظر می‌گیریم. نوجوانان اکنون شرایط اجتماعی متفاوتی را دیده و تجربه کرده‌اند. بحران‌های اجتماعی را اضافه کنید به تعطیلی مداوم مدارس، مشکلات اقتصادی، ابهام‌های جدی درباره آینده و… که نوجوانان را در شرایط سختی قرار داده است.»

به‌گفته او، با توجه به اینکه هنوز مغز نوجوان به‌طور کامل رشد نکرده، نسبت به هیجانات بسیار حساس است: «به‌لحاظ هیجانی درد و رنج را عمیق‌تر حس می‌کند و هیجاناتش نوسانی است. همچنین، تفکر انتزاعی دارد و می‌تواند خودش را در موقعیت‌های متفاوت تصور کند. خانواده نه‌تنها کمتر برایش اهمیت دارد، بلکه به جدال با آنها می‌پردازد.»

بنابراین، بحران هویت در این دوران طبیعی است: «نوجوان امروز در وضعیت بقا زندگی می‌کند. اگر نوجوان واکنش‌های افراطی نشان می‌دهد و رفتارهای پرخطر دارد، نیاز به درک‌شدن دارد. قرار نیست نوجوان را نجات دهیم. نباید کنترل و دخالت کنیم، بلکه باید او را همراهی کنیم تا تنها نباشد.»


صحبت با کودکان برای خلق آینده مشترک

«پوریا عالمی»، نویسنده و بنیانگذار «آی‌قصه»، در این رویداد از تجربه جنگ هشت‌ساله در دوران کودکی‌اش در مقایسه با جنگ دوازده‌روزه چند ماه پیش صحبت کرد. «در دفترچه نقاشی کودکی من همیشه تانک‌ها رژه می‌رفتند. نقاشی‌های من موشک‌باران بود و حجله و تانک‌ها. اما حالا که خودم فرزند هفت‌ساله دارم، در دوران جنگ دوازده‌روزه شرایط متفاوت بود و تهران نبودیم. اگر تهران بودیم، شاید تجربه دیگری داشتیم. نقاشی‌های دخترم در این دوران پر از پروانه‌ها هستند.»

او توضیح داد اما فردای هفت‌سالگی‌ خودش در دوران جنگ، «خلق بی‌‌آیندگی» بوده: «ما آماده بودیم برای جنگیدن. تصور من از بزرگ‌شدن این بود که بزرگ شوم بروم جنگ. انتخاب معنی نداشت، چون آینده معنی نداشت. این نبودِ قدرت انتخاب الان هم در زندگی بسیاری از ما ایرانیان جریان دارد و مدام مسئله انتخاب در ذهنشان بازتولید می‌شود.»

عالمی گفت فردای کودکان دقیقاً می‌تواند همین اتفاق بیفتد: «باید درباره خلق آینده مشترک با بچه‌ها صحبت کنیم. اگر بخواهیم کنار هم بمانیم، باید حواسمان به خودمان باشد. بچه‌ها سیاسی نیستند. سیاستمدارها باید سیاست پیشه کنند، اما کودکان باید زندگی کنند.»


قصه‌گویی برای گذر از شب تاریک

«شرمین نادری»، نویسنده، در این برنامه از گذر از این شب تاریک به کمک کتاب‌ها صحبت کرد. از دیدگاه او که سال‌هاست با کودکان کار می‌کند، قصه‌ها بخشی از حافظه جمعی ما هستند و فقط یک روایت ساده نیستند: «قصه‌ها نقشه راهی هستند که پدران و مادران ما از هزار سال پیش جا گذاشتند تا در شب‌های تاریک و وقتی که نمی‌دانیم در دوردست چیست، از آنها استفاده کنیم.»

او اضافه کرد قصه‌ها کمک می‌کنند بدانیم می‌توانیم به روشنایی برسیم: «قصه‌‌گفتن در این شرایط به کودکان هم ما را مانند آنها جست‌وجوگر می‌کند و هم امید را در آنها زنده نگه می‌دارد.»

نادری از تجربه خودش در سیستان‌وبلوچستان گفت: «در سیستان‌وبلوچستان سالیان سال است که شب است. جدای از مشکلات آنجا، یک تاریکی جمعی وجود دارد و مردم آینده‌شان را نمی‌دانند. قصه‌ها به من کمک کردند تا این تاریکی را برای بچه‌ها آسان‌تر کنم.»

در بخش دیگری از رویداد «زهرا آرمند»، معمار و کارشناس ادبیات کودک، درباره شرایط ناپایدار این روزها صحبت کرد: «در معماری اصطلاحی به‌نام «وضعیت» داریم. به وضعیت قبل از هر چیزی فکر می‌کنیم. نه انکارش می‌کنیم، نه تحلیل. فقط آن را توصیف می‌کنیم. من نام شرایط الان را «وضعیت» می‌گذارم.»

به‌گفته او، در این شرایط کودک به «وضعیت» متصل است: «باید حقیقت را به او بگوییم تا بتوانیم با او ارتباط بگیریم. نباید آن را انکار کنیم.» آرمند از تجربه خودش با فرزندش صحبت کرد که نمی‌توان دیگر چیزی را از آنها پنهان کرد و نسل‌های جدید آگاه‌تر هستند و صرفاً باید با آنها صحبت کرد.

در بخش پایانی برنامه هم «مهدی اعتمادسعید»، تسهیلگر کودک و بنیانگذار «قصه‌بازی» و همسرش «نرگس سرداری»، روان‌درمانگر، قصه‌ای با نام «یادت میاد؟» را خواندند و درباره آن صحبت کردند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

ایران؛ دروازه جهان

۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد

ایران؛ دروازه جهان

«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم

«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

«پیام ما» در گفت‌وگو با عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه جیرفت شهرک‌سازی در عرصه تاریخی این منطقه را بررسی کرد

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

وزیر میراث‌فرهنگی خبر داد

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

حیات بهمن‌پــــــور در حیات «نظر»

گزارشی از برنامه‌ای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمن‌پور»

حیات بهمن‌پــــــور در حیات «نظر»

دانشگاه از دانشجو خبر ندارد

نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ

دانشگاه از دانشجو خبر ندارد

محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت

نشست «اینترنت» کارزار با حضور فعالان این حوزه و در غیبت مسئولان برگزار شد

محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت

دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی

«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد

دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی

غافلگیری مستأجـــــــــران

ارزیابی کارشناسان از یک پدیده غیرمنتظره؛ جنگ، صعود قیمت‌ها را در بازار مسکن متوقف نکرد

غافلگیری مستأجـــــــــران

هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران

تفاوت «پایه سنوات» و «پایه سنوات تجمیعی»؛

هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه