«پیام ما» هشت سال فعالیت رسمی قرق علی‌آباد چهل‌گزی را بررسی می‌کند

مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند

جمعیت آهو از سال ۸۸ در قرق چهل‌گزی از هفت رأس به ۱۷۰ و جمعیت کل و بز از ۲۰۰ به یک‌هزار و ۲۰۰ رأس افزایش یافته است





مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند

۹ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۲۷

وقتی خبر رسید دوربین‌های تله‌ای در قرق علی‌آباد چهل‌گزی یزد بالاخره و بعد از غیبتی چهارساله تصویر پلنگ را ثبت کرده‌اند، «مهدیه کرمی»، کارشناس قرق که در راه بازگشت از منطقه بود، تمام راه را گریه کرد. آن روزِ آذرماه پارسال برای او تصویری از زندگی دوباره در ۵۰ هزار هکتار از زمین‌هایی بود که از سال ۱۳۹۵ مجوز قرق را گرفته بودند. همان روزی که برای «امیر منصوری»، قرق‌دار منطقه، متفاوت‌ترین روز فعالیت‌ ۱۲ساله‌اش است و حالا هم که یاد آن روز می‌افتد، سرش را بالا می‌گیرد و با صورتی که از شادی شکفته، می‌گوید «چه خوشحالی‌ای بیشتر از این؟ تلاش‌هایمان نتیجه داد. بعد از هفت سال حفاظت، مجوز قرق دادند.» هفت قرق‌بان از هشت سال قبل در علی‌آباد چهل‌گزی، تنه‌ به‌ تنه منطقه حفاظت‌شده کالمند-بهادران، شب را به‌ روز رسانده‌اند و تصویر ماندگار هر لحظه‌شان دیدن آهو در دشت علی‌آباد و دنبال کَل و بزها گشتن در رشته‌‌کوه‌های مشرف به دشت است؛ آنجا که کل‌ها و بزها در سایه کوه پناه می‌گیرند و پرندگان شکاری در آسمانش راه پروازشان طولانی است. در همان دشتی که به‌تازگی تصویر رودک عسل‌خوار در آن ثبت شده و مهدیه کرمی با چشمانی که از ذوق برق می‌زند، دست به گوشی می‌شود، فیلم رودک عسل‌خوار را پیدا می‌کند و می‌گوید: «می‌دانستیم در منطقه هستند، دوربین‌ تله‌ای آنها را ثبت کرده بود. اما این فیلم فرق دارد. یکی از بچه‌های خودمان گرفته، ببینید چقدر زیباست!»

Download

در خاطره اهالی روستاهای علی‌آباد و تنگ چنار، آهو رنگ باخته بود. آنها یادشان نمی‌آمد آخرین‌بار که گله‌ای آهو دشت را پیمود، کی بود. قرق که سال ۱۳۸۸ به‌صورت غیررسمی کارش را شروع کرد، جمعیت آهوان هفت رأس بود. امیر منصوری، ساکن روستای علی‌آباد، کشاورز و دامداری بود که به قرق پیوست؛ لباس قرق‌بانی را به تن کرد و در عرصه‌های منابع‌طبیعی که پشت‌ به‌ پشت منطقه حفاظت‌شده بودند، گشت‌زنی را شروع کرد. صورت آفتاب‌سوخته‌اش را بالا می‌گیرد و غره از ۱۲ سال گشتن و دوربین‌کشی در دشت و کوه می‌گوید: «وقتی کار را شروع کردیم. هیچ‌چیز نبود. وضعیت حیات‌وحش واقعاً بد بود. سال ۸۸، هفت رأس آهو داشتیم و حالا ۱۷۰ تا.» او و برادرش مصطفی حالا دو نفر از هفت قرق‌بان منطقه‌اند. مصطفی سال ۹۶ به تیم قرق‌بانی پیوست و همه سختی کار، با دیدن چند آهو و کل و بز و یا شناسایی و تصویربرداری از گونه‌های مختلف برایش شسته می‌شود. آنها در منطقه دو پاسگاه و چهار کانکس نگهبانی دارند و در این سال‌ها به نسبت گذشته شکارچی غیرمجاز خیلی کمتر دیده‌اند؛ «مجوز دوربین هم داریم، ۱۲ دوربین تله‌ای گذاشته‌ایم و هربار تصویر این دوربین‌ها زندگی جدیدی به ما می‌دهد.»
فقط به دوربین‌های تله‌ای اکتفا نمی‌کنند. دوربین‌به‌دست، عکس‌هایشان را وقتی کرمی در منطقه نیست، برایش می‌فرستند و کرمی هم در فضای مجازی بازنشر می‌کند و همین هم حال تازه‌ای به آنها داده. کرمی سال گذشته به‌عنوان کارشناس قرق به منطقه آمد، حالا مسلط بر دشت و کوه، دوربین شکاری را می‌چرخاند و سر کل را نشان می‌دهد که در سایه کوه آرام گرفته و می‌گوید «روزهای اول دل‌آشوب بودم. سخت بود. قبل از اینجا در حوزه محیط‌زیست و صنعت کار کرده بودم و نمی‌دانستم آیا مردان حاضر در قرق مرا می‌پذیرند یا نه، اما می‌دانید حالا آنچنان پشت من هستند که به نامم قسم می‌خورند. ما در کنار هم از حفاظت لذت می‌بریم.»
کرمی بارها دلش لرزیده و فکر کرده چون زن است او را نمی‌پذیرند، اما بعدها ۱۵ کیلومتر رشته‌‌کوه را با همکاران قرق‌بانش طی کرد و دشت‌ها زیر پاهایشان آرام گرفت؛ «آنها خیلی حمایت‌گرند. فکرش را نمی‌کردم این‌طور در پایش همراه هم شویم. ماجرا این است که هنوز هم مردم فکر می‌کنند قرق‌بان فقط در جنگلبانی استفاده می‌‌شود، نمی‌دانند قرق کجاست. سعی کردم این را نشان دهم و هنوز راه طولانی‌ای باقی است.»
قرق‌ها به‌مدت هفت سال و طی بررسی‌هایی به متقاضیان سپرده می‌شوند. پروانه شکار هم توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست صادر می‌شود و شش درصد از جمعیتی که طی سرشماری سالیانه بر منطقه اضافه شده است، می‌تواند پروانه شکار بگیرد. سال گذشته در علی‌آباد چهل‌گزی ۳۰ پروانه شکار صادر شد که دو پروانه را خارجی‌ها گرفتند؛ «قیمت پروانه داخلی صد میلیون تومان است و پنج پروانه هم طی قرعه‌کشی با قیمت پنج میلیون تومان به محلی‌ها داده می‌شود. سال گذشته مجوز شکار سه آهو هم داشتیم که عوایدش به محلی‌ها رسید.»

کمر انجیر، پرثمرترین بخش کوهستان
کَمر انجیر، کَمر ترش، کَمر پیر، دره‌ لازِنه، دره‌ مارون، دره لا سیاه، دره‌ لافِراخ، کوه غلومی، کوه زِگاه(جایی که حیوان زایمان می‌کند)، کوه شکارگاه(در قدیم در این کوه شکار (کل و بز) زیاد بوده)، حالا محل گشت‌زنی کوهستانی هفت قرق‌بانانی است که شیفت‌های سه‌روزه دارند. هرچند آنها ضابط قضائی نیستند و اسلحه ندارند، اما با محیطبانان منطقه حفاظت‌شده در تماس‌اند و همین تماس‌ها هم کار را کمی آسان کرده است. مثل چندوقت قبل که شکارچی دیدند و بعد از تماس با محیطبانان توانستند دستگیرش کنند. کرمی دوربینش را در سرتاسر کمر انجیر می‌چرخاند و می‌گوید: «هنوز نمی‌دانیم چرا بهترین رکوردها در این منطقه است. باید تحقیق کنیم و ببینیم دلیل حضور بیشتر تروفه در این منطقه دقیقاً برای چیست.»
حالا دو سال از آمدن مدیر جدید قرق می‌گذرد و پنج‌ سالی فرصت است تا برنامه‌ریزی‌های مختلف برای منطقه انجام شود. یکی از این برنامه‌ها به‌گفته کرمی، مشخص کردن ژنتیک گونه‌هاست که نیاز به مطالعات دانشگاهی دارد؛ «گیاهان قرق هم نیازمند مطالعه هستند. ما در حال حاضر صرفاً می‌دانیم ۱۵ گونه خزنده شاخص، ۱۵ پستاندار شاخص و ۳۴ گونه پرنده شاخص داریم، اما هیچ‌کدام از اینها ثبت نشده‌اند. وضعیت شناسایی پرندگان بهتر از سایر گونه‌ها بوده و از وقتی تیم حفاظتی قرق فعال است، براساس گزارش اداره‌کل سازمان محیط‌زیست استان، تعداد پرونده‌های تخلف در کل منطقه کاهش محسوسی داشته.»
«حجت دهقان»، رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیات‌وحش استان یزد، ایستاده در سایه کوه، نگاهش به کوهستان است تا کل و بزها را ببیند. او و دیگر محیطبانان منطقه حفاظت‌شده از زمانی که قرق جان تازه‌ای گرفته، نفس راحتی کشیده‌اند. «در سال‌های قبل تخلف اینجا بسیار زیاد بود. در سال ۸۸ جمعیت کل و بز به‌زور به ۲۰۰ رأس می‌رسید، الان نزدیک به یک‌هزار و ۲۰۰ رأس است. این یعنی حفاظت.»
او می‌گوید هرکجا تخلفی رخ دهد، قرق‌بانان با آنها ارتباط می‌گیرند و چون ضابط قضائی نیستند، لازم است محیطبان در محل حاضر شود؛ «ما با آنها در هماهنگی کاملی هستیم. همین گشت‌زنی‌ها و هماهنگی‌ها هم عاملی شده است میزان تخلفات به سالی چند مورد کاهش یابد.»

قرق روباز و دُربید، درگیر تعارضاتی دائمی
«فاطمه بیگی» از بهار پارسال که کارشناس قرق دُربید شد تا حالا، شب را در منطقه نگذرانده است. قرق دربید، در میان سه قرق یزد، پرچالش‌ترین قرق است؛ قرقی با فاصله از مناطق حفاظت‌شده و دور از محیطبانان حامی. با حضور چهار معدن فعال، چندین روستا و راه‌های ارتباطی که هر کدام سختی حفاظت را چندبرابر می‌کنند. بیگی، از سال گذشته که به قرق رفت‌وآمد می‌کند، هنوز سختی زن بودن و کار در این فضا را نچشیده است و می‌گوید «هفته‌ای دو بار به منطقه می‌روم. تا به حال، شب در منطقه نمانده‌ام، اما همراهی قرق‌بانان خوب بوده و همین هم کار را آسان کرده است.»
دربید بزرگترین قرق استان یزد است، بیش از ۷۵ هزار هکتار مساحت آنجاست و ۱۰ قرق‌بان آنجا مشغول به کارند. «تعارض بسیار است. هم با معادن، هم با روستاها و هم شکارچیان متخلف، اما با وجود همه این مسائل قرق‌بانان تلاش می‌کنند با تعامل، مشکلات و تعارضات را کم کنند.»

غلامرضا زارع زردینی، مدیر قرق روباز: ما به سراغ شکارچیان منطقه رفتیم و چند نفر از آنها را جذب قرق کردیم. همین افراد ۲۰ روز قبل عامل دستگیری یک شکارچی در حین کندن پوست شکار شدند؛ اگر شکارچی نبودند، اگر منطقه را نمی‌شناختند و اگر نمی‌دانستند شکارچی متخلف در چه منطقه‌ای ممکن است پنهان شود، امکان نداشت بتوانیم دستگیرش کنیم

دربید هم از سال ۱۳۹۵ به‌صورت رسمی قرق شد و در این سال‌ها شاید تنها خوش‌شانسی‌اش کم بودن میزان پروانه چَرای دام به نسبت سایر مناطق بوده است. «شکارچی در منطقه ما زیاد است و همین هم کار را دشوار کرده؛ بسیاری از شکارچیان هم فرار کرده‌اند و نتوانستیم پرونده برایشان تشکیل دهیم. اما با وجود تعداد شکارچی متخلف، قرق‌بانان عاملی بودند تا کل و بز از ۱۶۰ به ۲۰۰ رأس و قوچ و میش از ۲۰۰ به ۷۰۰ رأس برسد.»
وضعیت اما برای «غلامرضا زارع زردینی» متفاوت است. او محیطبان بوده و حالا که مدیر قرق روباز است، همه سال‌های گذشته کار از مقابل چشمانش رد می‌شود؛ از سال ۱۳۵۴ که اولین‌بار لباس محیطبانی را پوشید تا سال‌های کار در منطقه شکارممنوع بهادران که بعدها به منطقه حفاظت‌شده بدل شد.
چشمانش را جمع می‌کند و لبانش به خنده باز می‌شود وقتی می‌گوید: «اگر به گذشته برگردد، باز هم محیطبان می‌شود؛ «قرق روباز هم‌مرز با پناهگاه حیات‌وحش شیرکوه است. من به‌تازگی مدیریت قرق را گرفته‌ام و منطقه ما به نسبت دو قرق دیگر کوچکتر است. اما راه‌های نفوذ به منطقه زیاد است. اطرافش در حدود ۱۰ روستا قرار دارد و تعارضات هم بالاست.»
او از سال‌های محیطبانی، حفاظت و مراقبت را یاد گرفته، اما حالا که پنج قرق‌بان برای مدیریت منطقه در اختیار دارد، می‌بیند اداره این وضعیت با محیطبانی خیلی فرق دارد؛ «محیطبانان حمایت دولت را دارند، ضابط قضائی هستند و شرایط متفاوتی را تجربه می‌کنند، اما ما باید با تعامل و معاشرت راهی برای کاهش تعارضات بیابیم.»
برای همین هم به سراغ شکارچیان منطقه رفت و چند نفر از آنها را جذب قرق کرد. همین افراد هم ۲۰ روز قبل عامل دستگیری یک شکارچی در حین کندن پوست شکار شدند؛ «اگر شکارچی نبودند، اگر منطقه را نمی‌شناختند و اگر نمی‌دانستند شکارچی متخلف در چه منطقه‌ای ممکن است پنهان شود، امکان نداشت بتوانیم دستگیرش کنیم.» دست به صورتش می‌کشد و می‌گوید عاشق طبیعت است و خوشحال که دوباره برای حفاظت برگشته. «زندگی‌ام در این عرصه‌هاست. کاش هر روز وضعیتشان بهتر از قبل شود.»

شکار تروفه، مهمترین ابزار حفاظت در کل جهان
دشت علی‌آباد در آفتاب بی‌امان خردادماه آرام است، چند آهو در دوردست می‌چرند و هوبره‌ها خودی نشان می‌دهند؛ قرق‌بانان هم از دیدنشان به وجد می‌آیند. پرندگانی که کمتر در این دشت رخ نشان داده‌اند، حالا بی‌امان پرواز می‌کنند. پیرمرد بی‌توجه به اطراف، افسار خر را می‌گیرد تا به‌سمت گله‌اش برود. گله بزرگ است و سگ‌هایش مراقب و آماده حمله. «اینجا قبلاً آهو نداشت. حالا آهو زیاد شده. می‌آیند در زمین‌های ما پسته می‌خورند.» تنها مشکل پیرمرد دامدار علی‌آبادی، آمدن آهوها و خوردن پسته‌هایش است. اغلب زمین‌های اینجا بدون دیوار یا فنس هستند و برای همین هم قرق‌بانان در گشت‌های شبانه مراقبند آهوها داخل زمین‌های پسته نروند؛ «خوشحالم می‌بینمشان، ولی زمینم هم مهم است.»

حامد ابوالقاسمی، حفاظتگر:در روز جهانی گونه‌های در معرض خطر، یکی از کارگروه‌های IUCN (اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت) با عنوان کارگروه معیشت و بهره‌برداری پایدار راهنمایی را منتشر کرد با عنوان «راهنمای برداشت از گونه‌های در معرض خطر». این راهنما یعنی نه‌تنها اتحادیه بین‌المللی حفاظت برداشت را به رسمیت می‌شناسد بلکه برای آن راهنمایی تعیین کرده است که پایداری حفظ شود

«حامد ابوالقاسمی»، از قرق منصورآباد رفسنجان به علی‌آباد چهل‌گزی آمده. او نماینده نخستین قرق در کشور است که در اواسط دهه ۸۰ شکل گرفت. قرقی که شکل‌گیری‌اش به‌دست ۱۵ شکارچی بود که با افت جمعیت حیات‌وحش در منطقه و خشکسالی روبه‌رو شدند و بعد هم در یک قسم‌نامه تصمیم گرفتند شکار را کنار بگذارند و همانجا هم سنگ‌بنای شکل‌گیری قرق منصورآباد گذاشته شد. ابوالقاسمی، پایه‌های تلسکوپ را روی زمین می‌گذارد، چشمانش به‌دنبال آهوست. برای او که سال‌ها در قرق منصورآباد چالش‌ها و راه‌های مختلف را برای رسیدن به نمونه حفاظت خصوصی طی کرده، قرق چهل‌گزی هم نمونه جالبی است. او معتقد است اگر تنها چهار یا پنج سال زودتر موضوع قرق‌ها و ایجاد کریدور از طریق حفاظتگاه‌های خصوصی در یزد آغاز شده بود، شاید امروز شاهد جمعیتی پویا از یوزپلنگ در این استان بودیم.

انتقادات به قرق‌های خصوصی هم در سال‌های گذشته بالا بوده و ابوالقاسمی به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره انجمن صنفی کارفرمایی حفاظتگاه‌های خصوصی کشور این انتقادات را نادرست می‌داند. از جمله این موارد ادعای جابه‌جایی کل و بز از کالمند به علی‌آباد و کاهش آن در منطقه حفاظت‌شده کالمند است؛ «اگر چنین اتفاقی افتاده بود، کاهش جمعیت این گونه‌ها در کالمند مشاهده می‌شد؛ اما سرشماری‌ها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۳ جمعیت کل و بز در منطقه حفاظت‌شده کالمند نه‌تنها روند کاهشی را طی نکرده بلکه به دو هزار و ۱۱۱ رأس در سال ۱۴۰۳ رسیده است. هم‌زمان، در همین مدت، جمعیت این گونه‌ها در علی‌آباد نیز از ۲۰۰ رأس به یک‌هزار و ۲۰۰ رأس افزایش یافته است. قرار است قرق‌ها در کنار مناطق دولتی حضور داشته باشند و سرریز جمعیت این مناطق را در خود حفاظت کنند. علم حفاظت می‌گوید برای حفاظت درست، به شبکه مناطق حفاظت‌شده و کریدور عبوری برای گذر گونه‌های شاخص حیات‌وحش نیاز داریم.»

به‌گفته او، در جهان چهار مدل حکمرانی برای حفاظت وجود دارد که فقط یکی از آنها مبتنی‌بر حفاظت دولتی است. بنابراین، مخالفت با حفاظت مشارکتی و خصوصی به‌معنای مخالفت با ۷۵ درصد ظرفیت‌های حفاظتی است. «در حال حاضر، در قرق‌های مصوب، بخش خصوصی ۵۰ نیروی انسانی به سیستم حفاظتی اضافه کرده و ساخت پاسگاه‌ها، منابع آبی و… آورده‌های بخش خصوصی برای این مناطق است. در سایر قرق‌ها که هنوز به‌صورت رسمی شناخته نشده‌اند هم نیروهای بسیاری مشغول حفاظتند.»
از جمله دیگر انتقادات مطرح درباره قرق‌ها به مسئله شکار برمی‌گردد. نمونه‌اش تصاویر منتشرشده از شکار در سال ۱۳۹۸ توسط یک خارجی بود که همان تصویر باعث شد انتقاداتی به عملکرد قرق علی‌آباد چهل‌گزی مطرح شود. ابوالقاسمی اما معتقد است در حوزه گردشگری این تنها ابزاری است که با بیشترین درآمد، کمترین آسیب را به منطقه می‌زند؛ آن‌هم در زیستگاه‌هایی که چشم‌اندازهای زیبایی ندارند و تحمل گرمای بالای آنها برای گردشگران دشوار است. «برای مثال، یک شکارچی خارجی چندین هزار دلار آورده‌اش است؛ با چند گردشگر داخلی می‌توانیم به این رقم برسیم؟ شکار تروفه یکی از مهمترین ابزارهای حفاظت در کل جهان است. بسیاری از گونه‌های در معرض خطر انقراض توسط همین ابزار حفاظت شدند. خرس قطبی در کانادا توسط دولت از انقراض نجات نیافت. یا کل مارخور جزو گونه‌هایی است که هیچ دولتی برای حفاظت از آن تلاش نکرد. ابزار شکار تروفه به میان آمد، تأمین مالی کرد و این گونه از رده‌بندی انقراض خارج شد.»

به‌گفته ابوالقاسمی، در هفته گذشته و در روز جهانی گونه‌های در معرض خطر، یکی از کارگروه‌های IUCN (اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت) با عنوان کارگروه معیشت و بهره‌برداری پایدار که او هم عضو این کارگروه است، راهنمایی را منتشر کرد با عنوان «راهنمای برداشت از گونه‌های در معرض خطر»؛ «این راهنما یعنی نه‌تنها اتحادیه بین‌المللی حفاظت برداشت را به رسمیت می‌شناسد بلکه برای آن راهنمایی تعیین کرده است که پایداری حفظ شود. باید به حفاظت به‌عنوان تخصص و کاری علمی نگاه کرد و باید به متخصصان حفاظت و دانش و تخصصشان اعتماد کرد و دانست که مهمترین ابزار حفظ گونه‌های در معرض خطر، برداشت درست و ضابطه‌مند از طبیعت است.»
پاسگاه قرق‌بانی «شهید طبیعت کریم بیگی» روی یکی از تپه‌های بلند منطقه است، مشرف به دشت و کوه‌های دیگر. قرق‌بانان زیر سایه نشسته‌اند و چشم یکی از آنها به تابلوی پاسگاه است، تابلویی که روی آن نام «کریم بیگی» نوشته شده؛ مردی که سال ۱۳۹۹ برای کمک به محیطبانان برای دستگیری شکارچیان متخلف به منطقه حفاظت‌شده رفت و تیری، غیرعمد، جانش را گرفت. یکی از قرق‌بانان می‌گوید «او یکی از شکارچیان معروف بود، بعدها تفنگ را کنار گذاشت و دیگر حتی گوشت شکار نخورد، همه‌جا برای حفاظت آماده بود. روحش شاد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *