من موزه‌دارم باید متذکر به ایران باشم





من موزه‌دارم باید متذکر به ایران باشم

۹ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۲

هر کس از دریچه تفکر و دانش خود به زمانه و حوادث می‌نگرد، یکی با نگاه سیاسی، یکی با دانش نظامی، یکی با تحلیل اقتصادی و من موزه‌ای و میراثی هم از دریچه نگرش موزه‌ای و میراثی به رویدادها می‌نگرم و حتی مدام با تجربه‌های میراثی مقایسه می‌کنم و این‌گونه بخشی از تاریخمان را که در حال شدن است و می‌توان میراث معاصرمان را با میراث تاریخی‌مان پیوند می‌زنم.

آنچه در حال شدن است، باید بگذرد و انتخاب شود و بماند تا به میراث تبدیل شود، اما آنچه مانده است، یعنی میراث‌ها، من موزه‌دار را به یک فصل مشترک می‌رساند و آن وطن است و هر آن چیزی که به آن اشاره دارد. این‌گونه است که از میراث ملی یاد می‌کنیم و همه آن چیزی که برای ملت و این میهن است.

من موزه‌دار و من میراثی، در هر تکه از این میراث میهن را دیده‌ام و یافته‌ام و این میهن برای من تنها خاک نیست بلکه مفهومی است که همچنان امتداد دارد. این میراث یادآور همه غم‌ها، دردها، شادی‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها، جداشدن‌ها، ازدست‌رفتن‌ها، ساختن‌ها، ویرانی‌ها، برآمدن‌ها، تاراج‌ها و بسیاری چیزهای دیگر است. این میهن در مای موزه‌دار و میراثی، چنان رسوخ کرده که به هر رویداد معاصر نیز در نسبت با میهن می‌نگریم. میهنی که ما را امیدوار می‌کند، به ما تذکر می‌دهد، ما را می‌هراساند و ما را ما می‌سازد و می‌اندیشیم چگونه این ما می‌تواند به داد میهن برسد و چگونه میهن می‌تواند به داد ما برسد و صبری در برابر رنج‌ها بسازد. مای موزه‌دار میان تجربه‌های زیسته گذشته این ملت و تجربه امروزین پلی می‌زند تا اسطوره‌ها را به یاد آوریم، همه روایت‌های تاریخی را در مشابهت ببینیم. میراث معاصر ما همه آن روایتی است که از زمانه خودمان، از همه هراس‌ها و همه امیدهایمان می‌سازیم و به یادگار می‌گذاریم. میراث معاصر ما تذکر به میهنی‌ست که باید یک ملت را ملت بسازد و سرزمینی که باید حفظ شود. میراث گذشته تذکری به زنجیره ما در سرزمینمان و میراث معاصرمان روایتی از تداوم پیوند ما و میهن‌مان است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق