اسناد جهانی درباره صنایع‌دستی چه می‌گویند؟

زنان میراث‌داران سنت‌های زنده





زنان میراث‌داران سنت‌های زنده

۱۹ خرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۲۶

صنایع‌دستی در طول تاریخ، نه‌تنها نمایانگر ذوق و خلاقیت انسان، بلکه حامل دانش سنتی، هویت فرهنگی و بستری برای تداوم حیات اجتماعی در جوامع بومی بوده‌ است. در جوامع محلی، به‌ویژه در مناطق کمترتوسعه‌یافته، صنایع‌دستی به ابزاری مؤثر در جهت توانمندسازی زنان و دختران بدل شده‌؛ این نقش در اسناد بین‌المللی همچون کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو برای حفاظت از میراث جهانی و بیانیه‌های راهبردی شورای جهانی صنایع‌دستی (WCC) نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

کنوانسیون میراث جهانی یونسکو، ضمن تمرکز بر حفظ ارزش‌های جهانی برجسته در آثار فرهنگی و طبیعی، بر مشارکت جوامع محلی در فرایندهای حفاظت و بهره‌برداری از میراث تأکید دارد. در این چارچوب، زنان به‌عنوان حاملان سنت‌های زنده، کنشگران فعال در حفظ دانش بومی و مدیران فرهنگی در سطح خرد، نقش انکارناپذیری در پایداری فرهنگی دارند. این مشارکت نه‌فقط در حوزه حفظ بلکه در تفسیر، تولید و توسعه کارکردهای میراث‌فرهنگی نیز مؤثر است. صنایع‌دستی به‌مثابه مصداقی از میراث زنده، به زنان امکان می‌دهد تا از طریق انتقال مهارت‌ها، آموزش نسل جدید و مشارکت در اقتصاد فرهنگی، حضوری معنادار در جامعه داشته باشند.

از منظر شورای جهانی صنایع‌دستی، تقویت جایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان از جمله اهداف بنیادین توسعه صنایع‌دستی در قرن ۲۱ محسوب می‌شود. شورا در رویکردهای نوین خود، توانمندسازی زنان را نه‌تنها هدفی عدالت‌محور، بلکه عاملی کلیدی برای پایداری زنجیره تولید صنایع‌دستی معرفی می‌کند. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که آموزش حرفه‌ای، حمایت از دسترسی زنان به بازار، فراهم‌سازی زیرساخت‌های قانونی و گسترش صادرات، می‌تواند موقعیت زنان صنعتگر را از نقش‌های حاشیه‌ای به جایگاه رهبری در جامعه ارتقا دهد.

در کشورهایی همچون ایران که تنوع اقلیمی، قومی و فرهنگی بستر گسترده‌ای برای تولید صنایع‌دستی ایجاد کرده است، زنان همواره در خط مقدم تولید، طراحی، رنگ‌پردازی و بازآفرینی سنت‌ها قرار داشته‌اند. به‌ویژه در خوزستان و سایر استان‌های مرزی، صنایع‌دستی نه‌تنها منبع درآمد بلکه ابزار هویت‌یابی و حفظ شأن اجتماعی زنان در دل سنت‌های بومی بوده است. زنان با استفاده از دانش بین‌نسلی، مواد بومی و تکنیک‌های سنتی، فرایندهایی را شکل داده‌اند که ضمن تولید ارزش اقتصادی، کارکردهای فرهنگی و اجتماعی نیز دارد.

بااین‌حال، برای تحقق کامل ظرفیت‌های توانمندساز صنایع‌دستی، موانعی نیز وجود دارد؛ از جمله فقدان حمایت‌های بیمه‌ای و حقوقی، دسترسی محدود به بازارهای جهانی، نابرابری در مالکیت ابزار تولید و چالش‌های ناشی از مهاجرت یا تغییر سبک زندگی. ازاین‌رو، پیوند میان سیاستگذاری فرهنگی با برنامه‌های توسعه اجتماعی و نگاه متقاطع میان میراث‌فرهنگی، اشتغال، آموزش و عدالت جنسیتی، می‌تواند راهگشای بهره‌گیری پایدار از این ظرفیت‌ها باشد.

روز جهانی صنایع‌دستی فرصتی است برای بازنگری در این ظرفیت عظیم فرهنگی و انسانی. آنچه باید در اولویت سیاستگذاران، نهادهای فرهنگی و مراکز آموزشی قرار گیرد، ایجاد بسترهایی برای ارتقای مهارت، فراهم‌کردن زیرساخت‌های حمایتی و بسترسازی برای صدای مستقل زنان در زنجیره تولید صنایع‌دستی است. از رهگذر این اقدامات، نه‌تنها میراث زنده پاس داشته می‌شود بلکه گامی مؤثر در جهت تحقق عدالت اجتماعی، پایداری فرهنگی و توسعه پایدار برداشته خواهد شد.

در جهانی که تنوع فرهنگی سرمایه‌ای گران‌بهاست، صنایع‌دستی می‌تواند پلی باشد میان سنت و نوآوری، و زنان صنعتگر، که رهبران این حرکت آرام و ماندگارند. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *