کنسرت خیابانی همایون شجریان در میان انبوهی از سؤالات برگزار می‌شود

پیش‌بینی حضور نیم‌‌میلیونی مردم در میدان آزادی





پیش‌بینی حضور نیم‌‌میلیونی مردم در میدان آزادی

۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ۱۹:۰۰

ما همیشه از ضعف حافظه‌ جمعی رنج برده‌ایم و این ضعف زمانی بیشتر به چشم می‌آید که شبکه‌های اجتماعی و اینترنت، روزبه‌روز ما را از پدیده‌های قدیمی‌تر دور می‌کنند و همه‌چیز را اصطلاحاً «به‌روز» می‌کنند. اما چه به‌روزکردنی که به قیمت ازدست‌رفتن حافظه تاریخی باشد! این مقدمه را گفتم تا برسم به اینکه خبرنگاران قدیمی و فعال در رسانه‌های باسابقه‌تر می‌دانند «همایون شجریان» چه زمانی که بیش‌ترین فعالیتش در موسیقی ایرانی بود و چه زمانی که به موسیقی پاپ روی آورد، در نشست‌های خبری همیشه یک آرزو را بیان می‌کرد: اجرای کنسرت خیابانی رایگان برای مردم. هرچه همایون از نظر ابعاد رسانه‌ای بزرگ‌تر شد، این «دوست داشتن» تبدیل به آرزو و رؤیا شد.


لزوم موافقت نهادهای امنیتی برای اجرای گسترده

در روزهای بیم و امید جنگ و زمانی که کوچک‌ترین صداها، از دویدن همسایه تا رد شدن موتورسیکلت در کوچه، خواب همه را برهم می‌زند و تصور جنگ دوباره در ذهن شکل می‌گیرد، خبری مثل بمب در تهران ترکید: کنسرت خیابانی و رایگان همایون شجریان.

برخی معتقدند این هنرمند با دستگاه‌های امنیتی هماهنگی دارد و می‌خواهند وجهه‌ دیگری از همایون بسازند. اما همه می‌دانیم اجرای یک برنامه هنری خیابانی در پایتختی چون تهران نیازمند هماهنگی با صدها دستگاه و نهاد است، حتی کنسرت «علیرضا قربانی» در جوار ورزشگاه آزادی با مخاطب هشت هزار نفری، بدون موافقت چندین دستگاه فرهنگی و امنیتی، محال است برگزار شود. حالا تصور کنید همایون بخواهد کنسرت رایگان و خیابانی با مخاطب بیش از نیم‌میلیون نفری اجرا کند؛ آیا چنین جمعیتی بدون موافقت دستگاه‌های امنیتی ممکن است؟ اما نکته‌ مهم‌تر این است که این خواست جمعی جامعه است نه یک نهاد یا سازمان خاص و نهادی خاص نباید آن را به‌نفع خود مصادره به مطلوب کند.


کنسرت رایگان؛ نه خیریه

با توجه به اسپانسرینگ یکی از بانک‌ها در برنامه‌های همایون شجریان، برخی مطرح کردند که چرا او از اسپانسر مبلغی دریافت می‌کند (که در حد شایعه است). اما وقتی نام کنسرت رایگان به میان می‌آید، یعنی تماشاگران نیازی به بلیت ندارند. این به‌معنای آن نیست که تمام دست‌اندرکاران باید مجانی کار کنند، مگر آنکه کنسرت خیریه باشد.


اتحاد همه دستگاه‌ها برای برگزاری بی‌دردسر

جمعه‌شب، با حجم بالای ترافیک و گره‌های شدید در غرب تهران، اجرای چنین کنسرتی پیچیدگی زیادی دارد. وجود پایانه مسافربری غرب و فرودگاه مهرآباد در محدوده کنسرت، سختی‌ها را دوچندان می‌کند. اگر جمعیت از شهرهای دیگر هم برای دیدن همایون وارد تهران شوند، مسائل بیشتری مثل پذیرایی، سرویس‌های بهداشتی، استقرار آمبولانس و ماشین‌های آتش‌نشانی ایجاد می‌شود. به‌نظر می‌رسد تمام این تمهیدات انجام شده باشد، وگرنه هیچ‌کس تهران را در یک چاله بحران قرار نمی‌دهد.


کنسرتی به‌مثابه همدلی جمعی

ایده‌ کنسرت خیابانی در روزهای جنگ و موشک‌باران شکل گرفت؛ زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا به مردم تهران شهر هشدار تخلیه این شهر را داده بود. اما «علی قمصری» با همراهی نهادهای فرهنگی، کنسرتی زیر برج آزادی برگزار کرد، جایی که مخاطبان با پوشش‌ها و نگرش‌های مختلف برای ایران خواندند.

کنسرت همایون شجریان -اگر به همان شکل برگزار شود- بزرگترین نماد همدلی مردم در یک رخداد هنری در تاریخ ایران خواهد بود. این فرصت را قدر بدانیم. شاید باید به بلوغی برسیم که هیچ هنرمندی در ذات خود مقدس نیست. همایون شجریان -با وجود نقدهای جدی نگارنده نسبت به آثارش در ۱۰ سال گذشته- قرار است خط‌شکنی کند و حاکمیت، موسیقی را نه‌فقط به‌عنوان یک هنر، بلکه به‌عنوان یک ضرورت در زیست مردم بپذیرد.

اما غایب بزرگ این رویداد بزرگ مردی است که در سال‌های اخیر عمرش ممنوع‌الکار بود و اجازه‌ خواندن در وطن نداشت؛ استاد محمدرضا شجریان که اگر بود، مانند اولین کنسرت فرزندش، همایون، روی سن می‌رفت و با مردم می‌خواند: 

ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *