در پاسداشت و اهمیت زندهنگاهداشتن گوهر «امید» در روزهای پس از جنگ تحمیلی
دوباره میسازمت وطن
۸ تیر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۰
هرگاه احساس کردم وظیفهام سنگینتر از توانم است، به یاد آوردم که خدمت به ایران، نه انتخاب من، بلکه سرنوشتی است که تاریخ به دوشم نهاده است.
محمّدعلی فروغی (ذکاءالملک)
شنبه، هفتم تیر ۱۴۰۴، را تاریخ در ذهن و ضمیر و خاطر و خاطره خود حفظ خواهد کرد. شنبه صبح، مردم پایتخت، فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای شهید را تشییع و تدفین کردند. اگرچه افزونبرآنان، مردم بیگناهی که قربانی جنایت آن جانی صهیونیست شدند هم بودند. اما مشمول نسیان نکنیم که جز اینان، سربازانی هم جای داشتند که از سر ادای وظیفه به مقابله با آن متخاصمِ متجاوزِ بیگانه به رزم پرداختند یا نیروهای امداد یا درمان که برای رفع و دفع خطر از مجروحان و مصدومان یا انکشاف و انتقال جانباختگان در خط مقدم این پیکار ظالمانه بودند و ماندند و ایستادند و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. از آنان شاید کمتر نامی به میان باشد و بیاید و اصلاً شاید نشناسیمشان، اما فراموش نکنیم که تکتکشان برای اعتلا و ارتقای اعتبار نامِ نامیِ ایران از جان شیرین گذشتند و در طبق اخلاص گذاشتند؛ زیرا بر این عقیده بودند و پای فشردند که باید خون داد، اما خاک نداد.
حالا اما از پس آن ۱۲ روز و تقدیم حدود هزار شهید به مام میهن، وقت بازسازی وطن فرارسیده است. بگذریم از حالا اما از پس آن ۱۲ روز و تقدیم تعداد زیادی شهید به مام میهن، وقت بازسازی وطن فرارسیده است. بگذریم از جاهلانی که این خانه و خاک را آغل مینامند و همهچیز را در امت میدانند، نه ملت. تاریخ اگرچه این بیوطنیها را از یاد نمیبرد و هیچ بین آنان و کسانی از میان فعالان سیاسی راست و چپ، روزنامهنگاران و نویسندگان و مترجمان، جایزهبگیران سینمایی، صلح و خلاصه همه بهاصطلاح روشنفکران که همیشه در مذمت ظلم مینوشتند، بعضیشان صرفاً واکنشی ملوس گرفتند و برخیشان حتی این کار را هم نکردند. هر دو گروه، جملگی مشتی منفعتطلب بیش نیستند که به وقتش پروژهبگیرهای قهاری هم میشوند. آن گروه نخست که اگر پایش برسد، ایران را در جغرافیای جهان اسلام هضم میکنند و از روی نقشه حذف، و عده دوم هم ایراندوستیشان چیزی لب و دهان نیست؛ هر دو اگر ایران تجزیه شود، ککشان هم نمیگزد که به قول امیرهوشنگ ابتهاج (ﻫ.ا.سایه)؛ «سایهجان! مهر وطن کار وفاداران است/ بادساران هوا را به وطن حاجت نیست».
اما امروز و اکنون، هنگام همدلی و همرنگی برای ساختن دوباره موطن است. شاید خیلی زمان ببرد. شاید گزندهای ناشی از این فجایع را نتوان حتی از دیده و دل زدود، اما اگر دست در دست نهیم، حتماً چنین خواهد شد. تاریخ ۱۰هزارساله این کهنبوم ثابت کرده است که ما از دل بحران، ابراهیموار برون خواهیم شد و آتش بر اهالی ایران گلستان خواهد شد. اگرچه این دیار فراوانفراوان بحران را سپری کرده است و در همین ۲۰۰ سال اخیر از جنگهای ایران و روسیه و مشروطه و استبداد صغیر و جنگ جهانی اول و دوم و کودتاهای سوم اسفند و بیستوهشتم مرداد تا جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و انقلاب و کوی دانشگاه و حوادث سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ و همهگیریهای طاعون و وبا و تیفوس و کرونا را تجربه کرده است و بهسلامت، هرچند با لطمههای بیشمار، گذر کرده و به حالا رسیده است. پس حال را باید گرفت و پروبال داد و ققنوسوار از خاکستر جنگ و جنون و روزهای تلخ و تاریکِ خون و خشم به پرواز درآمد و سیمرغ شد. طبیعتاً آوار جسمی و مالی و از همه مهمتر روحی و روانی آن، تا مدت مدید ما را همراه خود میبرد و میکشاند، اما این امید است که ما را امیدوار میکند به بازسازی وطن. به رسیدن دوباره روزهای خوب. به نشستن دوباره لبخند. به بارش دوباره باران عشق. به برآمدن دوباره خورشید رخشان. به روییدن دوباره درخت محبت. به سفر کردن دوباره به کوه و دریا و جنگل و کویرِ این سرزمین.
پس اگر ما همین بارقهها و کورسوهای نور را مستمسک قرار ندهیم، دیگر به چه سبب زنده بمانیم که بهقول فریدون مشیری؛ «به کجاها بَرَد این امید ما را؟» از خاطرمان محو نکنیم که آفتاب، باز از ایران طلوع خواهد کرد و از خراسان و سیستان تا آذربایجان و کردستان را روشنایی خواهد بخشید. میراث تاریخی و تمدنی سرزمینمان شاید گواهی گوارا باشد بر برجایمانیِ این چهارگوشه از سیر تحول و تطور روزگار.
ایران و زبان فارسی غروب نخواهد کرد که اگر قرار بود بکند، خیلی پیشترها کرده بود و همین هویت ملی و تمامیت ارضی است که زنده نگاهمان داشته است که بهقول محمدعلی اسلامی نُدوشَن در آن نوشته معروف در مجله یغما (شمارۀ ۱۴۱، فروردین ۱۳۳۹): «ایران از پای نمیاُفتد، میتپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمیخیزد؛ مانندِ دُلفین جَست میزند و پیدا میشود و نهان میشود، و باز از نو پدیدار. هرکجا که گمان کنید که نیست، درست همانجا هست، در هر لباس، هر سیما، چه در زربفت و چه در کرباس، چه گویا و چه خاموش.»
پس حالا که از شهرمان نرفتیم و زنده ماندیم و پس گرفتیمش، متحد و متفق بمانیم و آرزومندانه در کار ساختنِ دوباره برآییم که یگانهراه صلاح و فلاح همین است. بگذاریم فرزندی اگر در همین روزها از مادری زاده شود، وقتی به عقل رسید، با افتخار و ابتهاج، از این روزهای مولدش بشنود، که مردمی در سال ۱۴۰۴، از قفای جنگی و روزهای غمباری، خم به ابرو نیاورد و خود را نباخت و درنهایت استقامت و حصانت از این دوره و دوران عبور کرد؛ زیرا باور داشت که رسالت این سرزمین هنوز به پایان نرسیده است. پس پاینده و زاینده باد ایران که بهقول سیدعلی صالحی؛ «در ازدحام این همه ظلمت بیعصا/ چراغ را هم از من گرفتهاند/ اما من/ دیوار به دیوار/ از لمس معطر ماه/ به سایهروشن خانه باز خواهم گشت/ پس زندهباد امید».
«تیتر : مصراعی سروده سیمین بهبهانی»
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
انتقال و درک مفاهیم در کلاسهای غیرحضوری دانشگاهها مختل شده است
استاد و دانشجو، بازنده آموزش آنلاین
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید