مسئله‌مندی عباس‌میرزا





مسئله‌مندی عباس‌میرزا

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۲۹

این روزها انقلاب مشروطه صد و اندی ساله شده است. درباره مشروطه بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. دیدگاه‌های متفاوت و گاه متضادی نیز درباره آن وجود دارد. درباره پیدایش و پیامدهای آن نیز بسیار گفته و نوشته شده است. در تاریخ تقسیم‌بندی‌هایی هم از دوران مشروطه شده است و از پیشامشروطه و مشروطه نام‌برده شده. آنچه برای من در این نوشتار مهم است بیشتر پیدایی انقلاب مشروطه و نقش برخی از کنشگران مرزی (تعبیر را از استاد مقصود فراستخواه به عاریه می‌گیرم)، به‌ویژه عباس‌میرزا در این انقلاب است.

 همه می‌دانیم عباس‌میرزا نایب‌السلطنه فتحعلی‌شاه و ولیعهد ایران بود و نیابت سلطنت پدرش را در آذربایجان در فاصله سال‌های ۱۱۷۷ تا ۱۲۱۲ برعهده داشت. زمانی عباس‌میرزا از قشون روسیه شکست می‌خورد که به شکست ایران از روسیه هم معروف است؛ اما بهتر است آن را همان شکست آذربایجان از روسیه بخوانیم. در آن زمان عباس‌میرزا پرسشی از «پیر آمدی ژوبر»، فرستاده ناپلئون بناپارت در ایران، می‌کند که در تاریخ به «پرسش عباس‌میرزایی» معروف است. او از نماینده فرانسه می‌پرسد: «نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده و موجب ضعف ما و ترقی شما، چیست؟ شما در قشون جنگیدن و فتح‌کردن و به‌کار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال‌آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به‌ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق‌زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد، تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است، خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم».

 مهمترین پیام این پرسش، مسئله‌مند شدن عباس‌میرزا است. عباس‌میرزا را شاید یکی از شاخص‌ترین و حتی نخستین فردی در دستگاه حکمرانی ایران دانست که با مسئله‌ای که درگیرش شده است، به‌صورت مسئله‌مند برخورد کرده و در پی حل آن مسئله به‌دنبال راه و چاره‌ای است. درواقع، او با این پرسش به‌دنبال مسئله‌اش که در ابتدا چرایی شکست او و سربازانش از روسیه است، می‌رود و بعدازاین، به‌دنبال راه‌حلی برای آن است.

 او به‌خوبی دریافته عامل اصلی این شکست، عقلانیتی است که غرب از آن برخوردار شده و ما از آن محروم، یا به تعبیر بهتر، فعلاً دور از آن هستیم. او در این پرسش می‌گوید چه‌کار کنم که ایرانیان را هشیار کنم؟ او برخلاف بسیاری از حکمرانان دریافته است که غرب بعد از پیدایی عصر روشنگری از ما فاصله گرفته است؛ بنابراین به فکر فرو می‌رود و مسئله‌مند می‌شود.

 تا زمانی هم که قدرت دارد، در پی این مسئله می‌رود و بحق باید بخش بزرگی از تحولات پیشامشروطه و حتی مشروطه را نتیجه این رویکرد فعالانه او با مسئله دانست. هرچند در آن دوران افراد قدرتمند زیادی بودند که در مخالفت با او برخاستند و سعی کردند فعالیت‌های او را محدود به آذربایجان کنند، اما این رویکرد و این کنشگری خیلی زود منشأ بسیاری از تحولات و تغییرات بعدی جامعه شد و تقریباً تمام جامعه ایران را در برگرفت که درنهایت به انقلاب مشروطه منتهی شد و دستاوردها و پیامدهای آن بر کسی پوشیده نیست. درواقع، مسئله اصلی عباس‌میرزا تنها شکستش از روسیه نیست؛ بلکه او دریافته است که این شکست نتیجه خوابی است که جامعه ایران دچارش شده. بنابراین، اگر قدری انصاف به خرج دهیم، خواهیم دید که یکی از نخستین افرادی که به‌صورت مسئله‌مند با مسائل مبتلا به برخورد کرده است، کسی نیست جز عباس‌میرزا.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *