همه با هم برای حفاظت از ایران

همیاری برای زاگرس در آتش





همیاری برای زاگرس در آتش

۲۸ خرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۰۵

در شرایط سخت و زیان‌باری که تهران و سایر شهرها گرفتار حمله‌های روزانه و شبانه توسط اسرائیل هستند، زاگرس همچنان در حال سوختن است. آتش‌سوزی‌هایی که عامدانه‌اند و حیات زیستی کشورمان را هدف قرار داده‌اند.
ایران در شرایط خاصی قرار دارد. پیش از این تجاوز هم در کشورمان با مشکلات عدیده‌ای درباره مدیریت منابع‌طبیعی و محیط‌زیست مواجه بودیم که در همین ماه‌های اخیر باعث شهادت دو محیطبان ما، «یاسر مصدق» در پارک ملی گلستان و «هدایت‌الله دیده‌بان» در منطقه حفاظت‌شده خائیز شد. قرار بود مجموعه نشست‌هایی داشته باشیم و به برنامه‌ای برای ارتقای کیفیت مدیریت مناطق چهارگانه محیط‌زیست برسیم که با جنگ ناخواسته و تجاوز اسرائیل به ایران عزیزمان مواجه شدیم. در این شرایط باید همه در کنار هم بایستیم و بیش از گذشته، حواسمان به خودمان و به شاخص‌های محیط‌زیستی کشورمان باشد. باید به‌ هم کمک کنیم و همه تلاشمان را برای ایجاد آرامش به‌کار بگیریم.
متأسفانه در سال‌های اخیر با جریانی مواجه‌ایم که در حال خشکاندن جای‌جای زاگرس عزیزمان است و با حمله اسرائیل به خاک کشورمان می‌بینیم این آتش‌سوزی‌ها تشدید هم شده‌اند. همین اکنون در استان‌های فارس، کردستان، ایلام، لرستان، خوزستان و کهگیلویه‌وبویراحمد، رویشگاه‌های حیات‌بخش زاگرس در حال سوختن است. کسانی که منشأ حریق زاگرس هستند، به همان خباثت ایران‌ستیزانی هستند که کشور عزیز ما را با انواع و اقسام سلاح‌ها مورد تهاجم قرار داده‌اند.

شوربختانه التهابات سیاسی، اجتماعی و نظامی در کشورمان باعث شده است کسانی که با تعادلات زیستی ایران ما دشمنی دارند، زمینه را فراهم ببینند که بیش از گذشته زاگرس را به آتش بکشند.
یک واقعیت که باید بیشتر به آن توجه کنیم، این است که محیط‌زیست درواقع مقوله‌ای همه‌جانبه است که بخش‌های مختلفی به آن مربوط می‌شوند. اگر به‌درستی نگاه کنیم، بیکاری، فقر، اعتیاد، سلامت جامعه، برنامه‌ریزی و سیاست کلان کشورها و بسیاری از مسائل دیگر، زیرشاخه‌های بخش محیط‌زیست هستند که باید با مدیریت مستقل و صحیح تعادل را در این بخش‌ها ایجاد و حفظ کرد.
اما با توجه به اینکه محیط‌زیست چنین گستره دربرگیرنده‌ای دارد، موضوع جنگ به‌طور خاص با تمامی این زیرشاخه‌های محیط‌زیستی که ذکر کردم، در تضاد است. جنگ، همه توازن و تعادلات زیستی را برهم می‌زند. وقتی یک پالایشگاه، پمپ‌بنزین، کارخانه پتروشیمی یا حتی تجهیزات نظامی مورد حمله قرار می‌گیرند، این نه‌تنها شاخص‌های طبیعی و به‌طور مستقیم آرامش و سلامت زیستی را از بین می‌برد، بلکه تعادلات اجتماعی را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
این نوع حملات بر توازن سلامت روحی و جسمی جامعه اثر مخرب کوتاه‌مدت و بلندمدت می‌گذارد، زیرا آلاینده‌هایی که از انفجارات ناشی از تسلیحات نظامی، نفتی، پتروشیمی یا شیمیایی منتشر می‌شوند، استمرار سلامت جامعه را تهدید می‌کنند.

بسیاری از این آلاینده‌ها اثرات آنی و حتی بلندمدت دارند و ممکن است سال‌ها طول کشد تا اثرات مخرب آنها رفع شود. اینها واقعیت‌هایی هستند که در اثر جنگ پیش می‌آیند.
تا به حال هیچ‌جا ندیده‌ام که گفته شده باشد اگر کشوری مشکوک به داشتن سلاح‌های هسته‌ای یا نیروگاه‌های هسته‌ای با چشم‌انداز کاربرد نظامی باشد، دیگر کشورها یا سازمان‌های بین‌المللی حق دارند به‌طور نظامی به آن حمله کنند. این حرکت درواقع خلاف قانون بین‌الملل است، چه از نظر حقوق بین‌الملل و چه از نظر محیط‌زیست، و قطعاً یک حرکت ضدبشری است. بااین‌حال، شاهد بوده‌ایم که چنین اقداماتی صورت گرفته است، مانند حملات به نطنز و دیگر تأسیسات مشابه.
پیامدهای این اقدامات در جنگ، از منظر محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی، بسیار مخرب و جانکاه است و متخاصمان مسئول مستقیم بروز هرگونه آلایندگی محیط‌زیست و انتشار رادیواکتیو خواهند بود؛ رویدادی که می‌تواند حتی در برخی از کشورهای منطقه تأثیر سوء بگذارد.
اما وظیفه ما در این شرایط سخت چیست؟ مسلماً همدلی و همیاری بیشتر برای ایجاد آرامش یکدیگر. بسیار خشنود شدم وقتی دیدم مردم در شرایط سختی که خودشان در آن قرار دارند، درِ اقامتگاه‌ها و خانه‌هایشان را به روی عزیزانی که مجبورند از شهرهایی که در معرض حملات دشمن قرار دارند، گشوده‌اند. این نوع همدلی و محبت که جزو فرهنگ اخلاقی پربار ایرانیان است، بسیار ارزشمند و اثرگذار است.
اما در این شرایط که دشمن شاخص‌های زیستی‌مان را نشانه رفته است، شایسته است کمک ما همه‌جانبه باشد. همیاری‌هایمان نباید فقط محدود به ارائه کمک به یکدیگر باشد. باید به طبیعتمان، به تنوع‌زیستی‌مان، به آب‌وهوایمان، به خاکمان و به درخت‌هایمان هم توجه کنیم. آنها استوانه‌های زیستی و نیرو محرکه استمرار حیاتمان هستند.
مثلاً یک درخت کهن که ممکن است ۴۰۰ یا ۵۰۰ سال عمر داشته باشد، اگر از بین برود، دیگر نمی‌توانیم جایگزینش کنیم؛ زیرا شرایط محیطی و اقلیمی امروز با گذشته متفاوت است. آن درخت در یک شرایط خاص از لحاظ آب‌وهوایی رشد کرده است که دیگر تکرار نمی‌شود.
در مقابل، وقتی یک پالایشگاه یا کارخانه آسیب می‌بیند، پس از مدتی می‌توان آن را بازسازی کرد. اما وقتی یک درخت از بین می‌رود یا جان انسانی گرفته می‌شود، دیگر جایگزینی برای آن نیست.
در این راستا، برخی افراد با سوءاستفاده از شرایط موجود، به زیستگاه‌ها و منابع‌طبیعی کشور آسیب می‌زنند، دقیقاً در جهت اهداف دشمن گام برداشته‌اند؛ دشمنی که می‌خواهد این سرزمین را از هستی تهی کند.

زمانی که زاگرس خشک شود، ما دیگر آب نخواهیم داشت و بدون آب، دیگر زندگی و آبادانی وجود نخواهد داشت. مهاجرت‌های اجباری که اکنون در مناطق مختلف کشور شاهد آن هستیم، نتیجه مستقیم آسیب‌هایی است که به منابع‌طبیعی وارد شده است. این دقیقاً همان کاری است که دشمن در حال انجام آن است؛ تخریب سرزمین و اجبار مردم به مهاجرت.
ما اکنون بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که در کنار هم بایستیم. باید آرمانمان صلح، دوستی، عشق و محبت باشد. باید از منابع پایه کشور که به‌نوعی ستون‌های پایداری ما هستند، حفاظت کنیم. منابعی مانند آب، خاک، جنگل‌ها و دشت‌های کشور. اینها میراث ما و متعلق به آیندگان است و باید به‌جد از آنها محافظت کنیم.
آرزومندم در شرایط ناخواسته و غم‌بار، بیش‌ازپیش در کنار همدیگر قرار بگیریم و هوشمندانه از استوانه‌های پایداری وطن عزیزمان حفاظت کنیم و به نسل‌های آینده انتقال دهیم. امیدوارم با اتحاد و همدلی از بحران جنگ عبور کنیم و بیشتر از گذشته به سرزمینمان، به طبیعتمان، به هم‌وطنانمان عشق و محبت بورزیم.
در این شرایط حساس که طبیعت و ارزش‌های میهنی‌مان تحت فشارند، شایسته است بیش‌ازپیش با همیارانی که در مقابله با آتش جنگل‌های زاگرس، محیطبانان، جنگلبانان، نیروهای امدادگر که برای بهبود اوضاع کشور تلاش می‌کنند، همکاری کنیم تا از گسترش اثرات زیان‌بار دشمنان ایران جلوگیری کنیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *