از ریاست انجمن جامعه‌شناسی تا بازتعریف سلامت و برابری 

شیرین احمدنیا، نخستین رئیس زن انجمن جامعه‌شناسی ایران، معتقد است پرداختن به سلامت زنان و عدالت اجتماعی، ضرورتی انکارناپذیر در جامعه امروز است





 از ریاست انجمن جامعه‌شناسی تا بازتعریف سلامت و برابری 

۸ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۸

   شیرین احمدنیا نخستین زنی است که در تاریخ معاصر ایران، ریاست انجمن جامعه‌شناسی را برعهده گرفته است. دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر گروه‌های «جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت» و «مطالعات زنان»، سال‌هاست با پژوهش و تدریس، مرزهای جنسیتی را در حوزه علمی و مدیریتی شکسته و صدای زنان را در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی به گوش مسئولان رسانده است. مسیر پیشگامانه او نشان می‌دهد که سلامت زنان تنها یک دغدغه پزشکی نیست و با عدالت اجتماعی، سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی و مشارکت مدنی پیوند دارد.


اگرچه این روزها نام شیرین احمدنیا به‌عنوان نخستین زن رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران مطرح است، اما ما با او درباره دنیای واقعی سلامت زنان در ایران گفت‌وگو کردیم؛ جایی که هر تصمیم اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی مستقیم بر زندگی نیمی از جمعیت کشور تأثیر می‌گذارد. بی‌شک، سلامت زنان، تجربه‌ای فراتر از مطب و بیمارستان است. احمدنیا در ابتدای گفت‌وگو این نکته را روشن می‌کند:  «هنگامی که صحبت از سلامت یا بیماری زنان می‌شود، تصور عمومی بر این است که این موضوع صرفاً موضوع عملکرد و دغدغه پزشکان است، و معمولاً پزشکان متخصص زنان و زایمان به‌عنوان متولیان سلامت زنان شناخته می‌شوند؛ همچنان که در مورد سلامت جامعه نیز تصور بر این است که وزارت بهداشت متولی اصلی سلامت در جامعه است. درحالی‌که چه سلامت عموم افراد و چه سلامت زنان به طور ویژه، به‌واقع، موضوعی صرفاً پزشکی نیست. مسئولیت و دغدغه‌های حفظ و ارتقای سلامت نیز محدود به پزشکان یا حرفه‌مندان پزشکی نمی‌شود.»

 او تأکید می‌کند که نگاه اجتماعی و فرهنگی باید محور توجه باشد:  «سلامت افراد جامعه، حاصل سیاست‌گذاری‌های اجتماعی فرهنگی و از جمله، تحت‌تأثیر عواملی است که به «تعیین‌کنندگان اجتماعی سلامت» معروف است. به‌عنوان‌مثال، زنان در مقایسه با مردان فقیرتر و کم‌درآمدتر هستند، از فرصت‌های شغلی کمتری برخوردار می‌شوند، و در عمل، در مورد مسائل رفاهی و بهداشتی وابسته مالی به پدر یا همسر خود هستند. فقر زنان یکی از مهم‌ترین تهدیدها برای سلامت جسمانی و روانی زنان است.»

 

زنان؛ نیمی از جمعیت، بار مضاعف سلامت

 زندگی روزمره زنان، جایی که بخشی از مسئولیتشان، مراقبت از دیگران است، نشان می‌دهد که سلامت زنان با سلامت جامعه پیوند خورده است:  «زنان بیش از نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. اما سهم آنان از خدمات بهداشتی و درمانی همواره متناسب با این جمعیت نبوده است. دلیلش تنها نابرابری در دسترسی نیست؛ زنان علاوه بر مراقبت از سلامت خود، نقش پررنگی در حفظ سلامت دیگران دارند. مادری که شب‌ها بالای سر فرزند تب‌دار می‌نشیند، همسری که مراقب داروهای همسر دیابتی است، یا دختری که تیمارداری والدین سالخورده‌اش را برعهده می‌گیرد، همگی بخشی از واقعیت زندگی زنان است. این «بار مراقبتی» معمولاً بدون مزد و بدون اینکه چندان به رسمیت شناخته شود، انجام می‌شود.»

 

سلامت جسمی؛ تهدیدهای پنهان

 بیماری‌های غیرواگیردار همچنان سایه‌ای بزرگ بر زندگی زنان ایرانی است. احمدنیا توضیح می‌دهد:  «یکی از جدی‌ترین مسائل سلامت زنان در ایران، بیماری‌های غیرواگیردار است. سرطان پستان همچنان شایع‌ترین سرطان در میان زنان است و سالانه هزاران نفر را درگیر می‌کند. اهمیت موضوع تنها در مرگ‌ومیر نیست؛ بلکه کیفیت زندگی زنانی است که به دلیل تشخیص دیرهنگام یا نبود امکانات غربالگری، با مراحل پیشرفته بیماری روبه‌رو می‌شوند.»

 دسترسی محدود زنان به خدمات پزشکی، چالش دیگری است:  «از سوی دیگر، در مناطق روستایی یا استان‌های محروم، زنان دسترسی کمتری به خدمات پیشگیرانه و درمانی دارند. گاهی فاصله تا یک مرکز درمانی چند ده کیلومتر است و نبود وسایل نقلیه مناسب، زنان را از مراجعه بازمی‌دارد. همچنین باید به ابعاد فرهنگی و هنجاری سلامت زنان اشاره کرد.»

 

سلامت روان؛ بحران خاموش

 اما سلامت روان، بخش کمتر دیده‌شده این معادله است:  «زنان تنها با بیماری‌های جسمی دست‌وپنجه نرم نمی‌کنند. سلامت روان آنان نیز موضوعی جدی و کمتر دیده‌شده است. زنان به دلیل قرارگرفتن در معرض خشونت خانگی، تبعیض در محیط کار، فشار نقش‌های اجتماعی و ناامنی‌های اجتماعی، بیش از مردان دچار اختلالات اضطرابی و افسردگی می‌شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد میزان افسردگی و اضطراب در میان زنان ایرانی، گاه تا دوبرابر بالاتر از مردان است.»

 پیامدهای این بحران خاموش، فراتر از تجربه فردی است:  «تحمل درد روانی و عدم مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک، پیامدهایی مانند کاهش کیفیت روابط خانوادگی و بروز بیماری‌های جسمی ناشی از فشار روانی دارد.»

 

 سلامت اجتماعی و سواد سلامت

 حمایت اجتماعی و آگاهی، نقش مهمی در ارتقای سلامت زنان دارد:  «مشارکت اجتماعی زنان، حضور در حلقه‌های حمایتی و فعالیت‌های داوطلبانه، سلامت آنان را ارتقا می‌دهد. زنان با آگاهی بیشتر از شیوه‌های پیشگیری و درمان، نه‌تنها از خود مراقبت می‌کنند، بلکه این آگاهی را به خانواده منتقل می‌کنند.»

 

سیاست‌گذاری و داده‌های جنسیت‌محور

 ضعف در سیاست‌گذاری و کمبود داده‌های تفکیک‌شده، نیازهای زنان را پنهان می‌کند:  «بسیاری از آمارهای نظام سلامت به تفکیک زن و مرد ارائه نمی‌شود و نیازهای خاص زنان به طور دقیق شناسایی نمی‌شود. نگاه سیاست‌گذاری غالباً محدود به باروری و مسائل زایمان بوده است، درحالی‌که زنان در تمام دوره‌های زندگی با نیازهای ویژه سلامت مواجه‌اند.»

 او مثالی روشن از تبعیض فرهنگی می‌زند:  «در برخی خانواده‌ها، رسیدگی تغذیه‌ای و بهداشتی نسبت به نوزادان دختر تحت‌الشعاع اولویت والدین در خصوص نوزادان پسر قرار می‌گیرد.»

سلامت زنان اولویت توسعه ملی

 برای احمدنیا، سلامت زنان کلید توسعه پایدار و عدالت اجتماعی است:  «سلامت زنان صرفاً مسئله‌ای فردی یا خانوادگی نیست؛ بلکه موضوعی ملی و توسعه‌ای است. جامعه‌ای که به سلامت زنان بی‌توجه باشد، دیریازود هزینه‌های سنگینی خواهد پرداخت. سرمایه‌گذاری در سلامت زنان، سرمایه‌گذاری برای نسل‌های آینده است. زنان نقش کلیدی در بازتولید اجتماعی، پرورش نسل‌ها و تقویت سرمایه اجتماعی ایفا می‌کنند.»

یکی از جدی‌ترین مسائل سلامت زنان در ایران، بیماری‌های غیرواگیردار است. سرطان پستان همچنان شایع‌ترین سرطان در میان زنان است و سالانه هزاران نفر را درگیر می‌کند. اهمیت موضوع تنها در مرگ‌ومیر نیست؛ بلکه کیفیت زندگی زنانی است که به دلیل تشخیص دیرهنگام یا نبود امکانات غربالگری، با مراحل پیشرفته بیماری روبه‌رو می‌شوند

 

بسیاری از آمارهای نظام سلامت به تفکیک زن و مرد ارائه نمی‌شود و نیازهای خاص زنان به طور دقیق شناسایی نمی‌شود. نگاه سیاست‌گذاری غالباً محدود به باروری و مسائل زایمان بوده است، درحالی‌که زنان در تمام دوره‌های زندگی با نیازهای ویژه سلامت مواجه‌اند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه