۱۰ سال پس از مرگ مردی که آثار ایران را جهانی کرد
میراث شهریار عدل
۱۷ تیر ۱۴۰۴، ۱۸:۵۴
۱۰ سال گذشت، از زمانی که تلخیهای پیدرپی میراثی، روح خسته «شهریار عدل» را هم بیتاب کرد؛ مردی که همه عمرش یکتنه برای حفاظت از میراث کشورش جنگید، تا صبح یکشنبه، ۳۱ خرداد سال ۹۴، که قلبش بیطاقت شد. شهریار، تمرکز علمی خود را روی جهان ایرانی قرار داده بود، اما روزهای بعد از درگذشتش بهدرستی درباره او گفتند: «شهریار عدل کسی بود که هرچند در مجامع مهم بینالمللی شناخته شده و صاحب اعتبار و نفوذ بود، اما در کشور خود آنچنانکه شایسته بود قدر ندید و بر صدر ننشست.» قرار بود این گزارش در خردادماه منتشر شود، اما جنگ مجال نداد تا امروز.
شهریار عدل همزمان با آشفتگیهای روزهای اول انقلاب و با هزینه شخصیاش، در اردیبهشت سال ۱۳۵۸ به مصر رفت و ثبت جهانی نقشجهان اصفهان، معبد چغازنبیل و تختجمشید را پیگیری کرد و به انجام رساند. کاری که اگر او نبود شاید تا همین چند سال قبل کسی هرگز به آن فکر هم نمیکرد، چه رسد به عمل؛ همانطورکه بعد از برداشتن نخستین قدم از سوی او، تا ۲۴ سال بعد کسی حتی به فکر ادامه دادن کارش نیفتاد. تلاشهای او فقط به ثبت جهانی آثار تاریخی کشور، آنهم بهتنهایی ختم نشد، بار دیگر شهریار بود که در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی با پیگیریهای مدیریت وقت سازمان میراثفرهنگی و با جمعی از همکارانش به تهیه و تدوین پروندههای ثبت جهانی اقدام کردند و مجموعه تختسلیمان در این فهرست به ثبت رسید. با وقوع زلزله بم در دیماه ۱۳۸۲ عدل در بم حضور یافت و بهمدت بیش از یکدهه تحقیقات گستردهای را درباره این منطقه غنی تاریخی پایه گذارد و ادامه داد.
ثبت جهانی «آلبومخانه» کاخ گلستان، کار روی لایههای باستانی بم، ثبتجهانی بخشی از محوطه گسترده خلیجفارس، حفاری «سنگر غربی ارگ بم» با هدف کشف بندری باستانی و حتی پژوهش بر مجموعه کاخ گلستان در دربار قاجار فقط بخش بسیار کوچکی از خواستهها و آرزوهای شهریار عدل بودند، آنها که او آرزو داشت در کنار دیگر پژوهشهایش، درصورت امکان، ساماندهی کند.
پیوستگی خاندان مادری شهریار عدل با منطقه قومس (استان سمنان کنونی) او را به باستانشناسی و پژوهش در تاریخ این منطقه علاقهمند کرد. او تا اواسط دهه ۱۳۵۰ چند مقاله فرانسوی دیگر هم درباره جغرافیای تاریخی دامغان، آثار بازمانده از سده پنجم در این شهر، آرامگاه شاهرخ تیموری در دامغان، نبرد مهماندوست و منار مسجدجامع سمنان به نشر سپرد. در همین سالها او با هماهنگی مرکز تحقیقات باستانشناسی ایران، کاوشهای میدانی را در دامغان و بسطام آغاز کرد و از سفالینههای کاشان در قرن هشتم نیز غافل نماند.
جستوجوی ری در آمریکا
شهریار تحقیق روی آثار تاریخی ری را با ارائه مقالههایی درباره برج و بناهای آرامگاهی این منطقه در سدههای چهارم تا ششم در همایشهای باستانشناسی آکسفورد (۱۹۷۲) و مونیخ (۱۹۷۶) دنبال کرد. او در پاییز ۱۳۵۲ش/۱۹۷۲م در کنگره خاورشناسی پاریس حضور یافت و نتایج این رویداد را در نشریه راهنمای کتاب گزارش داد و پسازآن، از طرف مرکز باستانشناسی ایران بههمراه مرحوم «یحیی کوثری» برای گردآوری اسناد و گزارشهای باستانشناسان آمریکایی درباره کاوشهای ری و مستندنگاری اشیای ایرانی، به شهرهای شیکاگو و فیلادلفیا در آمریکا سفر کرد.
دانش گسترده و شناخت عمیق او از تاریخ و فرهنگ ایرانی و دنیای ایرانشناسی، او را به شخصیتی تراز اول در این زمینه بدل کرده بود. او همواره با دیدی باز و عاری از تعصب و بهشیوهای منتقدانه به مسائل ایرانشناسی و میراثفرهنگی ایران نظر داشت. شهریار عدل در کنار پژوهشهای علمیاش، خدمات کمنظیری برای حفاظت و مستندسازی آثار تاریخی ایران و ثبت آثار فرهنگی مهم ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو انجام داد.
از جمله تحقیقات میدانی او در قومس، زوزن، ری و بلخ در افغانستان بود. پس از زلزله ویرانگر بم، پروفسور عدل بخش مهمی از دهه اخیر عمر خود را صرف شناخت بم کرد تا امروز که به لطف تلاشهای پژوهشی او بم در عرصه جهانی نامدار شده است. او محققی پرتلاش و جامعالاطراف بود و باستانشناسی فقط بخشی از علایق او محسوب میشد؛ تحقیقات گسترده او در زمینه تاریخ هنر ایران، بهویژه در حوزه نگارگری، تاریخ عکاسی و تاریخ سینمای ایران از گواه این ادعاست.
برای شهریار ایران چه کردیم؟
در زمان تشییع پیکرش، برخی همکاران خارجی او یک خواسته داشتند: «همه کسانی که فکر میکنند بدهکارِ شهریار عدل هستند و دِینی از او به گردن دارند، برای تکمیل پروژههای عدل کمک کنند و برای تداوم حیات علمی شهریار و آنچه او به آنها عشق میورزید، تلاش کنند.»
نوک پیکان این خواسته در وهله اول متوجه متولیان میراثفرهنگی -از معاونت میراث تا پژوهشگاه وقت سازمان میراثفرهنگی و ایکوموس ایران- بود. در همان روزها ایکوموس ایران «مهناز گرجی» را بهعنوان جانشین مرحوم پروفسور شهریار عدل انتخاب کرد.
هرچند مقامات وقت سازمان میراثفرهنگی در زمان تشییع او ساعتها حرف برای گفتن داشتند، اما در طول ۱۰ سالی که از درگذشتش میگذرد، چه کردند؟
یکی از معدود اقدامات که البته در دو سال اول بعد از درگذشت شهریار انجام شده بود، «درخواست انتقال مطالعات و پژوهشهای «عدل» از فرانسه به ایران بود تا پس از جمعآوری بهعنوان یک گنجینه مطالعاتی ارزشمند منتشر شود.» «حمیده چوبک»، رئیس وقت پژوهشکده باستانشناسی پژوهشگاه میراثفرهنگی، گفته بود: «از جمله پروژههای علمی و مطالعاتی که شهریار عدل در زمان حیاتش در دست انجام داشت، مطالعه «لایههای باستانی بم» بود که پس از فوت او، امروز توسط یک گروه دیگر در دست مطالعه و بررسی است.» چوبک همچنین به اقدامات مرحوم عدل روی پروژه مطالعاتی «ری باستان» در قبل از انقلاب اشاره کرده و گفته بود: «پیشتر از او خواسته بودیم تا این پروژه را بار دیگر احیا کند.»
در همان زمان تأکید زیادی روی واگذاری پروژههای نیمهتمام عدل به افراد دارای صلاحیت بود، اما بهنظر میرسد با وجود گذشت یکدهه از درگذشت او، بهجز آنها که اعتبارات دولتی داشتند، پروژه دیگری در دست اجرا قرار نگرفته است.
البته در همان روزها نیز صحبتهایی از خریداری خانه خاندان عدل و تبدیل آن به یک مرکز فرهنگی مطرح شده بود، اما بهجز نصب «کاشی ماندگار» روی سردر خانه هیچ قدم دیگری برداشته نشد. بهمرور زمان هم شکل و شمایل ورودی خانه تغییراتی پیدا کرد. اگرچه در آن زمان به سن قانونی نرسیدن فرزند شهریار بهعنوان ورثه او، یکی از دلایل عقب افتادن این کار مطرح شد.
شهریار عدل که بود؟
«شهریار عدل» فقط باستانشناس یا پژوهشگر تاریخ نبود، «میراثفرهنگی» عشق و زندگی او بود، شاید بههمیندلیل بهمرور به یک ایرانشناس تبدیل شد و حالا ۱۰ سال بعد از رفتنش، در این میان درسها و برنامههای ناتمامی که از او به یادگار مانده، علاقه و پیگیریهایش بزرگترین و بحقترین میراث او برای ایران بود.
عدل تحقیقات خود را بیحاشیه و به دور از هیاهو دنبال میکرد. او اهل تبریز بود، اما بعد از گذراندن سالهای دبستان و دبیرستان در تهران، پاییز ۱۳۳۸ برای ادامه تحصیلات به فرانسه رفت. در مدرسه عالى علوم تاریخى در سوربن تحصیل کرد و همزمان در مدرسه موزه لوور، تاریخ لنگر عمومى هنر، باستانشناسى مشرقزمین و تاریخ هنرهاى دوره اسلامى خواند و به مدرسه معمارى پاریس -بوزار- رفت. او موضوع رساله دکتری خود را «فتوحات همایون» برگزید که به تاریخ جنگهاى شاهعباس در سال ۱۰۰۷ ق در خراسان و فتح هرات مربوط است.
تحقیقات عدل با ورود و عضویت او در «مرکز ملى تحقیقات علمى فرانسه» (CNRS) شکل حرفهایتری به خود گرفت. او در این مرکز پژوهشهای خود را به ایران، افغانستان و آسیای میانه معطوف کرد و از عضو به مدیر ممتاز تحقیقات ارتقا یافت. بهرغم آن که بسیاری از خارجیهای عضو «مرکز ملى تحقیقات علمى فرانسه» ملیت فرانسوی اختیار میکردند، او هیچگاه ملیت خود را تغییر نداد و حتی تابعیت دوگانه نگرفت.
عدل همچنین عضو هیئت تحریریه مجله استودیا ایرانیکا بود که از آغاز دهه ۷۰ میلادی در فرانسه منتشر میشود و دیگر اعضای تحریریه آن دانشمندانی چون «ژیلبرت لازار»، «پل برنار»، «ژان کالمار»، «یان ریشار» و «فیلیپ ژینیو» هستند که بهخوبی معرف سطح اعتبار این نشریه است.
عدل از اواخر دهه ۷۰ میلادی ریاست «کمیته بینالمللى تدوین تاریخ تمدنهاى آسیاى میانه» را در یونسکو برعهده داشت که در چارچوب آن با حضور دانشمندانی از نقاط مختلف جهان، مجموعهای پرمایه و مفصل در این زمینه به زبان انگلیسی منتشر شد. تحقیقات تاریخی و تاریخ هنری عدل بیشتر در زمینه قرون میانه اسلامی و بهویژه دورههای صفوی و قاجار متمرکز بود. او سلسلهمقالههاى مهمی درباره آغاز نقاشى مکتب مغول در هندوستان و همچنین نقاشى و صورتگران دوره صفوی نگاشته است. همچنین جنبههای تاریخی، هنری و فنی مواد فرهنگی این دوره مورد علاقه او بود. کتاب هنر و جامعه در جهان ایرانی که به فارسی نیز ترجمه شده، از جمله کوششهای او در تدوین مقالاتی دراینباره است.
تحقیقات میدانی باستانشناسی او هم بیشتر بر دوران اسلامی متمرکز بود. او پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی گسترده و دامنهداری در زوزن خراسان، بسطام سمنان، ری و بم به انجام رسانید یا در دست انجام داشت. نتایج این تحقیقات نیز بهطور پیوسته در نشریات اروپا یا ایران منتشر شده است. کتاب «تهران، پایتخت دویستساله» از دیگر تلاشهای او و همکار فرانسوی او، «برنار اورکاد»، است که به مناسبت دویستمین سالگرد پایتخت شدن تهران در سال ۱۹۹۲ از سوی انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران منتشر شد.
عدل به دریافت مدال فرهنگ جهانی یونسکو نیز نائل آمد. در سال ۱۳۸۸، «کویچیرو ماتسورا»، دبیرکل وقت یونسکو، در مراسمی در حضور «ایرینا بوکوا»، دبیرکل منتخب و کنونی آن سازمان، مدال فرهنگ جهانی یونسکو موسوم به «پنج قاره» را در مقر یونسکو در پاریس در مقر یونسکو در پاریس به شهریار عدل اعطا کردند.
اما هنوز این سؤال باقی است که بعد از گذشت ۱۰ سال از فوت شهریار عدل کسی که بحق او را یکی از نجاتدهندگان تاریخ و میراثفرهنگی کشور مینامیم، چه کردیم؟ آیا حقی که او بر گردن تاریخ فرهنگ و تاریخ این کشور دارد، ادا شده است؟
برچسب ها:
آثار تاریخی، باستانشناسی، پژوهشگاه میراث، میراث جهانی یونسکو، میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید