مسئله حوضه آبریز زایندهرود، صرفاً سهمخواهی یا منطقهگرایی نیست
هشدار از صدای لولههای شکسته
۱۷ فروردین ۱۴۰۴، ۱۸:۴۲
در روزهای پایانی اسفند ۱۴۰۳، تصاویری در فضای مجازی منتشر شد که بهسرعت میان کاربران ایرانی دستبهدست شد. تصاویری از کشاورزانی خشمگین، لولههای فلزی شکسته، خطوط انتقال آبی که از دل خاک بیرون کشیده شدهاند و پلیسهایی که با نارضایتی چشم بر صحنه دارند. محل وقوع این رویداد، شرق اصفهان بود؛ جایی که سالهاست کشاورزان آن به کمآبی، بیآبی و حالا به بیعدالتی معترضاند. این بار، هدف اعتراض آنها خط انتقال آب به یزد بود؛ خطی که از نظرشان «حقابه تاریخی» آنها را میرباید و از رودخانهای که حالا بیشتر شبیه به یک خاطره شده، آبی برایشان باقی نمیگذارد.
اما آیا ماجرا واقعاً فقط همین است؟ یا تخریب این خط انتقال نشانهای از عمق یک بحران ساختاری است که سالها انباشته شده، نادیده گرفته شده و حالا با خشونت خود را نشان میدهد؟
روایت یک رودخانه رنجور
زایندهرود، یگانه رودخانه بزرگ فلات مرکزی ایران، با ظرفیت آبی سالانه حدود ۱.۳ میلیارد مترمکعب، همواره شریان حیاتی برای زندگی در مرکز ایران بوده است. آب این رودخانه تأمینکننده نیازهای حدود شش میلیون نفر در استانهای چهارمحالوبختیاری، اصفهان و یزد است. اما این رودخانه که روزی سرچشمه آبادانی بود، امروز خود به کانون تعارض و منازعه بدل شده؛ منازعهای نهفقط بر سر آب، بلکه بر سر «حق»، «عدالت» و «حیات».
سد زایندهرود در سال ۱۳۴۹ آبگیری شد؛ زمانی که مجموع جمعیت استانهای چهارمحال و اصفهان حدود دو میلیون نفر بود. منابع آبی این سد، در آن روزگار برای این جمعیت و مصارف عمدتاً کشاورزی و باغداری کافی بهنظر میرسید. اما اکنون، پس از پنج دهه این سد باید پاسخگوی بیش از سهبرابر جمعیت، صدها صنعت بزرگ، توسعه فزاینده شهرنشینی و گسترش سطح زیرکشت باشد؛ درحالیکه میزان بارش در بالادست سد (چلگرد) از ۱۴۳۳ میلیمتر در دهه ۵۰ به حدود ۱۳۱۰ میلیمتر کاهش یافته است. این یعنی ظرفیت طبیعی تأمین آب کاهش یافته، اما بارگذاریها روزبهروز افزایش یافته است.
حقابه؛ از طومار تا تنش
در حافظه تاریخی مردم اصفهان، زایندهرود چیزی بیش از یک منبع آب است؛ نماد زندگی، تاریخ و حقوق تثبیتشدهی یک جامعه کشاورز. براساس طومار شیخبهایی، کشاورزان اصفهانی صاحب حقابه دائمی از این رودخانه هستند؛ حقی که در قانون ملی آب (مصوب ۱۳۴۷) نیز به رسمیت شناخته شده است. اما با تغییرات گسترده در الگوی مصرف، رشد بیرویه صنعت و جمعیت، توسعه شهری و تغییراقلیم، این «حق» هر روز بیشتر تحتالشعاع قرار گرفته است.
در اواسط دهه هفتاد، دولت سازندگی طرحی را برای انتقال آب به استان یزد اجرا کرد تا توسعه این استان را تسهیل کند. یزد، شهری کویری با تاریخی دیرینه در مدیریت سنتی آب از طریق قناتها، حالا تبدیل به یکی از وابستهترین مناطق ایران به خطوط انتقال آب شده است. امروز، حدود ۵۶ میلیون مترمکعب در سال از خط انتقال به یزد منتقل میشود که علاوهبر یزد، ۹ شهرستان دیگر و حتی بخشی از شهرستانهای شرق اصفهان را نیز پوشش میدهد. همین مسئله، خود به تناقضی تلخ منجر شده: کشاورزی که در نزدیکی منبع آب نشسته، برای کشت خود آبی ندارد، اما از همان خط، آبرسانی به شهرهای دیگر انجام میشود.
توسعه یعنی انتقال بحران؟
مسئله، صرفاً سهمخواهی یا منطقهگرایی نیست. مسئله در ذات خود، نوعی توسعهگرایی ناعادلانه و بخشینگر است که طی دههها در سیاستگذاری منابع آب حاکم بوده. برای تأمین نیازهای یک منطقه، بدون ملاحظه ظرفیتهای طبیعی و پیامدهای اجتماعی، از سادهترین راه ممکن استفاده شده: انتقال آب. بیتوجه به اینکه آب، برخلاف برق یا گاز، منبعی وابسته به بومجغرافیا و اکوسیستمهای محلی است و انتقال آن اگر بدون مطالعه، مشارکت و هماهنگی حوضهای انجام شود، میتواند به بحرانهای اجتماعی دامن بزند.
تخریب خط انتقال آب به یزد در اسفند ۱۴۰۳، نشانهای هشداردهنده از شکست این مدل توسعه است. کشاورز اصفهانی که زمستان بذر پاشیده و حالا آبی برای محصولش ندارد، دیگر راهی برای شنیده شدن صدایش نیافته است. او لولهای را میشکند که از آنِ دیگران است؛ چراکه نمیتواند کسانی را که در بالادست تصمیم گرفتهاند، خطاب قرار دهد.
مسئله: نابرابری و بیتعادلی
از سرچشمه در کوهرنگ تا دهانه تالاب گاوخونی، زایندهرود تبدیل به میدان رقابتی برای تخصیص آب شده است. باغات توسعهیافته در چهارمحال، شالیزارهای لنجان، صنایع سنگین ذوبآهن و فولاد در اطراف مبارکه و اصفهان، و درنهایت خط انتقال به یزد، همگی در مسیر رودی قرار دارند که دیگر کشش این همه بار را ندارد. در چنین شرایطی، طبیعیست که آنهایی که سهمی کمتری دریافت میکنند -بهویژه کشاورزان شرق اصفهان- احساس بیعدالتی کنند.
در پایان اسفندماه ۱۴۰۳، ذخیره سد تنها ۱۴۰ میلیون مترمکعب (۱۲ درصد پرشدگی) بوده و رهاسازی برای کشت زمستانه انجام نشده است. اولویتبندی تخصیص آب، مطابق دستورالعملهای اضطراری، ابتدا شرب، سپس باغات، و در نهایت کشاورزی و صنعت را شامل میشود. اما این اولویتبندیها در عمل بدون شفافیت، گفتوگو با ذینفعان، و مشارکت مردمی اجرا میشود و نتیجه آن چیزی نیست جز خشم و اعتراض.
راهحل: مدیریت یکپارچه
اکنون بیش از هر زمان دیگری، نیاز به مدیریت یکپارچه حوضه آبریز بهعنوان یک راهحل ساختاری و پایدار احساس میشود. این مدل، برخلاف نگاه بخشی و استانی، تلاش میکند تا همه منابع و مصارف یک حوضه آبی را در چارچوبی واحد، با مشارکت همه ذینفعان و برپایه داده و مصالحه، مدیریت کند. در چنین مدلی، آب متعلق به یک استان یا یک گروه نیست، بلکه منبعی مشترک برای کل حوضه است که بهرهبرداری از آن باید با نگاه عدالتمحور و پایدار انجام شود.
مدیریت یکپارچه، تنها راهی است که میتواند از تبدیلشدن زایندهرود به «میدان جنگ آب» جلوگیری کند. تنها در این صورت است که میتوان تعارضها را تبدیل به گفتوگو کرد، تصمیمات را شفاف گرفت و عدالت تاریخی را با عدالت بومشناختی و نسلی تلفیق نمود.
زایندهرود، بیش از آنکه یک رودخانه باشد، نماد حیات، تاریخ و زندگی است. و امروز ۵۴ بار شکستن خط و صدای شکستن لولههای انتقال، نه صدای پیروزی، بلکه زنگ خطری برای سیاستگذاران و جامعه است. اگر همچنان با دیدگاه بخشی، فرافکنانه و واکنشی به بحران آب نگاه شود، نهتنها رودخانه که اعتماد اجتماعی نیز خشک خواهد شد.
اکنون در شرایطی که تغییراقلیم تمام معادلات آبی حوضهها را بههم زده و آب، کالایی کمیاب و بسیار محدود برای بهرهبرداران شده است. زمان آن است که بهجای پرسیدن «آب سهم چه کسی است؟»، بپرسیم «چگونه با هم زندگی کنیم؟». چرا که راز زیستن کنار هم در زیستبوم شکننده ایران سازگاری با کمآبیست.
برچسب ها:
انتقال آب، بحران آب، تالاب، تالاب گاوخونی، تغییراقلیم، کشاورزان، کشاورزی
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
مدیریت تالاب آققشلاق با صدور سند رسمی مالکیت وارد فاز جدید شد
خروس کولی سینه سیاه برای نخستین بار در تالاب کانیبرازان مهاباد مشاهده شد
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
گفتوگو با «ناهید خداکرمی» در روز جهانی ماما
تولـــــــــد در زمانه اضطراب
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




آرش صالحی
بسیار مطلب زیبا و تاثیرگذاری بود. به نظرم بسیاری از حوزه های آبریز دیگر ایران هم به زودی در کشاکش انتقال آب از این استان به آن استان دچار تنش های سیاسی و اجتماعی خواهند شد و خواب مسئولین بی کفایت هم آشفته خواهد شد.