سومین مجموعه شعر «محمد جهانشاهی» رونمایی شد

«سفر به جنوب شب» سفر به لایه‌های پنهان زندگی





«سفر به جنوب شب» سفر به لایه‌های پنهان زندگی

۱۷ مرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۰۵

«سفر به جنوب شب»، اشعاری در میانه سنت و نوگرایی با تصویرسازی‌هایی چندلایه و زبانی روایت‌محور هستند که دست مخاطب را می‌گیرد و او را با شاعر همراه می‌کند تا به کشف لایه‌های پنهان زندگی بپردازد.

«سفر به جنوب شب»، سومین اثر «محمد جهانشاهی»، شاعر کرمانی، است که روز پنجشنبه، ۱۶ مردادماه، در خانه هنرمندان ایران با حضور جمعی از شعرا، نویسندگان و علاقه‌مندان به ادبیات فارسی رونمایی شد.
این کتاب شامل ۳۵ شعر است که عمده آنها در سه‌چهار سال اخیر سروده شده‌اند. همچنین، چند اثر از دو مجموعه پیشین جهانشاهی، «پیامبری که نیامد» و «حاشیه بدون متن»، نیز در این اثر گنجانده شده است.

تفاوت شعر و فلسفه
«گروس عبدالملکیان»، شاعر معاصر، در مراسم رونمایی از کتاب سفر جنوب شب با بیان اینکه وقتی شعری سروده می‌شود، برخی از مخاطبان این پرسش را مطرح می‌کنند که معنی این شعر چیست؟ گفت: «این یک موضوع مهم در رابطه‌ با شعر معاصر و مدرن است؛ شعر معاصر نقش مهمی را برعهده مخاطب می‌گذارد. جنس شعر معاصر این‌گونه است که با تخیل تفکر می‌کند و از مخاطب می‌خواهد به‌صورت فعال، معانی شعر را کشف کند. به همین دلیل، این اشعار پرابهام است و پیچیدگی‌هایی برای مخاطب به‌همراه دارد. برخی از این شعرها ابهام بیشتری دارند و درواقع در جوهر برخی از شعرهای معاصر ابهام مثبتی وجود دارد که همراهی مخاطب را می‌طلبد. مخاطب باید با این جنس شعر، نمادها و ساختارها و فرم‌های آن بیشتر آشنا باشد.»
او افزود: «شعر قرار نیست همیشه چیزی بگوید، بلکه فضایی می‌سازد تا تعادل مخاطب را به‌هم بزند و او را به حیرت وادارد. برخی از اشعار معاصر همین ویژگی را دارند. گاهی یک شعری را می‌خوانید، نمی‌دانید چه چیزی می‌گوید و چه معنایی را منتقل می‌کند؛ اما حال افراد را تغییر می‌دهند و بسیاری از عادت‌ها، افکار و… را که زیرلایه‌هایی از ناخودآگاه پنهان شده‌اند، ظاهر می‌شوند.»
عبدالملکیان ادامه داد: «شاعر برای اینکه از طریق شعر خود تعادل مخاطب را به‌هم بریزد، باید روی شعر خود کار کند. نیاز دارد فضاسازی کند و فضای متفاوتی ایجاد کند. شعرش انسجام داشته باشد و از تمهیدات شاعرانه مانند استعاره، مجاز، کنایه، بازی زبانی و موسیقی بهره ببرد. اینها را باید به‌صورت منسجم در فضای شعر داشته باشد. این نوعی از شعر است که پیام روشنی نمی‌دهد؛ اما تعادل مخاطب را به‌هم می‌ریزد. این مسئله ریشه در تاریخ تفکر دارد. ارسطو در تعریف فلسفه می‌گوید انسان از حیرت آغاز می‌کند. این حیرت است که انسان را با آشفتگی و آشوب مواجه می‌کند و سعی دارد به آن پاسخ دهد و این آشفتگی را نظم دهد. لذا اولین کاری که می‌کند آنها را با داستان‌ها همراه و قابل‌فهم می‌کند و سپس آنها را عقلانی می‌کند. درواقع، برای فهم این آشوب، از اسطوره به‌سمت عقل حرکت می‌کند.» او با بیان اینکه شعر یک جایگاه کم‌نظیر از منظر اسطوره و عقل است، گفت: «شعر هم در خود اسطوره دارد و هم عقل، هم داستان است و هم فلسفه؛ لذا خود عناصری از حیرت را دارد. اگر فلسفه در زیر نور خورشید باشد، شعر در سایه خلق می‌شود و درواقع، همان ابهام شاعرانه است و جنس آن کمی با خرد و عقل متفاوت است. شعر حیرت ایجاد می‌کند؛ اما فلسفه حیرت‌ها را پاسخ می‌دهد.» عبدالملکیان با بیان اینکه یکی از ویژگی‌های اشعار جهانشاهی توصیفی است که گاه جنبه دراماتیک دارد، گفت: «محمد جهانشاهی از آن شاعرهایی است که چیزی در شعرش نمی‌گوید و بیشتر فضاسازی می‌کند و یکی از اشکال مواجه با اشعار او این است که باید شهودی متأثر شویم و دنبال این نباشیم که او چه می‌گوید؟ در اشعار او انواع ابهام‌ها و ایده‌هایی که مخاطب بتواند تعبیر خود را از آن داشته باشد، وجود دارد.»
او افزود: «یکی از ویژگی‌های اشعار جهانشاهی توجه به پایان‌بندی مناسب، در هر شعر است. اشعار او ایماژیستی است، شخصیت‌پردازی‌های رئالی دارد و مخاطب را به فضایی که می‌سازد، پرتاب می‌کند و تعابیر پنهانی زیادی دارد. جنس شعرها باتوجه‌به فضاسازی‌ها و استقلالی که دارد به‌نوعی مانند عکسی است که تا حدی حرکت می‌کند، فرم آنها وصفی است که روایت دارد، حتی در آنها حرکت وجود دارد. بااین‌حال، روایت به‌نفع وصف کنار می‌رود و برای اینکه تصویرسازی ایجاد شود، پایان‌بندی مناسبی به‌وجود می‌آید.»

پل مشترک بین زیست فرد و تجارب مشترک انسانی
ترکیب سه‌گانه زبان معیار، زبان عمومی جامعه و زبانی نو و ساختارشکنانه که هم پیوند خود را با سنت و ظرفیت‌های تاریخی زبان فارسی حفظ می‌کند و هم متناسب با پیچیدگی‌های زیست معاصر است، ویژگی و زبان شعر جهانشاهی در سفر به جنوب شب است. از سوی دیگر، فضای ایماژیستی و روایی، شعرهای او را پر از تصویرسازی‌های چندلایه و روایت‌محور کرده‌اند که مخاطب را در کشف لایه‌های پنهان زندگی همراه می‌کند. به زبان ساده، شعر جهانشاهی هم «تصویرساز» است، هم «روایتگر» و هم «زبان‌پرداز خلاق» که تلاش می‌کند تعادل بین سنت و نوگرایی را نگه دارد.
به‌گفته جهانشاهی، اشعار او سعی دارند تجربه‌های شخصی به تجربه‌های جمعی (و برعکس) تبدیل شوند و بین زیست فردی شاعر و تجربه‌های مشترک انسانی پل ایجاد کنند. «محمد جهانشاهی»، در گفت‌وگو با «پیام ما»، با ابراز خرسندی از برگزاری چنین گردهمایی‌هایی برای شعر فارسی گفت: «در روزگاری که انسان امروز به‌ویژه در سرزمین ما با سرگیجه‌ها و پیچیدگی‌های فراوان روبه‌رو است، شعر همچنان می‌تواند نقش مهمی در کشف لایه‌های پنهان زندگی داشته باشد. خوشحالم که تلاش‌هایی برای حفظ و بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبان فارسی ادامه دارد.»
او با اشاره به روند انتشار آثارش اظهار کرد: «در سی سال گذشته، هر دهه یک مجموعه منتشر کرده‌ام. هرچند در برخی مقاطع دغدغه‌های دیگر بر کار شعری‌ام پیشی گرفته، اما شعر همیشه بخش مهمی از زندگی‌ام بوده و کمک کرده تا در این سرگیجه دائمی تعادل خود را حفظ کنم.»
جهانشاهی مهمترین ویژگی سفر به جنوب شب را فضای روایی و ایماژیستی شعرها دانست و گفت: «تلاش کرده‌ام تجربه‌هایی که از فضای شخصی به فضای عمومی و از عمومی دوباره به شخصی بازمی‌گردند را در شعر بیان کنم. زبان شعر برایم ترکیبی است از زبان معیار، زبان عمومی جامعه و رویکردی نو و ساختارشکنانه است؛ حفظ تعادل میان این سه، کاری دشوار اما ضروری است.»
این شاعر تأکید کرد: «زبان فارسی ظرفیت‌های گسترده‌ای دارد که می‌تواند با تحولات زیست امروز پیوند بخورد. امیدوارم لذتی که خوانندگان از این شعرها می‌برند، نشان دهد که مسیر درستی انتخاب شده و درختانی که برای تهیه کاغذ و چاپ این کتاب قطع شده‌اند، بیهوده از میان نرفته‌ باشند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران