گردشگری ایران در شرایطی فراتر از رکود قرار دارد

حرفی باقی نمانده است!





حرفی باقی نمانده است!

۲۷ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۳۶

|پیام ما| اعتراضات گسترده دی‌ماه که با بحرانی شدن وضعیت بازارها آغاز شد، نه‌تنها منجر به حل مسائل و مشکلات اقتصادی نشد، که مواجهه حاکمیت با این اعتراضات و تصمیماتی که در پی آن گرفته شد، به‌ویژه قطعی بی‌سابقه اینترنت و ارتباطات، بر مشکلات کسب‌وکارها و فعالان اقتصادی در بخش‌های مختلف دامن زد. یکی از این بخش‌ها که این روزها وضعیت شکننده‌ای هم داشت، گردشگری بود. قطعی اینترنت که به‌گفته مسئولان به‌دلایل امنیتی و در پی تشدید اعتراضات انجام شد و حالا ۱۱ روز از آن می‌گذرد، چنان ضربه مهلکی بر تن نحیف این بخش وارد کرده که فعالان این بخش سکوت را بر هر اظهارنظر یا بیان مشکلات ترجیح می‌دهند و می‌گویند از گفتن حرف‌هایی که شنیده نمی‌شود، خسته‌اند. آنها معتقدند به این زودی نمی‌توانند خسارات ناشی از شرایط به‌وجود‌آمده را جبران کنند. هرچند بازیگران اصلی این بخش صدایشان را به گوش رسانه‌ها می‌رسانند، اما در زنجیره ارزش گردشگری هستند کسانی که کسب‌وکارشان با این بخش گره خورده و حالا تریبونی هم برای بیان مشکلاتشان ندارند. راهنمایان گردشگری از جمله این گروه‌ها هستند.

بحران‌های پی‌درپی گردشگری آن‌قدر فعالان این حوزه را مستأصل کرده که وقتی برای بیان مشکلات و مسائلی که قطعی اینترنت و شرایط اخیر کشور برایشان ایجاد کرده، با چند نفر از آنها تماس گرفتیم، با بیان اینکه «دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده» همه حرفشان را زدند. فعالانی که در سال‌های اخیر با تمام بی‌مهری‌ها و بحران‌های داخلی و خارجی و منطقه‌ای، سعی کردند سر پا بمانند و گاهی تن به تعدیل نیرو دادند و گاهی به‌اجبار شرکای تجاریشان را تغییر دادند تا چرخ این بخش در ایران بچرخد، اما چوب‌هایی لای این چرخ قرار گرفت که تمام تلاش آنها را برای ادامه فعالیت بی‌اثر کرد. حالا آنها ترجیح داده‌اند سکوت کنند تا از این بحران گذر کنند و ببینند بحران بعدی قرار است چطور بر سر گردشگری آوار شود. در دو هفته گذشته، در روزهایی که فصل سفر به جزایر و شهرهای جنوبی بود، شرایط کلی کشور تمام برنامه‌ها را به هم ریخت. اقامتگاه‌ها شاهد لغو رزروها بودند و کارکنان بخش حمل‌ونقل و راهنمایان هرکدام سعی می‌کردند حق را به مسافرانی بدهند که در شرایط بی‌ثبات موجود، تا اطلاع ثانوی، سفر را از برنامه زندگی‌شان حذف می‌کنند. اما مثل گذشته کسی نمی‌داند این لغو شدن برنامه‌ها چقدر آسیب اقتصادی در بخش گردشگری ایجاد می‌کند. نه نظام آماری دقیقی در این بخش وجود دارد و نه متولی مشخصی برای جبران این آسیب‌ها، بحران‌ها تنها سرمایه انسانی را از گردشگری فراری می‌دهند و این بخش را به‌مرور نحیف‌تر و آسیب‌پذیر و کوچک‌تر می‌کنند. این روند مستمر آسیبی جبران‌ناپذیر به گردشگری کشور وارد می‌کند. آسیبی که شاید در شرایط فعلی به چشم نیاید، اما اگر روزی ثبات به ایران بازگردد و بحران‌ها بالاخره تمام شوند، تازه خواهیم دید در این سال‌ها چه بر سر گردشگری آمده است.


افزایش نرخ دلار مدت‌ها قبل از اعتراضات روی گردشگری تأثیر گذاشته بود

«مسعود سلمان‌زاده»، عضو هیئت‌مدیره انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره لغو تورهای گردشگری داخلی و خارجی در دو هفته گذشته با بیان اینکه هنوز برآوردی از میزان خسارت ناشی از لغو تورها انجام نشده، می‌گوید: «تمام برنامه‌ها لغو شده است. حال اگر بدانیم بر اثر لغو تورها چقدر خسارت به زنجیره ارزش گردشگری وارد شده، مگر تأثیری دارد؟ مگر در بحران‌های قبلی چقدر از ما حمایت شد که حالا انتظار حمایت داشته باشیم. وزارت میراث‌فرهنگی بعد از جنگ دوازده‌روزه اعلام کرد برای جبران خسارات آسیب‌دیدگان در بخش گردشگری دو همت در نظر گرفته شده، اما در عمل ما چیزی ندیدیم. حالا هم بعید می‌دانم میزان این آسیب چندان اهمیتی داشته باشد.»

اعتراضات دی‌ماه در پی پرواز بی‌سابقه نرخ دلار شروع شد. اما اثر افزایش روزافزون نرخ دلار و کاهش ارزش پول ملی پیش از اینها در گردشگری دیده شده بود. سلمان‌زاده درباره وضعیت تورهای خروجی که راهنمایان برای انجام آن برنامه‌ریزی کرده بودند، می‌گوید: «قبل از اینکه اعتراضات شروع شود، نرخ دلار آنقدر افزایش پیدا کرده بود که حتی کسانی که قصد خرید تورهای خروجی داشتند هم به این نتیجه رسیده بودند برنامه سفرشان را کنسل کنند؛ چون این وضعیت نرخ ارز آنقدر هزینه‌ها را بالا می‌برد که ترجیح می‌دادند با این هزینه‌ها سفر نکنند. هرچند در همین شرایط هم یک درصدی هستند که این مسائل برایشان مهم نیست، اما بسیاری از کسانی که تور خروجی رزرو کرده بودند، برنامه‌شان را بعد از افزایش بی‌سابقه نرخ دلار لغو کردند یا به حالت تعلیق درآوردند که ببینند چه پیش می‌آید.»


از هر ۲۰ تور، یک تور اجرا شده

بعد از شروع اعتراضات وضعیت تورهای داخلی هم بحرانی شد. در شرایطی که فصل سفر به شهرهای جنوبی آغاز شده و بسیاری از ذی‌نفعان بخش گردشگری از راهنمایان دفاتر تا راهنمایان محلی و رانندگان و صاحبان اقامتگاه‌ها برای این فصل برنامه‌ریزی کرده بودند، تورها یکی پس از دیگری در پی بی‌ثباتی وضعیت کلی کشور و تهدیدات جدید برای حمله نظامی لغو شدند. سلمان‌زاده دراین‌باره می‌گوید: «تقریباً تمام تورها به مقصد قشم و دیگر جزایر جنوبی کنسل شده‌اند. شاید از هر ۲۰ تور، یک تور در این چند هفته اخیر اجرا شده باشد.» او درباره تورهای ورودی می‌گوید: «وضعیت تورهای ورودی هم چندان مطلوب نیست. بعد از جنگ تور دسته‌جمعی نداشتیم، در حد اینکه دو نفر یا حتی یک نفر بوده که تور خریداری کردند و راهنما خواسته‌اند. در هفته‌های اخیر هم بسیاری از کشورها، حتی هند، هشدار منع سفر به ایران به شهروندانشان داده‌اند و این موضوع سفرهای ورودی را تحت‌تأثیر قرار داده و در آینده هم اثرگذار است. تا جایی که خبر دارم، راهنمایان این دو هفته برنامه‌ای نداشتند و همه بیکار بودند.» سلمان‌زاده درباره شرایط فرودگاه‌های کشور در روزهای اخیر و لغو پروازها و بلاتکلیفی مسافران می‌گوید: «من خبر دارم کسانی که تور داخلی گرفته بودند، پروازشان انجام نمی‌شد؛ یا کنسل می‌شد یا ساعتش مدام تغییر می‌کرد. این شرایط به ضرر همه کسانی است که در یک چرخه خدماتی فعالیت دارند؛ فقط راهنمایان نیستند، دفاتر مسافرتی، هتلداران یا صاحبان اقامتگاه‌ها، رانندگان و فعالان بخش ترنسفر و… . اما شکل مشکلی که هر کدام از این اصناف در این شرایط با آن مواجه می‌شوند، متفاوت است.»

او درباره اظهارات برخی فعالان که معتقدند بعد از جنگ تا حدودی وضعیت گردشگری بهبود پیدا کرده، می‌گوید: «بعد از جنگ دوازده‌روزه شرایط اقتصادی به‌شکلی شده که شاید ۱۰ درصد مردم توان خرید تور داشته باشند. در حال حاضر، یک تور یک‌روزه کاشان از مبدأ تهران کمتر از دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان نیست. شاید پرداخت این مبلغ برای یک تور یک‌روزه برای بسیاری از مردم جامعه در شرایط فعلی اقتصادی در اولویت نباشد.»


آینده نامعلوم گردشگری

او درباره حمایت از آسیب‌دیدگان صنف راهنمایان گردشگری که در سال‌های اخیر سرمایه انسانی بسیاری را از دست داده‌ است، می‌گوید: «راهنما که حقوق ثابت ندارد. بسیاری از همکاران ما به‌جز شغل راهنمای گردشگری، مجبور شده‌اند شغل دوم داشته باشند. اما کسانی که شغلشان صرفاً راهنمایی بود، اغلب از ایران رفته‌اند یا به‌طورکلی از بخش گردشگری رفتند تا بتوانند زندگی‌شان را بگذرانند.» او با اشاره به اینکه تنها تغییری که در وضعیت این صنف ایجاد شده، به ثمر رسیدن بیمه راهنمایان است، می‌گوید: «در حق بیمه پرداختی دولت ۲۰ درصد را تقبل می‌کند، مابقی را خودمان باید پرداخت کنیم. اما مسئله این است که این میزان را در دهک‌بندی‌های اقتصادی هم لحاظ می‌کنند. به این معنا که کسی که دو بار در سال سفر خارجی داشته باشد، در دهک دهم قرار می‌گیرد. حق بیمه برای این دهک بالاترین میزان ممکن -حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان- است. در‌حالی‌که سفر خارج از کشور برای راهنمایان اقتضای شغلشان است و ربطی به میزان درآمدشان ندارد.» سلمان‌زاده درباره چشم‌اندازی که می‌توان برای گردشگری ایران ترسیم کرد، می‌گوید: «در حال حاضر هیچ چشم‌اندازی ندارم؛ مگر اینکه شرایط به یک ثبات برسد تا بتوان گفت گردشگری دوباره فعال شود. در غیر این‌صورت نمی‌توان چشم‌اندازی متصور بود.»

گردشگری در تمام دنیا صنعتی آسیب‌پذیر است و با کوچکترین بحران‌ها دچار افول و آسیب می‌شود. در ایران اما شرایط گردشگری در سال‌های اخیر نه‌تنها حمایت و برنامه‌ریزی صحیحی نداشته که بحران‌های متعددی هم تجربه کرده است که هرکدام قسمتی از بدنه این بخش را هدف قرار داده‌اند؛ از سرمایه انسانی تا اعتماد بین‌المللی و زیرساخت‌ها. کسی نمی‌داند چه آینده‌ای در انتظار این بخش است که این روزا چیزی فراتر از رکود را تجربه می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *