بایگانی مطالب برچسب: گوزن زرد ایرانی
اولین گوساله گوزن زرد ایرانی در سال جدید در سایت فندقلو متولد شد
مدیرکل حفاظت محیطزیست استان اردبیل گفت: اولین گوساله گوزن زرد ایرانی در سایت احیا و تکثیر فندقلو در سال جدید متولد شد.
ورود تورهای گاوبانگی ممنوع
در اواسط ماه شهریور، جنگلهای شمال ایران میزبان یکی از شگفتانگیزترین و حساسترین پدیدههای طبیعی میشود؛ گاوبانگی. این اصطلاح به دوره جفتگیری مرالها یا همان گوزنهای قرمز اشاره دارد، که در آن مرالهای نر با فریادهای بلند، هم گوزنهای ماده را به قلمرو خود جذب میکنند و هم برای رقبای نر خط و نشان میکشند. این دوره که حدوداً از ۱۵ شهریور تا ۱۵ مهرماه برگزار میشود، با نمایش قدرت و رقابتهای شدید میان نرها همراه است و نقش حیاتی در بقای این گونه دارد. درعینحال، همین نمایش طبیعی باشکوه، مرالها را در معرض خطر شکارچیانی قرار میدهد که با تقلید صدای گوزنهای نر، آنها را فریب میدهند و شکار میکنند. از نظر برخی کارشناسان، تهدید دیگری که بقای این گوزنها را به خطر میاندازد، برگزاری تورهای علمی و تخصصی گاوبانگی است. به همین دلیل، سازمان حفاظت محیطزیست ورود و حضور افراد بدون مجوز سازمان حفاظت محیطزیست را در عرصههای جنگلی و مناطق حفاظتشده ممنوع اعلام کرده است.
از تالار بورس تا حفاظت پرندگان
«نباید از چالشهای مهمی مانند تأمین مالی حفاظت غافل شد. علاوهبراین، اوضاع اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی و توسعه ناپایدار و افسارگسيخته همچنان باعث تنزل درجه اولویت حفاظت از محیطزیست، حیاتوحش و تنوعزیستی در سطح جامعه میشود». اینها گفتههای «پریسا شوکتی»، حفاظتگر، است. او متولد ۱۳۶۰ است. در مقطع کارشناسی آمار خواند و بعد در مقطع ارشد سراغ اقتصاد با گرایش توسعه رفت. ۱۶ سال در بورس کالا کار کرد تا اینکه در سال ۱۴۰۰، در اوج همهگیری کرونا، از سمت مدیریت معاملات کالا در کارگزاری استعفا داد و وقتش همه صرف محیطزیست شد. در گفتوگو با این حفاظگتر از او پرسیدیم چرا محیطزیست؟ اولین تجربه حفاظتش به کدام گونهها مربوط میشود؟ این روزها درگیر چه پروژههایی است و چشمانداز حفاظت را چطور میبیند؟
شش گزاره اشتباه درباره فیلم گوزن زرد
زایش امید با تولد گوزن زرد
«افزایش حضور زنان صرفاً یک تغییر کمی در آمار و ارقام نیست، بلکه نیازمند تحولی عمیقتر در فرهنگ جامعه نسبت به نقش و توانمندیهای زنان در این حوزه است.» این گفته «المیرا رضی»، حفاظتگر، است. او در دانشگاه قزوین در رشته HSE (Health, Safety and Environment) یا «ایمنی، بهداشت و محیطزیست» تحصیل کرد. بخش محیطزیست HSE به مدیریت تأثیرات صنایع و سازمانها بر محیطزیست میپردازد. اما آنچه امروز المیرا رضی انجام میدهد، ارتباطی با این رشته ندارد. پیش از ازدواج اهل سفر و طبیعتگردی بود، اما ازدواجش با «امیر چایچی» که در مؤسسه طبیعت در حال گذراندن دوره تخصصی راهنمایان حیاتوحش بود، او را بیشتر به عرصه حفاظت از تنوعزیستی کشاند. در برخی سفرهای مرتبط با حیاتوحش شرکت کرد و دورهای هم با همسرش تصمیم گرفتند سفر با دوچرخه را امتحان کنند. «در سفرهایمان تلاش میکردیم کارگاههایی برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال با هدف آگاهیرسانی در رابطه با اهمیت محیطزیست بهویژه درختان برگزار کنیم که این کارگاهها با همراهی انجمن «we need trees» برگزار میشد.» این زوج چرخهایشان را زدند و درنهایت به گاوبانگی در پارک ملی گلستان رسیدند. او از این نقطه وارد دنیای حفاظت شد. از آن زمان، دغدغه المیرا رضی گونههای مختلف حیاتوحش شد و حفاظت.
وقتی گوزن زرد ایرانی هم تاکسیدرمی شد
|پیام ما| هنوز پروندههای قبلی تاکسیدرمیهای غیرقانونی به نتیجه نرسیده بود که روز چهارشنبه، ۱۸ تیرماه، خبر دستگیری متخلف دیگری پخش شد. فردی که حالا مشخص شده ۶۸ حیوان تاکسیدرمیشده را بهصورت غیرقانونی نگهداری میکرده که میان این آمار، حیوانات در خطر انقراض هم دیده میشود. هنگام بررسیها درباره این موضوع و پیشینه آن به ابعاد جدیدی از آن رسیدیم.
نجات طبیعت سرنوشتساز است
ردیابها کلید فهم رفتار مرالها
«مرالهایی که طی نسلهای متوالی در اسارت تکثیر شدهاند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، در برابر شکار آسیبپذیرترند.» این گفته پوریا سپهوند، مدیر علمی پروژه «بازوحشیسازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس و منطقه حفاظتشده البرز مرکزی»، به این معناست که اگر پلنگ یا سایر گونههای گوشتخوار به گوزنی که تمام زندگیاش در اسارت بوده نزدیک شوند، احتمال آسیب دیدن و مرگش بیشتر است. هراس از این اتفاق اما سبب نشد که یک تیم ۲۸ نفره از دانشگاه تربیت مدرس، ادارهکل حفاظت محیطزیست مازندران و همه اهالی روستاهای «ملاکلا» و «صلاحالدینکلا» از رهاسازی چهار مرال صرفنظر کنند و زندگی دائم در اسارت را برایشان رقم زنند. سپهوند معتقد است مرالها (گوزنهای قرمز) باید به دو دلیل رها میشدند؛ نخست، به نتیجه رساندن سرمایهگذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشیسازی ناقص میماند و دوم، جلب توجه به جنگلهای هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجهاند. در گفتوگو با این حفاظتگر از او پرسیدم باتوجهبه بودجه محدود محیطزیست چه ضرورتی به انجام این پروژه بود؟ چه چالشهایی پیش روی آن وجود دارد؟ و گامهای بعدی پس از این رهاسازی چیست؟ و چرا ردیابها اهمیت دارند؟
