حمایت صنایع از کشاورزی در بحران آب، راهی به‌سوی توسعه پایدار یا تهدیدی برای منابع کشور؟

صنعت و کشاورزی، هماهنگی برای آینده

صنایع می‌توانند با خرید مستقیم محصولات کشاورزی و تضمین قیمت، کشاورزان را در شرایط بحرانی حمایت کنند





صنعت و کشاورزی، هماهنگی برای آینده

۱۳ اسفند ۱۴۰۳، ۱۸:۳۶

حمایت صنایع از کشاورزی و مسئولیت اجتماعی صنایع در قبال کشاورزان مسائلی هستند که در سال‌های اخیر در سخنان مسئولین کشور به چشم می‌خورد. اما آیا این حمایت‌ها، به‌ویژه در شرایط بحران منابع آبی، می‌توانند در چارچوب توسعه پایدار کشور جای بگیرند؟ تحلیل‌ها نشان می‌دهد که این حمایت‌ها، اگر به‌درستی طراحی و اجرا نشوند، ممکن است نه‌تنها کمکی به توسعه پایدار نکنند، بلکه منابع طبیعی و اقتصادی کشور را با چالش‌های جدی مواجه سازند.

بسیار دیده می‌شود که مسئولین مسائل و چالش‌های روز کشور را به‌عنوان مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و صنایع معرفی می‌کنند و برآنند که صنایع باید برای رفع این چالش‌ها تلاش کنند. اخیراً در چهارم اسفندماه نیز استاندار مرکزی از لزوم حمایت صنعت از بخش کشاورزی گفت و حمایت از کشاورزان را مسئولیت اجتماعی خواند. او در شورای گفت‌وگوی دولت با بخش خصوصی گفته است: حمایت از کشاورزان و بخش کشاورزی منجر به افزایش تولیدات غذایی، تقویت اقتصاد، ایجاد اشتغال و کاهش وابستگی به واردات در این بخش می‌شود.

به‌گفته «حسین محمودی»، هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی، مسئولان معمولاً در مواجهه با کشاورزان بر لزوم حمایت از آن‌ها تأکید می‌کنند، اما در بسیاری از موارد برنامه خاص و عملیاتی برای این حمایت وجود ندارد. این مسئله به این معنا نیست که نیت یا رویکرد آنها اشتباه است، بلکه گاهی اوقات برنامه‌ریزی دقیق و مشخصی در این زمینه صورت نگرفته است. به همین دلیل، لازم است صحبت‌ها و پیشنهادهای ارائه‌شده به‌صورت شفاف بررسی شوند تا مشخص شود چه اقداماتی می‌توان انجام داد و چه محدودیت‌ها یا خط قرمزهایی وجود دارد. 

 اگرچه حمایت از کشاورزی و کشاورزان کاری شایسته و بایسته است، اما «پیام ما» سعی دارد بررسی کند که آیا واقعاً این وظیفه در دسته مسئولیت‌های اجتماعی شرکت‌ها و صنایع قرار می‌گیرد؟ و اینکه صنایع چگونه می‌توانند از کشاورزی و کشاورزان حمایت کنند؟

 

حمایت از کشاورزی، مسئولیت اجتماعی است؟

در پاسخ به سؤال جایگاه حمایت از کشاورزی در چارچوب مسئولیت اجتماعی صنایع، «هامون طهماسبی»، مشاور حوزه مسئولیت اجتماعی و پایداری، می‌گوید: در‌صورتی‌که پیامدهای فعالیت‌های کسب‌وکار به‌صورت مستقیم بر کشاورزی تأثیر داشته باشد، حمایت از کشاورزی نیز در حیطه مسئولیت اجتماعی آن شرکت قرار می‌گیرد. «به این معنا است که ما کسب‌وکاری داریم، مانند پتروشیمی، که به‌واسطه فرایندهای خود، منابع آب منطقه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ هم از آن استفاده می‌کند و هم ممکن است آن را آلوده کند. این شرایط می‌تواند باعث آسیب به کشاورزی منطقه شود. یا به‌عنوان مثال، یک معدن در نزدیکی روستایی وجود دارد که گردوغبار ناشی از فعالیت‌های معدنی موجب کاهش حاصلخیزی زمین‌های کشاورزی و باغ‌های اطراف می‌شود. در چنین شرایطی، کشاورزی تحت‌تأثیر منفی قرار می‌گیرد. بنابراین، از منظر مسئولیت‌پذیری و مدیریت پیامدهای فعالیت‌های کسب‌وکار، شرکت نه‌تنها موظف است که از کشاورزی حمایت کند، بلکه این کار وظیفه‌ای اخلاقی و اجتماعی است و ضروری است که پیامدهای منفی‌ای که بر کشاورزی گذاشته شده، جبران شود. اما اگر این حمایت خارج از حیطه فعالیت کسب‌وکار باشد و هیچ ارتباط مستقیمی با آن نداشته باشد، مثلاً یک بانک بخواهد از کشاورزی حمایت کند، موضوع بحث‌برانگیز می‌شود.»

بسیاری از صنایع که ارتباط مستقیم با کشاورزی ندارند، قادر به اجرای پروژه‌های مؤثر در این حوزه نیستند و به‌دلیل فقدان تخصص ممکن است تلاش‌های آنها نتایج مثبتی به همراه نداشته باشد.

او البته ورود غیرتخصصی به مسئله کشاورزی را آسیب‌زا می‌داند و می‌گوید: «یکی از جنبه‌های این مسئله این است که شرکت‌هایی که در حوزه کشاورزی تخصص ندارند (مثلاً شرکتی که فعالیتش کاملاً غیرمرتبط با کشاورزی است)، معمولاً در این زمینه دانش و تجربه کافی ندارند. اگر چنین شرکتی بخواهد به پروژه‌ای در حوزه کشاورزی ورود کند، احتمالاً خروجی قابل‌توجهی نخواهد داشت.» او می‌افزاید حمایت از کشاورزان تنها درصورتی اثربخش خواهد بود که فرایند درستی طی شود؛ یعنی مسئله به‌درستی شناسایی شده باشد، همکاران و مشاوران یا مجریان توانمندی در کنار پروژه حضور داشته باشند و پروژه‌ای با اثربخشی بالا تعریف و اجرا شود. اگر این شرایط فراهم شود، می‌توان گفت چنین پروژه‌ای می‌تواند به‌عنوان یک پروژه جانبی خوب در راستای مسئولیت اجتماعی شرکت و برای جامعه محلی مفید باشد.»

 

رابطه متقابل کشاورزی و صنعت

«حسین محمودی»، هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی، اما معتقد است: اگر صنایع بخواهند به کشاورزی کمک کنند، این دو حوزه (کشاورزی و صنایع) الزاماً ارتباط مستقیمی ندارند، اما نوعی رابطه متقابل بین آنها وجود دارد. این رابطه در میزان خرید محصولات یک مزرعه توسط یک شرکت نمود پیدا می‌کند؛ به‌ویژه شرکتی که به آن محصول خام نیاز دارد. او می‌گوید: شرکت‌های صنایع غذایی می‌توانند نقش مهمی در ایجاد شبکه‌ای منسجم برای حمایت از کشاورزان ایفا کنند. برای مثال، در یک منطقه جغرافیایی خاص، کشاورزانی که یک محصول مشابه تولید می‌کنند، می‌توانند تحت‌پوشش یک قرارداد با یک شرکت قرار بگیرند. این شرکت‌ها می‌توانند با کشاورزان قراردادهای میان‌مدت یا بلندمدت (مثلاً پنج‌ساله) ببندند و تضمین کنند که محصولات آنها را با قیمت مناسب خریداری خواهند کرد. در این نوع قراردادها، کشاورز اطمینان دارد که محصولش به فروش خواهد رسید و ضرری متحمل نخواهد شد.

درصورتی‌که صنایع از کشاورزی حمایت کنند، باید روش‌های نوین و متخصصانه را در پیش گیرند تا حمایت‌ها با توجه به چالش‌های اقلیمی، اثرات پایدار داشته باشد

محمودی همچنین تأکید دارد برای حمایت از کشاورزان، نباید تنها به خرید محصولات آنها به قیمت عادلانه اکتفا کرد. او می‌گوید: یکی از مشکلات کشور ما این است که در برخی مواقع محصولات کشاورزی روی دست کشاورزان می‌ماند و به هدر می‌رود. این محصولات می‌توانند در قالب فرآوری و صنایع تبدیلی به محصولات با ارزش‌افزوده تبدیل شوند، مثلاً به‌صورت کنسانتره یا دیگر اقلام فرآوری‌شده. این راهکار یکی از مهمترین و ابتدایی‌ترین اقداماتی است که می‌توان برای حمایت از کشاورزی و کشاورزان انجام داد.

محمودی نیز همچون طهماسبی تأکید دارد مسئولیت اجتماعی یک شرکت باید در قالب مشخصی تعریف شود، چراکه اگر چارچوب مشخصی وجود نداشته باشد، کمک‌ها به‌سمت حوزه‌هایی سوق پیدا می‌کنند که اساساً بی‌ربط هستند و مفهوم واقعی مسئولیت اجتماعی در آنها گم می‌شود.

اگر منظور از حمایت، کمک به کشاورزانی باشد که با انواع ریسک‌ها مواجه هستند، باید به این نکته توجه کرد که این ریسک‌ها قبل از رسیدن محصول به بازار وجود دارند؛ ریسک‌هایی مانند کاهش بارندگی، سرمازدگی ناگهانی، خشکسالی‌های طولانی‌مدت و دیگر مخاطرات اقلیمی. در چنین شرایطی، اگر محصولات بموقع فروخته نشوند یا سامان‌دهی مناسبی برای آنها انجام نشود، کشاورز دچار ضررهای پی‌درپی می‌شود. این مشکلات به‌تدریج جذابیت کشاورزی را به‌عنوان یک حرفه و فرصت سرمایه‌گذاری از بین می‌برد. دقیقاً به همین دلیل است که در کشورهای دیگر، بیمه‌های کارآمد برای کشاورزان وجود دارد. اما در کشور ما، اگرچه بیمه‌هایی برای کشاورزی تعریف شده است، بسیاری از کشاورزان از آن رضایت ندارند، چراکه این بیمه‌ها به‌اندازه کافی از آنها حمایت نمی‌کنند.

محمودی حمایت صنایع از کشاورزی را به دو صورت امکانپذیر می‌داند: نخست، صنایع می‌توانند با توسعه روش‌ها و شیوه‌های نوین کشاورزی، کشاورزی سنتی را به‌سمت روش‌های پیشرفته‌تر سوق دهند؛ مانند استفاده از گلخانه‌های مدرن یا فناوری‌های جدید تولید انبوه که می‌توانند قیمت محصولات را تعدیل کنند و بهره‌وری را افزایش دهند. دوم، صنایع با ایجاد شبکه‌هایی برای خرید مستقیم از کشاورزان و تضمین قیمت منصفانه، به پایداری اقتصادی کشاورزان کمک کنند. او معتقد است درنهایت، هر نوع حمایت باید در چارچوبی مشخص و متناسب با نیازهای واقعی کشاورزی کشور انجام شود تا بتواند تأثیرات مثبت و پایداری به‌همراه داشته باشد.

 

 آب، چالش اصلی کشاورزی

اما مسئله‌ اصلی و بنیادی کشاورزی کشور در حال حاضر مسئله آب است که گاهاً در بحث حمایت صنایع از کشاورزی نیز مطرح می‌شود. چنانکه استاندار مرکزی مهمترین پروژه این استان را انتقال آب از سد کوچری به ساوه خوانده و گفته است: توسعه متوازن و پایدار ساوه با استفاده از بازچرخانی پساب، اجرای شبکه فاضلاب و رعایت مسائل زیست‌محیطی همراه با تأمین آب موردنیاز، تحقق پیدا می‌کند.

یکی از راه‌حلی‌های مطرح‌شده برای تأمین آب، مسئله انتقال آب از مناطق مختلف، به‌ویژه از دریا به مناطق مرکزی کشور است. این موضوع همواره در سیاستگذاری‌های مربوط به مدیریت منابع آبی کشور مطرح بوده است و موافقان و مخالفان بسیاری دارد.

 

انتقال آب، تهدیدی برای منابع

«محمد ارشدی»، عضو شورای راهبردی اندیشکده تدبیر آب ایران، معتقد است انتقال آب از دریا برای کشاورزی، به‌دلیل ارزش پایین اقتصادی این اقدام، بسیار چالش‌برانگیز است. او می‌گوید: «هزینه انتقال آب از دریا بسیار بالا است (حدود ۴ یورو یا ۳۰۰ هزار تومان برای هر مترمکعب) و تولید محصولات کشاورزی با این آب، مگر در موارد خاصی مانند پسته یا زعفران، از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست.»

ارشدی همچنین هشدار می‌دهد هزینه انتقال آب از بودجه عمومی کشور تأمین می‌شود و فشار آن درنهایت به‌شکل تورم بر مردم وارد خواهد شد. به‌گفته او، سیاستگذاری در این حوزه باید به‌گونه‌ای باشد که تأثیر منفی بر امنیت غذایی مردم، به‌ویژه محصولات اساسی مانند سیب‌زمینی و گندم، نداشته باشد.

به‌نظر می‌رسد انتقال آب از دریا برای کشاورزی می‌تواند به تولید محصولات با ارزش‌افزوده بالا کمک کند. اما ارشدی تأکید می‌کند که این موضوع تنها درصورتی قابل‌توجیه است که کشاورزان حاضر باشند هزینه واقعی آب را بپردازند. او توضیح می‌دهد: «محصولاتی مانند سیب‌زمینی که نقش مهمی در سبد غذایی مردم دارند، نمی‌توانند هزینه‌های بالای تأمین آب را جبران کنند. اما محصولاتی مانند پسته، که کالایی لوکس محسوب می‌شوند و تأثیر مستقیمی بر امنیت غذایی کشور ندارند، می‌توانند در بازار جهانی هزینه‌های تأمین آب را پوشش دهند.»

 

بازچرخانی آب، راهکاری برای پایداری 

بازچرخانی آب و استفاده از پساب‌های تصفیه‌شده به‌عنوان جایگزینی برای آب متعارف، یکی از راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت منابع آبی کشور است. «حسین محمودی»، استاد دانشگاه شهید بهشتی، تأکید می‌کند این روش می‌تواند در مدیریت منابع آبی، به‌ویژه برای مصارف غیرشرب، مؤثر باشد. او استفاده از آب‌های خاکستری را برای آبیاری فضای سبز و مصارف صنعتی پیشنهاد می‌دهد، اما هشدار می‌دهد بازچرخانی آب نمی‌تواند آب کشاورزی را تأمین کند.
او همچنین تأکید می‌کند این اقدام باید با توسعه فناوری‌های مرتبط و افزایش ظرفیت تصفیه‌خانه‌ها همراه باشد. به‌گفته او، بازچرخانی آب لزوماً به‌معنای حمایت مستقیم از کشاورزی نیست و باید به‌عنوان بخشی از مدیریت کلان منابع آبی کشور در نظر گرفته شود.

 

ائتلافی برای قفل بر توسعه

ارشدی با اشاره به تلاش صنایع بزرگ و کشاورزان عمده برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از منابع آبی، می‌گوید: این ائتلاف‌ها می‌توانند مانعی برای اصلاحات اساسی در مدیریت منابع آبی کشور باشند. سیاستگذاران باید به‌جای تمرکز بر تأمین آب برای صنایع یا کشاورزی خاص، به بهره‌وری و مدیریت منابع توجه کنند. او همچنین هشدار می‌دهد که تمرکز بر انتقال آب، نه‌تنها به توسعه پایدار کمک نمی‌کند، بلکه به هدررفت منابع حیاتی کشور منجر می‌شود. به‌گفته او، کشور نیازمند یک جراحی بزرگ در حوزه مدیریت منابع آبی است که از صنایع آغاز شده است و به کشاورزی نیز می‌رسد.

درنهایت، نظرات کارشناسان نشان می‌دهد حمایت از کشاورزی بدون برنامه‌ریزی دقیق و شفاف، می‌تواند به بحرانی بزرگتر تبدیل شود. ائتلاف صنایع بزرگ و کشاورزان عمده، در‌حالی‌که ممکن است در کوتاه‌مدت منافعی به‌همراه داشته باشد، می‌تواند اصلاحات اساسی در این حوزه را به تأخیر بیندازد.
لازم است مسئولیت اجتماعی صنایع و سیاستگذاری‌های مرتبط با کشاورزی در چارچوب توسعه پایدار تعریف شوند. تنها با رویکردی مبتنی‌بر دانش و تخصص می‌توان از منابع محدود کشور به‌درستی استفاده کرد و آینده‌ای پایدار برای نسل‌های بعد رقم زد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفت‌وگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

یزد از خط قرمز گرما عبور کرد؛ سهم ۳۰ درصدی تجهیزات سرمایشی و هشدار ایمنی

مدیریت مصرف انرژی و ایمنی در فصل گرما

یزد از خط قرمز گرما عبور کرد؛ سهم ۳۰ درصدی تجهیزات سرمایشی و هشدار ایمنی

مرکز جهانی بر احیای زمین، آب و تاب‌آوری اقلیمی با مشارکت یونسکو

مرکز جهانی بر احیای زمین، آب و تاب‌آوری اقلیمی با مشارکت یونسکو

بایدها و نبایدهای احیای دریاچه ارومیه؛ مدیریت رهاسازی سدها و کاهش کشت محصولات پرآب‌بر

بحران دریاچه ارومیه

بایدها و نبایدهای احیای دریاچه ارومیه؛ مدیریت رهاسازی سدها و کاهش کشت محصولات پرآب‌بر

۱۰ استان درگیر بحران کم‌آبی؛ تهران و مشهد در وضعیت هشدار

 با وجود میانگین بارش نرمال در کشور؛

۱۰ استان درگیر بحران کم‌آبی؛ تهران و مشهد در وضعیت هشدار

از دریاچه تا بیابان؛ اقدامات منطقه‌ای برای مقابله با فروپاشی دریای آرال

گزارش بحران زیست‌محیطی در آسیای مرکزی

از دریاچه تا بیابان؛ اقدامات منطقه‌ای برای مقابله با فروپاشی دریای آرال

باران‌های اخیر تالاب‌های عراق را پس از سال‌ها خشکسالی احیا کرد

بازگشت حیات به تالاب‌های بین‌النهرین

باران‌های اخیر تالاب‌های عراق را پس از سال‌ها خشکسالی احیا کرد

هشدار سازمان محیط زیست درباره پیامدهای زیست‌محیطی تنش‌ها در خلیج فارس

محیط زیست و دیپلماسی

هشدار سازمان محیط زیست درباره پیامدهای زیست‌محیطی تنش‌ها در خلیج فارس

جنگ، لرزه بر پیکره صنایع غذایی انداخت

جنگ، لرزه بر پیکره صنایع غذایی انداخت

گره پسماند در جغرافیای خیس

گره پسماند در جغرافیای خیس