فرصت ازدسترفته ایران در کنگره جهانی حفاظت ۲۰۲۵
۱۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۰۶
کنگره جهانی حفاظت اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) یکی از بزرگترین و مهمترین رویدادهای زیستمحیطی دنیاست که هر چهار سال، دانشمندان، سیاستگذاران و فعالان محیطزیست از سراسر جهان گرد هم میآورد تا درباره آینده طبیعت تصمیم بگیرند.
کنگره ۲۰۲۵ در ابوظبی برگزار شد؛ شهری که برای چند روز به مرکز گفتوگو درباره تنوعزیستی و آینده زمین تبدیل شد. بیش از ۹ هزار نفر از ۱۶۰ کشور حضور داشتند، اما در میان همه پرچمها و نامها، ایران غایب بود. نه نمایندهای رسمی از دولت، نه حضور فعالی از سازمان حفاظت محیطزیست. همین غیبت، خود پیامی تلخ بود: ما در گفتوگوی جهانی درباره آینده طبیعت کشورمان، جایی نداشتیم. غیبتی که تنها یک اتفاق اجرایی نیست، بلکه نشانهای از ضعف در دیپلماسی محیطزیست و ازدسترفتن فرصتی ارزشمند برای اثرگذاری در عرصه بینالمللی است.
چرا این کنگره مهم است؟
کنگره جهانی حفاظت اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) فقط یک نشست علمی نیست. این کنگره جایی است که سیاستهای جهانی درباره حفاظت از طبیعت شکل میگیرد. هر کشور در آن میتواند پیشنهاد بدهد، تصمیمسازی کند و در مسیر اجرای پروژههای بینالمللی نقش داشته باشد و برای کشوری مانند ایران، که از نظر تنوعزیستی در خاورمیانه جایگاهی ویژه دارد و درعینحال با بحرانهایی چون کمآبی، تخریب زیستگاهها و کاهش جمعیت گونههای شاخص روبهروست، حضور در چنین رویدادی یک ضرورت است نه یک انتخاب.
درواقع، هر حضور بینالمللی ازایندست میتواند درهای تازهای برای همکاریهای علمی، جذب بودجههای حفاظتی و حتی افزایش اعتبار کشور در حوزه محیطزیست باز کند.
برای ایران، حضور در IUCN اهمیت چندگانه دارد:
- علمی و پژوهشی: ارتباط مستقیم با مراکز علمی، کمیسیونهای تخصصی و فرصت همکاری بینالمللی.
- اقتصادی: جذب منابع مالی برای پروژههای ملی از صندوقهای جهانی مانند GEF و Green Climate Fund.
- سیاسی و دیپلماتیک: حضور در صحنه گفتوگوی جهانی، جایی که اعتبار، نفوذ و تصویر بینالمللی کشور ساخته میشود.
درواقع، IUCN عرصهای است که در آن علم و سیاست بههم گره میخورند و کشورها میتوانند از مسیر حفاظت از طبیعت، چهرهای مسئول، صلحطلب و پیشرو از خود نشان دهند.
چرا ایران حضور نداشت؟
در فهرست رسمی شرکتکنندگان کنگره ۲۰۲۵، نام ایران دیده نمیشد. درحالیکه کشورهای منطقه مانند امارات، قطر، عربستان، ترکیه و حتی افغانستان هیئتهای فعالی داشتند و پروژههای خود را معرفی کردند، ایران از این فرصت بینظیر جا ماند.
دلایل این غیبت را میتوان در چند عامل جستوجو کرد:
– کاهش ارتباطات بینالمللی سازمان حفاظت محیطزیست و تمدید نشدن عضویتهای رسمی در نهادهای جهانی؛
– مشکلات مالی و اداری که مانع از اعزام کارشناسان و تشکیل هیئتهای رسمی شده؛
– و شاید از همه مهمتر، نبود نگاه راهبردی به دیپلماسی محیطزیست در سطح ملی.
درحالیکه کشورهای همسایه با برنامهریزی دقیق حضور پیدا کردند و پروژههای مشترک منطقهای پیشنهاد دادند، ایران از صحنه گفتوگوهای جهانی کنار مانده بود.
در شرایطی که دیپلماسی محیطزیست به یکی از ابزارهای نرم قدرت در جهان تبدیل شده است، نبود ایران در چنین مجامعی بهمعنی ازدستدادن جایگاهی است که میتوانست برای کشور اعتبار و نفوذ ایجاد کند.
چه فرصتهایی از دست رفت؟
غیبت ایران در این کنگره فقط یک غیبت تشریفاتی نبود؛ پیامدهای واقعی داشت.
نخست اینکه در تدوین قطعنامههای منطقهای درباره بیابانزدایی، تغییراقلیم و حفاظت از گونههای آسیایی، نام ایران در میان امضاکنندگان نبود و ایران از فرایند تصمیمسازی جهانی درباره منطقه خود کنار ماند.
دوم، فرصت جذب منابع مالی بینالمللی از صندوقهایی مانند GEF و Green Climate Fund از بین رفت. پروژههای منطقهای بدون حضور ایران تعریف شدند. پروژههایی که میتوانست شامل تالابهای هامون، دریاچه ارومیه یا زیستگاههای زاگرس باشد.
سوم، صدای کارشناسان و پژوهشگران ایرانی که میتوانستند تجربههای ارزشمند خود را مطرح کنند، شنیده نشد. فرصت معرفی چهرهای مثبت از ایران در جهان از بین رفت و در شرایطی که بسیاری از کشورها از «دیپلماسی محیطزیست» برای بهبود تصویر جهانی خود بهره میگیرند، ایران در سکوت خبری از کنار این فرصت گذشت.
اینها همان فرصتهایی هستند که کشورهای دیگر بهخوبی از آن استفاده کردند و در پروژههای جهانی جایگاه خود را تثبیت کردند.
رسانهها و سکوتی که معنا دارد
شاید عجیبتر از غیبت ایران، سکوت رسانههای داخلی بود. درحالیکه رسانههای منطقهای بهصورت گسترده این کنگره را پوشش دادند و از حضور هیئتهایشان گزارش تهیه کردند، در ایران تقریباً هیچ اشارهای به این رویداد نشد.
این سکوت رسانهای فقط یک غفلت خبری نیست؛ نشانهای از شکاف عمیق میان محیطزیست و گفتمان عمومی در کشور است. درحالیکه در بسیاری از کشورها خبرنگاران محیطزیست از کنگرههای بینالمللی گزارش میفرستند و افکار عمومی را درگیر میکنند، در ایران چنین رویدادهایی حتی به گوش بسیاری از فعالان هم نمیرسد. این سکوت فقط یک بیخبری ساده نیست؛ بلکه نشان میدهد موضوعات محیطزیستی هنوز در رسانههای ما بهعنوان موضوعی ملی و سیاسی جدی گرفته نمیشوند. اگر قرار است محیطزیست در کشور جدی گرفته شود، باید رسانهها هم در این مسیر نقش فعالتری پیدا کنند؛ از اطلاعرسانی گرفته تا مطالبهگری.
اهمیت دیپلماسی محیطزیست
در قرن ۲۱، محیطزیست فقط یک موضوع علمی نیست؛ بخشی از سیاست خارجی و روابط بینالملل کشورهاست. کشورهایی که با زبان حفاظت از طبیعت وارد گفتوگو میشوند، اغلب در حوزههای دیگر نیز اعتبار و اعتماد بینالمللی بهدست میآورند. ایران با موقعیت ژئواکولوژیک ویژه، میتواند محور همکاریهای منطقهای در حوزه مدیریت آب، مقابله با بیابانزایی و حفاظت از گونههای مشترک باشد.
اما این هدف تنها زمانی محقق میشود که دیپلماسی محیطزیست با آموزش دیپلماتهای تخصصی، حضور فعال در نهادهای بینالمللی و ایجاد پیوند میان پژوهشگران و سفارتخانه بهصورت سازمانیافته دنبال شود. در جهانی که بحرانهای محیطزیستی مرز نمیشناسند، حضور در عرصههای بینالمللی بهمعنای حضور در آینده است.
مسیر بازگشت
غیبت در IUCN ۲۰۲۵ پایان راه نیست. بلکه زنگ هشداری است که باید ما را به بازنگری در سیاستهای بینالمللی محیطزیست کشور وادارد.
برای جبران، چند گام کلیدی ضروری است:
۱. احیای ارتباط رسمی ایران با IUCN و تمدید عضویتهای نهادهای ملی و NGOهای ایرانی؛
۲. بازنگری در ساختار و تشکیل کارگروه دیپلماسی محیطزیست با حضور کارشناسان، دانشگاهیان و دیپلماتهای باتجربه؛
۳. تربیت نسل جدیدی از کارشناسان بینالمللی محیطزیست؛
۴. حمایت از خبرنگاران و پژوهشگران محیطزیست برای حضور در رویدادهای جهانی؛
۵. همکاریهای منطقهای هدفمند با کشورهایی که تجربه و امکانات بیشتری دارند.
بازگشت ایران به صحنه جهانی حفاظت از طبیعت نهتنها بهنفع محیطزیست داخلی است، بلکه میتواند اعتبار بینالمللی کشور را در مسیری مثبت و سازنده تقویت کند. کنگره جهانی IUCN ۲۰۲۵ فرصتی بود برای گفتوگو، همکاری و تصمیمگیری درباره آینده زمین. فرصتی که ایران بهسادگی از کنار آن گذشت. در جهانی که هر روز بیشتر از گذشته درباره طبیعت تصمیمهای مشترک گرفته میشود، غیبت در این گفتوگو بهمعنای نداشتن صداست.
ایران با داشتن کوهها، جنگلها، تالابها و گونههایی که میراث طبیعی جهاناند، سزاوار آن است که در تصمیمهای جهانی درباره طبیعت حضور داشته باشد. حالا زمان آن رسیده که دیپلماسی محیطزیست، از حاشیه تصمیمها به متن سیاست و رسانه بازگردد. آینده حفاظت از طبیعت ایران، در گرو همین بازگشت است.
برچسب ها:
NGO، تخریب زیستگاه، تغییراقلیم، دریاچه ارومیه، دیپلماسی، سیاست خارجی، محیطزیست، میراث طبیعی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نوری پیشگام حوزه مسئولیت اجتماعی شد
رونمایی از تمبر «دلفین گوژپشت خلیج فارس»
ظرفیت تولید برق کشور از مرز ۱۰۰ هزار مگاوات گذشت
تحقق کامل سهم سالانه حقابه دریاچه ارومیه
انصاری:
امنیت ملی بدون توجه به محیطزیست ممکن نیست
پایش میدانی ارتفاعات لیسار و تالاب جوکندان با حضور مدیرکل حفاظت محیطزیست گیلان
شماره ۳۴۲۰ روزنامه «پیام ما» منتشر شد
روایت امید و فرسایش در میان کنشگران محیطزیست
تمبر یادبود دلفین گوژپشت خلیج فارس رونمایی شد
نگاهی به نقش کشاورزی و صنایع غذایی ایران در معادله تأمین غذای لبنان
امنیت غذایی در سایه بحران
چگونه مردمانـــــی هستیم؟
سه کنشگر محیطزیست از امید، فرسایش و ماندن میگویند
در گرداب ناامیدی، هنوز ایستادهایم
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید