گزارش میدانی از وضعیت خانه‌موزه صبا و چرایی تعطیلی طولانی‌ آن، ۶۸ سال پس مرگ این چهره برجسته موسیقی ایران

موزه یا قتلگاه سازهای «صبا»؟

خانه صبا زمانی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد و دست افرادی چون «فرامرز پایور» و «پرویز مشکاتیان» بود





موزه یا قتلگاه سازهای «صبا»؟

۲۸ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۱۳

در خانه پلاک ۹۴ خیابان ظهیرالاسلام همیشه بسته است. خانه‌ای که برای «ابوالحسن صبا»، هنرمند برجسته تاریخ موسیقی ایران، بود و همسرش آن را در دهه ۵۰ تبدیل به موزه کرد و جزو اولین خانه‌های تهران شد که کارکرد موزه به خود می‌گیرد. اما در بر همین پاشنه نچرخید و این موزه با فرازونشیب‌های زیادی همراه شد. اوایل دهه ۸۰ زمانی که «علی مرادخانی» عهده‌دار مدیریت مرکز موسیقی وزارت فرهنگ بود، مرمت و بازسازی خانه صبا با مسئولیت «رضا موسوی» انجام شد، اما بعد از رفتن مرادخانی از وزارت ارشاد، این خانه شد روحی سرگردان میان ساختمان‌های دیگر؛ با دری بسته که کسی نمی‌داند داخلش چه می‌گذرد و چه بر سر وسایل آمده و نیامده؛ هرچند که مدیر روابط‌عمومی دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ به «پیام ما» می‌گوید به‌دنبال تخصیص اعتبار برای بازسازی و بازگشایی موزه هستند. به مناسبت ۲۹ آذرماه و سالروز درگذشت ابوالحسن صبا مروری داشتیم بر سرنوشت این موزه و چرایی تعطیلی آن.

آقای «سیفی» در چند قدمی موزه صبا مغازه دارد. ۲۰ سال است که هرروز در خیابان ظهیرالاسلام می‌رود و می‌آید، اما تاکنون ندیده در آن باز باشد: «فقط یک نگهبان دارد. همین باغ نگارستان که این بغل است، همیشه درش باز است و مردم از آن دیدن می‌کنند؛ اما اینجا نه. نمی‌دانم داستانش چیست. اگر موزه است که همه باید ببینند. من ابوالحسن صبا را نمی‌شناسم. اگر بخواهم اطلاعاتی به‌ دست بیاورم، خب باید موزه را ببینم و بفهمم او کیست.» 

مثل «مریم» و «امیرحسین» که آنها هم سال‌هاست در همین محله‌اند و هنوز نفهمیده‌اند داخل موزه چه می‌گذرد. امیرحسین و یک نفر دیگر از اهالی خیابان ظهیرالاسلام می‌گویند اینجا را کرده‌اند «شیره‌کش‌خانه» و بوی گل و تریاک است که شب‌ها بلند می‌شود. امیرحسین از بازدیدکنندگانی می‌گویند که به خانه صبا سر می‌زنند و با دری بسته مواجه می‌شوند و ناامید می‌روند به‌سوی باغ‌ نگارستان.

نگهبان موزه هم وقتی در را باز می‌کند، از پشت میله‌های در آکاردئونی می‌گوید اجازه بازدید وجود ندارد. از میان کسبه‌ اطراف موزه صبا «رضا جهانی» شاید تنها کسی باشد که یک‌بار و آن‌هم در سال ۹۵ داخل موزه را دیده است: «تمام آلات موسیقی صبا را به همان سبک قدیمی نگهداری می‌کردند. عکس‌هایی هم روی دیوارها بود. یک سالن بزرگ داشت. وسط حیاط هم یک حوض بود و همه‌چیز با همان سبک خانه‌های قدیمی نگهداری می‌شد. عرض خیابان قبلاً مثل الان نبود. عرضش سه متر بود که عقب‌نشینی شده؛ یعنی زمانی که صبا در این خانه زندگی می‌کرده، خانه، پیاده‌روی بزرگتری داشته.»

رضا خودش اهل موسیقی است و نوازنده سنتور، تنبک و ضرب زورخانه است. می‌گوید ابوالحسن صبا الفبای موسیقی را در ایران بنیان گذاشت: «از طرف میراث‌فرهنگی چندین بار آمدند و تغییراتی انجام دادند، اما درش را برای عموم بستند. نمی‌دانم چرا. گاهی که جمعه‌ها برای کار اینجا می‌آییم، مردم می‌آیند و پرس‌وجو می‌کنند کی درش باز می‌شود.»


رهاشدن خانه پس از بازسازی

بازسازی و مرمت جدی موزه به اوایل دهه ۸۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که «علی مرادخانی»، مدیر مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد بود و تصمیم گرفت خانه موزه صبا را دوباره راه‌اندازی کند و پیشنهاد این کار را به «رضا موسوی» داد. موسوی در گفت‌وگو با «پیام ما» ماجرای راه‌اندازی موزه را این‌طور شرح می‌دهد: «آن زمان در میراث‌فرهنگی استان تهران کار می‌کردم. فعالیت‌های خارج از حوزه میراث‌فرهنگی‌ام در حوزه موسیقی بود و دوستی‌ای با آقای مرادخانی داشتم. معماری و مرمت بناهای تاریخی خوانده‌ام و آقای مرادخانی متوجه شد در حوزه مرمت هم فعال هستم.»

موسوی می‌گوید در آن سال‌ها بناهای زیادی را در تهران مرمت کرده بودند: «از جمله سردر باغ ملی، میدان مشق، میدان حسن‌آباد، خانه قوام‌الدوله و… . آقای مرادخانی گفت این خانه تحت اختیار مرکز موسیقی است. خانه صبا مدتی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد و دست افرادی چون فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان بود. آن زمان بودجه‌ای برای بازسازی خانه داشتند که می‌خواستند خانه را دوباره فعال کنند.»

به‌گفته موسوی، اولین‌کاری که انجام شد، ثبت خانه صبا در فهرست آثار ملی بود تا تخریب نشود: «من از سوی میراث‌فرهنگی استان تهران مسئول مرمت این خانه شدم. ابتدا طرح مرمت آن آغاز شد و خانه را بازسازی کردیم. تقریباً یک سال و نیم طول کشید. تمام طرح‌های مرمت دو بخش دارد؛ طرح مرمت و طرح احیا. در طرح احیا، کاربری جدیدی به بنا داده می‌شود تا بنا بتواند به زیستش ادامه دهد. اگر جایی را بازسازی کنید و آن را رها کنید، بعد از مدتی خراب می‌شود؛ حتی اگر یک خانه نوساز باشد. بنابراین، کاربری جدیدی برای خانه تعریف کردیم؛ از جمله اینکه در موزه اشیا صبا از جمله کتاب‌ها، سازها و دست‌خط‌هایش را نگهداری کنیم و حتی مولاژی از صبا درست کردیم. یک بخش مهمانپذیری هم داشت که برنامه داشتیم آن را به محلی برای اجرای موسیقی تبدیل کنیم و بخشی را هم برای آموزش موسیقی دیدیم.»

در جریان مرمت همه آسیب‌ها رفع شد: «از جمله بازسازی سقف و کف و پاکسازی و بازسازی آجرهای حیاط و بیرون از خانه. حتی یک جوی آبی بود که از بیرون می‌آمد داخل خانه. همه را درست کردیم.»

او درباره جمع‌آوری وسایل موزه توضیح می‌دهد: «زمانی که به آنجا رفتیم، دو دسته وسایل وجود داشت. یک دسته وسایل سازهای صبا بود که در وضعیت بدی نگهداری می‌شد. بخش دیگری مربوط به وسایل همسر استاد صبا، مثل تعدادی عروسک‌، بود و گفتیم که جای وسایل آنجا نیست و آنها را بردند. همه وسایل صورت‌جلسه شد و تحویل گرفتیم.»

موسوی می‌گوید برای مرمت سازهای صبا هم برنامه داشتند: «چند ساز از جمله پیانو، ویولن، تنبک، سنتور و کمانچه در آن خانه بود که دچار آسیب جدی شده بودند و باید مرمت می‌شدند.»

اما زمانی که در حال برنامه‌ریزی مرمت سازهای صبا بودند، این اتفاق نیفتاد: «در همین اثنا که خانه در حال آماده‌سازی بود، آقای مرادخانی رفت و مدیریت آنجا عوض شد. آمدند در چوبی که آن را تقویت کرده بودیم را عوض کردند و در آکاردئونی گذاشتند. بعد از مدتی هم در آنجا را کلا بستند. حتی یکبار هم که خودم رفتم و می‌خواستم ببینم چه اتفاقی افتاده اجازه ورود ندادند.»

او به خاطره‌ای از آن روزها اشاره می‌کند که خانه صبا حتی نگهبانی برای مراقبت از خانه و وسایل نداشت: «این ساختمان بین وزارت ارشاد و وزارتخانه دیگری در کش‌وقوس بود، خاطرم نیست کدام وزارتخانه، اما از یک زمانی به‌بعد‌ مسئولیتی نمی‌پذیرفتند. داشتیم به شب عید نزدیک می‌شدیم و سرکارگر آنجا برای عید داشت می‌رفت شهرستان و هیچ‌کس نبود. خانه در و پیکر محکمی نداشت. نگهبان نمی‌دادند که بگذاریم آنجا. من با یک بنا در خانه جایی پیدا کردیم بین آشپزخانه و نشیمن طبقه پایین. یک حفره خالی بود. سازها را آنجا گذاشتیم و بنا دیواری کشید و رفت بالا. فقط برای اینکه اگر دزدی آمد ،نتواند سازها را پیدا کند. سازها را میان دیوارها تا بعد از عید حبس کردیم.»

حالا موسوی سال‌هاست که نمی‌داند که خانه‌موزه صبا به چه سرنوشتی دچار شده: «نه‌تنها من، بلکه دیگر میراث‌فرهنگی تهران هم اطلاعی نداشتند چه اتفاقی افتاده. بعد از رفتن آقای مرادخانی و زمانی که او عهده‌دار مدیریت موزه موسیقی شد، همه‌چیز هم رها شد و هیچ‌کدام از برنامه‌های ما اتفاق نیفتاد.»


در انتظار تأمین اعتبار

«سجاد محمدیان»، مدیر روابط‌عمومی دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، دلیل چرایی تعطیلی بسته‌شدن موزه را به «پیام ما» این‌طور شرح می‌دهد: «این موزه بعد از کرونا و به‌دلیل شرایط موجود تعطیل شد. حتی در طول کرونا هم مدتی باز بود. اما حالا موزه صبا نیاز به بازسازی و مرمت دارد تا بازگشایی شود.»

او توضیح می‌دهد موزه صبا در انتظار تأمین اعتبار برای بازسازی و بازگشایی است: «خانم «نادره رضایی»، معاونت هنری وزارتخانه، به‌جد پیگیر مرمت و بازگشایی موزه بودند. اما بعد از رفتن ایشان کارها به وقفه افتاد.»

محمدیان درباره دلیل انجام بازسازی می‌گوید: «خانه صبا یک ساختمان قدیمی است و پیش از انقلاب به موزه تبدیل شده. باید بخش‌های مختلف آن رسیدگی‌ شود. هم وسایل داخل آن نیازمند توجه ویژه‌ای است و هم بخش‌های مختلف ساختمان نیاز به مرمت دارد.»

گفته می‌شود ابوالحسن صبا پیش از مرگش وصیت کرده‌ بود خانه‌اش به موزه تبدیل شود؛ وصیتی که در سال ۵۳ و چند سال بعد از مرگ او به همت همسرش، «منتخب اسفندیاری» محقق شد.

سال ۹۴ «پیروز ارجمند»، مدیر سابق دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، درباره تعطیلی ادامه‌دار موزه از سال ۸۱، به «مهر» گفته بود بعد از گذشت هشت سال این «خانه‌موزه» در مرداد سال ۸۸ با برگزاری یک مراسم ویژه با حضور تعدادی از هنرمندان، مجدداً بازگشایی شد: «با بازگشایی این خانه این امیدواری به وجود آمد که دیگر شاهد کم‌توجهی مسئولان و هنرمندان در این زمینه نباشیم.» او در ادامه از بی‌توجهی مسئولان به تخریب ساختمان این بنای تاریخی و نابودی اسناد گله کرده بود.

حالا باید دید دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد و این وزارتخانه چه برنامه‌ای برای بازگشایی موزه خواهند داشت و آیا درهای خانه ابوالحسن صبا به روی مردم باز می‌شود یا خیر.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تأکید وزیر میراث بر پیگیری جنایت میناب در مجامع بین‌المللی

تأکید وزیر میراث بر پیگیری جنایت میناب در مجامع بین‌المللی

«آخشیگان» در بوم‌گردی

درباره سیستم مدیریت بومی چهارعنصر در بوم‌گردی‌ها

«آخشیگان» در بوم‌گردی

ناشران، بازنده نمایشگاه کتاب

هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران در شرایطی برگزار شد که گرانی کاغذ، کاهش قدرت خرید و ابهام در سیاست‌های حمایتی، بازار نشر را وارد یکی از دشوارترین دوره‌های خود کرده است

ناشران، بازنده نمایشگاه کتاب

کمبود ۳۰ هزار واحدی «مسکن» در کهگیلویه و بویراحمـــــــد

آیا بازآفرینی شهری می‌تواند راه‌گشا باشد؟

کمبود ۳۰ هزار واحدی «مسکن» در کهگیلویه و بویراحمـــــــد

بحران خامـــــــوش موزه‌ها

پس از جنگ، مسئله کمبود «مخزن امن» برای حفاظت از آثار تاریخی بار دیگر به موضوعی بحث برانگیز تبدیل شده است

بحران خامـــــــوش موزه‌ها

شهر زخمی در قابِ خوش‌بینیِ وزیر

در سفر سه روزه وزیر میراث فرهنگی به اصفهان چه نکاتی ناگفته ماند؟

شهر زخمی در قابِ خوش‌بینیِ وزیر

بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد

بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد

بوم‌گردی؛ بازخوانی  یک راهبرد پایداری  در تلاطم‌های عصر حاضر

بوم‌گردی؛ بازخوانی یک راهبرد پایداری در تلاطم‌های عصر حاضر

بوم‌گردی؛ قصه‌ ما و غمِ زمین

بوم‌گردی؛ قصه‌ ما و غمِ زمین

بوم‌گردی، محور و مدار تنوع فرهنگی است

بوم‌گردی، محور و مدار تنوع فرهنگی است

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت