درباره خداحافظی «کوروش یغمایی»، پدر راک ایران
چی بخونم جوونیم رفته، صدام رفته دیگه
۱۶ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۰۸
کوروش یغمایی خبر رفتنش را خودش اعلام کرد؛ آرام و بیحاشیه. همانطورکه در سالهای ممنوعالکاری و مهاجرت همنسلانش در ایران ماند و «رفتن» هرگز انتخاب او نشد. نوشت که «پلاک ۴۴» بهزودی منتشر میشود و پسازآن، «از کار در زمینه موزیک کنار» میرود. پشت این جمله ساده، فصل بلندی از تاریخ موسیقی ایران بسته شد؛ فصلی که او با این جمله بدرقهاش کرد: «هرآنچه در توان داشتهام برای فرهنگ و هویت ایران به کار گرفتهام.»
زندگی هنری او از روزی آغاز شد که کودکی در شاهرود، بیش از هر چیز به صدای ساز دل بست. سنتور اولین آشناییاش با موسیقی بود، اما گیتار بود که مسیر آیندهاش را نوشت. نوجوانی که بعدها گفت پدرش «چراغ راه» او بوده، در پانزدهسالگی تمام توانش را برای یادگیری گیتار گذاشت و چند سال بعد، گروه راک اینسترومنتال «راپچرز» را تشکیل داد؛ گروهی که نشان میداد او موسیقی را از ساز آغاز کرده و میخواهد صدایش را از دل نتها بیرون بکشد.
در دانشگاه ملی، در کنار درس جامعهشناسی، هدایت گروه راک دانشگاه را برعهده گرفت و در رقابتهای دانشجویی کشور، بالاترین رتبه را برای دانشگاهش آورد. بهدلیل مهارت خارقالعاده در نواختن گیتار، به «پنجه طلایی» ملقب شد؛ لقبی که سالها همراهش ماند، همانطورکه گیتار الکتریک، هویت موسیقایی او را رقم زد.
«گل یخ» و «حجم خالی» از دل همکاری با «مهدی اخوان لنگرودی» شکل گرفتند؛ آثاری که نهتنها آغاز راه او بودند، بلکه مرزهای موسیقی ایران را نیز جابهجا کردند. «گل یخ» بهدلیل استانداردهای جهانیاش از ایران فراتر رفت و اجراهایش در کشورهای مختلف ادامه یافت؛ اثری که دههها بعد، حتی در رونمایی آلبوم «NASIR» توسط «کانیه وست» و NAS نیز شنیده شد.
رسانههای معتبر جهانی هم نقش یغمایی در شکلگیری و شناختهشدن راک ایرانی را تأیید کردند. «تایمز» درباره او نوشته بود تصویر او با گیتار الکتریک برای ایرانیها چیزی شبیه تصویر جیمی هندریکس برای بچههای غرب بود. «بیلبورد» نیز او را میان «۵۰ راکر بزرگ تاریخ» قرار داد. یغمایی در گفتوگویی با همین مجله درباره فلسفه کارش گفت موسیقی زمانی ارزشمند است که «یک اروپایی، آمریکایی، اسپانیایی یا حتی یک عرب یا آفریقایی» بتواند از آن لذت ببرد «حتی بدون درک (معنی) شعر».
ممنوعالکار، ممنوعالاسم
اما دوران فعالیت او همیشه روشن نبود. پس از انقلاب، وقتی بسیاری از همنسلانش مهاجرت کردند، او ماند. در پاسخ به چرایی این ماندن گفته بود: «عشق من به تاریخ ایران بهنوعی بیماری شبیه است.» سالهای ممنوعالکاریاش اما سختتر از آن بود که بتوان در چند جمله خلاصه کرد. خودش نوشته است: «با ممنوعالکار شدنم همه راههای شرافتمندانه برای ادامه زندگی به رویم بسته شد… تنها یک راه به ذهنم رسید… کار در زمینه کتاب و نوار قصه کودکان… البته بدون ذکر نامم!»؛ چراکه او ممنوعالاسم هم شده بود.
بااینحال، بازگشت او در دهه ۷۰ با آلبومهایی چون «سیب نقرهای»، «ماه و پلنگ»، «کابوس» و «تفنگ دسته نقره» نشان داد موسیقی برایش هنوز زنده است. این آثار، بدون داشتن استودیوی حرفهای و ابزار کافی ساخته شدند، اما سرآغاز دورهای تازه در تداوم موسیقی مدرن ایران بودند.
تجلی عشق به ایران در آثار
از سال ۲۰۰۹ مسیر دیگری هم برای او گشوده شد؛ مسیری بهسمت شنیده شدن در غرب. Now Again، ترانه «حجم خالی» را در آلبومی گردآوریشده قرار داد و آن را تنها نماینده خاورمیانه معرفی کرد؛ انتخابی که مدیر شرکت آن را «آغازی برای کشف دوباره کوروش در غرب» نامید. سپس آلبوم «بازگشت از لبه پرتگاه» در ۲۰۱۱ منتشر شد و استقبال رسانههایی چون رولینگ استون، MOJO و بیلبورد بار دیگر نشان داد صدای او مرز نمیشناسد.
در کنار این موفقیتها، یغمایی همواره پیوند موسیقی مدرن با ریشههای ایرانی را حفظ کرد. قطعه «در انتها» که برپایه رباعیات خیام ساخته شد، نمونهای روشن از این نگاه است. او معتقد بود برای داشتن موسیقی پاپ ملی باید ریشهها را شناخت و به همین دلیل مطالعات گستردهای درباره موسیقی ایرانی انجام داد.
نام او با ترانههایی مانند «پرنده مهاجر»، «خار»، «هوار هوار»، «زاده مهر» و «وطن» گره خورده است؛ آثاری که در آنها عشق به ایران، همانطورکه خودش گفته بود، «بهنوعی بیماری» است.
و حالا، پس از سالها خلق و شهرت و سکوت و بازگشت، یغمایی تصمیم گرفته است راه را همینجا ببندد. در پیام خداحافظیاش نوشت: «دستکم شما یاران مهربانم آگاه هستید که… هر آنچه که در توان داشتهام برای فرهنگ و هویت پرشکوه و ورجاوند ایران نازنینم به کار گرفتهام.» و جمله آخرش، ساده و پرمعنا: «خداوند ایران را بپاید.» آخرین آلبوم او «پلاک ۴۴» است که قرار است از سوی یک شرکت آمریکایی منتشر شود.
خداحافظی او پایان یک صدا نیست؛ پایان دورهای است که از شاهرود آغاز شد، به استودیوهای تهران رسید، به جشنوارههای لندن و پاریس راه یافت و دوباره به خانه برگشت. او میرود، اما «گل یخ» و آن گیتار الکتریک، همچنان در حافظه چند نسل باقی میمانند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
زن جوان و دریا
روایت نبرد و تابآوری در مسیر تاریخسازی
میراث جهانی ساسانی فارس
هشدار درباره تهدیدهای جدی منظر جهانی ساسانی فارس/ کاوشهای نیمهتمام و فرسایش تزئینات تاریخی
روستای هزارساله «ریاب» گناباد در مسیر ثبت جهانی یونسکو
گزارشی از رونمایی شماره دوم مجله «دوباره» وگفتوگو با «مهراوه فردوسی» درباره جایگاه ناداستان در ادبیات امروز ایران
روایت، تأیید رنج آدمــــــــی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
مناقشه بر سر حفاظت از «بیابان لوت»
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید