افراد در روزهای قطعی اینترنت چطور به نمایش پناه برده‌اند؟

آناتومی تعلیق





آناتومی تعلیق

۲۹ دی ۱۴۰۴، ۲۱:۱۱

سیزده روز است که هنوز به شبکه جهانی اینترنت متصل نشده‌ایم و گذشت هر ثانیه، احساس ملالِ انزوای ارتباطی را بیشتر می‌کند. بعد از وصل شدن پیامک‌ها و دسترسی به پیام‌ر‌سان‌های داخلی و گوگل، برای برخی دسترسی به اینترنت با فیلترشکن ممکن شده و شنیده‌ها حاکی از وصل‌ اینترنت در روزهای آینده است. هرچند که حتی بعد از دسترسی به شبکه جهانی، فیلترینگ همان سد همیشگی باقی می‌ماند. اما بیشتر از روزهای عادی زندگی، این روزها برخی افراد به صفحه نمایش و تماشای فیلم و سریال پناه برده‌اند. «این روزها چه فیلمی تماشا کردید؟» این سؤالی بود که از افراد مختلف و حال‌وهوایشان پرسیده‌ایم.

«سعی کردم با فیلم‌دیدن خودم را سرگرم کنم»، «تمرکزی برای تماشای فیلم نداشتم»، «با پلتفرم‌های شبکه نمایش خانگی سریال‌ها را دنبال کردم»، «همه‌چیز شبیه همان فیلم‌هایی‌ست که دیده‌ام» و… . اینها برخی از پاسخ‌هایی‌ست که افراد مختلف داده‌اند. آن‌هم در روزهایی که امکان دانلود فیلم و دسترسی به سایت‌های اشتراک فیلم وجود ندارد و افراد یا فیلم‌هایی را که قبلاً دانلود کرده بودند، تماشا کردند یا فیلم‌ها را از طریق فلش و هارد باهم به اشتراک گذاشتند.

چه فیلم و سریال‌هایی پناهگاه شدند؟
«اندور» (Andor) یکی از این سریال‌هاست. این سریال که داستان آن پنج سال پیش از رویدادهای «روگ وان» و «جنگ ستارگان: امید نو» آغاز می‌شود، از گروهی از شخصیت‌ها بهره می‌برد تا چگونگی شکل‌گیری اتحاد شورشیان در برابر امپراتوری کهکشانی را به تصویر بکشد. یکی از این شخصیت‌ها «کاسیان اندور»، دزدی است که به یک انقلابی تبدیل می‌شود و درنهایت به شورشیان می‌پیوندد. این سریال روایتی از کوچه و خیابان‌های شهرهای ستم‌دیده را به تصویر می‌کشد و در روایت یک داستان سیاسی از نبرد بین خیر و شر سنگ تمام گذاشته است.
«ما خوش‌شانس بودیم» (We were the lucky ones) یکی دیگر از سریال‌های مربوط به جنگ جهانی دوم است. این سریال براساس داستان واقعی زنی است، که تاریخچه خانواده خود را در کتابی شرح می‌دهد. «کورک‌»ها خانواده‌ای یهودی هستند، که در شرق لهستان در شهر کوچکی به‌نام «رادوم» زندگی می‌کنند. افزایش یهودستیزی به‌دلیل نفوذ نازی‌ها این خانواده را مثل همه نگران می‌کند تا اینکه سربازها وارد شهرشان می‌شوند. این خانواده متحد، برای زنده‌ماندن از هم می‌پاشد، مخفی می‌شود و مجبور به فرار به شهرهای دیگر لهستان یا ترک کشور مادری خود می‌شوند. اگرچه «ما خوش‌شانس بودیم» روایتی از جنگ جهانی دوم را به‌تصویر می‌کشد، اما بی‌شباهت به دیگر روایت‌ها درباره وضعیت یهودیان در جنگ جهانی دوم نیست و نمونه‌های درخشانش را در فیلم‌های «فهرست شیندلر» (Schindler’s List) و «منطقه موردنظر» (The Zone of Interest) می‌توان یافت.
یک نفر دیگر در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید این روزها فیلم «سوفی شول: روزهای پایانی» (Sophie Scholl: The Final Days) را دیده است که داستان آخرین روزهای زندگی «سوفی شول»، عضو مشهور مقاومت دانشجویی ضدنازی، است. این فیلم با استفاده از سوابق تاریخی حبس او، شش روز آخر زندگی‌اش را بازآفرینی و یک پرسش اصلی را مطرح می‌کند: تا چه حد و اندازه‌ای می‌توانیم شجاع باشیم و برای آرمان‌هایمان ایستادگی کنیم؟ این فیلم برای اولین‌بار در پنجاه‌وپنجمین دوره جوایزه فیلم برلین به نمایش درآمد و «مارک روتموند» و «جولیا جنتش» به‌ترتیب برنده‌ خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری از این رویداد شدند. فیلم در هفتادوهشتمین دوره جوایز اسکار نیز نامزد بهترین فیلم خارجی زبان شد و توانست تحسین منتقدان را به‌همراه داشته باشد.
«آینه سیاه» (Black mirror) هم سریال دیگری است که پناهگاه و تجربه تماشایی یکی از مخاطبان خود شده و داستانش به شرایط این روزها نزدیک است. البته بیشتر به این دلیل که سریال گجت‌های جدیدی را در حوزه تکنولوژی معرفی می‌کند، اما در عصر دیجیتال تمام راه‌های ارتباطی و حتی ارسال اس‌ام‌اس در ایران مسدود بوده است. آینه سیاه سریالی در ژانر علمی-تخیلی است که تمرکز بر رابطه فناوری با انسان و تأثیر آن بر زندگی دارد.

قطع و وصلی پلتفرم‌های داخلی
عده‌ای هم در روزهای نبود اینترنت به پلتفرم‌های شبکه نمایش خانگی پناه برده‌اند: «اما مشکل اینجا بود که در حین سریال‌دیدن مدام همه‌چیز قطع و وصل می‌شد.»
مشابه تجربه یک نفر دیگر که او هم هنگام تماشای سریالی آن را نیمه‌کاره رها کرده است. برخی هم به سرویس آپارات رجوع و سریال‌های ایرانی را در آن تماشا کردند و عده‌ای دیگر هم در نبود اینترنت ناچار شدند تماشای سریالی که دنبال می‌کردند را به‌دلیل نبود امکان دانلود کنار بگذارند.
بعضی هم برای فرار از حال‌وهوای این روزها به تماشای انیمیشن پناه برده‌اند: «آنقدر تمرکز تماشای چیزی را نداشتم که نشستم تام‌وجری و پلنگ‌صورتی دیدم.» یک نفر دیگر هم توضیح می‌دهد که در روزهای قطعی اینترنت بیشتر تمرکز کتاب‌ خواندن داشته تا دیدن فیلم: «فقط توانستم انیمیشن سریالی «سامورایی چشم‌آبی» (Blue Eye Samurai) را ببینم.»
داستان این سریال ژاپنی هم یادآور دغدغه‌های آدمی در جهان امروز است؛ از پشت پا زدن یک زن خانه‌دار به زندگی معمولی‌اش گرفته تا تقابل میان خیر و شر و تبدیل‌شدن یک قهرمان فردی به قهرمان یک جمع.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *