«شب ملخ» با نگاهی طنزآمیز به ترس‌ و خشونت‌ نهادینه دوران جنگ می‌پردازد

بازگشت یک رمان پس از ۳۵ سال





بازگشت یک رمان پس از ۳۵ سال

۱۴ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۰۴

پس از گذشت ۳۵ سال، رمان «شب ملخ» نوشته «جواد مجابی» دوباره به بازار کتاب بازگشته است؛ بازگشتی که نه فقط یادآور یک اثر ادبی کمتر خوانده شده، بلکه فرصتی تازه برای بازخوانی یکی از روایت‌های خاص و متفاوت ادبیات‌معاصر ایران به شمار می‌آید. «شب ملخ» در زمان انتشار نخست خود، در دهه‌ای پرالتهاب، کمتر مجال دیده‌شدن یافت و به دلایل گوناگون از دسترس نسل‌های بعدی خوانندگان دور ماند. اکنون بازنشر این رمان، امکان مواجهه دوباره با جهانی را فراهم می‌کند که مجابی در آن، با زبانی نمادین و فضایی تیره، تصویری از اضطراب انسان معاصر، مناسبات قدرت و فروپاشی تدریجی اخلاق ترسیم کرده است.

مجابی که بیش از هر چیز با آثار پژوهشی، طنز و نقد هنری‌اش شناخته می‌شود، در «شب ملخ» چهره‌ای دیگر از نویسندگی خود را به نمایش می‌گذارد. این رمان نه به معنای کلاسیک داستان‌گویی وفادار است و نه به روایت‌های خطی و آرام تن می‌دهد؛ بلکه جهانی کابوس‌وار می‌سازد که در آن مرز واقعیت و خیال، تاریخ و اسطوره، و فرد و جمع در هم می‌ریزد. ملخ‌ها در روایت، تنها یک تصویر طبیعی نیستند؛ آن‌ها به نشانه‌ای از هجوم، ویرانی و تکرار بدل می‌شوند؛ نشانه‌ای که همچنان می‌تواند با وضعیت‌های اجتماعی و روانی امروز نیز نسبت برقرار کند.

بازنشر «شب ملخ» پس از ۳۵ سال، از این منظر اهمیت دارد که نشان می‌دهد برخی آثار ادبی، فراتر از زمان انتشارشان، قابلیت خوانده‌شدن دوباره و تفسیر مجدد دارند. رمانی که شاید در زمانه خود زودهنگام یا نامتعارف به نظر می‌رسید، امروز می‌تواند با فاصله تاریخی، روشن‌تر و دقیق‌تر دیده شود. این بازگشت، همچنین فرصتی است برای ارزیابی جایگاه مجابی در حوزه داستان‌نویسی که در سایه دیگر فعالیت‌های پررنگ او کمتر موردتوجه قرار گرفته است. «شب ملخ» اکنون سندی ادبی از یک دوره، یک نگاه و یک هشدار فراموش‌شده است که بار دیگر پیش روی خواننده قرار می‌گیرد.

در «شب ملخ»، روایت بیش از آن که بر پیشرفت رویدادها متکی باشد، بر فضاسازی و القای اضطراب استوار است. راوی در جهانی گرفتار آمده که نشانه‌های فروپاشی از همان ابتدا در آن پراکنده‌اند؛ جهانی که در آن «شب» تنها یک زمان نیست، بلکه وضعیتی دائمی است. در جایی از رمان، هجوم ملخ‌ها چنان توصیف می‌شود که گویی طبیعت نیز علیه انسان شوریده است. این تصویرها، بی‌آنکه به توضیحی مستقیم متوسل شوند، حس تهدیدی همیشگی را به خواننده منتقل می‌کنند.

مجابی در این اثر، با حذف قطعیت‌ها، شخصیت‌هایی می‌آفریند که بیشتر در وضعیت‌اند تا در کنش. ترس، تردید و ناتوانی در تصمیم‌گیری، عناصر مشترک اغلب آن‌هاست؛ انسان‌هایی که «منتظر حادثه‌ای نامعلوم» مانده‌اند و همین انتظار، خود به شکنجه‌ای دائمی بدل می‌شود. زبان رمان، موجز و فشرده است و از توصیف‌های اضافی پرهیز می‌کند؛ جمله‌ها کوتاه‌اند و ضرب‌آهنگ روایت، ناآرام.

بازخوانی این رمان امروز، بیش از هر زمان، یادآور این جمله نانوشته است که برخی شب‌ها، هرگز به‌راستی به پایان نمی‌رسند. بازنشر «شب ملخ» فراتر از یک رویداد صرفاً انتشاراتی است. این بازگشت، یادآور ضرورت بازنگری در آثاری است که در زمانه خود، به دلایل مختلف، کمتر دیده یا جدی گرفته شدند.

«شب ملخ» از آن دست آثاری نیست که پاسخ روشن بدهد یا راه‌حل پیشنهاد کند. ارزش آن در طرح پرسش‌هاست؛ پرسش‌هایی درباره قدرت، ترس، انفعال و نقش فرد در برابر هجوم جمعی. شاید همین ابهام و تعلیق دائمی است که باعث می‌شود رمان امروز، برای خواننده معاصر نیز ملموس و آشنا جلوه کند. بازنشر این کتاب، فرصتی است برای نسل جدید خوانندگان تا با چهره‌ای کمتر شناخته شده از مجابی مواجه شوند و دریابند که تجربه‌های ادبی دهه‌های گذشته هنوز ظرفیت گفت‌وگو با اکنون را دارند.

«شب ملخ» یادآوری می‌کند که برخی از آثار ادبی، دیر خوانده می‌شوند؛ اما زود کهنه نمی‌شوند. این رمان، پس از ۳۵ سال، همچنان هشدار می‌دهد، اضطراب می‌آفریند و خواننده را به تأمل وامی‌دارد؛ و شاید همین، مهم‌ترین دلیل بازگشت آن به قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها باشد.

نام کتاب: شب ملخ

نویسنده: جواد مجابی

ناشر: انتشارات وزن دنیا

سال چاپ: ۱۴۰۴

تعداد صفحات: ۱۹۶

قیمت: ۳۴۰ هزار تومان

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *