چگونه شبهعلم، افکار عمومی سیاستگذاری آب ایران را منحرف میکند؟
از علم تا رؤیافروشی
بارورسازی و تغییر مسیر ابرها یکی از معروفترین شبهعلمهایی است که در ایران طرفداران زیادی دارد
۱۷ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷:۲۲
بحران آب در ایران، داستانی پیچیده و چندلایه است؛ روایتی نه از یک حادثه ناگهانی، بلکه از روندی طولانیمدت که هم عوامل طبیعی و هم دستاندازیهای انسانی در آن سهم دارند. کاهش بارندگی و تغییراقلیم، تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از سهم این بحران را به خود اختصاص دادهاند. سهم عمده و فاجعهبارتر در ایجاد بحران آب را مدیریت نادرست منابع آب، توسعه بیرویه کشاورزی پرمصرف، انتقال آبهای گسترده و حفر چاههای غیرمجاز فراوان، جانمایی و بارگذاری صنعتی و جمعیتی بیش از توان اکولوژیکی مناطق مختلف کشور، بهویژه مناطق مرکزی و تخریب اکوسیستمهای طبیعی، برعهده دارند. مشکل اصلی اینجاست که مصرف آب کشور در بخشهای شرب، صنعت و کشاورزی به حدود ۹۶ میلیارد مترمکعب رسیده، درحالیکه میزان مجاز برداشت از منابع آب تجدیدپذیر، فقط ۴۲ میلیارد مترمکعب است. این عدم توازن (بهرهبرداری بیش از ۲۰۰ درصدی نسبت به حد مجاز) که مسئله اصلی و واقعی آب ایران است، نهتنها باعث کمآبی یا خشکی رودها و چشمهها و دریاچهها شده، بلکه دشتها را هم تشنه و دچار فرونشست کرده است و رشد بیابانزایی را نیز در پی داشته است.
در چنین شرایطی که اضطراب و نگرانی جامعه را فرا گرفته، طبیعی است که هر راهکاری، حتی اگر بویی از واقعیت نبرده باشد، همچون ناجی بهنظر رسد. اینجاست که «شبهعلم» وارد میدان میشود و با ظاهری فریبنده و وعدههای «نجات فوری»، از اضطرار اجتماعی سوءاستفاده میکند. شبهعلم ادعاهایی با ظاهر علمی، اما بدون روششناسی معتبر، شواهد تجربی و تخصص مرتبط است که برای حل مسائل پیچیده مطرح میشود. متأسفانه، این پدیده در فضای مجازی بهسرعت گسترش مییابد و افراد غیرمتخصص اما پرنفوذ یا خوشزبان، با اعتمادبهنفس بالا و استفاده از اصطلاحات علمی بدون عمق، مخاطب را تحتتأثیر قرار میدهند و منجر به انحراف اذهان از مسیر درست و بنیادین و حتی منجر به سیاستگذاریهای مخرب یا غیراولویتدار میشوند.
علم، چراغ راه مدیریت
علم مجموعهای از دانش منظم و قابلآزمایش است که برپایه مشاهده، تجربه، آزمایش و پژوهش دقیق، شواهد مستند و تحلیل منطقی بنا شده و قابلیت تکرارپذیری و پیشبینی پذیری دارد. در حوزه آب، متخصصان هیدرولوژی، اقلیمشناسی، هیدروژئولوژی و مهندسی آب، با بهرهگیری از دادههای دقیق، مدلهای علمی و سالها تجربه، راهکارهایی پایدار و مبتنیبر شواهد ارائه میدهند. این راهکارها شامل موارد زیر است:
مدیریت تقاضا و مصرف: بهجای تمرکز صرف بر افزایش تولید و عرضه، صرفهجویی، بهبود بهرهوری و کاهش مصرف آب در بخشهای مختلف، بهویژه کشاورزی که بیشترین سهم را در مصرف آب دارد، یکی از راهکارهای اساسی است. مثال آن امکان کاهش هدررفت حدود ۵۰ درصدی بخش شرب بهجای توسعه آبشیرینکنها یا حفر چاههای جدید و یا امکان کاهش تا ۷۰ درصدی مصرف آب بخش کشاورزی غرقابی نخیلات و برخی کشتها با جایگزینی شیوههای نوآورانه آبیاری است. با کاهش هدررفت محصولات کشاورزی میتوان تا بیش از ۱۵ میلیارد مترمکعب آب در سال صرفهجویی کرد.
تصفیه و بازچرخانی آب: استفاده مجدد از آبهای خاکستری و فاضلاب تصفیهشده در مصارف غیرشرب بهخصوص صنعت. مثال آن، کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی مصرف شرب با بازچرخانی آب خاکستری و حذف یا کاهش بیش از ۵۰ درصدی مصرف آب صنایع با استفاده از پساب تصفیهشده فاضلاب است.
حفاظت از منابع آب: نگهداری و احیای تالابها، رودخانهها و سفرههای آب زیرزمینی. بهطور مثال با حفاظت از منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از فرونشست دشتها باعث میشویم بخش قابلتوجهی از باران هرساله در زیر زمین ذخیره شود. درصورتیکه با حفاظت نکردن از این منابع، همه این آب بهجای تغذیه به سیل تبدیل شود. سیاستهای آبی کشور نشاندهنده گسیل بیش از ۹۰ درصد بودجه آب کشور بهسمت تولید و عرضه و کمتر از ۸ درصد برای حفاظت از منابع آب است.
سازگاری با اقلیم: توسعه روشهای کشاورزی کمآببر و مقاوم به خشکی، خاکورزی حفاظتی و توسعه آبیاری نوین و زیرسطحی و روشهایی که تبخیر سطحی منابع آب را کاهش میدهند، صرفهجویی قابلتوجهی را در مصرف آب ممکن میسازند. خاکورزی حفاظتی بهتنهایی میتواند ۱۱ درصد کاهش مصرف آب را رقم بزند.
اصلاح الگوی کشت: تغییر الگوی کشت محصولات پرآببر بهسمت محصولات با نیاز آبی کمتر. با اصلاح الگوی کشت و بهینهسازی الگوی کشت موجود، امکان کاهش مصرف تا ۵۰ درصد امکانپذیر است.
تجارت آب مجازی: با بهرهگیری هدفمند از تجارت آب مجازی، میتوان از مزیتهای نسبی هر منطقه در تولید محصولات کممصرف یا پرمصرف بهره گرفت و با انتقال غیرمستقیم نیاز آبی از مناطق کمآب به مناطق پرآب، به مدیریت بهینه منابع آب کشور کمک کرد. این رویکرد، ضمن کاهش فشار بر منابع آبی داخلی، امکان تنظیم الگوی کشت و واردات و صادرات هدفمند براساس ظرفیت اکولوژیک هر منطقه را فراهم میکند. میزان صرفهجویی ممکن در منابع آب از طریق تجارت آب مجازی در ایران بین ۱۰ تا ۲۵ درصد کل منابع تجدیدپذیر سالیانه کشور است.
مشارکت مردمی: آموزش و توانمندسازی جامعه برای مشارکت فعال در مدیریت منابع آب. براساس مطالعات علمی و تجربیات داخلی، آموزش و مشارکت اجتماعی میتواند تا حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش مصرف منابع آب را در سطح ملی رقم بزند. تغییر رفتار مصرفی و افزایش بهرهوری مصرف آب و بهبود حفاظت منابع آب از جمله دلایل این کاهش مصرف است.
سرابهایی در کویر بحران
در مقابل علم، «شبهعلم» قرار دارد که در شرایط بحران، همچون سراب در دل کویر، چشمها را به خود خیره میکند. به باورها، روشها یا نظریههایی گفته میشود که ادعای علمی بودن دارند، اما فاقد روششناسی علمی و قابلیت آزمایش هستند و بر شواهد ضعیف و فردی تأکید دارند و دارای زبان علمینما و مقاوم در مقابل نقد و بررسی هستند. این ادعاها معمولاً توسط افراد غیرمتخصص اما پرنفوذ یا خوشسخن مطرح میشود و در فضای واقعی یا مجازی بهسرعت گسترش مییابد. در سالهای اخیر، نمونههای بارزی از شبهعلم در حوزه آب و حتی سلامت عمومی در ایران مطرح شده که لازم است با دقت بررسی شوند:
بارورسازی ابرها: هرچند بارورسازی ابرها یک روش علمی است و دنیا بهصورت علمی و آزمایشگاهی به آن میپردازد، اما اثربخشی آن در بهترین حالت کمتر از ۱۰ درصد افزایش بارش است و تنها در شرایط خاص جوی (ابرهای مستعد بارش) قابلاجراست. در مناطق خشک و کمرطوبت مانند قم، اصفهان یا برازجان، این روش عملاً بیاثر است. اما متأسفانه، گاه بهعنوان راهحل نجاتبخش در مقیاس کلان معرفی میشود و زمان و منابع مالی قابلتوجهی به آن اختصاص مییابد، بدون آنکه نتایج عملی قابلاتکایی داشته باشد.
ادعای پایان خشکسالی: این مورد یکی از بارزترین نمونههای رؤیافروشی بدون هیچگونه پشتوانه علمی توسط یکی از تریبونداران سیاسی پرنفوذ بدون هیچگونه تخصص یا تجربهای در زمینه علوم آب و هواشناسی است. این ادعا در اواسط دهه ۹۰ مطرح و بهدلیل شبکه قوی و تأثیرگذاری قابلتوجه این فرد در جامعه، بهسرعت و در مقیاس گسترده در بین مردم و مسئولین نشر یافت؛ بدون اینکه هرگونه داده یا مستندی برای راستیآزمایی در اختیار جامعه علمی کشور قرار دهد. تأثیرگذاری این سخنرانیها در حدی بود که متخصصان درصورت نقد این سخنان حتی در فضای مجازی، مورد هجمه قرار میگرفتند. این درحالیاست که وقوع خشکسالی در کشور ایران یک روند کاملاً طبیعی در صدها و هزاران سال تاریخ این سرزمین است. با این تفاوت که در روزگار کنونی، جامعه و مدیران بهدنبال مقابله و برخورد با آن هستند، ولی ایرانیان عهد قنات و آبیاری زیرسطحی کوزهای و چاخته انگوری، با نبوغ و تلاش و همدلی، راه سازگاری با شرایط اقلیمی و استفاده از دانش و تدبیر برای مدیریت منابع آب موجود را انتخاب کردند و با این توانمندی، بزرگترین تمدن بشری را در همین سرزمینی که دعای هر روزهشان حفظ سرزمینشان از خشکسالی و دروغ و دشمن بود، بهوجود آوردند.
ادعای تغییر مسیر ابرها و ایجاد باران فراوان با فناوریهای الکترونیکی: این مورد، یکی از بارزترین مثالهای شبهعلم و رؤیافروشی است. از این پروژه تاکنون هیچ سند و مدرک علمی یا مقاله منتشرشدهای در مجلات پژوهشی معتبر ملی یا بینالمللی برای توضیح روش کار و نیز نتایج ارائه نشده و فقط به عکس و فیلم و گزارشهایی حجیم از کلیگوییها و مطالب تکراری، بهویژه در فضای مجازی، بسنده شده است.
با وجود عدم ارائه هیچ سند و مدرک علمی یا تأییدیه اصول علمی، بارها و بارها امکان و اجازه انجام آزمایش در این زمینه داده شده است:
- سال ۱۳۸۹ در کویر میقان، سال ۱۳۹۰ در پارک چیتگر تهران، حدود سال ۱۳۹۵ روی سد کارون ۲ با نظارت شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران.
- پروژههای پراکنده در چادگان، چلگرد، کاشان، اصفهان و گاوخونی که هیچیک ادامهدار نبود و نتایج کاملی از آنها منتشر نشد.
پروژه آب ژرف: این پروژه با ادعای وجود منابع عظیم آب در اعماق زمین و حل مشکل آب سیستان و حتی ایران مطرح شد، بدون آنکه مطالعات زمینشناسی و هیدروژئولوژیک معتبر آن را تأیید کنند. حجم لنزهای زیرزمینی (که عموما بسیار کوچک هستند) آب ژرف که تجدیدناپذیر و عمدتاً فوق شور هستند و مقایسه میزان کمبود آب سالانه کشور با این حجم، نشاندهنده غیرمنطقی بودن این راهکار است. این پروژه با هزینه گزافی انجام شد، ولی اثربخشی آنها هیچگاه مشخص نشد و با وجود آنهمه هزینه برای این پروژه، مشکلات آب سیستان همچنان پابرجاست. لازم به ذکر است هر بار که ابعاد و جزئیات این پروژه مورد سؤال کارشناسان قرار میگرفت، با پاسخ «اطلاعات پروژه محرمانه است» مواجه میشدند و عملاً تاکنون امکان ارزیابی علمی پروژه و نتایج آن به محققان مستقل داده نشده و از در معرض ارزیابی قرار دادن این پروژه خودداری شده است. کشورهایی مانند عربستان نیز که به این منبع تجدیدناپذیر و کمحجم متوسل شدند، پس از چندسال و البته وقتی که آن منبع را برای همیشه نابود کردند، به اشتباه خود پی بردند.
ادعای وجود رودخانههای عظیم زیرزمینی: ادعاهایی مبنیبر پیدایش دو رودخانه زیرزمینی با میلیاردها مترمکعب آب در سال در زیر سیستان و بوشهر و تخلیه آنها به خلیجفارس و دریای عمان، بدون مستندات علمی و نقشههای هیدروژئولوژیک مطرح شده است و بارها در فضای مجازی بهصورت گسترده منتشر و افکار عمومی و حتی برخی تصمیمگیران را تحتتأثیر قرار داده. مقایسه این حجم با رودخانه کارون، بهعنوان پرآبترین رودخانه ایران، و تأثیری که بایست این حجم آب شیرین بر کاهش شوری آب خلیجفارس بگذارد و اثرات آن بروز یابد، پوچ بودن این ادعا را روشن میسازد.
این طرحهای بدون پایه علمی، سبب هدررفت منابع مالی، ایجاد امید کاذب و تأخیر در اجرای راهکارهای واقعی میشوند و اذهان را از مدیریت منابع آب موجود کشور با شبهعلمهایی مانند هارپ و تغییر مسیر ابرها و رودخانههای زیرزمینی و آب ژرف و استفاده از رطوبت هوا و حتی نصب آبشیرینکنهای عظیم و انتقال آب از خلیجفارس و دریای خزر و دریای عمان به اقصی نقاط کشور با هزینههای مالی و خسارات زیستمحیطی غیرقابلجبران، منحرف میکنند.
در مورد وابسته کردن کشور به آب آبشیرینکنها باید وابستگی هرچه بیشتر کشور به کشورهای خارجی بهخصوص آمریکا، بهعنوان سازنده اصلی ممبرین آبشیرینکنها، و در خطر افتادن امنیت ملی را در نظر داشت که از چشمها دور نگه داشته شده است. این درحالیاست که کشورهای دارنده تکنولوژی آبشیرینکن نیز تأمین آب از این طریق را بهدلیل هزینههای زیاد محیطزیستی و مالی آن، بهعنوان آخرین گزینهها مدنظر قرار میدهند.
سؤال ساده اما بسیار مهم در مورد ارائه این راهکارها برای ایران این است که چرا آمریکا با وجود دچار بودن برخی از مناطقش به خشکسالی شدید، مانند کالیفرنیا، به این راهکارها متوسل نشده و منتظر دورههای ترسالی یا راهحلهای معجزهوار نمانده است؟ چرا کالیفرنیا راه نجات را در مدیریت تقاضا و مصرف و بهرهوری آب، بهجای این روشها یا انتقال آبهای گسترده از درون سرزمین (مانند انتقال آب از کارون یا مشابه قمرود) یا از دریا (مانند انتقال آب دریای عمان به کویر مرکزی ایران) یافته است؟
– آیا آمریکا و کالیفرنیا به تکنولوژی بارورسازی ابرها، آبهای ژرف، آبشیرینکن و انتقال آبهای بزرگمقیاس و… دسترسی ندارد؟
– آیا کالیفرنیا بهعنوان اقتصاد چهارم دنیا، از نظر مالی فقیرتر از عربستان و امارات یا ایران است و امکان تأمین مالی اینگونه پروژهها را ندارد؟
– و یا اینکه آمریکا مثل ایران و عربستان به دریا دسترسی ندارد؟
واقعاً دلیل گسیل بیش از ۹۰ درصد بودجه آب کشور بهسمت طرحهای توسعهای غالباً ضد محیطزیستی فاقد ارزیابی علمی دقیق مبتنیبر تولید و عرضه، بهجای حفاظت از منابع موجود و مدیریت مصرف و تقاضا و بهرهوری، برعکس ایالت کالیفرنیا چیست؟
چرا جامعه به شبهعلم گرایش پیدا میکند؟
پذیرش شبهعلم در جوامع بحرانزده، پدیدهای قابل پیشبینی است. در شرایط اضطرار، مردم بهدنبال امید فوری هستند و پذیرش ادعاهای سادهانگارانه افزایش مییابد. عوامل متعددی زمینهساز گسترش شبهعلم میشوند:
- ضعف آموزش علمی و تفکر نقاد: عدم آموزش کافی در زمینه تفکر علمی و توانایی تحلیل انتقادی، افراد را مستعد پذیرش ادعاهای بدون پشتوانه میکند.
- وابستگی جامعه به باورهای غیرمنطقی و تمرکز بر احساسات بهجای منطق: در جوامع دارای باورهای غیرمنطقی و احیانا معتقد به برخی خرافات یا جوامعی که نقش احساس در تصمیمگیری در آن جوامع بیشتر از نقش منطق است، شبهعلم بسیار راحتتر پذیرفته میشود.
- سلطه رسانههای غیرتخصصی: انتشار گسترده اطلاعات نادرست و اغراقآمیز در فضای مجازی و برخی رسانهها، به شیوع شبهعلم دامن میزند.
- بیاعتمادی به نهادهای رسمی و متخصصان: وقتی اعتماد عمومی به مراکز علمی و نهادهای مسئول کاهش مییابد، افراد بهسمت منابع غیررسمی و ادعاهای فریبنده گرایش پیدا میکنند.
- منافع شخصی و سودجویی: برخی افراد سودجو یا ساده یا مغرض، با سوءاستفاده از شرایط بحرانی، بهدنبال کسب منافع مالی یا دیده شدن یا انحراف اذهان مردم و مسئولین از طریق طرحهای غیرعلمی و فروش رؤیا هستند.
- روانشناسی فقر (کمبود): همانطورکه در کتاب «فقر (کمبود) احمق میکند» نوشته «سندیل مولاینیتن» و «الدار شفیر» توضیح داده شده، کمبود (زمان، مالی، عاطفی، آب و…) تمرکز ذهن را محدود میکند و افراد را در چرخهای از تصمیمهای نادرست گرفتار میسازد. این محدودیت ذهنی باعث میشود، افراد نتوانند بهدرستی برنامهریزی کنند یا تصمیمهای بلندمدت بگیرند. حتی افراد باهوش نیز در شرایط کمبود ممکن است تصمیمهای ضعیفی بگیرند. این موضوع، ارتباط مستقیمی با اثر تشدید کمبودها بر پذیرش شبهعلم بهعنوان راه نجات دارد.
- رواج نظریههای توطئه: وقتی مسئولیت فردی یا اجتماعی بهدرستی برعهده گرفته نمیشود و فرافکنی ناشی از عدم اجرای مسئولیت توسعه یابد، از طریق نظریه توطئه بهصورت راحتتری میتوان شبهعلم را در یک جامعه جا انداخت.
کنشگری آگاهانه و مقابله با شبهعلم
در مواجهه با شبهعلم، وظیفه ما بهعنوان شهروند آگاه، کنشگر دغدغهمند و متخصص، بسیار سنگین است. ما باید با رویکردی مسئولانه و مبتنیبر واقعیت، به روشنگری بپردازیم و راه را برای راهکارهای واقعی باز کنیم:
نگاهی دقیق به پشتوانه تحقیقاتی، تجربی و تخصص افراد: قبل از پذیرش هر ادعایی، باید به سوابق و مدارک علمی و تجربی فرد مدعی توجه کنیم. یک نوآور یا ایدهپرداز واقعی، یکشبه و با الهام به اختراع یا طرحی نو نمیرسد، بلکه پشتوانه علمی یا تجربی متعددی همراهش است و باید باشد. تخصص دکترای فیزیک ابر در علم هواشناسی وجود دارد، نه لیسانس کامپیوتر برای تغییر جهت جتاستریم!
- شفافیت، تأیید علمی و مستندات تجربی: موضوعاتی مانند «تغییر وضعیت جو»، «بارش مصنوعی» و «هدایت سامانههای بارشی» حوزههای بسیار پیشرفتهای در علم جو، فیزیک ابر و فناوریهای نوین هستند. اگرچه دنیا بهصورت علمی و آزمایشگاهی به این موضوعات میپردازد، اما هر ادعایی در این زمینه نیاز به شفافیت، تأیید علمی و مستندات تجربی و دادههای ثبتشده میدانی دارد.
– اجرای پایلوت و تکرارپذیری موفقیت: راهکار تبدیل شبهعلم به علم، اجرای پایلوت و تکرارپذیری موفقیت آن در دفعات متعدد بدون تأثیر شانس یا اتفاق است. طرحی که در یک آزمایش ناموفق بوده و ادامه نیافته، قابلاعتماد نیست.
- افزایش سواد علمی-رسانهای-اقلیمی: آموزش عمومی در زمینه تفاوت علم و شبهعلم و تقویت توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از نامعتبر، ضروری است. بررسی سوابق مدعی، بررسی منابع، جستوجوی نقدها، بررسی شواهد، بررسی منبع انتشار نتایج و پرسش از متخصصین از جمله راهکارهای تشخیص علم از شبهعلم است.
- پرهیز از اظهارنظرهای غیرمستند و متوهمانه: هرگونه اظهارنظر غیرمستند یا رؤیافروشانه، باعث تضعیف اعتبار علمی، بیاعتمادی عمومی و دور شدن از مسیر پیشرفت واقعی کشور خواهد شد.
برچسب ها:
اصلاح الگوی کشت، الگوی کشت، انتقال آب، خشکسالی، فاضلاب، فضای مجازی، محیطزیست، مدیریت منابع آب، منابع آب زیرزمینی
مطالب مرتبط
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
گفتوگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
هشدار جوی برای شمال خلیج فارس
خلیج فارس در آستانه موجهای دو متری
مدیریت تالاب آققشلاق با صدور سند رسمی مالکیت وارد فاز جدید شد
خروس کولی سینه سیاه برای نخستین بار در تالاب کانیبرازان مهاباد مشاهده شد
ثبت کمسابقه رفتار حیاتوحش در جنگلهای هیرکانی
ثبت بیسابقه «دایره افسونگری» شوکا در بهار در جنگلهای گیلان/ ویدیو
باران میبــــارد، خشکسالی میماند
بررسی چالشهای صید غیرقانونی در «پارک ملی بوجاق»
قانون در تور صیادان غیرمجاز
اجلاس جهانی مقابله با بیابانزایی
برگزاری COP17 با محور احیای زمین و تابآوری اقلیمی؛ تأکید بر نقش یونسکو در آموزش و سیاستگذاری
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
فریب تراز ؛ «آبگیری» بهجای «احیا»
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




فروزان سرطاوی
بسیار عالی و سنجیده...استفاده کردیم.
خدا شما را حفظ کند و توفیق روزافزون نصیبتان شود.