«پیام ما» از قطع اینترنت و تبعات آن بر ارتباط خانواده‌ها در داخل و خارج از کشور گزارش می‌دهد

بی‌خبری

مسئولان به التهاب و اضطراب عمومی پاسخ نمی‌دهند





بی‌خبری

۲۱ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۳۶

«مامان من خوبم،‌ نگران نباش،‌ ما همه خوبیم، تهرانیم و اتفاقی برای ما نیفتاده.» این پیام را بسیاری از مادرهای ایرانی در زمان جنگ با واسطه برای بچه‌هایشان فرستادند‌؛ بچه‌هایی که آن سوی دنیا دلشان مثل سیر و سرکه می‌جوشید که مبادا اتفاقی برای عزیزانشان در ایران افتاده باشد. این روزها اضطراب هست،‌ نگرانی هست،‌ اما همه کانال‌های ارتباطی بسته است. آنها که خارج از ایران هستند، با هر تماسی که می‌گیرند، انگار به مغاک پرتاب می‌شوند. مادرها‌، پدرها،‌ خواهرها‌، برادرها در دسترس نیستند که بگویند حالشان چطور است. همه خطوط ارتباطی از بین رفته،‌ آنها گیر افتاده‌اند در تاریکی مطلق!

«هومن» 10 روز پیش با همسر و دخترش خداحافظی کرد‌؛ اعتراضات بود، اما محدود و پراکنده،‌ مسئولان هم از این می‌گفتند که صدای معترضان را شنیده‌اند. هومن با خیال راحت چمدان را برداشت و عازم سفر شد. او چند سالی است که برای کار عازم یک کشور آسیایی شده و در آنجا درگیر جاده‌سازی است. در ایران در شرکت‌های مختلف کار کرد‌، تحریم‌ها که بالا گرفت‌، بارها بیکار شد،‌ درنهایت کاری به او پیشنهاد کردند و تصمیم گرفت برای تأمین هزینه‌های خانواده رنج دوری را تحمل کند. این روزها هومن نمی‌داند حال همسر و فرزندش چطور است. «سعیده»، همسرش، هم با همه کسانی که فکر می‌کند ممکن است اینترنت داشته باشند، تماس می‌گیرد که به هومن بگویند حال آنها خوب است. «در دوران جنگ این مشکل نبود، از طریق دوستانی که اینترنت داشتند، با هومن در ارتباط بودم. حالا اما هیچ راهی ندارم که از حال خودم، دخترمان و بقیه خانواده به او اطلاعی دهم.»

خواهر «مینا» در اسپانیا زندگی می‌کند و در روزهای آخر بارداری است. این روزها مینا نمی‌داند خواهرزاده‌اش به دنیا آمده یا نه. بدتر از آن وضعیتی است که خواهرش تجربه می‌کند. در این روزها او خبری از خانواده ندارد و نمی‌داند از کدام کانال جویای حالشان شود. «خواهرم نگران حال ماست و نمی‌داند اوضاعمان چطور است و ما نگران او،‌ نمی‌دانیم بچه به دنیا آمده یا نه.»

«محسن» روزنامه‌نگار است. در دوران جنگ تا حدی که می‌توانست، به دوستانش کمک می‌کرد تا با خانواده‌هایشان در ارتباط باشند. هر ساعت روز که بود‌، او با مادر و پدرها تماس می‌گرفت و صدایشان را برای دوستانش می‌فرستاد. همین ارتباط حداقلی باعث می‌شد با وجود آن‌همه ترس و اضطراب،‌ اطمینان‌ خاطری هم وجود داشته باشد. «این روزها خانواده‌ها با من تماس می‌گیرند و می‌خواهند درباره حالشان به فرزندانشان خبر دهم. اما من هم هیچ راهی برای اطلاع‌رسانی ندارم.»

«فاطمه» نگران دوستانش در آن سوی دنیاست. نگران اینکه هر لحظه به این فکر می‌کنند که حالشان چطور است و چه اتفاقی می‌افتد. فاطمه راهی برای اطمینان دادن به دوستانش سراغ ندارد. اینکه بگوید تا این لحظه حالش خوب است. «نمی‌دانم چه باید بکنم. گوشی موبایل را ناخودآگاه دست می‌گیرم‌، تلگرام و واتساپ را باز می‌کنم و بعد می‌بینم همه‌چیز قطع است. اینترنت موبایلم را از سر ناامیدی قطع کرده‌ام.»

قطع ارتباطات در ایران البته تنها محدود به اینترنت نیست. شب‌ها تماس گرفتن با موبایل غیرممکن شده، ارسال پیامک هم! در این وضعیت کسانی که داخل ایران هستند، امکان ارتباط‌شان با هم را از دست داده‌اند. در این وضعیت، مادر همسر «نسیم» دچار مشکل قلبی شد. سریع او را به بیمارستان رساندند. بااین‌حال، باید بخشی از آزمایش‌ها و مدارک را می‌آوردند. هیچ راه ارتباطی نبود. «همسرم مدام در رفت‌وآمد بین بیمارستان و خانه بود. به او گیر دادند که رفتارت مشکوک است.»

نسیم به‌تازگی پدرش را از دست داده. این روزها آنقدر درگیر مشکلات جامعه است که فکر می‌کند در یک گرداب گرفتار شده، گردابی که او را به درون می‌کشد. «نمی‌دانم چه کنم. هیچ‌کاری از دستم برنمی‌آید. نمی‌دانم چطور جواب بچه‌ها و سؤال‌هایشان را بدهم.»

دکمه قطع اینترنت پنجشنبه‌شب زده شد و ایران در سکوت مطلق فرورفت. این لحظه‌ای است که نه‌تنها بسیاری از کسب‌وکارها از کار افتاد، بلکه ساده‌ترین ارتباط انسانی هم دچار اختلال شد؛ همه در سرگردانی‌اند. این سرگردانی به ایران و خارج ایران خلاصه نمی‌شود. قطع سراسری پیامک‌ها و قطع شبانه تماس‌ها همه را در یک استیصال فرو برده و باعث شده افراد ندانند باید چه کنند. نیلوفر شب‌ها روی کاناپه دراز می‌کشد و با موبایل بازی می‌کند. «نه می‌توانم کتاب بخوانم،‌ نه فیلم ببینم و نه هیچ کار دیگری. بازی می‌کنم که شب بگذرد. بدون اینکه کار خاصی کرده باشم، خسته و کوفته به خواب می‌روم و با خستگی از خواب بیدار می‌شوم. نمی‌دانم دوستانم حالشان چطور است.»

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بیانیه‌ای درباره اختلالات پیش‌آمده در دسترسی به خدمات ارتباطی منتشر کرده که در آن آمده است: «تصمیم‌گیری راجع‌به قطعی‌های مذکور توسط مراجع امنیتی ذی‌صلاح و شرایط پیش‌آمده کشور اخذ شده و این وزارتخانه مجدانه در حال پیگیری برقراری ارتباطات و ازسرگیری خدمات مذکور است».

دیجیاتو درباره این بیانیه نوشته است: «خوب است وزیر ارتباطات به فلسفه وجودی خود و وزارتش جدی‌تر بیندیشد. وزارتخانه‌ای که در شرایط معمول از انجام وظایفش ناتوان است و در شرایط اضطرار نیز عاملیت و نفوذی ندارد، به چه‌کار می‌آید؟ سال‌ها پیش و هم‌زمان با قطع ارتباطات اینترنتی، در جلسه‌ای که رئیس وقت سازمان فناوری اطلاعات تشکیل داده بود تا درباره شرایط با روزنامه‌نگاران مشورت کند، پیشنهاد مشخص ما به معاون وزیر این بود: استعفا کنید! همیشه البته بهانه‌هایی برای ادامه کار هست. آن‌موقع هم بود؛ هم برای وزیر ارتباطات و هم معاونانش. البته امروز مردم درباره آن روزهای وزارت قضاوت می‌کنند.»

در کوچه و خیابان، در مترو اتوبوس و… مردم مدام با هم خبرها را مرور می‌کنند. همه از شنیده‌ها می‌گویند و اینکه این روزها با چه چالش‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. قطع ارتباط کلافه‌کننده است و بسیاری نگران آینده‌اند. این اضطراب مرزها را رد کرده و تمام ایرانی‌هایی را که عزیزی در کشور دارند، درگیر خود کرده است. با این‌همه مسئولان هنوز نیازی ندیده‌اند به این التهاب و اضطراب عمومی پاسخی درخور دهند.

 

 

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

سینماگران پای کارِ ایران

سینماگران پای کارِ ایران