نگاهی به تاریخچه و شرایط حفاظت از موزه «محمود فرشچیان» در کاخ «سعدآباد»

رطوبت، بلای جان میراث فرشچیان





رطوبت، بلای جان میراث فرشچیان

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۴۵

|پیام ما| سال ۱۳۸۰ افتتاح موزه استاد فرشچیان در مجموعه تاریخی سعدآباد با استقبال عمومی بسیاری روبه‌رو شد. موزه در یکی از بناهای قاجاری مجموعه برپا شده بود؛ بنایی با تمام شاخصه‌های معماری اواخر قاجار در کنار رودخانه دربند. آن روزها گفته می‌شد افتتاح موزه با حضور هنرمند، اتفاق نادری در زمانه ماست که عادت داریم هنرمندان را پس از درگذشتشان ارج نهیم. فرشچیان در تمام این سال‌ها هر بار که فرصتی داشت و به ایران سفر می‌کرد، در موزه حضور پیدا می‌کرد و با بازدیدکنندگان ملاقات داشت. در مقاطعی مراسم رونمایی از آخرین اثرش در موزه برگزار می‌شد و او در تمام آن روزها در موزه‌ای که با نام او متعلق به مردم بود، حضور داشت. حالا ۲۴ سال از افتتاح موزه او گذشته است. شنبه خبر درگذشت «محمود فرشچیان» تیتر رسانه‌ها شد. حالا موزه دیگر شاهد حضورش نخواهد بود. میراث او اما در مجموعه سعدآباد روایتگر نگاه و خلاقیت او در نگارگری ایرانی است. میراثی که برخی کارشناسان نسبت به حفاظت و نگهداری آن نقدهایی را وارد می‌دانند و نسبت به وضعیت آن ابراز نگرانی می‌کنند. رطوبت بالا و اختلاف دما در بنایی که شرایط مطلوب حفاظتی برای آثاری به ظرافت نگارگری را ندارد، به‌مرور منجر به آسیب‌های جدی به آثار می‌شود. امروز این درخواست وجود دارد که بازنگری جدی و اصولی در حفاظت از میراث ماندگار فرشچیان در مجموعه سعدآباد صورت گیرد.

خبر درگذشت استاد نگارگری ایران منتشر شد، بسیاری به یاد آثاری افتادند که از او در موزه‌اش در تهران دیده بودند؛ موزه‌ای نه‌چندان وسیع اما با آثاری شاخص و حال‌وهوایی خاص که در آن می‌توان هنر نگارگری ایران را مرور کرد و به خلاقیت هنرمندانه فرشچیان آفرین گفت. بسیاری از بازدیدکنندگان مجموعه سعدآباد او را در موزه‌اش ملاقات کرده‌اند و چه‌بسا امضایی از او به یادگار روی پوستر یا کارت‌پستالی از آثارش دارند. محمود فرشچیان در ۹۸سالگی درگذشت، اما میراث او در موزه‌های بزرگ دنیا و موزه‌ای اختصاصی در مجموعه سعدآباد باقی است. «محمد عبدالعلی‌پور»، رئیس وقت مجموعه فرهنگی سعدآباد که در زمان مدیریتش اقدامات لازم برای راه‌اندازی این موزه را انجام داد، روایت شکل‌گیری و افتتاح و فعالیت این موزه را در گفت‌وگو با «پیام ما» نقل می‌کند. روایتی از ۲۴ سال فعالیت در موزه‌ای به‌نام «محمود فرشچیان».

عبدالعلی‌پور می‌گوید ایده ابتدایی تأسیس موزه را «حسین الهی‌ قمشه‌ای» در یکی از دیدارهایش از مجموعه سعدآباد که با همراهی «محمود فرشچیان» بود، مطرح کرد: «اوایل سال ۱۳۸۰ بود که استاد فرشچیان به‌همراه استاد الهی قمشه‌ای در حیاط مجموعه قدم می‌زدند و من هم ایشان را همراهی می‌کردم. آقای الهی قمشه‌ای پیشنهادی به استاد فرشچیان دادند و گفتند: «حیف است که این‌همه آثار و شاهکارهای هنری و مینیاتور را خلق کرده‌اید، اما به‌صورت یک مجموعه کنار هم قرار نگرفته. بهتر است این آثار در یک مجموعه گردآوری شود تا بتوانیم در آن فضا درباره شأن، شخصیت، جایگاه علمی و هنری شما صحبت کنیم.» استاد فرشچیان با خنده گفتند: «ای آقا! کی به یاد ماست و به این چیزها فکر می‌کند؟» من در همان جلسه پیشنهاد کردم که اگر موافق باشند، یکی از بناهای مجموعه سعدآباد را به‌عنوان موزه در نظر بگیریم. همان بنایی را که امروز موزه استاد فرشچیان است، پیشنهاد دادم و ایشان هم پذیرفتند. موضوع در حد یک توافق شفاهی بود و استاد گفتند: «اگر واقعاً این بنا را به موزه اختصاص دهید، من آثارم را به موزه هدیه می‌کنم تا برای همیشه آن‌جا نگهداری شود.» بعد از موافقت فرشچیان پیگیری‌ها شروع شد و بنای مورد نظر مرمت و آماده راه‌اندازی موزه شد. وقتی به او اطلاع دادند که موزه آماده نمایش آثار است، در زمانی مشخص آثار را به موزه تحویل داد: «بخشی از آثار از نیوجرسی آمریکا و برخی دیگر از موزه‌هایی مثل بنیاد مستضعفان و مجموعه‌های دیگر گردآوری شد. فرایند انتقال آثار پیچیدگی‌های فنی داشت، به‌ویژه آثاری که از آمریکا به موزه منتقل شدند؛ اما همکاری‌ها در مجموعه و سازمان کار را پیش برد. در مجموع، نزدیک به ۶۰ اثر از استاد جمع‌آوری و آماده نمایش شد. برای ما جالب بود که خود استاد، صبح‌ها حتی زودتر از کارکنان موزه به مجموعه می‌آمدند و با جمعی از همکاران من در سعدآباد برای آماده‌سازی موزه و نصب تابلوها کمک می‌کردند و نظر می‌دادند.» سرانجام، موزه در ۲۶ مهرماه سال ۱۳۸۰ با حضور رئیس‌جمهور وقت، سیدمحمد خاتمی، جمعی از هنرمندان و مقامات و مردم علاقه‌مند افتتاح شد: «خوب به خاطر دارم که بازدید رئیس‌جمهور از موزه در مراسم افتتاحیه نزدیک به سه ساعت طول کشید، استاد در مورد تک‌تک تابلوها و لحظات الهام و خلق آنها توضیح می‌دادند و در مورد جزئیات هر کدام صحبت می‌کردند.» اولین موزه‌ اختصاصی یک هنرمند که در زمان حیات او شروع به فعالیت ‌کرد و با حضور او افتتاح شد، «در روزهای بعد از افتتاح استقبال مردمی خیلی زیاد بود. استاد هم تقریباً هر روز به موزه سر می‌زدند. در تراس موزه می‌نشستند و مردم، کارت‌پستال‌ آثار ایشان را برای امضا به استاد می‌دادند. صف بلندی از مردم شکل می‌گرفت که می‌خواستند یادگاری از استاد داشته باشند و ایشان با ذوق و حوصله فراوان، با مردم برخورد می‌کرد.» در سال‌های بعد هم محمود فرشچیان هر بار که به ایران می‌آمد، چند روزی را به ملاقات با بازدیدکنندگان موزه سپری می‌کرد. در طول این سال‌ها هربار که اثر جدیدی خلق می‌کرد، در موزه آیین رونمایی برگزار می‌شد که به‌گفته عبدالعلی‌پور هر کدام به فراخور اثر حال‌و‌هوای متفاوتی داشتند. محمد عبدالعلی‌پور به‌عنوان یکی از کسانی که نقش پررنگی در تأسیس این موزه داشت، امروز بعد از دو دهه فعالیت این موزه و اقداماتی که در جهت معرفی نگارگری ایران در آن انجام شده، می‌گوید: «خوشحالم که این اتفاق -هر چند با تأخیر- افتاد و امروز مجموعه‌ای از آثار ایشان را در قالب یک موزه که متعلق به مردم است، در اختیار داریم.»

 

حال میراث فرشچیان بعد از فرشچیان

تعدادی از آثار محمود فرشچیان در مجموعه‌های شخصی نگهداری می‌شود و برخی در موزه‌های بزرگی مثل متروپولیتن و مجموعه اسمیتسونین نگهداری می‌شود. اما آثاری که در مجموعه سعدآباد در معرض نمایش هستند نیز شامل آثار شاخصی از مجموعه آثار او هستند که با توجه به اینکه بنای موزه کاربری مسکونی داشته و بسیاری از استانداردهای حفاظتی موزه را ندارد، به مناسب‌سازی فضا برای حفاظت بیشتر از آثار نیاز دارد. در دو دهه گذشته این اتفاق به‌شکل استاندارد نیفتاده است و برخی کارشناسان نسبت به وضعیت حفاظت از آن ابراز نگرانی می‌کنند. عبدالعلی‌پور درباره الزامات حفاظت در این موزه می‌گوید: «تا جایی که توان همکاران ما در مجموعه سعدآباد می‌رسد، باید تلاش کنند. نگهداری و حفاظت از آثاری که با چنین ظرافتی خلق شده‌اند، بسیار حساس است. نوع مواد و ترکیباتی که در خلق این آثار استفاده شده‌اند، ایجاب می‌کند شرایطی از قبیل نور حرفه‌ای، فضای مناسب، دمای کنترل‌شده، رطوبت متعادل و دیگر الزامات فنی به‌دقت رعایت شود. این آثار، امانت‌های بزرگی هستند از استادی بزرگ که ساعت‌ها و لحظات زیادی از عمر و هنر خود را صرف خلقشان کرده‌ است. باید مانند چشم‌مان از آنها مراقبت کنیم. هیچ کوتاهی‌ای، در هیچ شرایطی برای نگهداری نامناسب و حفاظت غیرفنی از این آثار قابل‌پذیرش نیست. استاد فرشچیان با تمام وجود و بدون دریافت حتی یک ریال، این آثار را به موزه اهدا کردند؛ چون باور داشتند که این آثار متعلق به مردم است و موزه جایگاهی مردمی دارد. مردم هم با دیدن این آثار، لذت می‌برند. از طرفی می‌دانیم که مجموعه سعدآباد فضای سرسبزی دارد و در برخی فصول امکان دارد درصد رطوبت در آن دچار نوسان شود. همکاران در مجموعه سعدآباد باید در نگهداری و حفاظت پیشگیرانه و فنی، از جمله تنظیم نور، رطوبت و دما، نهایت دقت را داشته باشند و وزارت میراث‌فرهنگی هم وظیفه دارد از این امانت‌های تکرارنشدنی، با دقت و مراقبتی دوچندان محافظت کند.» مشاهدات و گزارش‌های برخی کارشناسان در بازدید از این موزه در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد حفاظت و نگهداری از آثار این موزه و موزه‌های مشابه در مجموعه سعدآباد از جمله موزه بهزاد و موزه هنرهای زیبا نیازمند بازنگری جدی و تغییرات اصولی است. به‌ویژه با توجه به وجود رودخانه دربند در مجاورت موزه فرشچیان که منجر به افزایش میزان رطوبت در این محدوده شده و تبعات مخربی بر تابلوهای موزه فرشچیان دارد. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *