کوروش؛ چهرهای میان تاریخ و سیاست
۷ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۰۶
شخصیت کوروش در جامعه، فرهنگ و تاریخ ایران، بهدلیل استفادههای مختلفی که جریانهای سیاسی برای پیشبرد اهداف ناسیونالیستی خود از آن کردهاند، از حالت یک شخصیت تاریخی صرف خارج شده و به یک شخصیت سیاسی تبدیل شده است. هیچکس در تاریخ ایران بهاندازه کوروش جنبه سیاسی پیدا نکرده است.
تا دوره قاجار، ایرانیها شناخت چندانی از کوروش نداشتند. شاید در کتب مقدس و تورات اشارههایی به او شده بود و نام ذوالقرنین مطرح میشد که در اوایل دوره پهلوی بهطور جدیتر مورد توجه قرار گرفت. اما در گفتمان تاریخی ایران اشاره خاصی به کوروش نمیشد و همین موضوع باعث شده است امروز برخی بهکلی منکر وجود او شوند. اما در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی، دیدگاه جدیدی در مورد تاریخ ایران شکل میگیرد که نتیجه نظرات روشنفکرانی مثل فروغی و پیرنیا است. از طرفی کشف استوانه کوروش زمینه مطالعه در مورد او را فراهم کرد.
در سال ۱۸۷۶ «هرمزد رسام» که به دستور «هنری کرِزویک راولینسون» در معبد اساگیلا در بابل شروع به کاوش کرد. در این کاوشها چند استوانه کشف شد، که یکی از آنها استوانه کوروش بود. این کشف نقطهعطفی در شناساندن کوروش به ایرانیان شد. در معبد اساگیلا احتمالاً استوانههایی از کمبوجیه و دیگر شاهان هخامنشی نیز وجود دارد، اما هنوز کاوشهای دقیقی در آن انجام نشده است. این استوانه در همان زمان به موزه بریتانیا رفت و امروز یکی از آثار شاخص موزه بریتانیا است و سالانه میلیونها نفر برای بازدید از آن به این موزه میروند.
اتفاق دیگر این بود که در این مقطع، انجمن آثار ملی تأسیس شد که افراد برجستهای در آن حضور داشتند و نقش پررنگی در شکلدادن به هویت ایران در آن زمان ایفا کردند. یکی از این افراد «ارنست هرتسفلد» بود؛ باستانشناس برجستهای که به زبانهای باستانی مسلط بود و فارسی را بهخوبی میدانست. هرتسفلد پایاننامه دکترای خود را درباره پاسارگاد نوشت. یکی از کشفیات او، نقش برجستهای است که اکنون در کاخ دروازه پاسارگاد موجود است. این نقش برجسته بهنظر میآید بهنوعی گستردگی قلمروی کوروش را نشان میدهد. ترکیب بدنی که از حالت سهرخ دوره آشور و بابل به تصویر نیمرخ دوره هخامنشی رسیده است؛ بالها آشوری و بابلی هستند، لباس عیلامی است، تاجی هم که در این نقش برجسته میبینیم، اصالتاً مصری است، اما در آن زمان در فنیقیه هم رایج بوده. در مجموع میتوان گفت این نقشبرجسته محدودهای که در کتیبه بالای سر آن ثبت شده، «من شاه جهان هستم»، را بهصورت تصویری نشان میدهد. البته این کتیبه ناپدید شده و کسی از سرنوشت آن خبر ندارد. بسیاری معتقدند این نقشبرجسته در کاخ دروازه، نقش کوروش است. اما تصویری که امروزه از کوروش به نمایش گذاشته میشود، بهنظر نمیرسد تصویر دقیقی باشد. کلاهی که به سر او گذاشتهاند، اصلاً به فرهنگ این منطقه نزدیک نیست و بیشتر به یونانی، رومی و حتی دورانهای متأخر تعلق دارد.
بهمرور زمان اطلاعات بیشتری در مورد هویت کوروش به دست آمد؛ پاسارگاد کاوش و گزارشهای هرتسفلد از این مکان منتشر شد. این دوره همزمان با اوج قدرت رضاشاه بود. دورهای که در سطح جهانی، بهویژه در اروپا، موضوع ملیگرایی مطرح بود. در ایران هم این موضوعات بهطور جدیتر به بحث گذاشته شد. در این دوره بود که ایران از دیگر کشورها درخواست کرد نام ایران را در مکاتبات و نقشهها و مناسبات بینالمللی جایگزین نام پرشیا کنند.
در همین زمان بود که روشنفکران ایرانی تصمیم گرفتند کوروش را بهعنوان شخصیت ملی و نماد تاریخ و هویت ایرانی معرفی کنند. همانطورکه برای کشورهای غربی، شخصیتهایی مثل «ویلیام فاتح» یا «جرج واشنگتن» نماد ملتهایشان شدند، روشنفکران آن دوره به کوروش بهعنوان پدر ملت ایران نگاه کردند. در دوره رضاشاه، گرایش به باستانگرایی و تمرکز بر دوره هخامنشی، بهویژه شخصیت کوروش، آغاز شد. تصویر پاسارگاد روی سکهها و اسکناسها قرار گرفت و در دوره محمدرضاشاه این گرایشها شدت بیشتری گرفت. او خود را با کوروش مقایسه میکرد و تمبرهایی چاپ میکرد و مراسمی معروف هم در کنار آرامگاه کوروش در اوایل دهه ۵۰ برگزار کرد.
در دوران محمدرضاشاه، گرایش به باستانگرایی و بهویژه کوروش بهطور برجستهتری در تاریخ ایران گسترش یافت، تا جایی که حتی یک نسخه از استوانه کوروش به سازمان ملل اهدا شد. این تحولات موجب شد کوروش بهعنوان اولین نویسنده اعلامیه حقوق بشر در تاریخ شناخته شود، هرچند که امروزه باستانشناسان معتقدند موضوع حقوق بشر یک مفهوم مدرن است که نمیتوان آن را بهطور دقیق در جامعه باستانی تعریف کرد. آنها معتقدند هرچند شیوه کشورداری کوروش متفاوت از همعصرانش بوده، اما همسانی یک مدل امروزی بر وقایعی که ۲۵۰۰ سال پیش رخ داده، منطقی نیست. در اواخر دهه ۵۰ جریانهای مخالف سلطنت در انقلاب پیروز شدند. آنها ابتدا معتقد بودند تمام نهادهای سلطنتی باید از میان بروند؛ ماجرای تخریب تختجمشید هم در این شرایط شکل گرفت. مدتی پس از انقلاب، شور انقلابی جای خود را به رفتارهای متعادلتر داد. اما درعینحال جریانهایی هم مانند پورپیرار شکل گرفت که مدعی شدند همه مطالب درباره منشور و شخصیت کوروش ساختگی است. حکومت ایران در سالهای دهه ۶۰ موضع روشنی نسبت به کوروش نداشت، اما از اوایل دهه ۷۰ کمکم به آثار باستانی توجه شد و تابوی بازدید از آثار باستانی شکسته شد. مقامات هم به بازدید آثار باستانی از جمله تختجمشید رفتند، اما همچنان توجه به پاسارگاد تابو بود. تا اینکه یکی از چهرههای تندروترِ دینی «محمود احمدینژاد» این تابو را شکست و از پاسارگاد بازدید کرد. البته این اقدام هم لزوماً از حب کوروش نبود، بلکه پیگیری برنامه خودش بود. در زمان او، منشور کوروش از بریتانیا به ایران آورده شد و با استقبال مردم روبهرو شد. حدود ۵۵۰ هزار نفر از این منشور در موزه ملی ایران بازدید کردند. در دوره ریاستجمهوری احمدینژاد، برخی اقدامات دولتی در مواجهه با کوروش نقد شد. از همان زمان، موضوع هفتم آبان و روز جهانی بزرگداشت کوروش مورد توجه قرار گرفت. در تقویم بابلی هفتم آبان روزی است که کوروش وارد بابل شد و این روز بهتدریج یکی از جشنهای ملی غیررسمی در میان ایرانیان شد؛ در این روز جمعیت انبوهی به پاسارگاد میرفتند و این روز بهانهای برای نمایش اتحاد قومی ایرانیان شد، اما از جایی بهبعد اتفاقاتی رخ داد که به مذاق برخی خوش نیامد و محدودیتها آغاز شد و همچنان ادامه دارد. اما بالاخره باید تکلیف روشن شود؛ نمیشود هر سال روز هفتم آبان مسیر را بست و مردم را دستگیر کرد.
در همین وضعیت که مردم نسبت به کوروش توجه نشان میدهند، جریانهایی در داخل ایران هم وجود دارند که شروع به بدگویی از تاریخ ایران و شخصیتهای تاریخیاش کردهاند؛ در این سالها نمونههای زیادی مطرح شده که برخی تلاش میکنند وجود او را بهکلی تکذیب کنند. این تقابل بین دو گروه یک معضل است؛ اگر حل نشود و مسئله کوروش بهعنوان یک شخصیت تاریخی تعیینتکلیف نشود، ظرف چند سال آینده به وضع وخیمی میرسیم. توصیهای که میشود به سیاستگذاران داشت، این است که عاقلانهتر درباره کوروش فکر کنند و بهطور جزماندیشانه با این موضوع برخورد نکنند. مردم کوروش را دوست دارند؛ چه خوشمان بیاید و چه نیاید. بهتر است راهحلی پیدا کنید که مردم بتوانند هفتم آبان به پاسارگاد بروند، مانع آنان نشوید.
برچسب ها:
آثار باستانی، تاریخ، تاریخ ایران، کوروش، موزه بریتانیا، موزه ملی ایران، هخامنشی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
وزیر میراثفرهنگی خبر داد
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری بهزودی اعلام میشود
هشدار یک باستانشناس درباره تهدید غارهای تاریخی
هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینهسنگی
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
موزه شهدای مدرسه میناب باید به یک جریان فرهنگی جهانی تبدیل شود
گیسوم در آستانه ورود به فهرست روستاهای جهانی
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید