سینمای ایران در سالی که گذشت در گفت‌وگو با «احمد طالبی‌نژاد»، منتقد سینما

پرده قاچاق، بزرگ‌تر از پرده سینما

طالبی‌نژاد: قاچاق چرخه معیوبی است اما بسیاری از فیلم‌های خارجی را به ما و فیلم‌های ما را به خارج از کشور معرفی کرده است





پرده قاچاق، بزرگ‌تر از پرده سینما

۱۹ اسفند ۱۴۰۳، ۱۹:۲۰

توقیف، قاچاق و سانسور هنوز هم در یک سناریوی کشدار و چندین‌ساله، مسئله سینمای ایران هستند. هر سال، فیلم‌های بسیاری پشت سد مجوزها متوقف می‌شوند، برخی آثار فقط به چند اکران محدود در جشنواره‌ها بسنده می‌کنند و امیدی به نمایش رسمی آنها نیست و قاچاق فیلم‌ها هم تبدیل به معضل جدی‌تری شده است. در چنین شرایطی، سینماگران یا عطای فیلمسازی را به لقای آن می‌بخشند یا به ساخت فیلم‌های تجاری روی می‌آورند. عده‌ای هم ترجیح می‌دهند خارج از مرزها به فعالیت خود ادامه دهند. درعین‌حال، فیلم‌های داخلی همچنان با محدودیت‌های موضوعی مواجه‌اند. این درحالی‌است که سینمای جهان به مسائلی روزی همچون تغییراقلیم و بحران‌های اجتماعی می‌پردازد، اما در ایران هنوز هم در اکثر موارد روایت‌های تکراری و محتاطانه روی پرده به نمایش درمی‌آیند. سینمای ایران در یک سال اخیر چه مسیرهایی را طی کرده؟ آیا امیدی به تغییر وجود دارد؟ با «احمد طالبی‌نژاد»، منتقد سینما، وضعیت سینمای ایران را در سالی که رو به پایان است، مرور کردیم.

آقای طالبی‌نژاد، سینمای ایران در سال گذشته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا روند کیفی و محتوایی آن را رو به جلو می‌بینید یا همچنان با چالش‌های گذشته دست‌وپنجه نرم می‌کند؟
به‌نظر من سینمای ایران در یک دایره بسته دور خودش می‌چرخد، هیچ اتفاق جدید نیفتاده و سال‌هاست که نمی‌افتد. البته شاخه زیرزمینی آن در حال رسیدن به‌جای خوبی است و فیلم‌های زیرزمینی در جشنواره‌های بزرگ و معتبر حضور پیدا می‌کنند، اما متأسفانه امکان نمایش عمومی در ایران را ندارند. هرچند که به مدد فضای مجازی این فیلم‌ها گاهی دیده می‌شوند. اما به‌طور کلی، سینمای ایران پیشرفتی نداشته و کلیت آن همان مسیری را می‌رود که همیشه رفته.

 

چقدر سیاستگذاری‌های فرهنگی و سینمایی در سال گذشته به رشد سینمای ایران کمک کرده است؟ آیا حمایت‌های دولتی و صنفی برای سینماگران کافی بوده یا همچنان چالش‌های جدی در این زمینه وجود دارد؟
هیچ کمکی که نکرده، باعث توقف و عقبگرد آن نیز شده است. سیاستگذاری‌های فرهنگی می‌گوید فیلم‌ها باید مبلغ ایدئولوژی یا جهت‌گیری سیاسی خاصی باشند، درحالی‌که سینماگران می‌خواهند جهت‌گیری‌های مستقل داشته باشند. این عملاً تضاد و تعارض بین سیاست‌های فرمایشی با خواست علاقه فیلمسازان و مخاطبان است که به یک بن‌بست تبدیل شده است. به همین دلیل، یکی از کارهایی که فیلمسازان پیش گرفته‌اند، این است که به ساخت فیلم‌های شبه کمدی و کمدی‌های سخیف روی آورده‌اند و می‌بینیم سینماگران بزرگ هم سراغ ساخت فیلم‌هایی می‌روند که جزو آثار شاخص و قابل بحث آنان به حساب نمی‌آید.

 

یکی از مشکلات همیشگی و ادامه‌دار سینمای ایران، مسئله توقیف و سانسور است. امسال دیدیم فیلمی که رفع توقیف شد و بازخوردهای خوبی هم داشت فیلم «علت مرگ نامعلوم» بود، اما همچنان فیلم‌های زیادی توقیف هستند. به‌نظر شما چقدر اهمیت دارد که این موانع برداشته شود؟
فیلم علت مرگ نامعلوم فیلم خوبی بود، اما در اکران چندان موفق نبود. به این علت که سلیقه تماشاگر آنقدر در این سال‌ها با دیدن فیلم‌های سطحی نازل شده که کمتر کسی به تماشای فیلم‌های خوب می‌نشیند. تعداد زیادی فیلم همچنان توقیف هستند و تکلیفشان معلوم نیست. امسال همه امیدوار بودند فیلم «قاتل و وحشی» ساخته حمید نعمت‌الله در جشنواره فیلم فجر، آن‌هم فقط در یک سانس، به نمایش دربیاید که این اتفاق نیفتاد.
هیچ‌کس نمی‌تواند از سانسور حتی به‌عنوان یک اهرم برای کنترل ضایعات دفاع بکند. سانسور واقعی را مردم انجام خواهند داد، وقتی که به تماشای فیلمی می‌روند که ارزش دیدن دارد یا آن را نمی‌بینند. بنابراین، سانسور یکی از بیهوده‌ترین کارهایی است که انجام می‌شود؛ چراکه اساساً روزگار عوض شده و امروز دیگر قالب‌ها و چارچوب‌هایی که در دهه‌های گذشته وجود داشته، جواب نمی‌دهند؛ زیرا با یک جهان بی‌مرز روبه‌رو هستیم.

  اصلاً کسی به قانون کپی‌رایت توجهی ندارد. اینجا اروپا یا آمریکا نیست که فیلمی بدون مجوز پخش شود و تبعاتی داشته باشد. اگر هم اعتراضی شود، پشتوانه قانونی و اجرایی ندارد و همچنان این چرخه معیوب تکرار می‌شود

یکی دیگر از چالش‌ها هم مسئله قاچاق فیلم‌ها بوده. در کنار سانسور و توقیف، قاچاق فیلم‌ها هم تبدیل به یک معضل شده…
قاچاق در همه زمینه‌ها موفق‌تر از راه‌های قانونی است. به مسئله سوخت، مواد غذایی و هر شکلی از دادوستد نگاه کنید؛ در همه اینها قاچاق عملاً موفق‌تر بوده است. مسائل فرهنگی نیز استثنا نیستند و خیلی از فیلم‌های خارجی که در ایران پخش می‌شوند یا برعکس، همان کار قاچاق هستند؛ چون اصلاً کسی به قانون کپی‌رایت توجهی ندارد. اینجا اروپا یا آمریکا نیست که فیلمی بدون مجوز پخش شود و تبعاتی داشته باشد. اگر هم اعتراضی شود، پشتوانه قانونی و اجرایی ندارد و همچنان این چرخه معیوب تکرار می‌شود و بسیاری از کالاهای فرهنگی قاچاق می‌شوند. من بشخصه از قاچاقچی‌ها ممنونم؛ برای اینکه باعث می‌شوند خیلی از فیلم‌ها را که به‌دلیل سانسور، امکان ورود طبیعی به ایران ندارند، ببینیم.

 

این موضوع چقدر خطر مهاجرت سینماگران ایرانی و از دست دادن استعدادها و چهره‌های تأثیرگذار سینمای ایران را به دنبال دارد؟
مسئله مهاجرت سینماگران هم موضوع تازه‌ای نیست و به‌هرحال، در شرایط کنونی نمی‌توان جلوی مهاجرت فیلمسازان را گرفت. البته که در تاریخ سینمای آمریکا می‌بینیم بزرگترین فیلمسازان سینمای آمریکا از چاپلین تا هیچکاک، مهاجر هستند. در سینمای ایران هم طبیعی است که دارد اتفاق می‌افتد. درواقع، اگر شرایط برای تولید و عرضه فیلم‌ها مناسب باشد، فیلمساز ایرانی ترجیح می‌دهد در سرزمین خودش فیلم بسازد. مگر کیارستمی مهاجرت کرد که آنقدر به شهر جهانی رسید؟ جزو فیلمسازان بزرگ تاریخ سینما است. نه که بگویم این شرایط برای کیارستمی بوده و برای دیگران نیست. خودش با نگاهی که به زندگی داشت، این شرایط را به‌وجود آورد. حتی فیلمسازان دیگری هم که مهاجرت کردند، نتوانستند از نظر کمّی در خارج از کشور موفق باشند. مثلاً گذشته را جزو فیلم‌های موفق اصغر فرهادی نمی‌دانم یا امیر نادری که مهاجرت کرد، نتوانست آن‌طورکه در ایران فیلم می‌ساخت، فیلم بسازد.

 

باتوجه‌به گسترش پلتفرم‌های نمایش آنلاین و حضور پررنگ‌تر فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی، آیا این مسیر می‌تواند راهی برای عبور از مشکلات اکران داخلی باشد؟
بله، گسترش پلتفرم‌ها بسیار راه درستی است. به این دلیل که وقتی امکان اکران فیلمی در سالن‌های سینما وجود نداشته باشد، مردم به این پلتفرم‌ها پناه می‌برند. اما یک خطر جدی وجود دارد، اینکه ممکن است سلیقه‌ها را نازل کند؛ چراکه همان‌طورکه در سال‌های گذشته دیده‌ایم فیلم‌های بسیار سطحی و معمولی نیز همپای فیلم‌ها و سریال‌های ارزشمند منتشر شده‌اند. اما وقتی که امکان اکران عادی در کشور وجود نداشته باشد، شاهد چنین اتفاقاتی هم هستیم. البته باید یادمان باشد که سینما رفتن، یک آیین فرهنگی است؛ زیرا یک حرکت دسته‌جمعی است، افراد با سلیقه‌های مختلف کنار یکدیگر می‌نشینند، باهم می‌خندند، باهم گریه می‌کنند و… . ولی وقتی در تنهایی و در خانه فیلمی می‌بینید، هیچ‌کس نیست که در حس شما شریک باشد. حضور در محل‌های نمایشی قرن‌هاست که به‌مثابه یک آیین است و الان در حال از بین رفتن است.

 

به‌نظر می‌آید محتوا همچنان در سینمای ما یک چالش است. در سینمای جهان، شاهد پرداختن به موضوعاتی روز مانند محیط‌زیست و تغییراقلیم هستیم، اما در ایران هنوز هم اکثر فیلم‌ها به موضوعات کهنه و تکراری می‌پردازند. چرا سینمای ما کمتر به مسائل روز جهانی توجه دارد و آیا اصلاً مخاطب ایرانی پذیرای چنین سوژه‌هایی است؟
الان سینمای ایران به‌جز موارد محدود و آن‌هم اغلب به‌شکل زیرزمینی، کاری به مسائل مهم جهانی از محیط‌زیست گرفته تا جنگ و… ندارد. همه درگیر مسائل پیش‌افتاده هستند و اگر هم اشاره‌ای می‌شود، در حد شوخی است. شوخی کردن با قیمت دلار سیب‌زمینی که کار هنرمندانه‌ای نیست. سینما باید نگاه وسیع‌تر و عمیق‌تری به مسائلی مانند محیط‌زیست داشته باشد. من اهل نایین هستم و یادم است که در دوران کودکی، اطراف شهر مزارع و کشتزارهایی بود که استخر آب داشتند، اما در سفری که اخیراً به آنجا داشتم، دیدم خشک شده‌اند. انگار نه انگار که روزگاری جمعیتی برای کشت‌وکار جمع می‌شدند. اینها هیچ‌کدام در فیلم‌های ما به‌جز گهگاهی توجه نمی‌شود. واقعیت این است که سینمای ما به هیچ‌کدام از مسائل روز از جمله محیط‌زیست توجه ندارد.

 

ضعف در ژانرهای متنوع از جمله علمی-تخیلی، وحشت و اکشن هم یکی دیگر از این نقدها است.
ما فیلم علمی-تخیلی نداریم؛ چراکه اساساً رویکرد علمی-تخیلی نداریم. گفته می‌شود اگر ژول ورن، بیست‌هزار فرسنگ زیر دریا را نمی‌نوشت، هیچ‌وقت کسی فکر نمی‌کرد می‌توان چیزی مثل زیردریایی ساخت. کشورهای غربی، ژانر علمی-تخیلی را به‌شکل بارزتری عرضه می‌کنند، اما ما چه داریم در زمینه مسائل علمی و تخیلی؟ هرچه داریم مربوط به گذشته‌های تاریخی‌مان است، ولی در سال‌های اخیر دستاوردی نداشته‌ایم. بنابراین، طبیعی است که چنین ژانری وجود نداشته باشد.

 

چه انتظاری از روند سینمای ایران در سال آینده دارید؟ فکر می‌کنید جدای از مشکلات گفته‌شده لازم است چه تغییر بنیادینی چه از سوی دولت و چه از سوی صنف ایجاد شود که مسیر آن را متحول کند؟
انتظار زیادی نداریم! وقتی دولت مدام مراقب است کسی دست از پا خطا نکند، واقعاً فکر می‌کنید بتوان تغییر بنیادینی داد؟ به‌نظرم اگر قرار باشد، دولت همچنان بخواهد از گریم بازیگر تا فیلمنامه هر فیلمی را کنترل کند، اتفاق مهمی نمی‌افتد.

از طرف دیگر معتقد نیستم همه سینمای ایران باید به‌سمت فیلم‌های خاص و هنری برود. اتفاقاً صنعت سینما نیاز به فیلم‌های تجاری دارد. صنعت سینما نیاز به فیلم‌های میانی یعنی فیلم‌هایی که پلی است میان فیلم‌های تجاری و فرهنگی دارد. همچنین، نیاز است فیلم تجربی ساخته شود. اینهاست که باید در کنار هم مدیریت شوند و مدیریت سینما نباید فقط در سانسور خلاصه شود. چند فیلم کودک و نوجوان در طول سال تولید می‌شود؟ به‌نظرم صفر است و اگر هم تولید شود، بیشتر درباره کودکان است تا برای کودکان. مدیریت سینما، یعنی انجام این کارها. دولت باید در این زمینه‌ها کار کند و دخالت کند و نه مسائل دیگر.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *