چالش‌های هوش مصنوعی برای توسعه پایدار در شهرها





چالش‌های هوش مصنوعی برای توسعه پایدار در شهرها

۱۳ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۲۵

گسترش سریع هوش مصنوعی تمرکز برنامه‌ریزی شهری و ملی را از شهرهای هوشمند و تمرکز بر زیرساخت‌های نرم اطلاعاتی و خدمات دیجیتال، در کنار مدیریت و مالکیت منابع و داده‌ها و سازوکارهای هوش مصنوعی به سمت چالش‌های جدیدی از جمله مدیریت منابع فیزیکی سوق داده است. درحالی‌که کشورها برای ساخت مراکز هوش مصنوعی با یکدیگر رقابت می‌کنند، با یک «تهدید سه‌گانه» در چالش‌های زیرساختی مواجه هستند: تقاضای بی‌سابقه برای برق، مصرف انبوه آب، و مکان‌یابی مراکز داده‌ها.


بحران برق و تأمین انرژی

 درحالی‌که سیستم‌های جست‌وجوی رایج برای ذخیره‌سازی داده‌ها به‌صورت ابری انرژی زیادی نیاز دارند، سیستم‌های هوش، مصنوعی به دلیل یادگیری پیوسته و آنالیز و تولید مطالب، منابع و انرژی بیشتری مصرف کرده و فشار زیادتری بر زیرساخت‌ها وارد می‌کنند. یک پرسش واحد از هوش مصنوعی مولد می‌تواند ده برابر بیشتر از یک جست‌وجوی استاندارد گوگل انرژی مصرف کند. این «تراکم توان»، گلوگاهی برای شبکه‌های برق ملی ایجاد کرده است. به‌عنوان‌مثال، در ایرلند، مراکز داده در حال حاضر حدود ۲۱ درصد از کل برق کشور را به خود اختصاص می‌دهند که اخیراً از مجموع انرژی مصرفی تمام خانه‌های مسکونی شهری فراتر رفته است. این موضوع نهادهای ناظر را مجبور کرده است تا سیاست‌هایی را پیشنهاد کنند که طبق آن، مراکز جدید تنها در صورتی تأیید می‌شوند که بتوانند برق خود را تولید کنند یا بار مصرفی خود را با ساخت نیروگاه‌های تجدیدپذیر جدید مطابقت دهند. به طور مشابه، در ایالات متحده، ویرجینیای شمالی (بزرگ‌ترین هاب مرکز داده جهان) چنان تقاضای متمرکزی را تجربه می‌کند که شرکت‌های برق برای ساخت خطوط انتقال با سرعت کافی دچار مشکل شده‌اند و این منجر به ایجاد «صف‌های شبکه» شده که می‌تواند تا یک دهه طول بکشد.


رقابت برای منابع و کمبود آب

 مراکز داده منابع محلی را که در اصل برای مسکن یا کشاورزی در نظر گرفته شده بود، به طور وحشتناکی می‌بلعند. خنک‌کردن تراشه‌های هوش مصنوعی با عملکرد بالا، روزانه به میلیون‌ها لیتر آب نیاز دارد. در مناطق مستعد خشکسالی مانند مسا، آریزونا، گوگل اجازه یافت تا سالانه ۵.۵ میلیون مترمکعب آب مصرف کند؛ مقداری معادل مصرف ۲۳ هزار نفر از ساکنان محلی. این امر تضاد مستقیمی بین پیشرفت تکنولوژیک و نیازهای اولیه شهری ایجاد می‌کند. این تأسیسات دیگر صرفاً «انبار» نیستند. آن‌ها مجتمع‌های صنعتی عظیمی هستند که می‌توانند صدها هکتار زمین را اشغال کنند. در برخی حوزه‌های قضایی، این موضوع منجر به استفاده از قانون تملک اجباری برای تخلیه زمین برای ایجاد مراکز داده‌ای و نیز کریدورهای انتقال فشارقوی شده است که باعث جابه‌جایی مزارع محلی و ساکنان برای پشتیبانی از «ابر دیجیتال» (The Cloud) می‌شود.


راهکارهای موضعی

 برای کاهش این فشارها، برنامه‌ریزان و غول‌های فناوری از مراکز سنتی شهری فاصله گرفته و به سمت مکان‌های استراتژیک محلی حرکت می‌کنند. کشورهایی مانند ایسلند و فنلاند به‌عنوان مرکز هامینا گوگل (Google Hamina Finland Data Center) از آب‌وهوای طبیعتاً سرد خود برای کاهش هزینه‌های خنک‌سازی استفاده می‌کنند. مرکز هامینا از آب دریا برای خنک‌سازی استفاده می‌کند که مصرف انرژی را تا ۸۰ درصد کاهش می‌دهد. در دانمارک، مرکز داده شرکت متا (فیس‌بوک) در شهر اودنسه، گرمای خروجی از سرورهای خود را جذب کرده و آن را به سیستم گرمایش منطقه پمپاژ می‌کند. این کار گرمای موردنیاز حدود ۱۱ هزار خانه محلی را تأمین و یک پسماند محیطی را به یک دارایی اجتماعی تبدیل می‌کند. برخی کشورها به‌جای ساخت یک «ابر – مرکز»، در حال انتقال به مراکز کوچک‌تر و پراکنده هستند تا فشار متمرکز بر یک نقطه واحد در شبکه ملی را کاهش می‌دهند.


چالش‌های توسعه پایدار

 برای شهرها و کشورها، چالش دیگر تنها «متصل‌شدن» نیست، بلکه «پایدار ماندن» است. راه‌حل در برنامه‌ریزی یکپارچه با دید توسعه پایدار است. مراکز داده نه ساختمان‌های ایزوله، بلکه به‌عنوان بخشی از یک اقتصاد چرخشی با مصرف منابع کشوری و منطقه‌ای، معادلات جهانی را تغییر می‌دهند. التزام به شفافیت در مصرف آب، الزامات «تأمین انرژی پایدار و سبز» و بازیافت گرمای تولید شده از جمله چالش‌ها در حوزه توسعه پایدار و عدالت فضایی برای کشورها هستند. بدون این مقررات، «هوش» مصنوعی ممکن است به قیمت نابودی همان منابعی تمام شود که شهرهای فیزیکی ما را سرپا نگه داشته‌اند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن