روایت ناقص مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت

نبود چارچوب الزام‌آور، تداخل نقش دولت و بی‌توجهی به پهنه‌های آبی، مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها را به ابزاری کم‌اثر تبدیل کرده است





روایت ناقص مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت

۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۰۲

تالاب‌های ایران، از هورالعظیم و شادگان در جنوب‌غربی تا گاوخونی، انزلی و میانکاله، در دهه‌های اخیر به یکی از حساس‌ترین نقاط تلاقی توسعه صنعتی و بحران‌های زیست‌محیطی بدل شده‌اند. در این میان، شرکت‌های نفتی و پتروشیمی به‌عنوان بازیگران اصلی اقتصاد انرژی کشور، بیش از هر بخش دیگری در معرض پرسش‌های جدی درباره مسئولیت اجتماعی شرکتی (Corporate Social Responsibility – CSR) قرار دارند. آیا مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت و پتروشیمی کشور صرفاً به مجموعه‌ای از اقدامات نمایشی و مقطعی تقلیل یافته، یا می‌تواند به ابزاری واقعی برای حفاظت از تالاب‌ها تبدیل شود؟

تالاب‌ها نقشی کلیدی در تنظیم چرخه آب، کنترل ریزگردها، حفظ تنوع‌زیستی و معیشت جوامع محلی دارند. بااین‌حال، بسیاری از آنها در مجاورت یا پایین‌دست مناطق نفت‌خیز و پتروشیمی قرار گرفته‌اند. برداشت بی‌رویه آب، آلودگی‌های نفتی و شیمیایی، احداث جاده‌ها و تأسیسات صنعتی و تغییر مسیر رودخانه‌ها، از جمله عواملی هستند که مستقیماً تالاب‌ها را تهدید کرده‌اند.

هورالعظیم نمونه‌ای شاخص است؛ تالابی فرامرزی که هم‌زمان با توسعه میادین نفتی غرب کارون، بخش‌های وسیعی از آن خشک یا به حوضچه‌های جداافتاده تبدیل شد. هرچند در سال‌های اخیر اقداماتی برای آبگیری مجدد انجام شده، اما اثرات بلندمدت آلودگی و تخریب زیستگاه همچنان پابرجاست.


مسئولیت اجتماعی شرکتی چارچوبی مبهم در صنعت نفت و پتروشیمی

در ادبیات رسمی، بسیاری از شرکت‌های بزرگ نفتی و پتروشیمی کشور دارای «برنامه مسئولیت اجتماعی» هستند؛ ادبیاتی که در سطح جهانی نیز سابقه‌ای طولانی دارد و اغلب با زبانی مثبت، کلی و غیرالزام‌آور تنظیم می‌شود. برای نمونه، شرکت Shell  در گزارش پایداری ۲۰۲۲ خود اعلام می‌کند «متعهد به ایجاد ارزش پایدار برای جوامع محلی از طریق سرمایه‌گذاری در آموزش، سلامت و توسعه اجتماعی است»؛ عبارتی که در کنار آن، کاهش اثرات زیست‌محیطی در قالب اهداف کلی و بلندمدت مطرح می‌شود، بدون آنکه الزاماً به جبران خسارت یک اکوسیستم مشخص مانند تالاب‌ها اشاره مستقیم شود.

شرکت BP نیز در اسناد رسمی CSR سال ۲۰۲۱ خود از «حمایت از جوامع میزبان از طریق پروژه‌های آموزشی، بهداشتی و ایجاد اشتغال محلی» سخن می‌گوید و این اقدامات را بخشی از مسئولیت اجتماعی خود معرفی می‌کند؛ درحالی‌که بخش مربوط به تالاب‌ها و اکوسیستم‌های حساس، عمدتاً در قالب مدیریت ریسک و انطباق با مقررات زیست‌محیطی بیان می‌شود، نه تعهدات جبرانی مشخص .

در همین چارچوب، شرکت TotalEnergies در گزارش مسئولیت اجتماعی و محیط‌زیستی خود تأکید می‌کند «پروژه‌های اجتماعی محلی مکمل عملکرد اقتصادی شرکت هستند»؛ تعبیری که نشان می‌دهد CSR در ادبیات رسمی جهانی نیز اغلب به‌عنوان حوزه‌ای جدا از مسئولیت مستقیم در قبال تخریب‌های زیست‌محیطی تعریف می‌شود. این برنامه‌ها معمولاً شامل ساخت مدرسه، درمانگاه، کمک‌های خیریه یا پروژه‌های عمرانی کوچک در مناطق پیرامونی می‌شود. برای نمونه، شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب در گزارش‌ مسئولیت اجتماعی خود که در سال ۱۳۹۹ منتشر کرده است، به ساخت و تجهیز مدارس، مراکز درمانی و کمک به زیرساخت‌های شهری در استان خوزستان اشاره کرده است؛ اقداماتی که هرچند از نظر اجتماعی اهمیت دارند، اما در همان اسناد، اشاره مستقیمی به جبران خسارت‌های زیست‌محیطی واردشده به تالاب هورالعظیم یا کاهش آلودگی‌های نفتی مشاهده نمی‌شود.

همچنین، برخی شرکت‌های پتروشیمی مستقر در منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر، از جمله پتروشیمی بندر امام و پتروشیمی امیرکبیر، در چارچوب CSR به پروژه‌هایی مانند احداث فضاهای آموزشی، حمایت مالی از رویدادهای فرهنگی و ورزشی محلی و کمک‌های نقدی به جوامع پیرامونی پرداخته‌اند؛ در‌حالی‌که موضوعاتی نظیر پایش مستقل پساب‌های صنعتی ورودی به خورموسی و تالاب شادگان، یا انتشار عمومی داده‌های آلایندگی، جایگاه پررنگی در این برنامه‌ها ندارد. هرچند این اقدامات می‌توانند بخشی از نیازهای محلی را پاسخ دهند، اما اغلب ارتباط مستقیمی با کاهش اثرات زیست‌محیطی فعالیت شرکت‌ها، خصوصاٌ در حوزه تلاب‌ها، ندارند.

در استانداردهای جهانی CSR، به‌ویژه در صنایع پرریسک مانند نفت و گاز، اولویت نخست «کاهش آسیب در مبدأ» است؛ یعنی پیشگیری از آلودگی، جبران خسارت‌های اکولوژیک، شفافیت زیست‌محیطی و مشارکت فعال در احیای اکوسیستم‌های آسیب‌دیده. این رویکرد هنوز به‌طور سیستماتیک در صنایع نفت و پتروشیمی نهادینه نشده است.


ادبیات رسمی CSR در سطح جهانی

در ادبیات رسمی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در سطح جهانی، گزارش‌های پایداری (Sustainability Reports / CSR Reports)  به‌عنوان ابزار اصلی انتشار عملکرد غیرمالی شرکت‌ها پذیرفته شده‌اند. این گزارش‌ها به‌طور معمول چشم‌اندازهای کلی درباره اهداف زیست‌محیطی و اجتماعی ارائه می‌دهند، اما تعهدات مشخص و قابل‌سنجش درباره حفاظت از اکوسیستم‌های حساس مانند تالاب‌ها، در آنها چندان برجسته نیست.

برای نمونه، در گزارش پایداری ۲۰۲۲ شرکت Shell، بخش‌های اولیه گزارش به چشم‌انداز شرکت در جهت «تأمین انرژی پاک‌تر و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای» می‌پردازد و «احترام به طبیعت» (Respecting Nature) را یکی از عناصر کلیدی چارچوب استراتژی پایداری معرفی می‌کند، اما در این گزارش، به‌جای تعهدات مشخص به احیای اکوسیستم‌های خاص، زبان کلی درباره بهبود کیفیت هوا، کاهش انتشار و افزایش دسترسی به انرژی پاک به چشم می‌خورد: این چارچوب بیشتر بر اهداف بلندمدت در زمینه تغییراقلیم و انتشار گازها تمرکز دارد تا پروژه‌های جبرانی زیست‌محیطی خاص در مواجهه با تخریب اکوسیستم‌های محلی. 

همچنین، گزارش پایداری ۲۰۲۲ شرکت BP در مقدمه خود بیان می‌کند چارچوب پایداری این شرکت شامل کار بر محورهای کلیدی مانند «کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، بهبود رفاه جوامع، حفاظت از سیاره و مشارکت ذی‌نفعان» است و متعهد به «انطباق با اصول پایداری» برای کسب‌وکار جهانی خود می‌شود. این موارد مانند بسیاری از گزارش‌های CSR، در سطح عمومی و بدون اشاره به تعهدات مشخص نسبت به یک اکوسیستم خاص منتشر شده‌اند.

چنین رویکردی در ادبیات رسمی CSR جهانی مورد نقد برخی تحلیلگران حوزه پایداری قرار گرفته است؛ به‌طوری‌که مطالعه‌ای انتقادی از مسئولیت اجتماعی در حوزه شرکت‌های بین‌المللی نشان می‌دهد بسیاری از شرکت‌های چندملیتی از گزارش‌دهی CSR به‌عنوان واسطه‌ای برای تأکید بر اهداف کلی زیست‌محیطی و اجتماعی استفاده می‌کنند، اما ارتباط عملی و قابل‌سنجش با کاهش مستقیم آلودگی و احیای اکوسیستم‌های خاص در این زبان کلی نادیده گرفته می‌شود یا در سطح بسیار محدود ارائه می‌شود.

بااین‌حال، نمونه‌هایی وجود دارد که در آن شرکت‌ها یا برنامه‌های محیط‌زیستی مرتبط با تالاب‌ها و زیست‌بوم‌های آبی به‌گونه‌ای در CSR یا پروژه‌های مشارکتی‌شان دیده شده‌اند. در مالزی، برنامه‌ای تحت عنوان CSR Mangrove Restoration Program  شکل گرفته که شرکت‌های شریک در قالب مسئولیت اجتماعی شرکتی با همکاری نهادهای محلی و زیست‌محیطی، به کاشت گونه‌های مانگرو و احیای تالاب‌های ساحلی می‌پردازند. این برنامه شامل ارزیابی مکان‌ مناسب برای کاشت، حفاظت از گونه‌های بومی و افزایش پوشش تالابی است؛ اقدامی که مستقیماً در راستای حفاظت از اکوسیستم‌های آبی و تنوع‌زیستی قرار دارد.

همچنین، برخی شرکت‌های صنعتی مرتبط با نفت و گاز، به‌جای روش‌های مرسوم تصفیه پساب، از تالاب‌های مصنوعی (constructed wetlands) برای پاکسازی آب خروجی استفاده کرده‌اند. برای مثال، در نفت‌خیزهای Petroleum Development Oman (PDO)  یکی از بزرگ‌ترین تالاب‌های تجاری ساخته‌شده برای تصفیه آب تولیدی در میدان‌های نفتی به‌کار گرفته شده است. این تالاب‌ها به‌عنوان فیلتر طبیعی همراه با میکروارگانیسم‌های بومی عمل می‌کنند و به میزان قابل‌توجهی میزان آلایندگی نفتی را کاهش می‌دهند و زیستگاه‌هایی برای پرندگان و گونه‌های آبزی فراهم می‌کنند.


از پروژه‌های نمادین تا حفاظت واقعی

بررسی عملکرد برخی شرکت‌های پتروشیمی مستقر در جنوب کشور نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از بودجه CSR صرف فعالیت‌هایی می‌شود که بازده رسانه‌ای بالایی دارند، اما تأثیر آنها بر حفاظت تالاب‌ها محدود است. برای مثال، کاشت چند هزار نهال در حاشیه تالاب بدون تأمین حقابه یا کنترل پساب‌های صنعتی، بیشتر به یک اقدام نمادین شباهت دارد تا راه‌حلی پایدار.

بااین‌حال، مسئولیت اجتماعی شرکتی می‌تواند نقش مؤثرتری ایفا کند. مشارکت در پایش مستمر کیفیت آب، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کاهش آلایندگی، بازچرخانی آب در فرایندهای صنعتی و همکاری با دانشگاه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌زیستی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به حفاظت واقعی تالاب‌ها منجر شود.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که تالاب‌ها تنها زیستگاه پرندگان و آبزیان نیستند؛ بلکه بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی جوامع محلی‌اند. صیادان، دامداران و کشاورزانی که معیشت آن‌ها به تالاب وابسته است، بیش از همه از تخریب آن آسیب می‌بینند. بااین‌حال، در بسیاری از برنامه‌های مسئولیت اجتماعی شرکتی، صدای این جوامع شنیده نمی‌شود.

مشارکت واقعی جوامع محلی در طراحی و اجرای پروژه‌های حفاظت تالاب، می‌تواند هم به افزایش کارایی این پروژه‌ها و هم به کاهش تعارضات اجتماعی منجر شود. این مشارکت، فراتر از پرداخت‌های جبرانی کوتاه‌مدت، نیازمند توانمندسازی و ایجاد منافع پایدار است.


نقش دولت و خلأ نظارتی

یکی از چالش‌های اساسی مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران، نبود چارچوب الزام‌آور، شفاف و محیط‌زیست‌محور است؛ چالشی که حتی در اسناد و مصوبات رسمی دولت نیز به‌وضوح دیده می‌شود. در سال‌های اخیر، موضوع «مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها» به‌ویژه در صنعت نفت و گاز، در قالب آیین‌نامه‌ها، بخشنامه‌ها و مصوبات هیئت دولت و وزارت نفت مطرح شده است. برای نمونه، «دستورالعمل مسئولیت‌های اجتماعی صنعت نفت» و همچنین مصوبات مرتبط با هزینه‌کرد منابع مسئولیت اجتماعی در مناطق نفت‌خیز و کمترتوسعه‌یافته، بر محورهایی مانند توسعه زیرساخت‌های محلی، کمک به عمران شهری و روستایی، آموزش، بهداشت و رفاه اجتماعی تأکید دارند.

بررسی محتوای این دستورالعمل‌ها نشان می‌دهد تالاب‌ها، پهنه‌های آبی و اکوسیستم‌های حساس به‌عنوان واحدهای مستقل حفاظت زیست‌محیطی جایگاه روشنی در آنها ندارند. تمرکز غالب این اسناد بر «جبران عقب‌ماندگی‌های اجتماعی و اقتصادی مناطق میزبان صنعت» است، نه بر کاهش، پیشگیری یا جبران خسارت‌های مستقیم زیست‌محیطی ناشی از فعالیت‌های نفتی و پتروشیمی. به بیان دیگر، مسئولیت اجتماعی در این چارچوب‌ها بیشتر به‌عنوان ابزار توسعه محلی تعریف شده، نه بخشی از سیاست حفاظت اکولوژیک.

این خلأ درحالی‌است که در بسیاری از کشورها، شرکت‌های نفتی و انرژی موظف‌اند گزارش‌های سالانه پایداری منتشر کنند که در آن، شاخص‌های دقیق زیست‌محیطی، میزان آلایندگی، مصرف آب، اثرگذاری بر اکوسیستم‌های آبی و اقدامات جبرانی مشخص به‌طور قابل راستی‌آزمایی ارائه می‌شود. در ایران، اگرچه برخی شرکت‌ها گزارش‌هایی تحت عنوان CSR یا پایداری منتشر می‌کنند، اما این گزارش‌ها غالباً فاقد الزام قانونی، شاخص‌های کمی شفاف و پیوند مستقیم با تخریب تالاب‌ها و منابع آبی هستند و در بسیاری موارد، جنبه تشریفاتی دارند.

از سوی دیگر، تداخل نقش دولت به‌عنوان سیاستگذار، ناظر و هم‌زمان ذی‌نفع اقتصادی در صنعت نفت، موجب تضعیف نظارت مستقل شده است. در چنین ساختاری، مسئولیت اجتماعی شرکتی به‌جای آنکه مکمل اجرای سختگیرانه قوانین محیط‌زیستی باشد، گاه به ابزاری برای جبران ناکارآمدی نظارت و اجرای قانون تبدیل می‌شود؛ ابزاری که با تخصیص منابع مالی به پروژه‌های اجتماعی، توجه را از پرسش‌های اساسی درباره تخریب تالاب‌ها، کاهش حقابه و آلودگی پهنه‌های آبی منحرف می‌کند.


مقایسه‌ای کوتاه با تجربه‌های جهانی

در سطح جهانی، برخی شرکت‌های بزرگ نفتی، تحت فشار افکار عمومی و نهادهای نظارتی، ناگزیر شده‌اند میلیاردها دلار برای احیای تالاب‌ها و اکوسیستم‌های حساس هزینه کنند. در دلتاهای نفت‌خیز، پروژه‌های بازسازی هیدرولوژیک، پاک‌سازی آلودگی‌های تاریخی و ایجاد مناطق حفاظت‌شده مشترک با دولت‌ها اجرا شده است. 

به‌عنوان مثال، در سال ۲۰۱۰ پس از نشت نفت از سکوی Deepwater Horizon متعلق به شرکت BP، یکی از بزرگ‌ترین تلاش‌های محیط‌زیستی در تاریخ ایالات متحده برای احیای تالاب‌ها و زیستگاه‌های ساحلی شکل گرفت. سازمان‌های دولتی مانند NOAA و شرکا با استفاده از بخشی از تسویه‌حساب ۲۰.۸ میلیارد دلاری با BP، پروژه‌های گسترده‌ای در بازسازی تالاب‌ها، بازیابی هیدرولوژیک و حفاظت از زیستگاه‌های حساس اجرا کردند که شامل بازسازی تقریباً بیش از یک‌هزار و ۲۰۰ هکتار مارش در حوضه Barataria می‌شود. 

همچنین، بنا به گزارش خبرگزاری NationofChange درباره پروژه احیای تالاب East Grand در ایالت لوئیزیانا، شرکت‌های نفت و خطوط لوله مانند Shell، همراه با سازمان‌های غیرانتفاعی مثل The Nature Conservancy و سرمایه‌گذاران خصوصی همکاری کردند تا با بازطراحی جریان آب و اصلاح رسوبات، کیفیت آب و زیستگاه در تالاب و مناطق باتلاقی بهبود یابد. بخشی از حمایت مالی مستقیم توسط Shell و شرکت‌های زیرمجموعه خطوط لوله تأمین شده است.

در موردی دیگر، بنا به گزارش آسوشیتدپرس در سال ۲۰۲۵، در ایالت لوئیزیانا آمریکا دادگاهی حکم داد شرکت Chevron (از طریق زیرمجموعه Texaco) باید حدود ۷۴۴.۶ میلیون دلار غرامت و بازسازی برای مرمت تالاب‌ها و اکوسیستم‌های ساحلی پرداخت کند؛ چون فعالیت‌های نفتی باعث تخریب گسترده این مناطق شده بود. 

این اقدامات اغلب بخشی از تعهدات قانونی، توافقنامه‌های جبرانی، یا مشارکت‌های ساختاری با دولت‌ها و انجمن‌های مردم‌نهاد هستند؛ چیزی که در ایران هنوز در چارچوب CSR غیرالزام‌آور دیده نمی‌شود. تفاوت اصلی این تجربه‌ها با وضعیت ایران، در شفافیت، پاسخگویی و پیوند مستقیم CSR با عملکرد زیست‌محیطی شرکت‌هاست. تا زمانی که CSR در ایران از یک تعهد داوطلبانه و غیر قابل‌سنجش فراتر نرود، نمی‌توان انتظار داشت نقش تعیین‌کننده‌ای در حفاظت تالاب‌ها ایفا کند.


راهی به جلو

اگر قرار است CSR شرکت‌های نفتی و پتروشیمی به ابزاری مؤثر برای حفاظت تالاب‌های ایران تبدیل شود، چند تغییر اساسی ضروری است: نخست، تعریف شاخص‌های روشن و قابل‌سنجش برای اثرات زیست‌محیطی؛ دوم، الزام به شفافیت و گزارش‌دهی عمومی؛ سوم، اولویت دادن به پیشگیری و احیای اکولوژیک به‌جای اقدامات خیریه پراکنده و چهارم، مشارکت واقعی جوامع محلی و نهادهای مستقل.

تالاب‌های ایران دیگر تاب وعده‌های کلی و پروژه‌های نمایشی را ندارند. مسئولیت اجتماعی، اگر قرار است معنایی فراتر از یک عنوان تبلیغاتی داشته باشد، باید به تغییر واقعی در نحوه تعامل صنعت نفت و پتروشیمی با طبیعت منجر شود؛ تغییری که بقای تالاب‌ها و درنهایت، امنیت زیست‌محیطی کشور به آن وابسته است.

بحران تالاب‌ها نتیجه بی‌تعهدی به قانون

تالاب‌ها؛ ستون‌های نامرئی زندگی

تالاب‌های ایران؛ میراثی در آستانه نابودی

سوگ‌نامه تالاب‌ها در سرزمین پارس

مردم تالاب‌نشین ایران در آینه تجربه‌های جهانی

میخ آخر بر تابوت تالاب بین‌المللی هامون!

هامون، از اسطوره تا زوال

 

تالاب‌ها در کانون توجه جهانی

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تصفیه‌خانه‌ها از «محل دفع» به «کانون بازچرخانی و تولید» تبدیل می‌شوند

قزوین مدیریت نوین فاضلاب را آغاز کرد

تصفیه‌خانه‌ها از «محل دفع» به «کانون بازچرخانی و تولید» تبدیل می‌شوند

تولید انبوه نانوکیسه‌های پلاستیکی ضدباکتری که در کمتر از ۵ سال تجزیه می‌شوند

تولید انبوه نانوکیسه‌های پلاستیکی ضدباکتری که در کمتر از ۵ سال تجزیه می‌شوند

ادامه تلفات خاموش فوک‌های خزری | چهار لاشه جدید در مازندران کشف شد

ادامه تلفات خاموش فوک‌های خزری | چهار لاشه جدید در مازندران کشف شد

پایتخت در شدیدترین فاز خشکسالی/ چرا بارندگی‌ها دیگر بحران آب را درمان نمی‌کنند؟

پایتخت در شدیدترین فاز خشکسالی/ چرا بارندگی‌ها دیگر بحران آب را درمان نمی‌کنند؟

 تلاش برای احیای گونه‌های در معرض انقراض/ دستگاه‌ها همراهی کافی نمی‌کنند

معاون دفتر حفاظت حیات‌وحش سازمان محیط‌زیست تأکید کرد؛

 تلاش برای احیای گونه‌های در معرض انقراض/ دستگاه‌ها همراهی کافی نمی‌کنند

 پایش ماهواره‌ای؛ راهبرد جدید حفاظت از محیط‌زیست

 پایش ماهواره‌ای؛ راهبرد جدید حفاظت از محیط‌زیست

«بهرام گــــــور» برای گورها کافــی نیست

تردد گورخرهای آسیایی در سه استان فارس، یزد و کرمان، تشکیل کارگروهی برای حفاظت از این گونه را ضروری کرده است

«بهرام گــــــور» برای گورها کافــی نیست

رهاسازی ۸ هزار قطعه بچه‌ماهی در رودخانه کارون در شهرستان شوشتر

رهاسازی ۸ هزار قطعه بچه‌ماهی در رودخانه کارون در شهرستان شوشتر

طالقانی: ادعای اختصاص ۵ همت به صندوق ملی محیط‌زیست نادرست است

طالقانی: ادعای اختصاص ۵ همت به صندوق ملی محیط‌زیست نادرست است

افزایش شمار تلفات فوک خزری در سواحل مازندران

افزایش شمار تلفات فوک خزری در سواحل مازندران