چرا بازوحشی‌سازی مرال‌ها در جنگل‌های شمال ایران مهم و حیاتی است و به حفظ جنگل‌های هیرکانی کمک می‌کند؟ پوریا سپهوند، مدیر علمی پروژه «بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال»، توضیح می‌دهد

ردیاب‌ها کلید فهم رفتار مرال‌ها

تجربه‌های جهانی نشان می‌‌دهند بازگرداندن گونه‌ها به طبیعت، بخشی مهم از زنجیره حفاظتی است و بدون آن، تلاش‌های پیشین ممکن است بی‌ثمر باشد





ردیاب‌ها کلید فهم رفتار مرال‌ها

۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۷:۵۲

«مرال‌هایی که طی نسل‌های متوالی در اسارت تکثیر شده‌اند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، در برابر شکار آسیب‌پذیرترند.» این گفته پوریا سپهوند،‌ مدیر علمی پروژه «بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس و منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی»، به این معناست که اگر پلنگ یا سایر گونه‌های گوشتخوار به گوزنی که تمام زندگی‌اش در اسارت بوده نزدیک شوند،‌ احتمال آسیب دیدن و مرگش بیشتر است. هراس از این اتفاق اما سبب نشد که یک تیم ۲۸ نفره از دانشگاه تربیت مدرس، اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران و همه اهالی روستاهای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» از رهاسازی چهار مرال صرف‌نظر کنند و زندگی دائم در اسارت را برایشان رقم زنند. سپهوند معتقد است مرال‌ها (گوزن‌های قرمز) باید به دو دلیل رها می‌‌شدند؛ نخست، به نتیجه رساندن سرمایه‌گذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشی‌سازی ناقص می‌ماند و دوم، جلب توجه به جنگل‌های هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجه‌اند. در گفت‌وگو با این حفاظتگر از او پرسیدم باتوجه‌به بودجه محدود محیط‌زیست چه ضرورتی به انجام این پروژه بود؟ چه چالش‌هایی پیش روی آن وجود دارد؟ و گام‌های بعدی پس از این رهاسازی چیست؟ و چرا ردیاب‌ها اهمیت دارند؟

پروژه تکثیر در اسارت و رهاسازی مرال از چه زمانی شروع شد؟

پروژه‌ای که ما در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس دنبال می‌‌کنیم، درحقیقت تکمیل‌کننده بخش پایانی یک چرخه بزرگتر حفاظتی است؛ نه یک پروژه تکثیر در اسارت. برای درک بهتر این موضوع، باید به تاریخچه‌ای کوتاه از تلاش‌هایمان اشاره کنم. حدود سه سال پیش، با تغییر مدیریت و رویکرد در این مجموعه و به لطف اشتیاق دانشجویان، تحقیقات گسترده‌ای درباره حیات‌وحش جنگل تحقیقاتی آغاز شد؛ موضوعی که تا پیش‌ازآن کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. این مطالعات شامل مصاحبه با جوامع محلی، پایش میدانی جامع و استفاده از ابزارهایی مانند دوربین‌های تله‌ای بود که خیلی زود نشان داد جنگل ما زیستگاه گونه‌های شاخص هیرکانی از جمله پلنگ ایرانی، خرس قهوه‌ای، شوکا، گربه جنگلی، رودک و پرندگانی نظیر سارگپه، قرقاول، جغد جنگلی، لیل و دارکوب‌هاست. در این میان، حضور یک جمعیت بسیار کوچک از گوزن قرمز یا همان مرال نیز به ثبت رسید که برای ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

مرال، به‌عنوان نماد حیات‌وحش استان مازندران و یکی از نمادهای طبیعت شمال ایران که در فرهنگ، شعرها و ضرب‌المثل‌های این منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد، انتخابی ایدئال بود؛ به‌ویژه که حضورش را در ارتفاعات جنگل خودمان ثبت کرده بودیم

با‌این‌حال، تنوع زیستی غنی این محدوده از جنگل‌های هیرکانی با تهدیدات متعددی نیز روبه‌روست؛ از گاوداری سنتی، گاوها و سگ‌های پرسه‌زن گرفته تا کندوهای عسل در دورافتاده‌ترین نقاط جنگل، حضور شکارچیان غیرمجاز، برداشت بی‌رویه چوب و گیاهان و حتی تردد موتورسواران تفریحی در مسیرهای غیرمجاز. پس از بررسی‌ها و جلسات متعدد با کارشناسان و مدیران، به این نتیجه رسیدیم که بهترین راهبرد حفاظتی برای این بخش کوچک اما ارزشمند از جنگل هیرکانی، استفاده از گونه‌های پرچم است؛ گونه‌هایی که به‌دلیل محبوبیت و جایگاه فرهنگی‌شان بتوانند توجه عموم و نهادها را به حفاظت جلب کنند. مرال به‌عنوان نماد حیات‌وحش استان مازندران و یکی از نمادهای طبیعت شمال ایران که در فرهنگ، شعرها و ضرب‌المثل‌های این منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد، انتخابی ایدئال بود؛ به‌ویژه که حضورش را در ارتفاعات جنگل خودمان ثبت کرده بودیم.

در این میان، باید به تلاش‌های پیشین در کشور هم اشاره کنم. سایت‌های متعددی مانند پارک جنگلی قرق با بیش از نیم‌قرن سابقه، سمسکنده ساری از سال ۱۳۸۶، فندق‌لو در اردبیل و چند مرکز دیگر در نقاط مختلف ایران به تکثیر مرال مشغول‌اند. اما با وجود هزینه‌های سنگین این سایت‌ها برای سازمان حفاظت محیط‌زیست، به‌جز یک مورد در سال ۱۳۹۵ که با همت و تلاش مضاعف رئیس دفتر حیات‌وحش اداره‌کل استان انجام شد و طی آن پنج مرال از سمسکنده به منطقه گلستانک منتقل شدند، تلاش جدی برای بازوحشی‌سازی و رهاسازی این گونه در طبیعت صورت نگرفته است. این در‌حالی‌است که هدف اصلی سایت‌های تکثیر، تقویت جمعیت‌های وحشی و بازگرداندن گونه به زیستگاه‌های تاریخی‌اش است، هدفی که تا حد زیادی مغفول مانده است.

ما با در نظر گرفتن این خلأ و با هدف تکمیل زنجیره تکثیر در اسارت، تصمیم گرفتیم در کنار سازمان حفاظت محیط‌زیست، نقش مکمل را ایفا کنیم و هم‌زمان از این فرصت برای حفاظت بهتر از جنگل تحقیقاتی خودمان بهره ببریم. براین‌اساس، از تابستان ۱۴۰۳ مذاکرات و هماهنگی‌ها با اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران آغاز شد. خوشبختانه، همکاری و حمایت سریع کارشناسان و مدیریت این نهاد جلب و ساخت سایت بازوحشی‌سازی در زیستگاه‌هایی که حضور مرال در آنها ثبت شده بود، کلید خورد. این پروژه نه‌تنها گامی‌ در جهت احیای جمعیت مرال در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی است، بلکه تلاشی برای حفاظت از کل اکوسیستم جنگل هیرکانی محسوب می‌‌شود.

 

تیم پروژه چه کسانی هستند؟ و به چه میزان بودجه‌ای نیاز داشت؟

پروژه بازوحشی‌سازی مرال در جنگل تحقیقاتی، تیمی‌ متنوع و متخصص را در بر می‌‌گیرد. این تیم شامل ۲۸ نفر از کادر اداری و هیئت‌علمی‌ دانشکده، از جمله رئیس، معاونین و کارشناسان جنگل و حیات‌وحش است که برنامه‌ریزی و اجرای علمی‌ پروژه را هدایت کردند. همچنین، ۹ دانشجوی داوطلب از رشته‌های مرتبط دانشکده با اشتیاق به کار پیوستند و فرصتی برای کسب تجربه عملی یافتند. از نکات برجسته، همکاری ۱۷ نفر از ساکنان روستاهای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» در نزدیکی سایت بازوحشی‌سازی است که به‌صورت داوطلبانه مشارکت کردند. این همکاری محلی، تعارضات را کاهش داد و حمایت جامعه را جلب کرد. پروژه‌های این‌چنینی چالش‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای دارند، اما هماهنگی این تیم موجب شد پنج مرحله از شش مرحله پروژه، از طراحی تا پایش اولیه، با موفقیت انجام شود.

 از نکات برجسته، همکاری ۱۷ نفر از ساکنان روستاهای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» در نزدیکی سایت بازوحشی‌سازی است که به‌صورت داوطلبانه مشارکت کردند. این همکاری محلی، تعارضات را کاهش داد و حمایت جامعه را جلب کرد. پروژه‌های این‌چنینی چالش‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای دارند، اما هماهنگی این تیم موجب شد پنج مرحله از شش مرحله پروژه، از طراحی تا پایش اولیه، با موفقیت انجام شود

درباره بودجه، هزینه‌ها در مقایسه با اهداف پروژه ناچیز بوده است. بخش اصلی هزینه صرف ساخت سایت بازوحشی‌سازی شد که با رعایت استانداردهای ایمنی، حدود نیمی‌ از بودجه را به خود اختصاص داد. این سایت، بستری کلیدی برای آماده‌سازی مرال‌ها است. سایر هزینه‌ها شامل انتقال مرال‌ها از سمسکنده، ترددها، تأمین علوفه طراحی و تولید ردیاب‌های ماهواره‌ای داخلی بود. استفاده از ردیاب‌های بومی‌، هزینه‌ها را کاهش داد و نوآوری پروژه را تقویت کرد. در کل، بودجه با مدیریت دقیق، کارآمدی بالایی داشت و نشان داد با برنامه‌ریزی مناسب، می‌‌توان با منابع محدود به نتایج بزرگ حفاظتی و علمی‌ دست یافت. این رویکرد، پروژه را به الگویی مقرون‌به‌صرفه و مؤثر تبدیل کرده است.

چرا بازوحشی‌سازی مرال‌ها اهمیت دارد،‌ آن‌هم به‌واسطه منابع محدود محیط‌زیست که با آن مواجهیم؟

حیات‌وحش ایران به‌دلیل تخریب زیستگاه‌ها، شکار غیرمجاز و تعارضات انسانی در وضعیتی شکننده قرار دارد و گونه‌های بسیاری در معرض تهدید و انقراض‌اند. حفاظت از این گونه‌ها نیازمند ترکیبی از راهکارهاست: حفاظت درون‌زیستگاهی، آگاهی‌رسانی، جلوگیری از تخریب زیستگاه‌ها و برای گونه‌های در معرض انقراض، تکثیر در اسارت و بازوحشی‌سازی. تجربه‌های جهانی نشان می‌‌دهند بازگرداندن گونه‌ها به طبیعت، بخشی مهم از زنجیره حفاظتی است و بدون آن، تلاش‌های پیشین ممکن است بی‌ثمر بماند. گوزن قرمز یا مرال، گونه‌ای در معرض تهدید در ایران، در دهه‌های اخیر با کاهش شدید جمعیت روبه‌رو شده است و در فهرست گونه‌های حمایت‌شده سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار دارد. مراکز تکثیر متعددی ایجاد شده‌اند، اما این سایت‌ها در بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت‌های وحشی موفق نبوده‌اند.

پروژه ما در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس برای رفع این خلأ طراحی شده است. ما با تکمیل فرایند تکثیر در اسارت، مرال را به‌عنوان گونه‌ای پرچم به زیستگاه‌های هیرکانی بازمی‌‌گردانیم تا حفاظت از این اکوسیستم را تقویت کنیم. اهمیت پروژه در دو محور اس؛: نخست، به نتیجه رساندن سرمایه‌گذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشی‌سازی ناقص می‌ماند و دوم، جلب توجه به جنگل‌های هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجه‌اند. برخی با اشاره به منابع محدود محیط‌زیست، این پروژه را کم‌اهمیت می‌‌دانند، اما ما معتقدیم تکمیل این زنجیره، هزینه اضافی نیست، بلکه ارزش تلاش‌های گذشته را نمایان می‌‌کند.

این پروژه براساس دستورالعمل اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) اجرا می‌‌شود که با شرایط ایران تطبیق یافته تا الگویی بومی‌ ارائه دهد. استفاده از ردیاب‌های ماهواره‌ای داخلی نیز نقطه قوت آن است. نزدیک به یک ماه از رهاسازی چهار مرال گذشته و ما با سامانه‌های داخلی و شبکه تلفن همراه، موقعیت آنها را رصد می‌‌کنیم. این داده‌ها، شناخت ما از رفتارشناسی و اکولوژی مرال را ارتقا می‌‌دهند و پایه حفاظت بهتر را فراهم می‌‌کنند. این فناوری درصورت موفقیت، برای پایش سایر گونه‌ها نیز قابل‌استفاده است. اهمیت پروژه در اتصال تلاش‌های گذشته به نتایج ملموس و ایجاد زیرساخت حفاظتی است. موفقیت آن، مرال را و مشارکت عمومی‌ را جلب می‌‌کند و هزینه‌های آتی را کاهش می‌‌دهد. این گام، الگویی برای حفاظت پایدار هیرکانی و حیات‌وحش ایران است.

 

چند مرال قلاده‌گذاری شدند؟ و از زمان رهاسازی تاکنون پایش آنها چطور بوده؟

در فاز ابتدایی پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، چهار مرال، شامل یک نر و سه ماده، با میانگین سنی حدود چهار سال از سایت تکثیر سمسکنده ساری به سایت بازوحشی‌سازی ما منتقل شدند. این انتقال به‌عنوان گام نخست برنامه‌ای بلندمدت طراحی شده که هدف نهایی آن، رهاسازی ۲۵ مرال در مراحل مختلف است تا جمعیتی زایا و زیستا در زیستگاه طبیعی شکل گیرد. این ۲۵ مرال پس از طی فرایند بازوحشی‌سازی و سازگاری با شرایط وحشی، به‌تدریج در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی رهاسازی خواهند شد.

برای پایش این مرال‌ها و ثبت تغییرات رفتاری آنها، از ترکیبی از روش‌ها و ابزارهای علمی‌ بهره گرفته‌ایم. در مرحله اسکان نیمه‌طبیعی، فرم‌های روزانه‌ای برای ارزیابی رفتار هر یک از مرال‌ها تکمیل و این داده‌ها به‌صورت منظم تحلیل می‌‌شوند. همچنین، دوربین‌هایی در محوطه داخلی سایت و زیستگاه طبیعی اطراف آن نصب شده‌اند که امکان رصد مداوم رفتار مرال‌ها را در حضور سایر گونه‌های زیستمند این اکوسیستم فراهم می‌‌کند. علاوه‌براین، از ردیاب‌های ماهواره‌ای برای پایش دقیق‌تر جابه‌جایی‌ها و تعاملات آنها با محیط بعد از رهاسازی استفاده می‌‌کنیم. خوشبختانه، علفخواران به‌طورکلی توانایی بالایی در بازگشت به رفتارهای غریزی و طبیعی خود دارند و مرال‌های منتقل‌شده نیز تاکنون روند امیدوارکننده‌ای در بازیابی این رفتارها نشان داده‌اند.

بااین‌حال، ازآنجا‌که این مرال‌ها در سایت‌های تکثیر متولد شده‌اند و تجربه زندگی در طبیعت وحشی را ندارند، فرایند بازوحشی‌سازی آنها با چالش‌هایی همراه است. طبیعت وحشی متغیرهایی مانند تهدیدات طبیعی، تغییرات فصلی و رقابت با گونه‌های دیگر را به‌همراه دارد که سازگاری با آنها زمان‌بر است. ما معتقدیم موفقیت کامل این پروژه زمانی تأیید می‌‌شود که این چهارمرال پس از یک سال کامل (چهار فصل) در زیستگاه طبیعی، با سلامت کامل و رفتارهای غریزی پایدار مشاهده شوند. تا آن زمان، پایش مستمر این افراد با استفاده از ابزارهای مستقیم مانند مشاهده میدانی و غیرمستقیم مانند داده‌های ماهواره‌ای و تصاویر دوربین‌های تله‌ای ادامه خواهد داشت. این پایش‌ها نه‌تنها وضعیت مرال‌ها را رصد می‌‌کند، بلکه اطلاعات ارزشمندی برای بهبود مراحل بعدی پروژه و حفاظت بلندمدت از این گونه در اختیار ما قرار می‌‌دهد. 

 

بازوحشی‌سازی چه کمکی به حفاظت از مرال‌ها می‌‌کند؟ و گام‌های بعدی هم برای آن دارید؟

گوزن قرمز یا مرال یکی از گونه‌های کلیدی جنگل‌های هیرکانی است که در دهه‌های اخیر با کاهش شدید جمعیت مواجه شده است. برآوردها نشان می‌‌دهد جمعیت این گونه در کشور بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته و در بسیاری از مناطق شمالی کشور و جنگل‌های هیرکانی، انقراض محلی رخ داده است. این وضعیت درحالی‌است که مراکز تکثیر متعددی در ایران، از جمله پارک جنگلی قرق، سمسکنده ساری و فندوق‌لو، می‌زبان جمعیت‌های قابل‌توجهی از مرال هستند، اما این جمعیت‌ها اغلب به چرخه طبیعی بازنگشته‌اند. پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، با هدف تکمیل فرایند تکثیر در اسارت، گام مهمی‌ در جهت احیای این گونه برمی‌‌دارد. این پروژه از طریق بازگرداندن مرال به زیستگاه‌های تاریخی و تقویت جمعیت‌های وحشی، می‌‌تواند نقش مؤثری در جلوگیری از انقراض کامل این گونه و بازسازی اکوسیستم‌های وابسته به آن ایفا کند.

این پروژه با فراهم کردن شرایط بازوحشی‌سازی، نه‌تنها به بقای مرال کمک می‌‌کند، بلکه با حفاظت از زیستگاه‌هایش، تنوع زیستی جنگل هیرکانی را نیز تقویت می‌‌کند. ما با انتخاب دقیق زیستگاه‌هایی که حضور مرال در آنها پیش‌تر ثبت شده و پایش مداوم افراد رهاسازی‌شده، تلاش داریم تا شانس موفقیت این گونه در طبیعت را افزایش دهیم. این اقدام، به‌ویژه در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی، می‌‌تواند الگویی برای احیای جمعیت مرال در سایر نواحی کشور باشد و به‌عنوان یک گونه پرچم، توجه عمومی‌ و نهادها را به حفاظت از این اکوسیستم جلب کند. در مورد گام‌های بعدی، این پروژه تنها یک نقطه شروع است. پس از اتمام فاز آزمایشی که از شهریور ۱۴۰۳ آغاز شده، ما نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای آن را تحلیل خواهیم کرد. این ارزیابی به ما امکان می‌‌دهد تا دستورالعملی به‌روز و متناسب با شرایط اجتماعی و طبیعی ایران تدوین کنیم که راهنمای احیای جمعیت مرال و سایر علفخواران بزرگ‌چثه در زیستگاه‌های مختلف کشور باشد. در مراحل بعدی، برنامه داریم تعداد بیشتری از مرال‌ها را به سایت بازوحشی‌سازی جنگل تحقیقاتی منتقل کنیم و بعد از بازوحشی‌سازی و رهاسازی، با استفاده از ردیاب‌های ماهواره‌ای و دوربین‌های تله‌ای، پایش بلندمدتی از رفتار و اکولوژی این گونه انجام دهیم. این داده‌ها اطلاعات ارزشمندی درباره الگوهای جابخ‌جایی، تعاملات با محیط و نیازهای حفاظتی مرال ارائه خواهند داد که می‌‌تواند پایه علمی‌ محکمی‌ برای حفاظت مؤثرتر از این گونه و زیستگاه‌هایش فراهم کند. درنهایت، هدف ما گسترش این تجربه به سایر مناطق مستعد و ایجاد شبکه‌ای از جمعیت‌های پایدار مرال در سراسر جنگل‌های هیرکانی است. 

 

آیا تجربه‌های جهانی در این زمینه داریم؟

پروژه‌های بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت گونه‌ها، از جمله گوزن قرمز یا مرال، در نقاط مختلف جهان تجربه‌های ارزشمندی به‌همراه داشته‌اند که می‌‌توانند راهنمای ما در این مسیر باشند. برای مثال، پارک ملی Oostvaardersplassen در هلند یکی از نمونه‌های موفق این نوع برنامه‌ها به‌شمار می‌‌رود. در این پروژه، با مدیریت دقیق زیستگاه‌ها و نظارت بر جمعیت گونه‌ها، تعادل اکوسیستم حفظ شده است. همچنین، در کشورهایی مانند رومانی و اسپانیا، گوزن قرمز به مناطقی که پیش‌تر جمعیت آن کاهش یافته بود، دوباره معرفی شده تا تنوع زیستی تقویت شود و ساختار اکوسیستم‌های جنگلی و دشت‌ها بهبود یابد. این پروژه‌ها نشان‌دهنده اهمیت همکاری‌های بین‌المللی، مدیریت صحیح زیستگاه‌ها و کاهش تهدیداتی مانند شکار غیرقانونی و رقابت با دیگر گونه‌هاست و بر این نکته تأکید دارند که موفقیت در این زمینه نیازمند رویکردی چندجانبه و پایدار است.

در ایران نیز تجربه‌هایی از بازوحشی‌سازی گونه‌های در معرض تهدید داریم که می‌‌توان به معرفی مجدد گورخر ایرانی به پارک ملی کویر و گوزن زرد ایرانی به پارک‌های ملی دز و کرخه اشاره کرد. در پروژه گورخر ایرانی، این گونه از مناطق حفاظت‌شده‌ای مانند بهرام‌گور و توران به پارک ملی کویر منتقل شد و پس از اسکان اولیه در محیط‌های نیمه‌طبیعی، به‌تدریج در زیستگاه اصلی خود رهاسازی شدند. تصاویر و پایش‌ها نشان می‌‌دهد این گورخرها توانسته‌اند جمعیتی پایدار تشکیل دهند و زادآوری موفقی داشته باشند. به‌همین‌ترتیب، گوزن زرد ایرانی نیز ابتدا در مراکز تکثیری مانند ایلام و باغ شادی یزد پرورش یافت و سپس به زیستگاه‌های تاریخی‌اش در دز و کرخه بازگردانده شد. دوربین‌های تله‌ای در پارک ملی دز تصاویری از شکل‌گیری جمعیتی پایدار از این گونه را پس از سال‌ها غیبت ثبت کرده‌اند، هرچند هنوز گزارش‌های علمی‌ جامعی از موفقیت این پروژه‌ها منتشر نشده است.

پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، واقع در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی، اما رویکردی متفاوت و جامع‌تر دارد. این برنامه که از شهریور ۱۴۰۳ آغاز شده، اولین پروژه در ایران است که تمامی‌ اصول علمی‌ و مدیریتی را به‌طور کامل در نظر گرفته است. ما با بهره‌گیری از تجربه‌های جهانی، انتخاب ژنتیکی برای جلوگیری از هم‌خونی، اسکان نیمه‌طبیعی، پایش ماهواره‌ای رفتار حیوانات و همکاری با جوامع محلی برای کاهش تعارضات را در اولویت قرار داده‌ایم. استفاده از فناوری‌های نوین و طراحی سازوکارهایی برای کنترل تهدیدات انسانی نیز از ویژگی‌های برجسته این پروژه است. بررسی تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌‌دهد موفقیت چنین برنامه‌هایی به سه عامل کلیدی وابسته است: انتخاب زیستگاه‌های مناسب با منابع غذایی و حفاظتی کافی، مدیریت تعاملات انسانی برای جلوگیری از تعارضات، و پایش بلندمدت برای ارزیابی نتایج و رفع چالش‌ها. پروژه ما با در نظر گرفتن این عوامل، نه‌تنها به احیای جمعیت مرال در منطقه کمک می‌‌کند، بلکه می‌‌تواند الگویی برای سایر برنامه‌های حفاظتی در ایران و حتی در سطح جهانی باشد. 

 

تهدیدهای پیش روی این پروژه چیست؟ و برای آن راهکاری دارید؟

پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، مانند هر برنامه حفاظتی دیگری، با تهدیدها و چالش‌هایی روبه‌روست که موفقیت آن را تحت‌تأثیر قرار می‌‌دهند. این تهدیدها از جنبه‌های محیط‌زیستی، رفتاری و مدیریتی قابل‌بررسی هستند، اما ما برای هریک راهکارهایی طراحی کرده‌ایم تا احتمال موفقیت پروژه را به حداکثر برسانیم.

یکی از تهدیدهای اصلی، حضور گوشتخواران بزرگ‌جثه مانند پلنگ ایرانی و خرس قهوه‌ای در محدوده رهاسازی است. این گونه‌ها به‌طور طبیعی در اکوسیستم جنگل هیرکانی حضور دارند و حذف آنها نه ممکن است و نه از نظر حفاظتی مطلوب. چالش دیگر، عدم سازگاری کامل با شرایط طبیعی برای مرال‌هایی است که برای رهاسازی انتخاب شده‌اند. این مرال‌ها طی نسل‌های متوالی در اسارت تکثیر شده‌اند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، که می‌‌تواند آنها را در برابر شکار آسیب‌پذیر کند. همچنین، نپیوستن افراد رهاسازی‌شده به گله‌های وحشی موجود به‌دلایل مختلف که ممکن است برای ما ناشناخته باشد، یکی دیگر از موانع است. برای علفخوارانی مانند مرال، موفقیت بازوحشی‌سازی اغلب به عواملی چون پاکسازی محیط از دشمنان طبیعی، حفاظت در برابر شکار غیرمجاز و همراهی با گله‌های وحشی برای یادگیری رفتارهای طبیعی و مهاجرت‌های فصلی وابسته است. نبود هریک از این شرایط می‌‌تواند پروژه را با خطر شکست مواجه کند.

بااین‌حال، ما برای مقابله با این تهدیدها برنامه‌ریزی دقیقی انجام داده‌ایم. برای مواجهه با گوشتخواران، به‌جای حذف آنها، از رویکرد اسکان نیمه‌طبیعی استفاده می‌‌کنیم. در این روش، مرال‌ها پیش از رهاسازی کامل، در محدوده‌ای محصور اما نزدیک به شرایط طبیعی نگهداری می‌‌شوند تا به‌تدریج با محیط و تهدیدات آن آشنا شوند. بعد از رهاسازی، با پایش ماهواره‌ای نقاط حضور و دوربین‌های تله‌ای، رفتار آنها را زیر نظر داریم و درصورت لزوم، مداخلات حفاظتی محدود انجام می‌‌دهیم تا شانس بقای آنها افزایش یابد. برای رفع مشکل عدم انجام رفتار کاملاً طبیعی مرال‌ها، برنامه‌ای برای آموزش تدریجی آنها طراحی کرده‌ایم که شامل قرار گرفتن در معرض محرک‌های طبیعی و شبیه‌سازی شرایط وحشی و استفاده از تغذیه نیمه‌طبیعی است. این فرایند به آنها کمک می‌‌کند تا غریزه دفاعی خود را تقویت کنند و برای رویارویی با چالش‌های طبیعی آماده شوند.

در مورد دوری از گله‌های وحشی، ما سایت بازوحشی‌سازی را در محلی که قبلتر حضور مرال‌های وحشی در آن به ثبت رسیده است، ایجاد کردیم تا شانس ارتباط و تطابق را بالا ببریم. ما با پایش مداوم و رهاسازی هدفمند مرال‌ها در مناطقی که حضور گله‌های کوچک وحشی ثبت شده است، تلاش می‌‌کنیم این شکاف را پر کنیم. علاوه‌براین، برای حفاظت در برابر شکار غیرمجاز که یکی از تهدیدهای جدی در منطقه است، همکاری نزدیکی با اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران و جوامع محلی داریم. آموزش و جلب مشارکت مردم محلی به‌عنوان حافظان جنگل، همراه با نصب تابلوهای هشدار و افزایش گشت‌های حفاظتی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و آگاهی‌رسانی از جمله اقداماتی است که برای کاهش این تهدید در نظر گرفته‌ایم.

تهدیدات دیگری مانند تعارض با فعالیت‌های انسانی، از جمله گاوداری سنتی، کندوهای عسل و تردد موتورسواران نیز وجود دارد که برای آنها نیز راهکارهایی اندیشیده‌ایم. ما با کمک سازمان‌های مسئول، در حال تنظیم برنامه‌های مدیریت تعارض هستیم که شامل محدود کردن دسترسی غیرمجاز به زیستگاه و تشویق به فعالیت‌های پایدار در منطقه است. درنهایت، موفقیت این پروژه به پایش بلندمدت و انعطاف‌پذیری در برابر چالش‌ها وابسته است. ما با استفاده از فناوری‌های نوین و بهره‌گیری از تجربه‌های جهانی، اطمینان داریم که می‌‌توانیم این تهدیدها را به حداقل برسانیم و با تدوین دستورالعملی برای بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت الگویی موفق برای بازوحشی‌سازی در ایران ارائه دهیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *