جامعهشناسان درباره ضرورت شنیدهشدن صداهای مختلف در ایران امروز میگویند تا به اغتشاش تبدیل نشود
بگذارید صدای اعتراض پژواک پیدا کند
۲۲ دی ۱۴۰۴، ۱۹:۲۵
بیش از دو هفته از آغاز اعتراضها در ایران میگذرد، در این مدت بسیاری از مسئولان سیاسی، قضائی و امنیتی کشور از به رسمیت شناختن این اعتراضها سخن گفته و بر آن تأکید کردهاند. اگرچه این مسئله در گفتار دولتمردان و سایر مقامات سیاسی وجود دارد، اما پرسش این است که در واقعیت حق اعتراض به رسمیت شناخته میشود یا خیر؟ برخی از جامعهشناسان در پاسخ میگویند: «حق اعتراض حق اولیه هر جامعهای است و باید این حق را به رسمیت شناخت و به آن پاسخ مناسب داد.»
به رسمیت شناخته شدن اعتراضها در هر زمانی که گروهی از مردم نسبت به وضعیتی در کشور ناراضی میشوند، همواره از سوی مقامات سیاسی کشور مورد تأکید قرار میگیرد، اما زمانی که این اعتراضها گسترده میشوند، لحن این افراد تغییر پیدا میکند و با تأکید بر لزوم تفکیک اغتشاش و اعتراض عملاً فضای اعتراض را هم میبندند و همین موضوع باعث میشود افکار عمومی به این پرسش برسند که آیا در جامعه ایران حق اعتراض وجود دارد یا خیر؟
بهگفته رئیس انجمن جامعهشناسی ایران، حق اعتراض در هر جامعهای نخستین حقی است که باید رسمیت شناخته شود. «شیرین احمدنیا»، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «حق اعتراض یک حق مشروع است که در هر جامعه دموکراتیکی وجود دارد و اولین حقی است که به رسمیت شناخته میشود. یک فرد باید بتواند نسبت به جایگاهی که در آن قرار گرفته است؛ اعتراض کند. مسئولان هم باید آن را به رسمیت بشناسند و نسبت به آن واکنش صحیح داشته باشند. در سالهای اخیر مسئولان نسبت به اعتراضهای مختلف در تمامی اقشار پاسخ مناسبی ندادهاند.»
او ادامه میدهد: «برای هر جامعهای باید حق و حقوق شهروندی را قائل باشیم. حق شهروندی زمینه را برای رشد و اعتلای افراد فراهم و تکالیفی را نیز برای آنها پیشبینی میکند. مسئولان نیز موظفاند حقوق اولیه را برای شهروندان فراهم و آنها را از حقوق مدنی برخودار کنند و به نیازهای آنها پاسخ دهند.»
این جامعهشناس با بیان اینکه در حال حاضر قشر وسیعی از جمعیت کشور را جوانان تشکیل میدهند، تصریح میکند: «مسئولان جامعه وظیفه دارند برای نیازهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این جمعیت پیشبینیهای لازم را انجام دهند و با فراهم کردن یک زندگی که حداقلها را داشته باشد، به نیازهای آنها پاسخ دهند.»
بهگفته احمدنیا، در جامعه مشاهده میشود که جوانان ما آیندهای روشن را برای خود متصور نیسند و بهجای پیشرفت مدام پسرفت میکنند: «ما در جامعهای هستیم که نابرابری بسیار گسترده است و یک جوان احساس میکند از راه مشروع به اهداف خود نمیرسد. لذا ناراضی میشود و این نارضایتی منجر به این میشود که علیه خود اقدامی را انجام دهد؛ مثلاً خودکشی کند، درگیر آسیبهایی مانند اعتیاد شود و یا خود را ناگزیر به مهاجرت ببیند تا شاید در جامعه دیگر به نیازهایش پاسخ داده شود. جوانانی که امکان مهاجرت ندارند، برای پاسخگویی به نیازهایشان حق اعتراض برای خود قائل میشوند.»
حس ناکامی و خشم
احمدنیا با بیان اینکه اعتراضات در چارچوب آرامش و صلح رخ میدهد، مگر اینکه پاسخ مناسبی نداشته باشد، بیان میکند: «در چنین شرایطی احساس ناکامی در پیگیری خواستهها رخ میدهد و پیرو این احساس افراد ممکن است دچار خشم شوند و این خشم اعتراضها را به سمتوسوی دیگری میبرد.»
این جامعهشناس همچنین در رابطه با پیشبینی خود درباره تدوام یا پایان اعتراضات نیز میگوید: «ما در سالهای قبل هم شاهد اعتراضهایی بودهایم. این اعتراضها توسط دولت سرکوب میشود و پس از مدتی غلیان احساسات موجب میشود مردم دوباره فکر کنند شاید گوش شنوایی برای بیان دغدغههای خود دارند و دوباره دست به اعتراض میزنند. تا زمانی که جامعه با ناکامی در پیگیری خواستههای خود مواجه شود، دوباره این اعتراضها بلند میشوند. بیتوجهی به حق اعتراض مردم و تأمین زندگی آنها، باعث میشود هر دو طرف متضرر شوند.»
لزوم تداوم اعتراضها
گفتههای این جامعهشناس درباره لزوم به رسمیت شناختن حق اعتراض و پاسخ مناسب به آن درحالیاست که «تقیآزاد ارمکی»، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، نیز معتقد است باید این اعتراضها تداوم داشته باشند. آزاد ارمکی میگوید: «باید به نهادهای امنیتی و نظامی بگوییم اجازه بدهید صدای اعتراض در همهجا پژواک پیدا کند و شنیده شود. تنها در اینصورت است که سازه جمهوری اسلامی میتواند خود را دچار تغییر، بازبینی و اصلاح کند.»
بهگزارش ایرنا، آزاد ارمکی همچنین بیان میکند: «باید مسئولیت توهین و تخریب را هم پذیرفت. اگر گروهی بانکی را آتش میزند، باید فردا خودش آن را ترمیم کند. چرا فوراً نهاد امنیتی وارد میشود و خودش ترمیم میکند؟ مسئولیت اجتماعی تظاهرات باید به خود معترضان واگذار شود. بخش اعظم تظاهراتکنندگان تخریب و توهین نمیکنند. احتمالاً با این منطق تظاهرات مستمر خواهد بود و من مدافع استمرار تظاهرات هستم.»
او ادامه میدهد: «تظاهرات یک موضوع ملی است، طبیعی است و باید انجام شود، اما باید مدنی انجام شود. وقتی میتوانم از تظاهرات مدنی انتظار داشته باشم که اصل آن پذیرفته شود. بحث نخبگان درباره شرایط جامعه ایرانی باعث میشود کنشها از عرصه رادیکال و عمل خشن فاصله بگیرد و به حوزه کارشناسی منتقل شود. ما مثلاً هیچوقت نگذاشتهایم موضوع رابطه با آمریکا در این کشور به بحث گذاشته شود. نخبگان چرا نباید حرف بزنند؟ چرا نباید بیانیه بدهند؟ چرا نباید آکادمی، مطبوعات و حوزه سیاست محل گفتوگوی موافقان و مخالفان باشد؟»
بهگفته او، از سوی دیگر، جامعه باید از تبدیل کنشهای مدنی به کنشهای رادیکال و خشونتآمیز اجتناب کند: «تظاهرات حق مردم است، اما توهین با نقد و اعتراض فرق دارد. توهین به هر کسی طرفدار ایجاد میکند و بعد خشونت شکل میگیرد. بهنظر من، حتی باید آموزش تظاهرات داده شود؛ اینکه اخلاق، دین و قانون در تظاهرات چه جایگاهی دارند.»
مردم خشن نیستند
آزاد ارمکی همچنین بازنمایی خشونت در اعتراضات را به رسانهها منتصب میکند و میگوید: «مردم دست از خشونت برداشتهاند، اما رسانهها طوری تصویرسازی میکنند که فقط خشونت دیده شود. گروههایی که باید به میدان بیایند، نمیآیند. آقای رئیسجمهور میگوید با بازاریان گفتوگو میکنیم. بسیار خوب! اما گروههای اجتماعی دیگر هم هستند. آنها را هم وارد گفتوگو کنید. ما باید گامبهگام پیش برویم. نمیتوانیم یکباره جمهوری اسلامی سوم داشته باشیم، نه با حذف کسی، نه با مرگ کسی و نه با فرو ریختن چیزی. آیین دموکراسی در جهان آیینی درخشان برای عبور دولتها و حکومتها از بحرانهاست.»
او همچنین یادآور میشود: «مجلس باید برای تلطیف کنش سیاسی از مسیر قانون عمل کند، اما امروز چنین تواناییای ندارد. نمایندگانی با آرای بسیار اندک وارد مجلس شدهاند؛ افراد رانتی که توان کنش مؤثر ندارند. درنهایت تعیینکننده آرامش مدنی قوه قضائیه است. اگر امروز اعلام مجازات کند، بحران تشدید میشود. نیروی انتظامی نیز برای سرکوب تظاهرات نیست؛ وظیفهاش این است که مانع آسیب شود، نه اینکه برخورد خشونتآمیز کند. این منطق را ما هنوز یاد نگرفتهایم. بهنظر من، دولت آقای پزشکیان تا حدی در کاهش تنش مؤثر بوده، اما همچنان نگرانم که ناگهان درگیریهای بزرگ خیابانی شکل بگیرد و مردم آسیب ببینند.»
حق اعتراض، محلی از اعراب ندارد
این گفتهها نشان از آن دارد که همچنان مسئله اعتراض و حق آن که از سوی این دو جامعهشناس مورد تأکید قرار میگیرد و از لزوم آن سخن گفته میشود، بهگفته یک جامعهشناس دیگر به رسمیت شناخته نمیشود.
«سعید معیدفر»، جامعهشناس، در گفتوگو با «پیام ما» با بیان اینکه دولت اصولاً اعتراض را به رسمیت نمیشناسد، میگوید: «دولت میخواهد تمام مردم حرف او را تکرار کنند. در چنین وضعیتی اعتراض و حق آن، محلی از اعراب ندارند. تنها به یکسری افراد رانتهایی داده میشود تا آنها را پشت سر خود به راه اندازند و در موقعیتهای مختلف کارهایی را انجام دهند و شعارهایی را تکرار کنند. در نظر این افراد، منافع ملی بیاهمیت است.»
اغتشاش محصول چیست؟
او با بیان اینکه آنچه «اغتشاش» خوانده میشود، محصول عملکرد دولت است، توضیح میدهد: «زمانی یک اعتراض تبدیل به اغتشاش میشود که دولت هیچ مشروعیتی برای مردم قائل نیست. مجموعه دولت یک ایدئولوژی دارد که در آن مردم به رسمیت شناخته نمیشوند و سیاهیلشکرهایی هستند که باید پیرو این ایدئولوژی باشند. وقتی چنین تفکری در دولت وجود دارد، اساساً اعتراض معنی ندارد.»
این استاد دانشگاه تهران تأکید میکند: «وقتی دولت فقط حامیپرور باشد و منافع کشور و مردم در نظرش بیاهمیت جلوه کنند و صرفاً دنبال آرمانشهری باشد که بههیچوجه تناسبی با منافع کشور و اقتضائات آن و مردمش ندارد و بهدنبال آن نیست که مردم چه میگویند، اگر اعتراض یا انتقادی داشته باشند، عوامل بیگانه و دشمن محسوب میشوند، مگر اینکه سکوت کنند.»
بهگفته او، در نظر دولت اعتراض و حق آن معنایی ندارد و از نظر آن مردم نباید اعتراضی داشته باشند: «وقتی کسی نتواند غیر از گفتمان رایج حرفی بزند، بنابراین همه به سکوت واداشته میشوند و طبیعی است در چنین وضعیتی، وقتی مردم میخواهند چیزی غیر از آنچه دولت میخواهد بگوید، سریع آنها را به بیگانه چسپانده و اغتشاشگر مینامد و به این سمت میراند.»
این جامعهشناس بیان میکند: «وقتی مردم میخواهند نسبت به وضعیت اقتصادی اعتراض کنند، میگویند اعتراض کن، ولی وقتی مردم این اقدام را انجام میدهند، او را سرکوب میکنند و بهسمت اغتشاش سوق میدهند. بهعبارت دیگر، مردمی را که حامی نیستند، به سکوت وادار میکند. وقتی اعتراض بکنند، اعتراض آنها را تبدیل به اغتشاش میکنند. بنابراین، اعتراض معنایی ندارد.»
معیدفر یادآور میشود: «این روند مردم را فقیرتر میکند و موجب میشود امکانات حیاتی و زیستی آنها از بین برود؛ کمااینکه در حالی حاضر چنین اتفاقی نیز رخ داده است.»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
هشدار درباره پیامدهای دوقطبیسازی اجتماعی
ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفهبگیران نیروهای مسلح
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید