آرامش در حضور تقوایی





آرامش در حضور تقوایی

۵ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۵۵

ناصر تقوایی جایی گفته است: «عکاسی به من یاد داد هر نما باید خودش حرف بزند، بی‌ آنکه محتاج توضیح باشد.» این بیان، جوهره نگریستن او به عکاسی است. این جمله را کسی گفته که دلباخته و حیران پیچیدگی قصه و ادبیات است. گمان من از جهان عکاسانه تقوایی بدون در نظر داشتن اینکه من به‌عنوان نگارنده این سطرها، خود در زل همان خورشیدی متولد شده و زیسته‌ام که تقوایی از آن زیسته و برآمده، ممکن نیست. هر دو از پهنه دردمند، تودرتو و رازناک جنوب‌ایم. 

اینکه آن پهنه چگونه تقوایی را تقوایی کرده و در ادامه چطور تقوایی را به عکاسی که می‌شناسیم بدل کرده، غیرقابل‌انکار و چشم‌‌پوشی است. عکاسی شکل عریان‌شده ذات پیچیده هنرمند است؛ آن‌هم هنرمندی سخت و شگرف مانند ناصر تقوایی. اینکه می‌گویم عکاسی شکل عریان اندرونی هنرمند است را می‌کوشم بشکافم. تقوایی فیلمساز، تقوایی فیلمنامه‌نویس و تقوایی نویسنده «تابستان همانسال» که در همین کتاب می‌نویسند: «می‌گشتیم دنبال جای‌ ساکتی‌، همه‌ عرق‌فروشی‌ها ساکت بود، خلوت نبود. می‌رفتیم ایستگاه پنج، وسط نخل‌ها. آن‌جا پیرمردی‌ بود در یک اتاقک گلی‌، چراغ‌ها را خاموش می‌‌کرد و کهنه دود می‌کرد که بوی‌ تریاک از اتاق بیرون نرود». 

اینجا، اینجا که تقوایی می‌گوید؛ می‌گشتیم دنبال جای ساکتی. 

برای من، عکاسی تقوایی همین جای ساکت است، درست همان‌جایی که دنبالش بود را پیدا کرده بود. من نخلستان‌های ساکت عکس‌های تقوایی را خوب می‌فهمم، همان‌طورکه سکوت زنگ‌زدگی و پوسته‌پوسته‌شدن در عکس‌های تقوایی را می‌فهمم. تقوایی همچنان که تنیدگی‌اش با تولدگاهش را پاس می‌دارد، درعین‌حال یک راز نهفته‌ای را هم به ما می‌گوید که در مرگش افشا می‌شود.

عکس‌های ساکت تقوایی آنقدر به سنت و مرام خود تقوایی نزدیک‌اند که نه‌تنها تمام نمی‌شوند، بلکه دعوتی‌اند به سکوت و علیه پیچیدگی‌های زندگی که او را محضر خودش گرفت. 

کاش مرضیه، میراث‌دار وفادار تقوایی، عکاس‌های بیشتری از تقوایی نشانمان دهد. چون آنها بی‌تردید آرامش در حضور تقوایی‌اند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق