چهار دهه کاوش در سرگذشت زنان

بنفشه حجازی، نویسنده و پژوهشگر از چهار دهه تلاش برای بازخوانی روایت‌های فراموش‌شده زنان ایرانی می‌گوید





چهار دهه کاوش در سرگذشت زنان

۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۵

  بی‌شک، در دنیای پژوهش‌های تاریخی ایران، نام بنفشه حجازی با پرسش‌های اساسی از جایگاه و نقش زنان گره‌خورده است. او که خود روایتی زنده از تحولات اجتماعی چند دهه اخیر به شمار می‌رود، نه در مقام یک ناظر بیرونی، بلکه در هیئت کنشگری جست‌وجوگر، چهل سال از عمر خویش را صرف واکاوی سرنوشت زنان ایرانی کرده است. گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید، مروری است بر تجربه‌ها و اندیشه‌های این پژوهشگر و شاعر؛ از انگیزه‌های شخصی‌اش تا فرازوفرودهای مسیر پژوهش و نگاهی که او به تاریخ زنان ایران دارد. مسیری که از دل خانواده‌ای مذهبی آغاز شد و تا ژرفای تاریخ این سرزمین امتداد یافت.

از خانواده تا بطن جامعه

 حجازی از سال‌های کودکی در خانواده‌ای فرهنگی و مذهبی رشد کرد؛ خانواده‌ای که به او آموخت موفقیت تحصیلی تنها امتیازی فردی نیست، بلکه راهی است برای اثبات توانایی‌های زنان در جامعه. خودش می‌گوید: «از همان کودکی یاد گرفتم علم‌آموزی نه فقط برای رشد خودم، بلکه برای نشان‌دادن توان زنان ضروری است. حتی در آموزه‌های دینی هم مجوز و ارزش روشنی برای علم‌آموزی زنان وجود دارد.» او این پیوند میان سنت مذهبی و دانش‌اندوزی را پایه نگاهش می‌داند؛ نگاهی که تحصیل را نه امکانی تجملی، بلکه ضرورتی برای حضور اجتماعی زنان می‌بیند.

 به گفته حجازی، همراهی همسرش در سال‌های پس از ازدواج نیز نقشی تعیین‌کننده در ادامه مسیرش داشته: «پشتیبانی خانوادگی، به‌ویژه از سوی همسر، مسیر رشد زنان را هموار می‌کند.»

 اما نقطه عطف آگاهی او نسبت به مسئله جنسیت به سال‌های جوانی‌اش و دوران پس از انقلاب بازمی‌گردد؛ زمانی که فضای جامعه با گفتمان‌های تازه‌ای پر شد: «در آن دوران برای نخستین‌بار با مفاهیمی روبه‌رو شدم که تا آن زمان در زندگی تجربه نکرده بودم. تبعیض جنسیتی یکی از آن‌ها بود. این مواجهه برایم تکان‌دهنده بود، اما باعث توقفم نشد. برعکس، انگیزه‌ام شد تا ریشه‌های نابرابری را در تاریخ جست‌وجو کنم.»


در مطالعاتم با زنانی روبه‌رو شدم که در روایت رسمی تاریخ جایی نداشتند. تصمیم گرفتم پژوهشم را از ریشه آغاز کنم

وسواس در روایت

 آشنایی با زنان پیش‌رو در تاریخ، مسیر پژوهش حجازی را تغییر داد. او به‌جای تکرار روایت‌های مرسوم، تصمیم گرفت از ابتدا و بر اساس منابع مستقل، تاریخ زنان را بازخوانی کند: «در مطالعاتم با زنانی روبه‌رو شدم که در روایت رسمی تاریخ جایی نداشتند. تصمیم گرفتم پژوهشم را از ریشه آغاز کنم.»

 تصمیمی که به گفتهٔ خودش، به سرنوشتی چهل‌ساله بدل شد و او را کاملاً در عمق کار پژوهشی دربارهٔ زنان فروبرد. حجازی تمامی ویراستاری آثارش را شخصاً بر عهده می‌گیرد؛ نه از سر بی‌اعتمادی به دیگران، بلکه از روی دقت و تعهدی که برای حفظ اصالت و امانت متون تاریخی ضروری می‌داند. از نگاه او هر واژه، هر جمله و هر نتیجه‌گیری باید از صافیِ ذهنیِ دقیق و علمی بگذرد.

از «زن به ظن تاریخ» تا «تاریخ هیچ‌کس»

 بنفشه حجازی در مسیر پژوهش خود مجموعه‌ای ارزشمند از آثار را پدید آورده که هر یک به بررسی زندگی زنان در دوره‌ای خاص از تاریخ ایران می‌پردازد. این آثار در واقع پازل کاملی را شکل می‌دهند که تاریخ اجتماعی زنان ایران را از دوران باستان تا امروز در بر می‌گیرد. به طور مثال، کتاب «زن به ظن تاریخ» جایگاه زنان در ایران پیش از اسلام را واکاوی می‌کند. او در این کتاب، باورهای رایج درباره زنان در دوران اشکانی و ساسانی را بررسی کرده و نشان می‌دهد که چگونه نگاه تاریخی، اغلب زن را به ظن و گمان تقلیل داده است.

 کتاب «به زیر مقنعه» به دوران پس از ظهور اسلام می‌پردازد. حجازی برای معرفی این اثر به بیتی از خود اشاره می‌کند که نشانگر نگاه او است: «من آن زنم که همه کار من نکوکاری‌ست / به زیر مقنعه من بسی کله‌داری‌ست / نه هر زنی به دو گز مقنعه‌ست کدبانو / نه هر سری به کلاهی‌ست سزای سرداری‌ست».

 در کتاب «ضعیفه»، تصویری از وضعیت زنان در دوره صفویه ارائه شده است. حجازی می‌گوید:  «اگرچه نگاه رسمی در دوران صفویه، زن را موجودی ضعیف و نیازمند حمایت نشان می‌داد، اما در پشت پرده زنان نقش‌های کلیدی ایفا می‌کردند.»

 به گفته او، کتاب «تاریخ هیچ‌کس» نیز به زنان عصر زند و افشار می‌پردازد؛ زنانی که تاریخ رسمی آنان را «هیچ‌کس» می‌دانست، اما در واقع بخشی از پیکره جامعه بودند. حجازی همچنین جایگاه زنان در دوره قاجار را در اثری دیگر بررسی کرده است.

 باوجود مجوز انتشار، یکی از آثار حجازی هنوز چاپ نشده است؛ کتابی که به زنان کشته‌شده در مبارزات دوران مشروطه تا پیش از انقلاب اسلامی اختصاص دارد. برای تدوین این اثر، حجازی حتی به کشورهای دیگر سفر کرد تا با بازماندگان این زنان گفت‌وگو کند. او با اندوه می‌گوید: «همیشه دلم می‌سوزد که من این‌قدر زحمت کشیدم، چرا این کتاب چاپ نشد؟» این اثر قرار بود صدای زنانی باشد که در راه وطن جان باختند.

 البته کتاب دیگری از او درباره جایگاه زن ایرانی از پهلوی اول تا انقلاب اسلامی، شامل چهره‌هایی چون نویسندگان، شاعران و استادان دانشگاه، آماده چاپ است. این اثر تحول نقش زن ایرانی در گذار از جامعه سنتی به جامعه در حال نوگرایی را بررسی می‌کند.

 

زنان در آیینه فرهنگ عامه

 حجازی تنها به متون تاریخی رسمی بسنده نکرده است. او به‌خوبی می‌داند که برای درک جایگاه واقعی زنان، باید به میان مردم رفت و فرهنگ عامه را کاوید. در کتاب «زن در ترانه»، او ترانه‌های محلی و «روحوضی»هایی را که درباره زنان سروده شده یا به آنان نسبت‌داده‌شده، گردآوری کرده است. این ترانه‌ها به گفته حجازی، بازتاب نگاه جامعه عادی به زن، عشق، رنج و شادی او هستند.

 کتاب «تذکره اندرونی» نیز به زنان شاعر، به‌ویژه در دوره قاجار، می‌پردازد؛ دورانی که شمار قابل‌توجهی از زنان در عرصه شعر فعال بودند. او می‌گوید:  «در این اثر تلاش کردم تا نشان دهم که چگونه فضای داخلی خانه‌ها (اندرونی) به مکانی برای پرورش استعدادهای ادبی زنان بدل شده بود.»

 کتاب «زن در مثل» نیز مجموعه‌ای از تمام ضرب‌المثل‌های مربوط به زنان است:  «ضرب‌المثل‌ها انعکاسی از خرد جمعی یک ملت‌اند و بررسی آن‌ها نشان می‌دهد جامعه چه تصویری از زن در ذهن خود پرورانده است.»

 اما یکی از مهم‌ترین آثار حجازی، «زنان ادیب» است؛ مجموعه‌ای هزار و چهارصد صفحه‌ای که به معرفی همه زنان اهل ادب از آغاز تاریخ تا سال ۱۳۲۰ می‌پردازد:  «در این اثر تلاش کردم تا نام‌ها و آثار زنان فرهیخته ایران را جمع‌آوری کنم. علاوه بر این، در این مجموعه، آثار خودم را هم گذاشته‌ام.»

 

در مسیر پیشرفت 

حجازی معتقد است که زنان در هر دوره‌ای، برای رسیدن به استقلال و پیشرفت، سختی‌های فراوانی را پشت سر گذاشته‌اند. به گفته او، «این‌طور نبوده که در دوره‌های تاریخی وضعیت زنان یکسره بهتر یا بدتر بوده باشد. زنان همیشه در مسیر پیشرفت بوده‌اند.» او فراز و نشیب‌های تاریخی را می‌پذیرد، اما بر این باور است که اراده زنان برای مشارکت در جامعه هیچگاه از بین نرفته است.

 به اعتقاد او، زنان در طول تاریخ جایگاه اجتماعی و آزادی‌های خود را نه به‌عنوان هدیه، بلکه با دسترنج و مشارکت در عرصه‌های مختلف – از اقتصاد گرفته تا سیاست – به دست آورده‌اند:  «زنانی که در دربار توانایی مداخله در امور سیاسی و سفر داشتند، یا زنان روستایی که با مشارکت در تولید به جایگاه اجتماعی می‌رسیدند، گواه این مدعا هستند. زنان راه خودشان را پیدا می‌کنند و مسیر رشد را پیش می‌برند. در واقع زنان منتظر ندای آزادی از بیرون نمی‌مانند، بلکه با کنشگری خود آن را می‌سازند.»

 

 فعالیت‌های اجتماعی من هرگز مانع نقش مادری من نشد. زنان زحمت‌کشی که علاوه بر نقش همسری و مادری، در فعالیت‌های جامعه هم مشارکت می‌کنند، در جامعه ما بسیارند

فعالیت اجتماعی یا خانواده؟

 حجازی به‌شدت با این دیدگاه مخالف است که فعالیت‌های اجتماعی زنان با نقش‌های خانوادگی، مانند مادری، در تضاد است. خود او، زمانی که تازه‌وارد دانشگاه شده بود، نخستین فرزندش را به دنیا آورد و در اوج فعالیت‌های نویسندگی، صاحب فرزند دوم شد. او تأکید می‌کند: «فعالیت‌های اجتماعی من هرگز مانع نقش مادری من نشد. زنان زحمت‌کشی که علاوه بر نقش همسری و مادری، در فعالیت‌های جامعه هم مشارکت می‌کنند، در جامعه ما بسیارند.» این گفته، پاسخی روشن به کسانی است که حضور اجتماعی زنان را به قیمت نادیده‌گرفتن خانواده می‌دانند. از نگاه او، این دو نقش نه‌تنها متناقض نیستند، بلکه می‌توانند هم‌زمان و با موفقیت پیش روند.

 

 از شعار تا ساختار

 به باور حجازی، به‌جای شعاردادن، باید نهادهای حمایتی از مادران و خانواده‌ها تقویت شوند. توسعه مهدکودک‌ها در سازمان‌ها، شرکت‌ها و ادارات می‌تواند کمک شایانی به حضور زنان در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی کند. او معتقد است: «فعالیت اقتصادی و توان مالی زنان، بسیار می‌تواند در رشد جایگاه و منزلت اجتماعی آنان مؤثر باشد.»

 

 فمینیسم؛ برابری، نه تقابل

 حجازی در مواجهه با فمینیسم موضعی گزینشی دارد. آن بخش از فمینیسم را می‌پذیرد که به احقاق حقوق اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی زنان می‌پردازد، اما شاخه‌هایی که مردان را به‌طورکلی نفی می‌کنند، رد می‌کند. از نگاه او، هسته اصلی فمینیسم، مطالبه برابری است، نه ایجاد تقابل. این دیدگاه ریشه در فرهنگ ایرانی دارد که به دنبال تعادل و پرهیز از افراط‌وتفریط است. حجازی خواهان جامعه‌ای است که در آن زن و مرد در کنار هم و با حفظ کرامت انسانی هر دو، بتوانند پیشرفت کنند.

 

از دل گذشته، برای فهم امروز

  

 در پایان گفت‌وگو، حجازی، نتیجه چهل سال پژوهش و کار خود را این‌گونه تعریف می‌کند: 

 «شناخت گذشته، کلید درک امروز و ساختن آینده‌ای برابرتر است.»

 کار حجازی بیش از هر چیز تلاشی است برای زنده کردن بخشی از حافظه تاریخی ما؛ حافظه‌ای که در روایت‌های رسمی کمتر مجال بروز یافته است. او باور دارد که بدون شناخت ریشه‌های گذشته، نمی‌توان موقعیت امروز زنان را فهمید و مسیر آینده را ترسیم کرد. پژوهش‌های او یادآور این نکته‌اند که تاریخ زنان، نه حاشیه‌ای فراموش‌شده، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ اجتماعی ایران است.

 

زنانی که در دربار توانایی مداخله در امور سیاسی و سفر داشتند یا زنان روستایی که با مشارکت در تولید به جایگاه اجتماعی می‌رسیدند، گواه این مدعا هستند که زنان راه خودشان را پیدا می‌کنند و مسیر رشد را پیش می‌برند

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه