پیش‌دبستانی، آموزش غیررسمی و مزایای آن برای تکامل فکری و اجتماعی کودکان

سکوی پرتاب به مدرسه

مشکلات و چالش‌های متفاوت مربیان در شهرهای بزرگ و کوچک نشان‌دهنده نیازهای مختلف کودکان پیش‌دبستانی و ضرورت آموزش‌های متناسب با شرایط محیطی است





سکوی پرتاب به مدرسه

۱۵ بهمن ۱۴۰۳، ۱۷:۱۹

وجود پیش‌دبستانی، به‌عنوان پلی میان زندگی خانوادگی و تحصیل رسمی، آن‌قدر بدیهی به‌نظر می‌رسد که گویا نیازی نیست درباره چرایی‌اش توضیحی داده شود و می‌توانیم برویم سراغ چگونگی‌اش. اما واقعیت این است که این مقطع تحصیلی پس از سال‌ها سرگردانی بین قوانین و بخش‌نامه‌ها و پاس‌کاری بین سازمان‌های دولتی، از آموزش‌و‌پرورش گرفته تا بهزیستی و اکنون سازمان تعلیم و تربیت، هنوز شرایط مشخصی ندارد و هنوز رسمی و دولتی نیست، یعنی یک کودک شش‌ساله بدون گذراندن دوره پیش‌دبستانی می‌تواند در کلاس اول ثبت‌نام شود. بررسی الزامات قانونی و پیچ‌وخم‌های اداری، خود، مثنوی هفتاد من است. در این یادداشت پای صحبت مربیانی از شهرهای مختلف با شرایط متفاوت زیستی و محیطی نشسته‌ایم که شنیدن هر کدامشان لزوم پیش‌دبستانی را در ذهن هر مخاطب بی‌طرف و بی‌اطلاعی، حتی، قطعی‌تر و واجب‌تر می‌کند.

 

مربی‌های عزیز که تجربه کار با کودکان پیش‌دبستانی و مقاطع مختلف تحصیلی تا کارشناسی ارشد را داشتند، متفق‌القول بودند که رشد کودک در سه حیطه شناختی، عاطفی و حرکتی منوط به آموزش‌های قبل از دبستان است. این آموزش‌ها غیرمستقیم و از طریق بازی، کارگروهی، داستان و امثال این‌ها به‌دست می‌آیند. نام این آموزش‌ها را می‌گذاریم تجربه زیسته؛ یعنی تجربه‌هایی که باید زندگی شوند. با صحبت و متکلم وحده بودن مربی یا اولیای کودک به‌دست نمی‌آیند. شما غراترین سخنرانی را در باب مسخره‌ نکردن یا فواید ورزش یا خوراک سالم برای کودک پنج‌ساله انجام دهید، آیا پس از اتمام سخنرانی، کودک نرمش‌کنان و به قصد درست کردن سالاد کلم به‌سمت یخچال خواهد رفت؟ همان‌قدر که پاسخ این پرسش روشن است، پاسخ به نیازهای اساسی کودک برای نشستن در پایه اول دبستان هم واضح است. از بدو ورود به کلاس تا آموزش حروف الفبا یا اعداد را تصور کنید. کودک باید ابزاری برای درک قوانین کلاس داشته باشد. باید بداند برای ورود به کلاس، اگر در باز است و زنگ کلاس تازه خورده یا کلاس شروع شده و در بسته است، باید رفتار متفاوتی داشته باشد و هرکدام از رفتارها را قبلاً دیده و تمرین کرده باشد. برای تشخیص آوا و حرف آغاز و پایان یک کلمه، برای نگهداری اعداد در ذهن، برای همدلی با همکلاسی‌اش که تغذیه‌اش را فراموش کرده یا زمین خورده، برای تمام جزئیات رفتاری، شناختی و حرکتی که مجموعه آن‌ها می‌شود آموزش و سپس می‌شود سواد؛ کودک باید نمایی، تصویر و خاطره‌ای در ذهن داشته باشد. حالا نام تمام این الزامات و پیش‌فرض‌ها را بگذارید پیش‌دبستانی!

 

یکی از واژه‌های پرتکرار مربی‌هایی که در شهرهای بزرگ کار می‌کنند، اضطراب جدایی است. کودکانی که پیش‌دبستانی را گذرانده‌اند، کلاس اول راحت‌تر به مدرسه می‌آیند، ساده‌تر عدم حضور پدر و مادر را تحمل می‌کنند، در کلاس آرام‌ترند، برای تمام شدن ساعت مدرسه عجله ندارند و روزهای کمتری غایب هستند. آیا با تجربه سال قبل که کودک با آزادی بیشتری در کلاس پیش‌دبستانی حضور یافته و بیشتر بازی کرده و حضور در جمع همسالان را یاد گرفته، آرامش در کلاس یا جدا شدن از پدر و مادر بدیهی به‌نظر نمی‌رسد؟

 

اما مربیانی که در شهرهای کوچک و روستاها با کودکان کار کرده‌اند، مشکل کمتری با اضطراب جدایی یا دیگر مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی دارند. دغدغه آنها بیشتر در زمینه‌های آموزشی است؛ از مهارت‌های کلامی به زبان رسمی گرفته تا مهارت‌های دست‌ورزی و حرکت‌های ریز یا آشنایی با ابزار یا بررسی سلامت چشم و گوش یا غلبه طرفی. کودکان در شهرهای کوچک یا روستاها، هنوز ارتباطات اجتماعی بیشتری تجربه می‌کنند و از این نظر محیط غنی‌تر و سالم‌تری دارند. از طرفی از محرکات شنیداری و دیداری متفاوتی با کودکان ساکن در شهرهای بزرگ برخوردار هستند.

 

اگرچه در عمل نمی‌توان دسته‌بندی مشخصی بین نیازهای کودکان در شهرهای مختلف با شرایط مختلف زیستی انجام داد و همچنان نیازهای کودکان قبل از ورود به دبستان، نیازهای مشابه و مشترکی است. اما تفاوت در تأکیدها در گزارش‌های مربیان در شهرهای مختلف نیز قابل اهمیت و بررسی است.

آموزش‌های پیش‌دبستانی نه‌تنها مهارت‌های بنیادی کودک را تقویت می‌کند، بلکه باعث کاهش اضطراب جدایی و تقویت تعاملات اجتماعی در دوران مدرسه می‌شود. انجمن مربیان اهمیت این مقطع را برجسته می‌کند

اما مبحث مشترکی که در تمام گزارش‌ها و مصاحبه‌ها یکسان بود، مسئله و مهارت مهم «درک مطلب» است. اینکه چگونه درک مطلب ضعیف موجب می‌شود دانش‌آموزان و دانشجویان حتی در حل مسائلی که آموخته‌اند و بلد هستند، ناکام بمانند. نتایج آزمون‌های تیمز و پرلز نیز این گزارش را تأیید می‌کند. فردی که نمی‌تواند یک متن را خوب بخواند و تجزیه و تحلیل کند، آن متن را متوجه نمی‌شود؛ خواه تعریف یک مفهوم در درس علوم باشد یا صورت مسئله ریاضی. سوءفهم‌ها، نتایج اشتباه، ناتوانی در حل مسئله ریاضی، فیزیک، شیمی یا حفظ و به‌خاطرسپاری و درک مفاهیم درس‌هایی مانند فارسی، علوم، تاریخ و جغرافیا و…، همه به‌دلیل ضعف در مهارت «درک مطلب» است.

 

حتی بعضی مشکلات در روابط بین‌فردی و گروه همسالان، به مهارت درک مطلب ربط مستقیم و غیرمستقیم دارند. وقتی کودکی مهارت خوب شنیدن (به‌عنوان پیش‌نیاز درک مطلب شنیداری) را تمرین نکرده باشد و باعجله بخواهد جواب دوستش را بدهد، معمولاً در قضاوت دچار اشتباه شده و این شروع سوءتفاهم و تعارض و دعوا است. «درک مطلب» چه در مواجهه با متن یا گفت‌وگو و هر نوع ارتباطی با دیگری، تعیین کننده میزان فهم، عمق درک و ایجاد رابطه، پیوند و شبکه بین آموخته‌ها و دانسته‌های قبلی با اطلاعات جدید است.

 

این مهم، که به‌نوعی جمع‌بندی و حاصل دیگر مهارت‌های شناختی و عاطفی است، کجا، چه زمانی و توسط چه مهارت‌های بنیادینی، پایه‌ریزی می‌شود؟ بله در پیش‌دبستانی.

 

وقتی کودکی داستانی می‌شنود و بین اطلاعات اولیه داستان پیوند برقرار می‌کند و نتیجه داستان را حدس می‌زند یا تغییر می‌دهد، درک مطلبش تقویت شده است. وقتی داستان را حفظ می‌کند یعنی روابط علی و معلولی داستان را درک کرده و آنها را به‌خاطر سپرده است و می‌تواند در آینده، همان روابط را بین موارد دیگر تشخیص دهد. وقتی کودک بازی آزاد می‌کند، از همان آموخته‌های قبلی در داستانی که دیروز شنیده استفاده می‌کند؛ نقش پدر را امروز جور دیگری بازی می‌کند، مثلاً شغل جدیدی که در قصه شنیده و برایش جالب بوده، انتخاب می‌کند یا رفتاری که خرگوش داستان برای حل مسئله‌اش استفاده کرده است. صدها مثال از همین جزئیات و از هر فعالیت به‌ظاهر معمولی در پیش‌دبستانی وجود دارد که هریک، بخشی از نیازهای آموزشی کودک در پایه اول تا بالاترین مقاطع تحصیلی را پوشش می‌دهد. فعالیت‌هایی برای ایجاد و حفظ تمرکز و توجه، انواع فعالیت‌های حرکتی، از دویدن و پریدن گرفته تا کار با قیچی و پاره کردن کاغذ با دست یا خمیربازی و امثال اینها، آشنایی با تقویم، فصل‌ها، روزها و انواع واحد‌های زمانی، آشنایی با اماکن، مشاغل، حیوانات، گیاهان و …، همه، اجزای تشکیل‌دهنده آموزش‌های غیررسمی پیش‌دبستانی هستند.

 

این کلیات که بسیار محدود و ناقص مطرح شد، گوشه‌ای از نیازهای آموزشی یک کودک سالم و متوسط است. کودکان زیادی با نیازهای ویژه وجود دارند که برخوردار بودن از تجربیات پیش‌دبستانی برایشان تعیین‌کننده مسیر تحصیلی‌شان است. بسیاری از این کودکان به‌دلیل عدم پذیرش در مراکز خصوصی و غیردولتی یا عدم اطلاع خانواده از اهمیت دوره پیش‌دبستانی یا فرار و عدم پذیرش خانواده نسبت به باور مشکل یا نیاز کودکشان موجب می‌شود این بچه‌ها پس از رد شدن در سنجش کلاس اول، در خانه بمانند یا با تأخیر پذیرش شوند و در مواردی درنهایت از ادامه تحصیل بازبمانند. عواقب اجتماعی، خانوادگی و فردی عدم تحصیل این گروه از کودکان و عموم کودکان به‌درستی بررسی نشده که اگر شده بود، محال بود مسئولان و سیاستگذاران از کنار این مسئله مهم با تأثیرگذاری طولانی‌مدت به‌آسانی بگذرند.

 

موارد دیگری در گزارش مربیان عزیز از شهرها و روستاهای مختلف وجود دارد که هرکدام، به‌طور جدی و جداگانه، قابل توجه هستند؛ اما برای حفظ اختصار و عدم پراکندگی مطلب، فقط یک مورد را در پایان یادداشت یادآوری می‌کنم و آن تنها بودن و تنها ماندن مراکز پیش‌دبستانی است که طی نوسانات مختلف قوانین، هرسال دریغ از پارسال، کم‌لطفی عجیب مراجع قانونی را با انگیزه‌های درونی و شخصی خود جبران می‌کنند. البته این انرژی‌های فردی و گروهی هرگز پاسخگوی نیاز کودکان، در سراسر کشور نیست و ما و مربیان فعال و معلم‌های تمام پایه‌ها (به‌ویژه دبستان)، همچنان چشم‌به‌راه الزامات قانونی برای همگانی شدن آموزش‌های پیش‌دبستانی هستیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه