«به گزارش زنان»، نمایشی از نقش پیوسته زنان هنرمند در یک قرن اخیر است
زنان نوگرا در مرکز روایتگری
رئیس موزه هنرهای معاصر: این نمایشگاه میتواند در فضاهای فرهنگی جریانسازی کند
۵ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۰۸
گذر زمان طولانی لازم بود تا زنان ایرانی از سوژههایی برای خلق آثار تجسمی به خالق آثار تبدیل شوند. این تحول نقش زنان در جامعه را میتوان بهمثابه نشانهای بارز از گذر فرهنگ از سنت به مدرنیته دانست؛ گذری که هنر یکی از مهمترین ابزارهای روایت و نقد آن بوده است. نام برخی از این زنان شنیده و ثبت شد و برخی دیگر هم ناشنیده باقی ماند. اما موزه هنرهای معاصر در تازهترین نمایشگاه خود با عنوان «به گزارش زنان» سعی کرده اینبار علاوه بر نمایش آثاری از زنان نوگرا که در گنجینه خود نگهمیدارد، سراغ غایبان گنجینه هم برود؛ ۱۲۵ اثر از ۶۵ هنرمند زن از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران حالا روی دیوارها رفته و آثار خارج از گنجینه هم در خانه هنرمندان و سایر گالریها به نمایش گذاشته شده است.
پس از استقبال و صفهای طولانی برای «چشم در چشم» و «پیکاسو در تهران»، موزه هنرهای معاصر اینبار با «به گزارش زنان»، روایتگر کنشگری و نقش فعال زنان هنرمند در شکلدادن به زبان بصری و فرهنگی معاصر شده است؛ نمایشگاهی که بخش اول آن عصر چهارشنبه، یکم مرداد، در خود موزه و بخش دوم آن در روز دوم مرداد با آثاری از هنرمندان نگارگر، پاپآرتیست، سرامیست و نقاش در گالریهای خانه هنرمندان ایران افتتاح شد.
نمایشگاه «به گزارش زنان» تصویری تازه و متفاوت از زنان هنرمند نوگرای ایرانی ارائه میدهد. در این فضا، زنان دیگر فقط سوژه نیستند، بلکه خالقانی فعال و صاحب روایتهایی شخصی و تاریخیاند که جایگاه زن را در هنر و جامعه بازتعریف میکنند. این نمایشگاه فراتر از تصاویر کلیشهای، داستان واقعی زندگی و تجربه زنان را به مخاطب منتقل میکند.
موزه هنرهای معاصر در هشت بخش سراغ آثار این زنان رفته است؛ بخش اول ادای احترامی است به هنرمندانی که این مسیر را شکل دادند. سایر بخشها شامل پرتره، طبیعت و منظرهنگاری، نوسنتگرایی، زندگی روزمره از نگاه نقاشان، انتزاع، «گروه دنا» بهعنوان تنها گروه زنان نقاش که در دهه ۸۰ فعالیت داشتند و موضوعات اجتماعی است.
بهگفته «رضا دبیرینژاد»، رئیس موزه هنرهای معاصر، گنجینه موزه نزدیک به ۳۰۰ اثر از ۶۵ هنرمند زن را شامل میشد: «چالش این بود که حجم فضای ما همه آثار را در بر نمیگرفت و باید حدود صد اثر انتخاب میکردیم. بر مبنای دستهبندی آثار و اینکه از هر هنرمند تقریباً یک اثر داشته باشیم، تیم کیوریتور دست به انتخاب زدند.»
درنهایت ۱۲۵ اثر انتخاب شد، اما همچنان نامهایی غایب بودند: «به پیشنهاد آنها دیدیم هنرمندانی هستند که آثاری از آنان در گنجینه نداریم. پس این دلیلی شد که به غایبان موزه بپردازیم و یک نسبت بین گنجینه موزه و آثار هنرمندان زن خارج از گنجینه برقرار کنیم؛ اینگونه بخش دوم با مشارکت خانه هنرمندان و سایر گالریها اضافه شد.»
بهانهای برای تولید اندیشه
دبیرینژاد درباره تأثیر برگزاری ایندست نمایشگاهها بر اقبال عمومی جامعه نسبت به هنرهای تجسمی بهویژه پس از «چشم در چشم» و «پیکاسو در تهران» میگوید: «ما در جامعه پذیرفتیم که سینما و تئاتر اثر فرهنگی هستند که تأثیر اجتماعی دارند و بر آنها نقد نوشته میشود. اما آثار موجود در موزهها هم دستاوردهای فرهنگی هستند و هر بار که دست به انتخاب از گنجینهها میزنیم یک روایتپردازی میکنیم.»
او معتقد است هر دستهبندی از یک مجموعه، یک روایتپردازی به ما میدهد و این روایتپردازیها متأثر از داشتهها، دانش روز و شرایط اجتماعی است: «بخشی از ویژگی موزه معاصر این است که در روایت آثار، هم در سطح عمومی جامعه و هم در سطح تخصصی ایجاد چالش و نگاه کند. پیشبینی من این است که نمایشگاه «به گزارش زنان» میتواند در فضای فرهنگی اعم از حوزههای هنر، جامعهشناسی، انتقادی و… جریانسازی کند.»
رئیس موزه هنرهای معاصر تأکید میکند نباید این نمایشگاه را بهلحاظ استقبال با برخی از نمایشگاههای قبلی مقایسه کرد: «اما فکر میکنم موزه میتواند به محل و بهانهای برای تولید اندیشه تبدیل شود. حتی اینکه در این نمایشگاه به غایبان موزه توجه کردهایم، خود تلنگری برای اندیشیدن است و به جریانسازی کمک میکند.»
از پروانه اعتمادی تا ۶۵ زن
«افسانه کامران»، «توکا ملکی» و «سجاد باغبانماهر» افرادی هستند که تیم کیوریتوری نمایشگاه را تشکیل میدهند. افسانه کامران روند شکلگیری این نمایشگاه را اینگونه شرح میدهد: «فروردینماه ۱۴۰۴ بود که رئیس موزه هنرهای معاصر از من، توکا ملکی و سجاد باغبانماهر خواست نمایشگاهی به آثار یکسری از زنان هنرمند اختصاص دهیم.» یعنی در زمانی که «پروانه اعتمادی» بهتازگی فوت کرده بود و از این تیم کیوریتوری خواسته شده بود تا آثار پروانه اعتمادی و یکیدو زن شاخص را به نمایش بگذارند: «این طرح موضوع مصادف شد با اینکه از گنجینه موزه هنرهای معاصر استعلامی از تعداد آثار زنان بگیریم. در آنجا متوجه شدیم بخشی از گنجینه موزه هنرهای معاصر را آثار زنان تشکیل میدهد و به این فکر افتادیم که چرا فقط روی آثار یک یا دو نفر کار کنیم و شاید امکان خوبی باشد تا آثار زنان نوگرای ایران را در یک نمایشگاه مستقل ببینیم.»
۶۵ هنرمند و تعداد زیاد آثار این زنان باعث شد معیار انتخاب، نمایش حداقل یک اثر از هر هنرمند باشد و کسی حذف نشود: «معیار اصلی این بود که آثار، در گنجینه موزه وجود داشته باشد. وقتی در ابتدا تصاویر آثار را دیدیم به این نتیجه رسیدیم که با توجه به اینکه بیشتر آثار مربوط به نقاشان فعال در دهه ۳۰ و ۴۰ است، بهلحاظ «در زمانی» نمیتوانیم آنها را در بخشهای مختلف جای دهیم و میتوانیم یک طبقهبندی موضوعی داشته باشیم. پس آثار در هشت گروه طبقهبندی شدند.»
بهگفته کامران، این سه نمایشگاهگردان در طی پژوهش از تجربیاتشان استفاده کردند: «مثلاً توکا ملکی تألیفات زیادی در زمینه نقاشان زن نوگرای ایران دارد، سجاد باغبان مدیر گالری ساربان است و من هم در حوزه فرهنگ دیداری کار کردهام. بخش پژوهشی کار ما بر طبقهبندیهایی که انجام دادیم، متمرکز بود.» در هر بخش هم از یک پژوهشگر، نویسنده یا استاد دانشگاه خواسته شد تا استیتمنتهای هر بخش را بنویسند؛ اتفاقی که برای اولینبار در یک نمایشگاه افتاد.
اما او تأکید میکند این نمایشگاه «بستری برای پژوهش» است: «به این معنا که این امکان را برای پژوهشگران، منتقدان، تاریخنگاری هنر و… فراهم میکند که شروع هنر نوگرا را ببیند و مشاهده کنند که زنان چه نقشی داشتند و چه مسیری طی کردند. فکر میکنم بعد از این نمایشگاه، مسیر پژوهش تا حدی هموار میشود؛ چراکه در این نمایشگاه ۶۰ اثر داریم که برای اولینبار به نمایش گذاشته میشود.»
شاهدان جهان بیرون و درون
شرایط اجتماعی و سیاسی ایران همواره به طریقی بوده که در طول تاریخ زنان فرصتهای برابری نسبت به مردان نداشتهاند، چه در حوزه آموزش و چه در فعالیت حرفهای و تجربه زیستهشان، و در تاریخ هنر زنان بهعنوان سوژهها عموماً توسط نقاشان مرد کشیده میشدند. کامران دراینباره توضیح میدهد: «اختصاص چنین نمایشگاهی به زنان فرصتی را فراهم میکند تا ببینیم زنان هنرمند نسبت به مردان چه مسیری را طی کردند و با چه چالشهایی مواجه بودند. بسیاری از اسامی را میبینیم که خیلی از نقاشان و هنرمندان هم تابهحال نام آنان را نشنیدهاند، درحالیکه بهلحاظ تکنیک و سبک بسیار پیشرو و خلاق بودهاند.» او معتقد است چرایی این موضوع و غیابهای معنادار میتواند زمینهای را برای مطالعات انتقادی درباره هنر زنان شکل دهد.
او درباره آثار حاضر در موزه هنرهای معاصر میگوید نقاشی آثار زنان هنرمند نوگرا بیشتر بهسمت انتزاع متمایل است و نه بهسمت نقاشی فیگوراتیو: «نگاه آنان بیشتر فرمی بوده. اما امروزه هم انتزاع و هم سبک هنرمندان جدید متفاوت شده و زنان بیشتر بهسمت هنر فیگوراتیو تمایل دارند و موضوعات زندگی روزمره و اجتماعی و فضاهای شهری بیشتر دغدغهشان است. همچنین، نگاهشان به بدن در آثارشان بیشتر است؛ اما در گذشته کمتر بود.»
بخشی از نمایشگاه مربوط به نوسنتگرایی است که در این دوره زنان کمتر سراغ آن رفتند و بهجز هنرمندانی چون «منیر فرمانفرماییان» و «منصوره حسینی»، توجه دیگران در حد تجربههای پراکنده بوده. این کیوریتور دراینباره میگوید: «زنان در سنتگرایی و نوسنت اقبالی نشان ندادند، اما از انتزاع استقبال زیادی کردند. از این جهت، نمایشگاه میتواند چشماندازی را بهوجود بیاورد که زنان هنرمند نوگرای ایران در دهههای ۳۰، ۴۰ و ۵۰ به چه موضوعاتی پرداختهاند.»
او توضیح میدهد نام «به گزارش زنان» از آنجا آمده که زنان بهعنوان شاهدی از آنچه در جهان بیرون و درونشان است، گزارش میدهند: «اینگونه ما میتوانیم نحوه مواجهه آنها با مسائل مختلف را دریافت کنیم.»
تلاش برای دوری از یک روایت ناتمام
انتخاب از میان نزدیک به بیش از ۲۷۰ اثر کار دشواری برای تیم کیوریتوری بود تا به ۱۲۵ اثر برسد. کامران دراینباره میگوید اولینبار که آثار را دیدند، به این نکته معترف شدند که با یک غیاب بزرگ مواجه هستند: «موزه هنرهای معاصر در دورههایی کار نخرید و ما از یکسری از هنرمندان خوب، اثری نداشتیم. در این نمایشگاه، موزه میتوانست نسبت به این موضوع بیتفاوت باشد و فقط آثار گنجینه را به نمایش بگذارد، اما در اینصورت، روایت ناتمام میماند. به همین دلیل تیم کیوریتور بهویژه سجاد باغبان تلاش کرد بخش جنبی از آثار نقاشان زن که در این سالها در حوزههای چاپ دستی، سرامیک و… کار کردهاند، با همکاری خانه هنرمندان و گالریها برگزار کند.»
بااینحال، او معتقد است همچنان باز هم تعداد غایبان زیاد است: «جامعه هنری زنان بسیار متنوع و با کثرت زیاد است. یعنی اگر همه گالریهای تهران را هم رزرو میکردیم، امکان نمایش آثارشان نبود؛ چراکه بسیاری از آنان در شهرستانها هستند. برگزاری این نمایشگاه یک حرکت است و ما نمیتوانیم بگوییم حرکت کامل و خوبی است بلکه میتوانیم بگوییم نقطه آغازی است که هر مجموعهای میتواند بهنوبه خودش آن را استمرار دهد.»
بهگفته کامران، «به گزارش زنان» امکان مواجهه نزدیک با آثار را فراهم میکند تا افراد براساس نوع نگاه و زاویهدیدشان و تجربه خودشان به جستوجو بپردازند: «یکی از کارکردهای موزهها این است که در مورد مسائل مورد چالش و نزاع، امکان گفتوگو را فراهم کنند. اکنون حداقل اتفاقی که افتاده این است مسائل زنان در هنر در حال مطرح شدن است. مثلاً پرسشهایی ازایندست بهوجود آمده که آیا ما باید نمایشگاهی با عنوان زنان هنرمند نوگرای ایران برگزار کنیم و آیا موضوعیت دارد یا نه؟ آیا هنر زنانه و مردانه داریم؟ این رویکرد انتقادی که در جامعه تجسمی اتفاق افتاده یک اتفاق میمون است؛ چراکه میشد این نمایشگاه برگزار نشود و این سؤالات هم بهوجود نیاید.»
بهاعتقاد او، حداقل با برگزاری این نمایشگاه میتوانیم شاهد یکسری بازخوانیها و تغییر رویهها چه در گالریها و چه در موزهها باشیم.
نمایشگاه «به گزارش زنان» فراتر از گردآوری آثار هنری، حکم یک موضعگیری فرهنگی و اجتماعی را دارد که جایگاه زنان در هنر معاصر ایران را بازتعریف میکند. زن در این نمایشگاه دیگر کنارهنشین نیست، بلکه در میانه روایتگری در حال تعریف نقش خود بهشکلی دیگر است.
منظرهنگاری به سبک فریده لاشایی
یکی از بخشهای این نمایشگاه، آثاری از زنان را به نمایش گذاشته که به منظرهنگاری پرداختهاند. در استیتمنت این بخش آمده است منظرهنگاری برای زنان هنرمند فضایی از استقلال و پویش خلاقانه فراهم کرد تا بتوانند برداشت خودشان از فضا و زمانه را صورتبندی کنند. زنان هنرمند به بازنمایی ظاهر بسنده نکردند، بلکه با ظرافت قراردادها را به چالش کشیدند و دغدغههای شخصی یا اجتماعی را در دل مناظر بهظاهر خنثی جای دادند. بدینسان، منظرهنگاری که زمانی ژانری خنثی و ایمن بود، در دست زنان هنرمند بهمرور تحول یافت و به بستر مقاومت آرام، داستانسرایی و منظری تغییرآور بدل شد. برای برخی از این هنرمندان، منظرهپردازی نهتنها طلبی زیباشناختی، بلکه کنشی خاموش مقاومت بود: شیوهای برای دستاندازی به فضا، تحرک و گیراندن شعله در عرصهای که عموماً در تسخیر مردان بود.
«فریده لاشایی» از جمله هنرمندان زنی که آثارش در این نمایشگاه نشان داده شده. او در آثار خود بهطور چشمگیری از عناصر طبیعی بهره میبرد و طبیعت را منبع الهام و اساس وجود میدانست. بسیاری هنر او را با سبک انتزاعی که ریشه در فرهنگ بومی و طبیعتگرایی دارد، بهعنوان بخشی ماندگار از هنر مدرن ایران میشناسند.
بهگفته خود لاشایی، طبیعت برایش بازتابی از احساسات عمیق و شور زندگی بود؛ تجربهای که مانند عشق، پیوندی معنوی میان او و جهان پیرامونش ایجاد میکرد و ارتباطی عمیق با درون خود برقرار میساخت.
آثار او که شامل نقاشی، نویسندگی و ترجمه است، بهوضوح تحتتأثیر طبیعت قرار دارد، هرچند نگاهش به طبیعت با رویکردی نوین و مدرن همراه بود و بیشتر روی خطوط و رنگهای پیچیده تمرکز داشت. سبک انتزاعی او یکی از ویژگیهای شاخص آثارش است.
لاشایی که در سال ۱۳۲۳ در رشت به دنیا آمد، یکی از نقاشان برجسته ایرانی است که در سطح جهانی نیز شناخته شده است.
در آثارش میتوان عناصری مانند گل، درخت و زمین را دید؛ اما طبیعت در کارهای او تصویری نمادین دارد که هم واقعنما و هم بازتابی نوآورانه از دنیای پیرامون است.
این هنرمند در اسفندماه ۱۳۹۱، پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان، در سن ۶۸سالگی دار فانی را وداع گفت.
زنان آغازکننده راه
بخشی از کتاب «جستارهایی در تاریخ هنر» با پژوهش و نگارش «محمدحسن حامدی» به شرح حال زنانی اختصاص دارد که در موقعیتهای سخت جامعه به کار نقاشی و مجسمه مشغول بودهاند. دو تن از این زنان پیشگام «شوکتالملوک خواجهنوری» و «عفتالملوک خواجهنوری» هستند. در بخشی از کتاب درباره آنان آمده است: «عفتالملوک و شوکتالملوک خواجهنوری از جمله زنان پیشگام در فعالیتهای اجتماعی و هنر ایران بهشمار میآیند. پدرشان مرحوم «نظمالدوله» در خانه کلاس نقاشی رنگ روغن و میناکاری برای این دو خواهر برپا کرده بود و «میرزا علیخان» شاگرد کمالالملک به آنها تعلیم میداد. عفتالملوک در ۱۳۱۱ شمسی «دارالتعلیم صنعتی نسوان» را تأسیس و تا دوران بازنشستگی به خدمت و تدریس مشغول بود و این مدرسه اولین هنرستان دختران ایران بهشمار میرود. شوکتالملوک (شقاقی) آثار نقاشی خود را با همین نام (فامیل شوهرش) امضا میکرد و تابلوهای باارزشی چون ستایش و منظره ورودی منزل آقاخان نوری را ساخت که اکنون در موزه کمالالملک حفظ میشود.»
بخش ابتدایی نمایشگاه «به گزارش زنان» به چنین افرادی اختصاص دارد که مسیر ورود سایر زنان به عرصه هنرهای تجسمی را هموار کردند.
در توضیح این بخش آمده است عفتالملوک و شوکتالملوک خواجهنوری اولین کلاس خصوصی هنر را در سال ۱۳۰۴ تأسیس کردند. با تأسیس دانشکده هنرهای زیبا در سال ۱۳۱۹، فرصتی جدیتر برای آموزش زنان در حوزه هنر فراهم شد. بورسیه تحصیلی سالانه دولت به فارغالتحصیلان ممتاز دانشگاه تهران، «شکوه ریاضی» و «لیلیت تریان» را به فرانسه و «منصوره حسینی» و «بهجت صدر» را به ایتالیا فرستاد. «منیر شاهرودی» نیز به آمریکا رفت و به حلقه هنرمندان اکسپرسیونیسم انتزاعی پیوست. این گروه پس از بازگشت به وطن، با دستاوردی ارزشمند از هنر آوانگارد، به خلق آثار هنری و تدریس پرداختند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
زن جوان و دریا
روایت نبرد و تابآوری در مسیر تاریخسازی
گزارشی از رونمایی شماره دوم مجله «دوباره» وگفتوگو با «مهراوه فردوسی» درباره جایگاه ناداستان در ادبیات امروز ایران
روایت، تأیید رنج آدمــــــــی
بازسازی پس از جنگ
سفر حماسی گوزن اوریگامی اوکراین به دوسالانه ونیز
گوزنی که نماد امید شد
درگذشت هنرمند برجسته کرمانی
وداع با علی خسروی؛ طراح و تصویرگر پیشرو گرافیک معاصر ایران
نهصدوچهلودومین شب «مجله بخارا» به یاد «جلال خالقیمطلق»، شاهنامهشناس ایرانی، برگزار شد
شاهنامه آخرش خوش بود
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید