«مهری بوجار» از ضرورت ساختارهای حمایتی برای زنان می‌گوید

مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی





مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۲۵

«طفلک بچه‌ها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت می‌شد و سکوت می‌کرد، «حالا ترجیح می‌دهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچ‌وقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرنده‌نگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیط‌زیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم،‌‌ او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیط‌زیست در مدارس شد و پس‌از‌آن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعه‌بالا، رضاآباد و احمد‌آباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفته‌اند، او را به‌خوبی می‌شناسند؛ همچنان‌که در کلاته‌خیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیات‌وحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سال‌ها به حوزه پرنده‌نگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوه‌بر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قله‌های مختلفی را هم صعود کرده. در این سال‌ها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر برده‌اند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاه‌های حیات‌وحش و چه برنامه‌های پرنده‌نگری! در این گفت‌وگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیت‌هایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.

شما بیش از ۱۰ سال است که در حوزه محیط‌زیست فعالیت می‌کنید. چطور وارد این حوزه شدید؟ فکر می‌کنم اولین حضورتان در همایش‌های جنگل ابر بود. چرا جنگل ابر؟ و در این همایش قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
آشنایی با مؤسسه «طنین طبیعت تیرگان» باعث شد مواجهه جدی‌تری با فعالیت‌های محیط‌زیستی داشته باشم؛ از جمله شرکت در همایش جنگل ابر. اما اینکه چرا «جنگل ابر»؟ جنگل ابر یک موزه طبیعی است؛ موزه‌ای ژنتیکی و گیاهی. این جنگل ترکیبی از دو اقلیم مرطوب خزری و ایرانی-تورانی است و به همین دلیل، تنوع گونه‌های گیاهی و جانوری بالایی دارد. جنگل ابر زیستگاه درخت سرخدار نیز به حساب می‌آید. به‌خاطر اهمیت و قدمت چندین میلیون‌‌ ساله‌اش، در سال ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی یونسکو ثبت شد.
باوجوداین، چنین جنگل ارزشمندی هنوز برای بسیاری ناشناخته است و اکثر مردم آن را تنها با «اقیانوس ابر» که دره‌های آن را فرامی‌گیرد، می‌شناسند. یکی از راه‌هایی که می‌تواند در حفاظت از جنگل ابر مؤثر باشد، رواج گردشگری مسئولانه است.
این همایش که هم‌زمان با سومین جشنواره ثبت جهانی شدن جنگل هیرکانی ابر برگزار می‌شود، تلاش دارد نگاهی متفاوت به داشته‌های این جنگل، فراتر از یک جنگل معمولی داشته باشد؛ چه برای آشنایی بیشتر مردم بومی، اقامتگاه‌داران و بلدهای محلی با این سبک گردشگری، و چه با حضور گروهی از اساتید برجسته در حوزه پرنده‌نگری، گیاه‌شناسی و خزنده‌شناسی.
پس از پایش نیم‌روزه در جنگل، نشست هم‌فکری و تشکیل «اتاق فکر» با حضور اساتید و کارشناسان برگزار می‌شود تا راهکارهایی برای اجرای تورهای تخصصی بیشتر ارائه شود. امیدواریم به‌مرور زمان، تورهای تخصصی مسئولانه جایگزین گردشگری ناپایدار شود؛ گردشگری‌ای که متأسفانه در جنگل ابر رواج زیادی یافته است.

یکی دیگر از کارهای شما تسهیلگری در پروژه‌های مرتبط با توان‌افزایی جامعه محلی در حاشیه پارک‌های ملی توران و خوش‌ییلاق بود. به‌نظر شما این فعالیت‌ها چقدر موفق بود؟ اگر به گذشته بازگردید، ممکن است رویه‌ دیگری در پیش بگیرید؟
اگر بخواهم از کارنامه‌ حضورم در فعالیت‌های محیط‌زیستی طی این سال‌ها بگویم، قطعاً تجربه‌ کار با جامعه‌ محلی از ارزشمندترین بخش‌های مسیر حرفه‌ای من بوده است. در توران، این تغییر نگرش به زیستگاه و حس مالکیتی که مردم محلی نسبت به حفاظت از یوز و زیستگاه دارند، در کنار شکل‌گیری کسب‌وکارهای مرتبط با جاذبه‌های طبیعی منطقه، نشان‌دهنده این است که ما مسیر درستی را طی کرده‌ایم.
اما داستان خوش‌ییلاق متفاوت است. متأسفانه نگاه و اهمیتی که باید به خوش‌ییلاق داده شود، هرگز وجود نداشته؛ چه از سوی سازمان محیط‌زیست و چه از سوی کارگروه‌ها و تشکل‌هایی که در مناطق کار می‌کنند. انگار خوش‌ییلاق اصلاً در اولویت نبوده است. در کارگاه مشارکتی ارزیابی و شناسایی اقدامات اولویت‌دار برای حفاظت از زیستگاه‌های استان سمنان، تنها گروهی که روی این منطقه کار کرده بود، مؤسسه تیرگان بود؛ تشکل دیگری برای حفاظت از این زیستگاه اقدامی انجام نداده بود.
وقتی قرار شد برای هر زیستگاه، میز کارگروهی تشکیل و مشکلاتش بررسی شود، میز مربوط به خوش‌ییلاق به انتخاب مدعوین، خلوت‌ترین میز بود. درنهایت، تنها من و کادر سازمان محیط‌زیست که میزبان برنامه بودند، کنار آن میز ماندیم. دلم می‌خواهد برای خوش‌ییلاق قدمی بردارم. امیدوارم با تغییر رویکرد و نگرش جدید سازمان محیط‌زیست، احیای این محور طبیعی در اولویت برنامه‌های پیش‌ رو قرار گیرد.

با توجه به اینکه به‌عنوان تورلیدر هم فعالیت کرده‌اید، آیا فکر می‌کنید درآمد حاصل از توریسم می‌تواند به حفاظت کمک کند؟
قطعاً مؤثر است. وقتی جامعه‌ محلی از درآمد ورود گردشگر به منطقه منتفع شود، خود آن به حافظان اصلی زیستگاه تبدیل می‌شود. برای مثال، تور پرنده‌نگری در منطقه با تعداد محدود شرکت‌کننده و کمترین سروصدا و حاشیه برگزار می‌شود و درعین‌حال درآمد بالایی برای جامعه محلی، اقامتگاه‌داران و بلدهای محلی دارد. وقتی درک درستی از ارزش اقتصادی زیستگاه شکل بگیرد، حفاظت هم جدی‌تر می‌شود. مثل تجربه‌ای که در روستاهای «دره‌تفی» و «بوکان» داشته‌ایم و مردم از راه حفاظت از منافع پرنده‌نگری بهره‌مند شده‌اند.

در این سال‌ها وارد حوزه پرنده‌نگری شده‌اید. چطور به پرندگان علاقه‌مند شدید و در این حوزه چه کارهایی انجام داده‌اید؟ رکورد شما چند گونه است؟
در حین گذراندن دوره‌های آموزشی برای مدرک راهنمای طبیعت‌گردی، نظیر بسیاری از پرنده‌نگرهای دیگر، سر کلاس استاد بختیاری متوجه شدم که پرنده، حلقه‌ گمشده‌ ارتباط من با طبیعت و کوه است. از آن زمان تاکنون به پرنده‌نگری مشغولم. رکوردهای من زیر ۴۰۰ گونه است، اما تعداد دقیق آن را نمی‌دانم. در حال حاضر، عضو تیم مدیریت پروژه‌ شمارش و پایش پرندگان شکاری در گلوگاه هستم. در شاهرود هم برای اقامتگاه‌داران و علاقه‌مندان به طبیعت، کارگاه‌های پرنده‌نگری برگزار کرده‌ام و قصد دارم این روند را ادامه دهم. ضمن اینکه با افتخار، دبیر همایش نخستین رویداد اکوتوریسم جنگل ابر با حضور پرنده‌نگرهای مطرح کشوری هستم. به‌تازگی هم با دو نفر از بهترین پرنده‌نگرهای شاهرود، مؤسسه‌ای تأسیس کرده‌ایم که حوزه‌ فعالیت‌ ما در زمینه‌ پایش و حفاظت از پرندگان منطقه خواهد بود.

شما مادر دو فرزند هستید. آیا تا به حال بابت فعالیت‌هایتان طعنه و نقدی شنیده‌اید که بگویند بهتر است زمانتان را برای فرزندان‌تان بگذارید؟
بله، متأسفانه چنین نگاهی وجود دارد؛ به‌خصوص وقتی سفرهای چندروزه می‌روم یا برای پروژه پرندگان شکاری بیشتر از یک ماه از خانه دور می‌شوم. بارها با جمله‌ «طفلک بچه‌ها که کنارت نیستند» مواجه شده‌ام. اوایل ناراحت می‌شدم، ولی حالا ترجیح می‌دهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچ‌وقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم. خوشبختانه فرزندانم به این مسیر احترام می‌گذارند و همراهم هستند. به‌نظرم اکثر این قضاوت‌ها از سر ناآگاهی است. وقتی در موردش صحبت شود، می‌تواند تأثیرگذار باشد.

فکر می‌کنید همین دشواری‌ها باعث می‌شود زنانی که دارای فرزند هستند، کمتر در این حوزه حضور داشته باشند؟ برای رفع این مسئله چه باید کرد؟
بله، یکی از موانع مهم حضور فعال زنان، به‌ویژه مادران، در حوزه محیط‌زیست و فعالیت‌های میدانی، همین فشارهای اجتماعی و انتظارات سنتی است. این فشارها باعث می‌شود بسیاری از زنان توانمند، به‌دلیل قضاوت‌ها و مسئولیت‌های خانوادگی، از حضور یا ادامه فعالیت در این مسیر منصرف شوند. برای رفع این مشکل، باید نگرش فرهنگی نسبت به نقش زن و مادر در جامعه تغییر کند؛ اینکه باور کنیم یک زن می‌تواند هم «مادر مسئول» باشد و هم «فعال اجتماعی» یا «تسهیلگر محیط‌زیستی». در کنار آن، لازم است ساختارهای حمایتی فراهم شود؛ مثل امکان حضور فرزندان در برنامه‌های آموزشی مشارکتی یا ایجاد شرایط انعطاف‌پذیر برای فعالیت‌های میدانی زنان در این حوزه.

درباره جایزه‌ای که به‌تازگی دریافت کرده‌اید، توضیح می‌دهید؟ چقدر برای عکاسی از این پرندگان زمان گذاشتید و چند سفر رفتید؟
با افتخار، نفر اول بانوان پرنده‌نگر سال در دومین دوره مسابقه‌ سال پرنده‌نگری «آبچلیک» شدم. شروع شرکت در این مسابقه هم‌زمان شد با خرید دوربین. از روی ذوق عکاسی و ثبت رکوردها، شروع به چک‌لیست‌زدن کردم. نکته مثبت پرنده‌نگری این است که غیر از زمانی که برای رکوردزنی گونه خاص اختصاص می‌دهید، در زمان‌های عادی هم می‌توانید گونه‌های زیادی را مشاهده کنید؛ مثلاً هنگام قدم‌زدن در پارک‌های سبز شاهرود، چک‌لیست می‌زدم. برای این مسابقه حدوداً ۸ سفر برنامه‌ریزی کردم و چک‌لیست‌هایم مربوط به دو استان سمنان و کردستان است. برای کردستان، در بازه‌ زمانی مسابقه، هفت بار در فصل‌های مختلف سفر کردم: زریبار، دره‌تفی، اورامانات، گردنه ته‌ته، ژیوار، مریوان، بیلو و در سمنان هم مشاهداتم از پرندگان در شاهرود، تپال، توران، چاه‌جام، طرود، ابر و گرمسار را ثبت کردم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *