مهرگان؛ آیینی که با وجود بی‌توجهی‌ها همچنان زنده است

نغمه‌ای کهن در آغاز پاییز





نغمه‌ای کهن در آغاز پاییز

۹ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۲۷

اوایل پاییز است و آغاز مهرگان. اما نه خوان ارغوانی گسترده می‌شود، نه تبریکی گفته می‌شود و نه جشنی برای آغاز پاییز برپا می‌شود. مهرگان هر سال می‌آید و در سکوت و سوز پاییز می‌گذرد. قرار بود امسال به پیشنهاد وزرای میراث‌فرهنگی، ارشاد، علوم و آموزش‌وپرورش، مسعود پزشکیان جشن مهرگان را به مردم ایران تبریک بگوید و برای برگزاری آن تدارکی اندیشیده شود تا شاید پس از ۴۷ سال، پزشکیان نخستین رئیس‌جمهوری باشد که دومین جشن ملی ایرانیان را بعد از نوروز به مردم ایران که از گذشته تا کنون این جشن را پاس می‌داشتند، تبریک بگوید. اما تا زمان تنظیم این گزارش خبر موثقی در مورد محقق شدن این برنامه وجود ندارد. بسیاری از اهالی فرهنگ معتقدند جشن مهرگان که به ثبت جهانی هم رسیده، مثل نوروز زنده نیست و کارکردهای خود را در ایران امروز از دست داده است. اما مردم‌شناسان این نظر را رد می‌کنند. آنها معتقدند جشن‌ مهرگان و دیگر جشن‌های آیینی در اسارت مرزهای سیاسی کشورها نمی‌گنجند، ماهیت این جشن‌ و آیین‌ها هنوز در میان مردم مورد توجه است؛ حتی اگر نام و شمایل آنها تغییر کند. از جمله «شبان میرشکرایی»، مردم‌شناس، که در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید دارد مهرگان با وجود تغییراتی که برخی مناطق داشته، با همان مفهوم، عملکرد و کارکرد همچنان برپا می‌شود.

جشن مهرگان دومین جشن ملی مهم ایرانیان بعد از نوروز بود. جشنی که هر سال و در ابتدای پاییز برگزار می‌شد. با اینکه این جشن در فهرست میراث‌ ناملموس و در زمره جشن‌های مهم دنیا در فهرست جهانی یونسکو به ثبت رسیده است و همانند نوروز دارای سفره و مراسم آیینی است، اما به‌ندرت دیده می‌شود مردم و مسئولان برای ترویج و برگزاری این رسم کهن، کاری کنند و تدارکی ببینند. جشنی که به‌واسطه ثبت در فهرست میراث جهانی باید در حد نامش به آن توجه شود. اما دریغ از گستراندن یک سفره‌ نمادین توسط مسئولان یا نمایندگان تشکل‌های فرهنگی و مردمی در جهت حفظ و معرفی آن!


آیین‌ها می‌مانند؛ حتی اگر دگرگون شوند

بسیاری بر این باورند که جشن‌های کهن ایران باستان مثل مهرگان به‌دلیل سال‌ها بی‌توجهی دیگر در زندگی مردم جایی ندارند و کارکرد خود را از دست‌ داده‌اند. اما مردم‌شناسان این نظر را قبول ندارند و می‌گویند جشن‌ها و سوگ‌ها آیین‌هایی هستند که نمی‌میرند و در جامعه ایرانی هنوز زنده‌ هستند؛ حتی اگر تغییر شکل و کارکرد داده باشند. «شبان میرشکرایی»، مردم‌شناس و کارشناس میراث‌فرهنگی که مسئولیت تهیه پرونده ثبت جهانی یلدا و تیرگان را به‌عهده داشت، به «پیام ما» می‌گوید: «چندان با این رویکرد که معتقد است جشن‌های ایرانی مثل مهرگان از بین رفته و فراموش شده، موافق نیستم. شاید در بخش‌هایی از جامعه ایرانی فراموش شده باشند، ولی به‌طور کامل فراموش نشده‌اند؛ چون اگر چنین بود هرگز قابلیت ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو پیدا نمی‌کرد.» میرشکرایی بر این باور است که «جشن مهرگان در زمره جشن‌هایی است که صورت و شمایل آن به‌ویژه در جامعه روستایی ایران تغییر پیدا کرده و شاید بعضاً دیگر به‌نام مهرگان هم شناخته نشود. اما این جشن با همان مفهوم، عملکرد و کارکرد همچنان برپا می‌شود.»

این مردم‌شناس در پاسخ به اینکه ارتباط میان حوزه‌های فرهنگی جشن‌ مهرگان با توجه به اشتراکات و مشابهت‌های نزدیکی که با جشن نوروز دارد، به چه صورت ادامه دارد؟ می‌گوید: «این پرسش که حوزه‌های فرهنگی این جشن کجاست یا از نظر زمانی قدمت مهرگان به چه دروه‌ای می‌رسد، کاملاً با اصالت این جشن‌‌ها مرتبط است. به‌عبارتی، جشن نوروز، تیرگان و مهرگان از جمله جشن‌هایی هستند که کاملاً مبتنی‌بر طبیعت هستند و شما نمی‌توانید زمان مشخص برای ایجاد یا تولد آن تعیین کنید. به‌هیچ‌وجه نمی‌توانید بگویید نوروز پنج‌هزارساله است یا مهرگان ۱۰ هزار سال قدمت دارد. قدمت این جشن‌ها به تعامل انسان با طبیعت در حوزه‌ جغرافیای فرهنگی یک سرزمین برمی‌گردد و این یکی از مهمترین نکاتی است که باید به آن پرداخت. باید توجه داشت که میراث‌فرهنگی ناملموس به‌ویژه در حوزه آیین‌ها در گذر زمان و تاریخ تغییر می‌کند، حتی نام آنها تغییر می‌کند، اما هرگز ماهیت، زمان و رویکرد آن از بین نمی‌رود.»

او در پاسخ به این سؤال که آیا جشنی در ایران وجود دارد که از ویژگی‌های مهرگان و نوروز برخوردار، اما فراموش شده باشد؟ می‌گوید: «هیچ‌کدام از جشن‌ها و سوگ‌های ما از یاد نرفته‌اند؛ چون این جشن‌ها و آیین‌ها مبتنی‌بر جغرافیای فرهنگی شکل گرفته است. شکل‌ها و نام‌های آن تغییر پیدا کرده، اما ماهیت آنها همچنان زنده است. البته باید در نظر داشت در زمانی یک آیین صرفاً به یک جامعه محدود می‌شود و مثلاً مربوط به یک شغل است. این آیین‌ها ممکن است در طول تاریخ کمرنگ شده باشند، اما حتی همان آیین‌ها هم از بین نرفته است. بااین‌حال، این موضوع بسیار مهم است که چگونه می‌توانیم به معرفی و ترویج هر چه بهتر آیین‌های کهن ایران از جمله جشن مهرگان بپردازیم.»

به‌اعتقاد میرشکرایی اولین و مهمترین گامی که در جهت معرفی و ترویج جشن مهرگان برداشته شد، ثبت آن در فهرست ملی و مهمتر از آن در فهرست جهانی است: «ثبت در فهرست مواریث ملی ناملموس اولین گام در جهت معرفی است. کارکرد معرفی هم آگاهی‌افزایی است. شما به میزانی که در این حوزه آگاهی‌افزایی داشته باشید، می‌توانید انتظار داشته باشید بخش‌های بیشتری از جامعه با این اثر و با این ارزش فرهنگی آشنا شوند. بخش مهم این اتفاق به فعالیت رسانه‌ها برمی‌گردد که چقدر از تأثیر مواریث ناملموس در زندگی مردم شناخت دارند.»

او درباره جنبه‌های آگاهی‌بخشی در جامعه می‌گوید: «یکی از مهمترین جنبه‌های آگاهی‌افزایی در حوزه میراث‌فرهنگی ناملموس این است که جشن‌ها و آیین‌ها در اسارت مرزهای سیاسی نیست. این رسوم کهن درواقع حوزه‌های فرهنگی هستند که با یکدیگر تلاقی و اشتراکات بسیاری دارند. میراث ملموس یک جسم دارد و آن جسم در آن سرزمین یک مالکیت حقوقی دارد و مالکیت حقوقی قائل به مرزهای سیاسی می‌شود. اما میراث‌فرهنگی ناملموس درحقیقت زاینده صورت‌های میراث‌فرهنگی ملموس است و آنچه باعث پدید آمدن میراث ملموس می‌شود، همین پایه‌های میراث‌ ناملموس است.»

«محمد مکاری»، پژوهشگر پژوهشکده مردم‌شناسی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، درباره اهمیت جشن مهرگان به این موضوع اشاره می‌کند که جشن باستانی مهرگان از جمله مهمترین جشن‌های باستانی ایرانی است که هر ساله توسط زرتشتیان ایران در مناطقی از کرمان و یزد و… اجرا می‌شود. خوشبختانه این جشن کاملاً ایرانی با همکاری کشور تاجیکستان در قالب یک پرونده مشترک در فهرست جهانی یونسکو (ماده ۱۶ کنوانسیون پاسداری از میراث‌فرهنگی ناملموس مصوب سال  ۲۰۰۳ میلادی) به تصویب‌ رسیده است. به‌گفته این مردم‌شناس، طبق قانون این کنوانسیون جشن مهرگان نیز در زمره جشن‌های بااهمیت جهانی نیز محسوب می‌شود که تاکنون تعداد ۲۶ اثر میراث‌فرهنگی ناملموس از ایران در این کنوانسیون ثبت شده‌اند. این تعداد در منطقه و حتی در آسیا یک رکورد محسوب می‌شود که البته نشانگر میراث‌فرهنگی عظیم و متنوع ایران است.


مهرگان یعنی…

این مردم‌شناس برجسته‌ ایرانی می‌گوید: «در تقویم باستانی ایران تمامی سی روز ماه نام‌های خاصی داشتند. در همه ماه‌ها نام روزی از ماه که با نام خود ماه مطابقت داشت، مبارک بود و آن روز جشن گرفته می‌شد. در این میان سه جشن نوروز، مهرگان و سده از بزرگ‌ترین جشن‌های ملی به‌شمار می‌رفتند که در برخی مناطق هم‌جوار ایران و حتی با آمدن اسلام در ایران نیز رایج بودند. مهرگان بعد از نوروز دومین جشن مهم ایرانیان بود و هرساله در ابتدای پاییز برگزار می‌شد. در مورد علت برپایی جشن مهرگان و نامگذاری آن در کتب تاریخی مطالب متعددی آمده است. برخی نام مهرگان را به مهر یا میترا نسبت می‌دهند. مهر از ایزدان مهمی است که نام او در اوستا آمده با دوستی و رعایت عهد و پیمان گره خورده و طرفدار راستی و دشمن دروغ معرفی شده است. ازآنجاکه الهه مهر از اعتبار والایی برخوردار بوده، در این روز باشکوه‌ترین جشن‌ها برگزار می‌شود. عده‌ای واقع شدن روز مهر در ماه هم نامش را دلیل جشن گرفتن آن دانسته‌اند. دلیل دیگری که به این جشن مهرگان می‌گویند و بیشتر معتبر است، قیام کاوه آهنگر و پیروزی بر ضحاک و به پادشاهی نشستن‌ فریدون است. گروهی نیز معتقدند «یکی از پادشاهان ظالم ایران که مدتی فرمانروایی کرد، مهر نام داشت و ستمگر بود و چون جان داد، جشن گرفتند. نام او مهر بود و چون جان داد، مهر جان داد گفتند و این روز را روز اول زمستان نامیدند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ