چالشهایی که «المیرا رضی»، بهعنوان حفاظتگر زن با آن روبهروست
زایش امید با تولد گوزن زرد
برداشتن یک گام در راستای حفاظت بهتر از هیچ کاری نکردن است، این گامها، وقتی بهصورت جمعی و هماهنگ انجام شوند، میتوانند تأثیر بزرگی داشته باشند
۷ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۳۲
«افزایش حضور زنان صرفاً یک تغییر کمی در آمار و ارقام نیست، بلکه نیازمند تحولی عمیقتر در فرهنگ جامعه نسبت به نقش و توانمندیهای زنان در این حوزه است.» این گفته «المیرا رضی»، حفاظتگر، است. او در دانشگاه قزوین در رشته HSE (Health, Safety and Environment) یا «ایمنی، بهداشت و محیطزیست» تحصیل کرد. بخش محیطزیست HSE به مدیریت تأثیرات صنایع و سازمانها بر محیطزیست میپردازد. اما آنچه امروز المیرا رضی انجام میدهد، ارتباطی با این رشته ندارد. پیش از ازدواج اهل سفر و طبیعتگردی بود، اما ازدواجش با «امیر چایچی» که در مؤسسه طبیعت در حال گذراندن دوره تخصصی راهنمایان حیاتوحش بود، او را بیشتر به عرصه حفاظت از تنوعزیستی کشاند. در برخی سفرهای مرتبط با حیاتوحش شرکت کرد و دورهای هم با همسرش تصمیم گرفتند سفر با دوچرخه را امتحان کنند. «در سفرهایمان تلاش میکردیم کارگاههایی برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال با هدف آگاهیرسانی در رابطه با اهمیت محیطزیست بهویژه درختان برگزار کنیم که این کارگاهها با همراهی انجمن «we need trees» برگزار میشد.» این زوج چرخهایشان را زدند و درنهایت به گاوبانگی در پارک ملی گلستان رسیدند. او از این نقطه وارد دنیای حفاظت شد. از آن زمان، دغدغه المیرا رضی گونههای مختلف حیاتوحش شد و حفاظت.
چطور وارد عرصه حفاظت شدید؟
سال ۱۳۹۷ بهواسطه خانم دکتر ناهید احمدی، با فرشاد اسکندری آشنا شدیم. او در آن سال در حال برنامهریزی برای طرح حفاظت مشارکتی از مرال (گوزن قرمز) در فصل گاوبانگی در پارک ملی گلستان بود. من چند روزی داوطلبانه همراه با امیر در این طرح حاضر شدم. بعد از آن از سال ۹۸ هرساله از نیمه شهریور تا نیمه مهر در آنجا حضور داشتم. درواقع، گاوبانگی اولین تجربه من در زمینه حفاظت است.
شما و انجمنتان، «شیردال»، چند سالی است که روی رهاسازی و حفاظت مشارکتی از گوزن زرد در استان خوزستان فعالیت میکنید. یکی از مواردی که همواره در پروژههای مشارکتی مطرح میشود، دیربازده بودن آن است. فکر میکنید پروژه گوزن زرد شما پایدار باشد؟
پروژه «ظرفیتسازی و آموزش جوامع محلی اطراف زیستگاه دز در استان خوزستان برای حفاظت از پروژه احیای گوزن زرد ایرانی» از سال ۱۴۰۱ آغاز شد. این سؤال یکی از دغدغههای بزرگی بود که از ابتدای پروژه داشتیم. ما ایمان داریم که باید پایداری اتفاق بیفتد تا اگر حضور ما در آن منطقه کمرنگتر شد، بدانیم افراد دغدغهمند در منطقه حضور دارند و به زیست این گونه توجه میکنند. از روز اولی که پروژه شروع شد، میدانستیم برای بررسی شاخصها و اینکه چقدر به اهدافمان نزدیک شویم حداقل به زمانی پنجساله نیاز داریم. بعد از پنج سال میتوانیم بررسی کنیم که در این مدت چه دستاوردهایی داشتیم و کدامیک از هدفهایمان به نتیجه رسیده و کدامیک نرسیده است. تقریباً سه سال از آن پنج سال گذشته است. در حال حاضر، چندین همیار از مردمان روستاهای حاشیه زیستگاه گوزن زرد ایرانی در منطقه حضور دارند. علاوهبر آنها، توجه مردمان محلی به حضور این گونه جلب شده است؛ بهطوریکه در سه روستا مردم بدون حضور ما و بهطور داوطلبانه مجسمههایی از این گونه ساخته و در ورودی روستاها نصب کردهاند. همچنین، تعدادی از آنها با اشتیاق اخبار مربوط به این گونه را برایمان ارسال میکنند و با ما در ارتباط هستند؛ ولی هنوز برای رسیدن به پایداری راه طولانی باقی است. یکی از امیدواریهای ما در رسیدن به اهداف این پروژه، ثبت تولد گوساله گوزن زرد در بیشهزارهای دز بهوسیله دوربین تلهای بود.
در حال حاضر، پروژه دیگری با موضوع حفاظت مشارکتی یوز انجام میدهید. تفاوت رویکرد مشارکتی بین دو پروژهای که کار میکنید، چیست؟
اصولی که ما مد نظر قرار میدهیم، در پروژههای مشارکتی با یکدیگر متفاوت نیست. تلاش ما بر این است که در تمام ارتباطاتی که با مردم داریم، اصولی همچون شفافیت، دربرگیرندگی و عدالت، فرایندمداری و بازنگری، مسئولیتپذیری و… را رعایت کنیم.
همانطورکه میدانید مردم ساکن در حاشیه زیستگاههای حفاظتشده، نقش مؤثری در حفاظت از سرزمینشان دارند. معمولاً زیست جوامع محلی وابسته به سرزمین است و همان اندازه که حفاظت از این مناطق زندگی آنها را تحتتأثیر قرار میدهد، همراهی یا عدم همراهی آنها نیز تأثیر بسزایی در موفقیت پروژههای حفاظتی دارد. اولین قدم برای همراه کردن مردم آگاهیبخشی به آنها از فعالیتهای انجامشده در مناطق، ارزش اکولوژیکی و چگونگی حفاظت است. مردم حاضرند منابع، زمان و مهارتشان را داوطلبانه در راستای حفاظت هزینه کنند، به شرط اینکه نیازهای آنها دیده و دغدغههایشان شنیده شود. استفاده از پتانسیل بومی و محلی، حفاظت مستمر را تضمین میکند. ازاینرو، میتوان گفت رویکرد مشارکت در هر دو پروژه تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد.
فقط مسئله مورد توجه سطح شناخت مردم محلی از گونه مدنظر است که در خوزستان اکثریت مردم با گوزن زرد ایرانی بهواسطه دوره حدود شصتساله انقراض آن در طبیعت آشنا نبودند، ولی یوزپلنگ گونهای شاخص است که تقریباً تمام مردم محلی آن را میشناسند و از وجودش باخبر هستند.
انواع و اقسام پروژهها از دهه هشتاد تاکنون برای حفاظت از یوز با رویکرد مشارکتی و غیرمشارکتی در پارک ملی توران و سایر زیستگاههای این گونه اجرا شده، آیا پروژه شما در امتداد همان پروژههاست و یا قرار است به شیوه دیگری کار کنید؟
تمرکز ما در پروژه توران روی زیستگاه است و باور داریم اگر زیستگاه حفظ شود، میتوان به حفظ یوزپلنگ نیز کمک کرد. پروژههایی که در گذشته در منطقه اجرایی شده، تأثیر بسزایی در شناخت مردم از این گونه داشته است، مردم در تمام روستاها یوزپلنگ را میشناسند و نیازی نیست راجعبه یوزپلنگ مستقیم با مردم صحبت کنیم. بیشترین کاری که ما میکنیم مربوط به زیستگاه است. حول موضوع تعارضاتی که با طعمههای یوزپلنگ وجود دارد، موضوع دام و سگ، بحث خشکسالی، زمینهای کشاورزی آنها، جاده و… با مردم ارتباط میگیریم. درواقع، دیدگاه ما این است که با تلاش برای رفع تهدیدات زیستگاه میتوانیم به حفظ طعمه یوزپلنگ و زیستگاه آن کمک کنیم.
البته همواره بهمنظور مدیریت زمان، عدم موازیکاری و همچنین استفاده از تجربیات، درسآموختهها و دستاوردهای گذشته بخشی از فعالیتهای خود را بهمرور منابع و نتایج پروژههای پیشین در منطقه اختصاص دادیم که این روند ادامهدار است.
برای پیشبرد کارها در جلسات باید مدیران محیطزیست، سایر ادارات و نهادها را قانع کنید. بهنظر شما زمانی که یک ایده از سمت زنان مطرح میشود، با زمانی که همان ایده از سوی مردان حفاظتگر مطرح میشود، تفاوتی دارد؟
من در مؤسسه حافظان حیاتوحش شیردال فعالیت میکنم و تجربه شخصی من در این زمینه، هرگز بهعنوان یک زن و با شخصیت حقیقی نبوده است؛ همواره ارائه طرحها از طرف یک شخصیت حقوقی و در قالب مؤسسه صورت گرفته است.
فکر میکنم جنسیت، با توجه به دیدگاه غالب جامعه، در این موضوع بسیار تأثیرگذار است؛ بهویژه اگر طرح پیشنهادی شامل فعالیتهای میدانی باشد. میدانیم که ترجیح تصمیمگیران حضور آقایان در این نوع فعالیتها است.
بهاینترتیب، در انجام فعالیت میدانی محدودیتهایی را تجربه کردهاید، درست است؟ و برای رفع آن چه میکنید؟
بله، این مسئله همیشه در تصمیمگیریها و برنامهریزیهای پروژهها تأثیرگذار است. ما در مؤسسه شیردال تلاش میکنیم فضایی ایجاد کنیم که افراد فارغ از جنسیت به فعالیت بپردازند، اما گاهی اوقات حتی از طرف مجموعه خودمان هم این محدودیت وجود دارد. اگر بخواهم شفاف بگویم، در مقاصدی که فضای جداگانه برای استقرار خانمها وجود ندارد یا سفرهایی که مربوط به پروژههای زندهگیری و انتقال حیاتوحش است، نمیتوانم شرکت کنم. البته بهخاطر همکاری و همراهی من و همسرم در پروژهها بهعنوان یک زوج شخصاً احساس محدودیت کمتری نسبت با سایر زنان دارم؛ ولی همواره شاهد وضعیت دیگر زنان حفاظتگر هستم و این محدودیت عمیقاً برایم ناراحتکننده است.
برای رفع این محدودیتها تلاش میکنم ابتدا علت وجود آنها را جویا شوم و راهحلی برای پاسخگویی به آن علت بیابم؛ گاهی اوقات انعطافپذیری در این زمینه مؤثر بوده است.
بهنظر شما افزایش حضور زنان در عرصه حفاظت چطور محقق خواهد شد؟
افزایش حضور زنان صرفاً یک تغییر کمی در آمار و ارقام نیست، بلکه نیازمند تحولی عمیقتر در فرهنگ جامعه نسبت به نقش و توانمندیهای زنان در این حوزه است. ایجاد این تغییر فرهنگی، فرایندی تدریجی و نیازمند تلاش و مشارکت همه افراد جامعه، بهویژه خود زنان است. فکر میکنم تغییر نگرش شخصی، آموزش و توانمندسازی خودمان، شبکهسازی و ایجاد ارتباط، حمایت از سایر زنان، مشارکت فعال در پروژهها و فعالیتها، صحبت با مردم برای تغییر نگرشهای جامعه، آموزش و الگوسازی برای نسلهای آینده، تأکید بر ارزشافزوده حضور زنان و… از فعالیتهای تأثیرگذار در این راستا است.
آینده حفاظت را در شرایط کنونی ایران چطور میبینید؟
سؤال سختی است. امیدی زنده در میان چالشها. در شرایطی که کشور با مشکلات متعددی روبهروست، پرداختن به مسائل محیطزیستی و حفاظت، اغلب در اولویتهای پایینتری قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، «ما به امید زندهایم». این امید، ناشی از آگاهی روزافزون مردم نسبت به اهمیت محیطزیست، تلاشهای دلسوزانه فعالان در زمینه حفاظت است. بااینحال، «گاهی اوقات شاید نباید به آینده فکر کرد». این جمله، بهمعنای ناامیدی و تسلیم نیست، بلکه بهمعنای تمرکز بر زمان حال و انجام اقدامات عملی و مؤثر در جهت حفاظت است.
درواقع، «برداشتن یک گام در راستای حفاظت خیلی بهتر از هیچ کاری نکردن است». این گامها، وقتی بهصورت جمعی و هماهنگ انجام شوند، میتوانند تأثیرات بزرگی داشته باشند.
بنابراین، آینده حفاظت در شرایط کنونی ایران، ترکیبی از چالشها و فرصتهاست. درحالیکه با مشکلات و موانع متعددی روبهرو هستیم، میتوانیم با امیدواری، تلاش و همکاری، گامهای مؤثری در جهت حفاظت از محیطزیست برداریم. بهجای تمرکز بیشازحد بر آیندهای نامشخص، بهتر است بر زمان حال تمرکز کنیم.
برچسب ها:
پارک ملی توران، پارک ملی گلستان، حفاظت مشارکتی، حیاتوحش، خشکسالی، گوزن زرد ایرانی، محیطزیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
واکنش شرکت پایانههای نفتی ایران به گزارشهای منتشر شده
ادعای آلودگی نفتی در جزیره خارک تکذیب شد
تقویت توان لجستیکی و حمایتی در سازمان حفاظت محیطزیست
نوسازی ناوگان عملیاتی محیطزیست؛ ۱۰۰ خودروی جدید با وجود شرایط جنگی به استانها تحویل شد
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
بازگشت تدریجی «شبح جنگل» به زیستگاه طبیعی کنیا
کشف چهارمین لاشه فوک خزری در میانکاله
روز جهانی پرندگان مهاجر؛
یادآوری اهمیت حفاظت از مسیرهای پروازی و زیستگاههای طبیعی
مهاجرت بزرگترین دوزیست ایران از جنگلهای هیرکانی به پناهگاه حیاتوحش لوندویل
نجات کوهنورد نهاوندی
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید