بایگانی مطالب برچسب: جنگل هیرکانی
انفعال سازمان محیطزیست در بحران «الیت»
دو هفته پس از پایان آتشسوزی جنگلهای الیت در منطقه حفاظتشده چهارباغ، مجلس دو گزارش درباره علتهای وقوع این حریق ۲۳روزه ارائه کرد. کمیسیونهای امور داخلی و شوراها و همچنین کشاورزی هر دو بر نقش عوامل انسانی و همین طور تغییراقلیم و خشکسالی در بروز آتشسوزی و گسترش آن تأکید دارند و از ناکارآمدی مدیریتی و نبود زیرساخت کافی در حفاظت از جنگلها و پیشگیری از حریق میگویند. پیشنهاد «پاکسازی درختان شکسته و افتاده» که در میان کارشناسان جنگل مخالفان بسیاری دارد، از جمله اشتراکات این گزارشهاست؛ اما نکته دیگری که به آن اشاره شده، انفعال سازمان حفاظت محیطزیست در مواجهه با این بحران است. البته این گزارشها هیچ اشارهای به عملکرد سازمان منابعطبیعی ندارد.
جنگل و مفهوم وطن
میراث عصر یخبندان
جنگلهای هیرکانی، نوار سبز و کهنسالی که سواحل جنوبی دریای خزر تا دامنههای شمالی البرز را در بر میگیرد، نهتنها بخشی از چشمانداز طبیعی ایران، بلکه صفحهای زنده از تاریخ تکامل کره زمین است. این جنگلها با قدمتی بیش از ۳۰ میلیون سال، از بازماندههای دوره ترشیاری و از معدود مناطقیاند که دوران یخبندان را پشت سر گذاشته و در برابر تحولات اقلیمی و زمینشناختی مقاومت کردهاند. هیرکانیها تنها جنگلهایی نیستند که در طول هزاران سال دوام آوردهاند؛ آنها یکی از «فسیلهای زنده» سیاره زمیناند؛ آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه تکامل گیاهان، تنوع ژنتیکی و فرایندهای زیستی و میراثی که در سال ۲۰۱۹ بهعنوان یک ارزش جهانی استثنایی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
ضعف مدیریت «الیت» را شعلهور کرد
جنگلهای «الیت» مازندران و منطقه حفاظتشده «چهارباغ» بیش از سه هفته است که در آتش میسوزد و هنوز مهار نشده. این روزها بیش از همه چالش کمبود تجهیزات هوایی مدرن مطرح است و انتقادات گستردهای را برانگیخته. «رحیم ملکنیا»، استاد منابعطبیعی، اما به «پیام ما» از معضل بزرگتر و عمیقتری میگوید؛ در اینگونه حریقها مشکل اصلی نه کمبود تجهیزات، بلکه فقدان مدیریت مؤثر، برنامه عملیاتی جامع و هماهنگی دستگاههاست.
نیروی انسانی تنها راه مهار آتش هیرکانی
|پیام ما| هنوز لکههایی آتش در «الیت» میتازند. لاشبرگها گرما را در زیر خود نگه داشتهاند و با یک باد بار دیگر آتش در منطقه شعله میکشد. در این شرایط رئیس سازمان حفاظت محیطزیست از ورود دو هواپیمای تخصصی اطفای حریق و یک بالگرد از سوی دولت ترکیه برای مهار آتش جنگل الیت خبر داده و این درحالیاست که «رسولعلی اشرفیپور»، معاون امور جنگل سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری، معتقد است ایلیوشینها در نقاط صخرهای و با ارتفاع زیاد مانند این مناطق هیرکانی شاید بهاندازه نیروی انسانی کاربردی نباشند. او به «پیام ما» میگوید همه دنبال این هستیم که خط آتش جدیدی ایجاد نشود؛ بهمحض اینکه خط آتش جدید شکل بگیرد، باید مهار شود.
سکوت جنگل را ندزدید
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
ردیابها کلید فهم رفتار مرالها
«مرالهایی که طی نسلهای متوالی در اسارت تکثیر شدهاند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، در برابر شکار آسیبپذیرترند.» این گفته پوریا سپهوند، مدیر علمی پروژه «بازوحشیسازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس و منطقه حفاظتشده البرز مرکزی»، به این معناست که اگر پلنگ یا سایر گونههای گوشتخوار به گوزنی که تمام زندگیاش در اسارت بوده نزدیک شوند، احتمال آسیب دیدن و مرگش بیشتر است. هراس از این اتفاق اما سبب نشد که یک تیم ۲۸ نفره از دانشگاه تربیت مدرس، ادارهکل حفاظت محیطزیست مازندران و همه اهالی روستاهای «ملاکلا» و «صلاحالدینکلا» از رهاسازی چهار مرال صرفنظر کنند و زندگی دائم در اسارت را برایشان رقم زنند. سپهوند معتقد است مرالها (گوزنهای قرمز) باید به دو دلیل رها میشدند؛ نخست، به نتیجه رساندن سرمایهگذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشیسازی ناقص میماند و دوم، جلب توجه به جنگلهای هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجهاند. در گفتوگو با این حفاظتگر از او پرسیدم باتوجهبه بودجه محدود محیطزیست چه ضرورتی به انجام این پروژه بود؟ چه چالشهایی پیش روی آن وجود دارد؟ و گامهای بعدی پس از این رهاسازی چیست؟ و چرا ردیابها اهمیت دارند؟
