گفت‌وگوی «پیام ما» با «احمد رادمان»، رئیس اولین پارک ملی ایران

دنیای پرچالش‌ «گلستان»





دنیای پرچالش‌ «گلستان»

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۳۶

«پارک ملی گلستان دنیایی از چالش‌هاست.» این گفته «احمد رادمان»، رئیس این پارک ملی است. او چهارشنبه، ۲۱ شهریور ۱۴۰۳، به‌عنوان رئیس این پارک انتخاب شد و از آن روز تا اکنون درگیر مشکلات آن است. زمان پذیرش این مسئولیت،‌ تصور می‌کرد کاری ساده‌‌تر است، اما همان روزهای اول دریافت که مأموریتی دشوار در پیش دارد. همین موضوع سبب شد در جواب پرسشی مبنی‌بر اینکه بزرگترین مشکل شما چیست؟ این‌طور پاسخ دهد که دنیایی از چالش در پارک ملی گلستان وجود دارد که باید حل شوند؛ اولین آنها رسیدگی به وضعیت همیاران پارک ملی است،‌ همان نیروهایی که در هفت سال گذشته با حداقلی‌ترین امکانات در کنار محیطبانان برای حفاظت از پارک تلاش می‌‌کنند. در گفت‌وگو با رئیس پارک ملی گلستان از او سایر مسائل و مشکلات این پارک‌، برنامه‌های او برای این چالش‌ها و ساماندهی تفرج در این پارک ملی پرسیدیم. او ورود درآمد حاصله از تفرجگاه‌ها را راهی دانست که می‌تواند تمام مشکلات را حل کند.

برای حفاظت از پارک ملی گلستان با چه چالش‌هایی مواجهید؟
زمانی که ریاست پارک را پذیرفتم، تصورم این بود که همیاران حق و حقوق خود را دریافت می‌کنند. ما حدود ۳۰ همیار داریم که در کنار محیطبانان به کار حفاظت از پارک ملی مشغولند. اگر آنها نباشند، باید حفاظت را تعطیل کنیم. در این سال‌ها همیاران یا حقوق نمی‌گرفتند و یا حقوق بسیار اندکی دریافت می‌‌کردند. درآمد پایین باعث شده بود آنها در مناطقی که خودشان تمایل داشتند، مأموریت‌شان را انجام دهند. برنامه ما این است که با پرداخت حق و حقوق آنها، در مناطقی از همیاران کمک بگیریم که از توانایی آنها بیشتر استفاده شود. در کنار کمبود امکانات و خودروهای فرسوده‌ای که بیش از ۲۰ سال در منطقه کار کرده‌اند، ما با انواع و اقسام تعارض‌ها در پارک ملی گلستان مواجهیم. جاده‌ ۵۰ کیلومتری که از پارک می‌گذرد، یکی از آنهاست. حدود ۲۵ کیلومتر این جاده در بخش جنگلی پارک قرار گرفته و هر ساله باعث تلفات گونه‌های مختلف حیات‌وحش می‌شود. به‌علاوه، ما با چالش زباله در اطراف جاده مواجهیم‌، قطع درختان، آتش‌سوزی‌، ورود ماشین گردشگران به پارک،‌ برداشت قارچ ترافل،‌ حضور دام سبک و سنگین در کویلر،‌ لهندر‌، دشت شاد و… از جمله چالش‌های ما در پارک ملی گلستان است.

شما از انواع چالش‌های پارک صحبت و رسیدگی به وضعیت‌ همیاران را از مهمترین اولویت‌ها عنوان کردید. آیا در این زمینه موفق شده‌اید مشکل را برطرف کنید؟
ما پیگیر این موضوع هستیم. چندین نامه از طرف اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان گلستان به معاونت‌های تخصصی سازمان حفاظت محیط‌زیست فرستاده شده و خواستار تغییر وضعیت همیاران شده‌ایم. در سال‌های قبل، بحث این بود که از طریق درآمد تفرجگاه‌ها این اتفاق بیفتد که میسر نشد. با تلاش و نگاه ویژه مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان گلستان، از اردیبهشت سال جاری ۲۵ نفر از همیاران تبدیل وضعیت و شرکتی شده‌اند. واقعاً جا دارد از نگاه ویژه و حسن نظر آقای مهندس حسن‌زاده، مدیرکل محترم، و سایر همکاران اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست گلستان تقدیر و تشکر کنم. با‌این‌حال، ما همچنان با کمبود نیروی محیطبانی مواجه هستیم و سه پاسگاه «زاو»،‌ «کندسکو» و «دشت شاد» خالی هستند. به‌علاوه، پاسگاه‌های جنگلی ما نظیر «کویلر»، «تنگراه» و «قوش‌چشمه» هم هر کدام چهار محیطبان برای دو شیفت دارند که عملاً در هر شیفت دو محیطبان باید کار حفاظت را در محدوده‌های جنگلی انجام دهند.

چرا توزیع محیطبان‌ها متناسب نیست و پاسگاه‌های جنگلی نیروی کمتری دارند؟
این موضوع به کمبود نیروی انسانی مرتبط است و شاید پاسگاه‌های استپی تخلف بیشتر داشته است. اما چنین چینش نیرویی باعث شده است پاسگاه‌های جنگلی خالی باشند و آسیب بیشتری ببینند. ما استپ را که حفاظت کرده‌ایم و درنتیجه آن جمعیت قوچ و میش بالا رفته است، اما در کنار آن باید کاری کنیم که ناحیه جنگلی هم حفظ شود. گشت و کنترل در جنگل بسیار سخت است و قابل‌قیاس با استپ نیست. شاید در مناطق استپ بتوان مساحت ۱۰ تا ۲۰ هکتاری را با دو محیطبان حفاظت کرد، ولی در جنگل شعاع دید محدود است و نمی‌توانید ردزنی کنید و کار حفاظت به‌مراتب سخت‌تر است. بنابراین، برنامه ما این است که سه پاسگاه محیطبانی جنگلی را فعال و سه مورد دیگر یعنی «کویلر»، «تنگراه» و «قوش‌چشمه» را تقویت کنیم. اگر این اتفاق بیفتد و پاسگاه‌هایی نظیر زاو فعال شود، درگیری‌هایی نظیر آنچه در کویلر اتفاق افتاد و به شهادت محیطبان «مصدق» منجر شد،‌ کمتر می‌شود. زمانی که شکارچی بداند در این منطقه گشت‌های مختلف فعال است، به‌واسطه سخت شدن کارش،‌ دست‌به‌عصاتر می‌شود و احتمال کمتری دارد که برای شکار به پارک وارد شود.

بنابراین شما بیشتر نیازمند افزایش نیروهای محیطبانی هستید تا همکاری همیاران؟
بله. براساس چارت سازمانی باید ۸۴ نیروی محیطبان به پارک اضافه شوند. اگر این اتفاق بیفتد، تمام مشکلات ما حل می‌شود. در هر پاسگاهی می‌توانیم چند نیرو مستقر کنیم و سه گشت هم‌زمان داشته باشیم تا کل منطقه را پوشش دهند. اگر در هر شیفت شش مأمور باشد، یکدیگر را پوشش می‌دهند و بسیاری از چالش‌ها و تعارض‌ها برطرف می‌شود. گرچه با افزایش نیروی محیطبانی چالش جاده پابرجا می‌ماند، اما تعارض‌ دام و برداشت غیرقانونی قارچ ترافل و… حل می‌شود.
شما از این صحبت کردید که ۲۵ نفر از همیاران شرکتی شده‌اند. به‌این‌ترتیب، اگر بحث تفرج در پارک راه بیفتد، امکان شرکتی شدن کل همیاران و جذب نیروهای جدید وجود دارد؟
پارک ملی گلستان ظرفیت بسیار خوبی برای تفرج و اکوتوریسم دارد که می‌توان از آنها بهره گرفت و کل مشکلات حفاظتی را حل کرد. تفرجگاه‌های پارک ملی گلستان اعم از «گلشن»، «گلزار»، «تنگه گل» و «آبشار» به‌لحاظ زیرساختی ظرفیت خوبی برای گردشگری دارند؛ تنها کمپ «گلزار» دارای ۴۰ اتاقک برای اقامت توریست‌ها است. اگر ما بتوانیم این ظرفیت‌ها را به‌شکل بسته‌های گردشگری به بخش خصوصی ارائه دهیم، درآمد قابل‌توجهی را برای پارک خواهیم داشت. در حال حاضر، ما یک متقاضی داریم که اعلام کرده است می‌تواند هزینه حقوق ۱۵ همیار را بدهد و در کنار آن چند میلیارد تومان هم برای حفاظت خرج کند تا کمپ گلزار را در اختیار داشته باشد. ما باید بتوانیم از این ظرفیت بهره بگیریم.

اگر تفرجگاه‌ها اینقدر راهگشاست،‌ چرا فعال نمی‌شوند؟
مهندس «تیموری»، رئیس سابق پارک، مجموعه‌ اقداماتی را در دوره خود شروع کرد. او از چند راهنمای گردشگری خواست تفرجگاه‌ها را بررسی کنند و چندین بسته گردشگری ارائه دهند که حمل‌ونقل آنها با ماشین، اسب‌، دوچرخه و… باشد که طرح خوبی بود. ظاهراً دستورالعمل‌ها ایراداتی دارد که باید برطرف شود. چرخه مالی در این بخش قابل‌توجه است و چنانچه راه بیفتد، نیاز مالی ما به‌شکل کامل حل می‌شود. با درآمد حاصله در این بخش می‌توان حفاظت را به‌شکل حداکثری پیش برد، امکانات پارک را بهبود داد و حتی به استان هم کمک کرد.

جایگاه مردم محلی حاشیه پارک چطور خواهد بود؟
اگر متولی صفر تا صد گردشگری ما باشیم و منفعتی به مردم نرسد، به حفاظت نمی‌رسیم. ما باید بتوانیم روستاییان را نیز از مزایای توریسم پارک بهره‌مند کنیم. متأسفانه در اغلب مناطق جوامع محلی از حفاظت سودی نمی‌برد یا تنها یک روستا از آن انتفاع مالی می‌برد. نمونه‌اش در حاشیه پارک ملی توران که تنها روستای «قلعه بالا» از راه توریسم به درآمد رسیده است. بنابراین، در کنار اصلاح دستورالعمل باید برای انتفاع مردم محلی حاشیه پارک هم چاره‌ای بیندیشیم.

برنامه‌هایتان در سال جاری برای پارک چیست؟
ما در ایام سوگواری شهید مصدق هستیم. در این چند سال دو محیطبان خوب را در پارک ملی گلستان از دست دادیم. ما باید باور داشته باشیم که محیط‌زیست متعلق به همه است و در مقابل باید این را به مردم آموزش دهیم که کار ما حفاظت از پارک ملی و جنگل برای آنهاست. خواهش من از مردم این است که مراعات کنند و در کنار ما باشند. حیف است که جوانی به‌واسطه شکار یک گونه از دست برود. در سال جاری برنامه ما این است که با همراهی اداره‌کل محترم و سازمان، چند پاسگاه محیطبانی غیرفعال را با کمک مسئولیت‌های اجتماعی فعال کنیم. همچنین، سازمان حفاظت محیط‌زیست ظرفیتی برای جذب نیرو دارد. می‌خواهیم از این ظرفیت نیز برای حفاظت بیشتر از زیستگاه‌های جنگلی بهره بگیریم. در میرزابایلو،‌ زیستگاه آهو را داریم؛ متأسفانه آهوها شب‌ها وسط جاده‌ می‌آیند که برایشان بسیار خطرناک است. برنامه داریم که این بخش را فنس‌کشی کنیم. مدیریت آب پارک و کانال‌‌ها، حضور مستمر محیطبانان و همیاران در استپ و جنگل و حل مشکل اسناد پارک در بخش‌های زاو،‌ کویلر و دشت شاد از دیگر برنامه‌هایی است که امسال دنبال می‌کنیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *