درباره سریال «تاسیان»

دهه پنجاهِ مطلوب خانم کارگردان





دهه پنجاهِ مطلوب خانم کارگردان

۱۰ مرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۲۱

سریال «تاسیان» تمام شد. مجموعه‌ای ساخته تینا پاکروان که از نوزدهم بهمن ۱۴۰۳ تا سوم مرداد ۱۴۹۴، در ۲۳ قسمت، جمعه‌ها از شبکه نمایش خانگی فیلیمو پخش شد. این سریال که در زمان پخش خود، حرف‌وحدیث‌های زیادی را به‌دنبال داشت، در مقایسه با اثر دیگر سازنده، یعنی سریال «خاتون» به‌مراتب ضعیف‌تر و ایدئولوژیک‌تر بود. خاتونِ «خاتون» (با بازی نگار جواهریان) اگر زنی پرصلابت بود که در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ ایران معاصر، اشغال وطن توسط متفقین را برتابید و زیر بار زور نرفت و حتی همسرش را هم ترک کرد، شیرینِ «تاسیان» (با بازی مهسا حجازی) سرگشته بود و حیران. پادرهوا بود و عاجز از گرفتن تصمیمی و ماندن پای آن. دختری که به‌راحتی، یعنی بی‌هیچ‌تعقلی، دل‌باخته بازجوی خود می‌شود تاسیان روایت ایرانِ پیش از انقلاب است، اما با قرائت شخصی کارگردان. پایتختی که او ساخته، اگرچه به لحاظ شهری و مکانی استنادات تاریخی دارد، برخی شخصیت‌های ادبی و فرهنگی مانند عباس کیارستمی و احمدرضا احمدی و بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی، و وقایعی مانند شب‌های گوته را بازنمایی می‌کند اما بیش‌تر بر مدار قصه است و آن‌چه جز این می‌ماند، تهرانی کارت‌پستالی و فانتزی است.

قصه اما حفره کم ندارد. این‌که جوانک چاپچی‌ای دختری را ببیند و به او دل ببند و برای وصال، متوسل به دوست ساواکی‌اش می‌شود و او هم مثل آب خوردن او را در آن هم حساس‌ترین برهه که مبارزات انقلابیون، چه چپ‌ها و چه اسلام‌گرایان، هرروز زبانه می‌کشید و شعله‌ورتر می‌شد، در مهم‌ترین نهاد امنیتی و اطلاعاتی حکومت وقت مشغول کند و آن جوان هم از فردایش، بی‌آن‌که مقدماتی را گذرانده باشد، نه‌تنها به عملیات تعقیب و مراقبت، که به اتاق بازجویی راه یابد و آن‌گونه مضحک داستان عاشقانه‌اش را پایه گذارد و البته برای رسیدن به او، نه‌تنها کانون آن خانواده را بپاشاند که همه مرزهای اخلاقی را زیر پا گذارد و هدف وسیله را توجیه می‌کند را معنا بخشد و تا جایی پیش برود که یک‌بار مرگ دایی دختر و بار دیگر به آتش کشیده شدن و غارت کارخانه پدرش را سبب شود. 

اگرچه برخی خلاف این را در نظر دارند اما نگارنده معتقد است این فیلم حتی اگر چنین نیتی هم نداشته اما توانست به‌خوبی از پس سفیدشویی ساواک برآید.

تاسیان با وجود همه این ضعف‌ها اما چپ‌روی‌های منتج به مصادره کارخانه‌ها را در پس از انقلاب و نابودی کارخانه‌دارانی که با سرمایه شخصی مجموعه‌ای تولیدی راه انداختند و سپس ناگزیر از مهاجرت شدند، به تصویر کشیده است. هم‌چنین در طراحی صحنه و لباس، و طراحی چهره‌پردازی، تا جای امکان، رضایت‌بخش از آب درآمد. 

خلاصه آن‌که تاسیان بیش‌تر واگویه‌های شخصی سازنده سریال بوده و گویی ادای دین خاطره‌بازانه او بوده است به ایرانِ دهه پنجاه بی‌آن‌که کسی بپرسد آیا تهرانِ آن‌زمان تنها خیابان پهلوی و کوروش و شاهرضا و کافه‌ها و ماشین‌ها و خیابان‌های رنگارنگ بوده است و حلبی‌آبادهایی وجود نداشته‌اند؟!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

محمد

فیلم خیلی خوبی بود با تشکر از خانم تینا
اما آخرش را انگار پسر من که ۵سالشه ساخته بود🤣🤣

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن