چرا استفاده از مشاور محیطزیست در آثار سینمایی و تلویزیونی لازم است؟
غایب بزرگ قابها
۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۳۱
در روند تولید آثار سینمایی و تلویزیونی، سالهاست حضور مشاوران انتظامی، حقوقی یا نظامی، بهعنوان یکی از الزامات حرفهای پذیرفته شده است؛ نه برای زیباییشناسی صرف یا حفظ اعتبار تولید بلکه برای تضمین دقت روایی، رعایت واقعیتهای ساختاری و پرهیز از بازنمایی نادرست نهادها و مسئولیتها. این مشاوران نقش واسطی میان جهان داستانی و واقعیتهای اجتماعی دارند و کمک میکنند تا فیلمساز بتواند بدون افتادن در دام کلیشه یا خطا، تصویری باورپذیر و مسئولانه ارائه دهد.
اما در شرایطی که بحرانهای محیطزیستی، از کمآبی و آلودگی هوا گرفته تا انقراض گونهها و پسماندهای شهری، به یکی از اصلیترین دغدغههای ملی و جهانی بدل شدهاند، جای خالی «مشاور محیطزیست» در تولیدات تصویری بهشدت محسوس است؛ غیابی که نهتنها به ارائه تصویری ناقص، سطحی یا تحریفشده از محیطزیست میانجامد بلکه گاه به تکرار الگوهای نادرست، بیتفاوت و حتی ضدآموزشی در برابر چشمان میلیونها بیننده منجر میشود. درنتیجه، بهجای فرهنگسازی، نوعی «عادیسازی آسیب» شکل میگیرد که پیامدهای بلندمدت آن برای رفتارهای جمعی و نگرش نسلی به محیطزیست نگرانکننده خواهد بود.
موضوعی فراتر از چند دیالوگ ساده
مسئله، فقط «محتوای سبز» یا «پیامهای محیطزیستی مستقیم» نیست. موضوع فراتر از داشتن چند دیالوگ هشدارآمیز یا صحنهای شعاری درباره بحران آب یا آلودگی هواست. ماجرا از آنجا آغاز میشود که یک شخصیت در فیلم یا سریال، بیدلیل در طبیعت آتش روشن میکند، زباله میریزد، حیوانی را در شرایط نامناسب نگهداری میکند یا به تخریب زیستگاه طبیعی بدون هیچ نقد، هشدار یا پیامد اخلاقی مبادرت میورزد.
این کنشهای بهظاهر ساده و بیاهمیت، ولو ناخواسته و بدون نیت تخریب، میتوانند به عادیسازی رفتارهایی آسیبزا بینجامند و برخلاف رویکردهای فرهنگیِ مسئولانه، الگوهای نادرست را در ناخودآگاه مخاطب بازتولید کنند. وقتی یک کاراکتر محبوب، رفتاری ضدمحیطزیستی انجام میدهد و روایت هیچ واکنشی به آن نشان نمیدهد، پیام پنهانی اما پرقدرتی منتقل میشود: «این رفتار نه خطرناک است، نه غیراخلاقی و نه نیازمند تغییر». چنین تصویری برخلاف نیت آموزشی و تربیتی رسانهها میتواند اثرات منفی بلندمدتی بر سبک زندگی و نگاه نسلی مخاطبان داشته باشد.
حضور یک مشاور محیطزیست دقیقاً همانجا اهمیت مییابد؛ جایی میان انتخابهای جزئی و ظاهراً بیاهمیت تولید و تأثیری که این انتخابها میتوانند در ذهن مخاطب بگذارند. این نقش نه برای تحمیل ممیزی، محدودیت یا تزریق شعار بلکه برای ایجاد یک آگاهی درونی و تخصصی در فرایند تولید است؛ آگاهیای که تیم سازنده را نسبت به پیامهای پنهان و غیرمستقیمی که از دل روایتها بیرون میزنند، حساس میسازد.
مشاور محیطزیست میتواند و باید در تمام مراحل از طراحی صحنه و انتخاب لوکیشن گرفته تا سبک زندگی و عادتهای روزمره شخصیتها نقش ایفا کند. از نحوه تصویر کردن منابعطبیعی و برخورد شخصیتها با طبیعت گرفته تا جزئیات ظاهراً سادهای مانند استفاده از لیوان پلاستیکی یا رفتار با حیوانات خانگی در قاب تصویر، همه میتوانند حامل یک پیام باشند. حتی دیالوگهای کوتاهی درباره مصرف انرژی یا انتخاب شیوه سفر میتوانند منشأ تغییر نگرش شوند یا برعکس، در صورت بیتوجهی، به تکرار رفتارهای غلط و تثبیت نگاه مصرفگرایانه دامن بزنند.
درواقع، هر نمای سینمایی یا تلویزیونی، بستر بالقوهای برای فرهنگسازی یا ضدفرهنگسازی است. مشاور محیطزیست نهتنها از خطاهای فاحش محیطزیستی جلوگیری میکند، بلکه به شکلگیری زبانی تازه برای نمایش زندگی پایدار کمک میکند؛ زبانی که بهجای امر و نهی، با تصویر و روایت، مخاطب را همدل و همراه میکند.
شکاف میان تصویر و واقعیت
در دورانی که سینما و تلویزیون، مهمترین پلتفرم آموزش غیررسمی و الگوپردازی رفتاری محسوب میشوند، نادیده گرفتن مسئولیت محیطزیستی تولیدات تصویری، نوعی غفلت ساختاری و فرهنگی است. امروزه مخاطبان بیش از هر زمان دیگری تحتتأثیر رسانههای دیداری قرار دارند؛ بهویژه کودک و نوجوان که بخش مهمی از الگوهای رفتاری، سبک زندگی و درک خود از جهان را نه از کتابهای درسی بلکه از شخصیتهای محبوب روی پرده یا صفحه تلویزیون میآموزند. حتی بزرگسالان نیز در ناخودآگاه خود، بسیاری از تصمیمها و رفتارهای روزمره را برپایه تصویرهایی میسازند که بارها و بارها در فیلمها و سریالها دیدهاند.
با این واقعیت، ما نمیتوانیم از یکسو در اسناد توسعه، شعار تربیت شهروند محیطزیستی، آموزش سبک زندگی پایدار یا ترویج مسئولیتپذیری نسل آینده را سر بدهیم و از سوی دیگر، در پرمخاطبترین سریالها، فیلمها یا تولیدات خانوادگی، بیتوجهی به طبیعت، مصرفگرایی افراطی و تخریب منابع را بهصورت ناخواسته عادیسازی کنیم. این تضاد نهتنها باور مخاطب را نسبت به صداقت گفتمان رسمی تضعیف میکند، بلکه شکافی عمیق میان «آنچه گفته میشود» و «آنچه نمایش داده میشود» ایجاد میکند.
هنگامی که دوربین با بیتفاوتی از کنار تخریب درختان عبور میکند، وقتی در صحنهای از سریال، زبالهریزی خیابانی بهعنوان بخشی از طنز یا بینظمی اجتماعی به تصویر کشیده میشود، یا وقتی مصرف بیرویه و تجملگرایی بیهیچ انتقادی بازنمایی میگردد، عملاً نوعی آموزش معکوس رخ میدهد. تصویری که به مخاطب منتقل میشود، این است که رفتارهای ضد محیطزیستی، عادی، قابلچشمپوشی یا حتی نشانهای از رفاهاند.
در چنین بستری، نبود یک سیاست فرهنگی هماهنگ با اهداف کلان محیطزیستی و فقدان نقش ناظر حرفهای، همچون مشاور محیطزیست، شکاف میان تصویر و واقعیت را عمیقتر میکند؛ شکافی که درنهایت تأثیر هرگونه سیاستگذاری محیطزیستی را در سطح جامعه تضعیف خواهد کرد.
الزامات تولید سبز، نه در تضاد با خلاقیت است و نه مانعی برای آزادی هنری. برعکس، این الزامات میتوانند افقهای تازهای در روایتپردازی و طراحی بصری بگشایند، بهشرط آنکه با رویکردی هوشمندانه و مشارکتی وارد فرایند تولید شوند. منظور از تولید سبز، حذف ایدهها یا تحمیل قواعد خشک نیست بلکه نوعی جهتدهی آگاهانه به جزئیات رفتاری، فضاسازی و انتخابهاست؛ همان جزئیاتی که گاه در حاشیه نگاه کارگردان یا فیلمنامهنویس باقی میمانند، اما در ذهن مخاطب اثری بلندمدت میگذارند.
همانطورکه مشاور نظامی یا انتظامی مراقب نوع لباس، درجهها، واژگان و رفتارهای نیروهای امنیتی در فیلم است تا واقعنمایی رعایت شود و شأن نهادها آسیب نبیند، مشاور محیطزیست نیز باید حضوری ناظر و فعال بر رفتار شخصیتها، طراحی صحنه، انتخاب اشیا و حتی مضامین فرعی داستان داشته باشد. از نوع بستهبندی غذا در یک مهمانی خانوادگی تا نحوه تعامل شخصیتها با طبیعت یا حیوانات، از وسایل حملونقل مورد استفاده تا لحن دیالوگهایی درباره آب، انرژی یا پسماند، همگی بخشهایی از آن سازوکار تصویریاند که یا به پایداری فرهنگی کمک میکنند یا به عادیسازی تخریب.
درواقع، مشاور محیطزیست کمک میکند تصویر نهایی نهفقط مسئولانه و واقعبینانه بلکه آیندهمحور باشد؛ تصویری که مخاطب را بدون الزام به شعار، به تأمل و اصلاح رفتار دعوت کند. در روزگاری که بحرانهای محیطزیستی دیگر در حد پیشبینی نیستند، بلکه به بخشی از زندگی روزمره بدل شدهاند، هنر نیز نمیتواند بیطرف و بیتفاوت بماند. الزامات تولید سبز، فرصتی برای هنر است که مسئولیتپذیریاش را در قالبی خلاقانه و مؤثر نشان دهد.
مشاورهای که محدود به تولیدات محیطزیستی نیست
سازمان حفاظت محیطزیست، معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شبکههای تلویزیونی و تمامی تولیدکنندگان، هر یک نقشی کلیدی در اصلاح و بهروزرسانی سازوکارهای تولیدات فرهنگی دارند. این نهادها میتوانند با طراحی چارچوبهایی روشن، رسمی اما ساده و اجرایی، زمینه حضور مشاور یا کارشناس محیطزیست را در تمامی مراحل تولید فراهم کنند؛ حضوری که نه تشریفاتی بلکه کاربردی، مؤثر و بخشی از ساختار حرفهای تولیدات تصویری باشد.
این حضور نباید به آثار مشخصاً موضوعمحور با محوریت محیطزیست محدود شود. درواقع، هر اثری که شخصیتهایش در دل جامعه زندگی میکنند، با فضاهای عمومی، منابعطبیعی یا زیستبوم شهری سروکار دارند، بالقوه حامل پیامهای محیطزیستی است؛ چه بخواهد، چه نخواهد. بنابراین، مسئولیت رسانه و نهادهای فرهنگی آن است که از این ظرفیت بهشکل هدفمند بهره ببرند.
برای آنکه سینما بتواند سهم واقعی خود را در تغییر رفتارهای محیطزیستی جامعه ایفا کند، باید از همان جایی آغاز کند که اغلب نادیده گرفته میشود؛ پشت دوربین. جایی که تصمیمهای کوچک ولی مداوم گرفته میشوند؛ از طراحی دکور گرفته تا لحن دیالوگها و نحوه تعامل بازیگران با محیط.
این تغییر از آنجا شروع میشود که یک کارشناس محیطزیست، کنار صدابردار و تصویربردار، بخشی طبیعی و ضروری از تیم تولید باشد؛ کسی که بیسروصدا اما مؤثر مراقب است تا چیزی در قاب تصویر، ناخواسته علیه طبیعت نباشد. این همراهی، نهفقط در خدمت واقعنمایی، بلکه در خدمت ساختن آیندهای آگاهتر، مسئولتر و زیستپذیرتر برای جامعه است.
برچسب ها:
آلودگی هوا، تخریب زیستگاه، سازمان حفاظت محیطزیست، سبک زندگی، سینما، کودک و نوجوان، محیطزیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
رفیقِ یـــــــــــــوز و آهو!
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید