مستندی درباره‌ شکستن حصارهای سنتی در کشتی‌گیری زنان

هزار زن، هزار امید





هزار زن، هزار امید

۱۴ دی ۱۴۰۳، ۲۱:۰۸

تا به حال زنی را در حال کشتی گرفتن دیده‌اید؟ یا این پرسش از ذهنتان گذشته که آیا زنان «می‌توانند» مانند مردان کشتی بگیرند؟ مستند «هزار زن» روایتی است از همین موضوع که زنان می‌توانند مانند مردان کشتی بگیرند، اما اسیر سنتی شده‌اند که جایی برای حضور زنان باقی نمی‌گذارد. مانند جمله‌ای که یکی از شخصیت‌های این روایت رو به دوربین می‌گوید کشتی‌گیری در ایران مانند یک قلعه شده است که فقط عده‌ای در آن حضور دارند و عبور از آن از قلعه الموت هم سخت‌تر است. جلسه نمایش این مستند به همت مدرسه تردید و خانه آشنا روز چهاردهم دی‌ماه در خانه آشنا برگزار شد و «مژگان ایلانلو»، کارگردان این مستند، و «اردشیر منصوری»، مدرس فلسفه، درباره آن صحبت کردند.

ایلانلو روایت ساخت این مستند را این‌طور شرح داد: «در دهه ۹۰ یکی از همکاران تهیه‌کننده گفت یک سالن کشتی هست که زنان در آن کشتی می‌گیرند، اما به مردان اجازه ورود نمی‌دهند. صرفاً به‌عنوان کنجکاوی به آنجا رفتم. اما چنان دچار این فضا شدم که نتوانستم رهایشان کنم.»
او ادامه داد: «آن زمان «رسول خادم» رئیس فدراسیون کشتی بود. متوجه شدم فدراسیون جهانی کشتی، ایران را مجبور کرده بود این بخش را راه بیندازد و اگر چنین کاری را انجام ندهد، از فدراسیون جهانی کشتی حذف می‌شود.»
ایلانلو اشاره کرد بعد از شروع این کار، «هزار زن» برای ثبت‌نام اعلام آمادگی کردند و عنوان فیلم از همین موضوع گرفته شده است: «به‌محض اینکه این زنان در اولین مسابقه کشتی شرکت کردند و قهرمان شدند، قرار بود پله‌های بعدی را طی کنند؛ اما آن زمان مسئله کشتی با اسرائیل پیش آمد و خادم استعفا کرد.»

مستند، آغازگر یک پرسش درباره یک حق بنیادین است
منصوری پس از نمایش این مستند صحبت‌های خود را با یک جمله از «هگل» آغاز کرد: «جغد مینِروا در شفق بال می‌گشاید؛ مینروا الهه شعر و استراتژی و جنگ دفاعی در یونان باستان است که از جنس زن است. زمانی «۱۹۴۸» به‌مثابه منشور اعلام برابری حق بشر نوشته شد که آشویتس و هیروشیما اتفاق افتاد؛ نه در اوج آرامش. در خود آمریکا دوره برابری حق مرد و زن پس از جنگ ویتنام است. استعاره جغد مینروا در ادبیات هگل، استعاره فیلسوفانی است که در زمانه فاجعه و تاریکی مرزها پرواز می‌کنند. مستند «هزار زن» توانسته یکی از بصیرت‌های جغد مینروا را بازتاب دهد.»
این مدرس فلسفه به هرم مازلو اشاره کرد که در پایین‌ترین بخش آن امنیت و معیشت قرار دارد و خودشکوفایی برای طبقات بالاتر است: «به این معنا که مردم هم مدام به یکدیگر تذکر می‌دهند که آیا الان مسئله ما کشتی زنان است؟ جامعه‌ای که خودش را مدام در کف هرم مازلو نگه می‌دارد، جامعه نگون‌بختی است که مدام به یکدیگر یادآوری می‌کنند فقط امنیت اولویت دارد. اما جامعه‌‌ای شکوفا است که بتواند دغدغه امنیت و معیشت را به‌تدریج پشت سر بگذارد.»
منصوری این پرسش را مطرح کرد که آیا می‌توان «هزار زن» را یک فیلم فمینیستی تلقی کرد: «فیلم «هزار زن» را من این‌طور می‌فهمم که مهم نیست من، به عنوان مرد، از کشتی خوشم می‌آید یا نه. مهم این است که زن است که باید بگوید خوشش می‌آید یا نه. اما اینکه مردان تصمیم بگیرند برای زنان چه چیز درست است یا خیر، انگار این چنین القا شده که تعیین سرنوشت کار هر کسی نیست.»
او همچنین به این موضوع اشاره کرد که عده‌ای معتقدند این ورزش برای فیزیولوژی زنان مناسب نیست: «همین موضوع درباره کاراته و تکواندو هم ممکن است مطرح شود که ورزش‌هایی وارداتی هستند؛ اما تفاوت اینجاست که ممنوعیت تاریخی ندارند، ولی در کشتی انگار زور برای مردان است. درواقع، نگاه به کشتی زنان این است که یک جسم ضعیفه می‌خواهد یک زیبای قوی باشد.»
به‌گفته منصوری، بنابراین «هزار زن» آغازگر یک پرسش ناظر بر یک «حق بنیادین» است.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *