چشم‌انداز بحران آب تهران؛ زیر تیغ خشکسالی و بی‌برنامگی





چشم‌انداز بحران آب تهران؛ زیر تیغ خشکسالی و بی‌برنامگی

۱۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۳۵

تهران اکنون بیش از هر زمان دیگری در چنبره یک واقعیت تلخ گرفتار آمده است: بحران آب. این بحران از تابستان گذشته تاکنون، سایه خود را بر زندگی میلیون‌ها شهروند گسترده است. اما آنچه در این میان، دردناکتر از خشکسالی طولانی است، شیوه مدیریت منفعلانه و پیام‌رسانی نامؤثر متولیان امر است.

به‌گفته مسئولان، ذخایر سدهای تأمین‌کننده آب پایتخت به سطح قرمز و بی‌سابقه در دهه‌های اخیر سقوط کرده است. بااین‌حال، واکنش کلی مدیریت بحران، بیش از آنکه شبیه یک برنامه حساب‌شده از قبل برای مواجهه با یک وضعیت اضطراری باشد، به یک کنش منفعلانه و شتاب‌زده شباهت داشته است.


اضطرارزدایی!

در چندماه‌ اخیر، جای خالی یک رویکرد مدیریتی منسجم و صادقانه به‌وضوح احساس شده است. مسئولان، وضعیت را ابهام‌آمیز نگاه داشتند. از یک‌سو، از بحران و شرایط بی‌سابقه سخن گفتند و از سوی دیگر، با اصطلاحات «کاهش فشار» و «مدیریت مصرف»، از به‌‌کاربردن واژگان صریح و ایجادکننده حس اضطرار اجتناب کردند. عدم شفافیت و زبان مبهم در گفتار مسئولان، نه‌تنها اعتماد عمومی را مخدوش کرد، بلکه مانع از شکل‌گیری حس واقعی اضطرار و بحران در مردم شد که لازمه مشارکت داوطلبانه برای کاهش مصرف است. این رویکرد به پیام‌رسانی آشفته‌حال منجر شد که رنگ‌وبوی مدیریت مصرف نداشت.

شاید بارزترین نمونه مدیریت منفعلانه، توصیه ناگهانی و بدون راهنمایی کافی به نصب پمپ و مخزن بود. آیا با این توصیه، انتظار می‌رفت مصرف آب کاهش یابد؟ چرا و چگونه؟ به‌نظر می‌رسد این اقدام، نه‌تنها باعث کاهش مصرف نشد، بلکه با هجوم مردم برای خرید تجهیزات، تقاضا در شبکه خانگی را افزایش داد. برای جبران کسری آب، طبق رویه مرسوم، بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی (چاه‌ها) افزایش یافت و این یعنی فشار مضاعف بر منابع آب زیرزمینی بحران‌زده و تعمیق بحرانی دیگر در دل بحران. از سوی دیگر، کسانی که مخزن نصب کردند، با ذخیره آب برای مواقع اُفت فشار، عملاً سیگنال کمبود آب را از دست دادند. این امر، نشان‌دهنده عدم شناخت رفتار مصرف‌کنندگان در استفاده از پمپ و مخزن است که درصورت اجرای قریب‌الوقوع جیره‌بندی، می‌تواند چالش‌هایی را برای جیره‌بندی مؤثر ایجاد کند. فقدان شفافیت در توصیه‌ها، درنهایت به ناکامی در تشویق مردم به کاهش داوطلبانه مصرف ختم شد.


افق پیش ‌رو

اکنون که از جیره‌بندی به‌صورت علنی صحبت می‌شود، باید با واقع‌بینی به چند پرسش پاسخ داد. با ذخیره حداقلی سدها، جیره‌بندی تنها یک اقدام اضطراری است برای توزیع اندک آب موجود، نه یک راهکار پایدار. آیا با توجه به ذخیره کنونی سدها و پیش‌بینی بارش، افق روشنی برای اثربخشی آن برآورد شده است؟ اگر پیش‌بینی بارش‌های مؤثر برای زمستان محقق نشود، جیره‌بندی فقط زمان خریدن است و این اقدام را نمی‌توان فراتر از یک تسکین‌دهنده کوتاه‌مدت دانست. تهران با اتکا فزاینده به منابع از رمق‌افتاده آب زیرزمینی، گرفتار یک چرخه معیوب است. فشار بر چاه‌ها به تشدید فرونشست زمین و خالی‌شدن آبخوان‌ها منجر می‌شود.

اگر الگوی کنونی -بی‌برنامگی، انفعال، عدم شفافیت و گفت و گو با مردم- ادامه یابد، زمستان ۱۴۰۴ نه‌تنها پاییز خشک را جبران نمی‌کند، بلکه بهار ۱۴۰۵ را با سدهای خالی و تنش‌های اجتماعی آغاز خواهد کرد. مهاجرت از تهران می‌تواند شدت پیدا کند و استان‌های مجاور را تحت فشار قرار دهد.


توصیه‌ها

چشم‌اندازی که برای ادامه این وضعیت می‌توان متصور بود، بدون یک تغییر پارادایم، بازتکرار بحران‌های فزاینده است؛ دوره‌های قطعی طولانی‌تر آب، کاهش کیفیت آب و تشدید فرونشست. عبور از این وضعیت نیازمند یک بازنگری عاجل است که در چند توصیه زیر خلاصه می‌شود:

به‌نظر نگارنده، نخستین و مهم‌ترین گام، بازگشت به شفافیت و صداقت است. مسئولان باید با زبانی صریح و صادقانه، مردم را از وضعیت واقعی و دلایل ریشه‌ای بحران مطلع سازند. اعلام زمان‌بندی دقیق و برنامه جیره‌بندی، حتی اگر تلخ باشد، بهتر از ابهام اضطراب‌آور است.

دوم، تمرکز مدیریت باید از توصیه صرفه‌جویی به مردم به مدیریت تقاضا در سطح ساختاری، یعنی مجموعه‌ای از اقدامات و سیاست‌های کلان و زیربنایی که هدف آن تطابق پایدار تقاضای آب با عرضه محدود آن در بلندمدت است، تغییر یابد. نوسازی شبکه فرسوده توزیع آب که بخش قابل‌توجهی از آب را هدر می‌دهد و استفاده از قیمت‌گذاری تصاعدی بازدارنده برای مشترکان پرمصرف، ضروری است.

سوم، تهران باید از وابستگی صرف به سدها و چاه‌ها فاصله بگیرد. سرمایه‌گذاری واقعی و سریع در پروژه‌های بازچرخانی آب (استفاده از پساب تصفیه‌شده برای مصارف غیرشرب) باید به اولویت اول تبدیل شود.

چهارم، برای جلوگیری از اخلال در جیره‌بندی احتمالی، باید پروتکل‌های روشن و اجرایی برای نصب و استفاده از پمپ و مخزن تدوین شود تا این تجهیزات، به عامل بی‌عدالتی و ناپایداری شبکه تبدیل نشوند.

بحران آب تهران، مسئله مهندسی نیست؛ مسئله حکمرانی است. تا زمانی که مدیریت بحران با تعلل، ابهام و انفعال همراه باشد و شجاعت لازم برای اتخاذ تصمیمات سخت و صادقانه وجود نداشته باشد، تهران به‌ناچار به‌سمت سرنوشت تلخ شهر بی‌آب پیش خواهد رفت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

TAHRE SAALEHI

سلام .سپاس.سوالی که برام پراز ابهامه اینه که چرا در این وضعیت اضطرار همچنان باید آب صادر شود به کشورهای همساید.چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.حقمون مستقیما داره خارج میشه از کشور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق