نگاهی به سرگذشت و اهمیت حفظ هنر قلمکار اصفهان در گفت‌وگو با «محمد عطریان»

پارچه‌های قلمکار، روایتگر تاریخ

چالش‌های صنعت قلمکار با کاهش گردشگری و صادرات مواجه شده است، اما توجه به بازارهای جهانی و معرفی محصولات به‌عنوان میراث‌فرهنگی، می‌تواند به رونق آن کمک کند





پارچه‌های قلمکار، روایتگر تاریخ

۲۸ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۲۶

در دل تاریخ فرهنگ ایران، اصفهان همواره جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است؛ شهری که با هنرهای دستی‌اش شناخته می‌شود و در میان این هنرها، «قلمکار» همیشه درخشیده است. این هنر اصیل، به‌عنوان نمادی از ذوق و دقت ایرانی، نه‌تنها تاریخ کهن اصفهان بلکه جان‌مایه فرهنگ و سنت‌های آن شهر را به دوش می‌کشد. خانواده عطریان، با چند صد سال سابقه در هنر قلمکار، نه‌تنها میراث‌دار این هنر سنتی هستند بلکه به‌نوعی حافظ اصالت و کیفیت قلمکار اصفهان به‌شمار می‌روند. در گفت‌وگوی «پیام ما» با استاد «محمد عطریان» وارث این میراث گرانبها و فرزند هنرمند نام‌آور قلمکار اصفهان، مرحوم استاد «حاج نصرالله عطریان»، به بازخوانی تاریخچه این هنر و فرازونشیب‌هایی که این خاندان در طول سال‌ها تجربه کرده است، پرداخته‌ایم. آنچه در این مصاحبه می‌خوانید، نه‌تنها از سرگذشت هنری یک خانواده بلکه از عشق و تعهد به حفظ هنر ایرانی سخن می‌گوید.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید چند سال است که در این حرفه فعالیت می‌کنید؟

محمد عطریان هستم. حدود ۲۵ سال است که در این حرفه مشغول هستیم. از همان دوران کودکی، زمانی‌که پدر مرحومم در قید حیات بودند، در کارگاه ایشان حضور داشتم و در کنار استادان کارآموزی می‌کردم. پس از ایشان نیز این هنر و شغل را به‌عنوان حرفه آبا و اجدادی ادامه دادیم.

 

خانواده شما یکی از قدیمی‌ترین قلمکارهای شهر اصفهان هستند. درباره تاریخچه و قدمت کارگاه خانودگی‌تان توضیح دهید.

پدر من در سن پنج‌سالگی، پدرشان را از دست می‌دهند و در سن هفت‌سالگی به این حرفه روی می‌آورند که شغل اجدادی ما بوده است. ایشان زیر نظر استاد «حیدرعلی عطریان»، عموی خود، این هنر را فرا می‌گیرند. در سن ۱سالگی به‌طور مستقل کارگاه خود را تأسیس می‌کنند که این اتفاق حدود سال ۱۳۳۰ رخ داد. سپس در دهه ۱۳۴۰ مغازه‌ای در بازار اصفهان خریداری می‌کنند و این مکان به مرکز اصلی فعالیت و خریدوفروش پارچه‌های قلمکار تبدیل می‌شود.

 

پیشینه این کارگاه به چه دوره‌ای بازمی‌گردد و چه چالش‌هایی طی این سال‌ها برای این کارگاه پیش آمده است؟

این هنر در خانواده ما از دوره‌های پیش از جنگ جهانی دوم جریان داشته است. استاد «اسدالله عطریان»، پدربزرگ من، در آن زمان در یک کارگاه تولیدی صنایع‌دستی فعالیت می‌کردند. این کارگاه محصولات مختلفی مثل پارچه قلمکار، قلم‌زنی، مینیاتور و زری‌بافی تولید می‌کرد که به کشورهای اروپایی، از جمله آلمان، صادر می‌شد. متأسفانه بعد از جنگ جهانی دوم و شرایط سخت اقتصادی ایران، این هنر دچار رکود شد و کارگاه‌ها تعطیل شدند و بعد از این دوران، کارگاه‌های پارچه قلمکار آرام‌آرام تولید خود را شروع کردند که خانواده ما بعد از دهه ۱۳۵۰ دوباره به رونق و شکوفایی تولید بازگشتند. در آن دوران، به‌خصوص پیش از انقلاب، استقبال توریست‌ها و به‌ویژه گردشگران آمریکایی باعث رونق دوباره صنایع‌دستی اصفهان شد.

 

هنر قلمکار در دوره معاصر چه فرازونشیب‌هایی را تجربه کرده است؟

پس از جنگ جهانی دوم، صنعت قلمکار و صنایع‌دستی اصفهان دچار رکود شد. بعد از انقلاب و در دوران جنگ تحمیلی نیز این رکود ادامه داشت. اما در دوران سازندگی و به‌ویژه در دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، تولیدات ما دوباره رونق گرفت. اوج شکوفایی این هنر به دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی بازمی‌گردد. اما از سال ۱۳۸۸ به‌بعد، به‌تدریج افولی در بازار صنایع‌دستی اصفهان مشاهده شد.

 

از لحاظ تکنیکی، هنر قلمکار در سال‌های اخیر دچار چه تغییراتی شده است؟

از نظر تکنیکی، کارگاه‌های قدیمی نظم و انسجام خاصی داشتند. تمامی فرآیندها به‌طور مشخص توسط افراد متخصص انجام می‌شد. در آن زمان خبری از کامپیوتر نبود و تمامی طرح‌های قالب نقوش پارچه قلمکار با دست کشیده و رنگ‌آمیزی می‌شد. اصالت هر کارگاه به طرح‌های منحصربه‌فردش و کیفیت بالای رنگ‌های گیاهی‌اش بستگی داشت. هنر اصلی قلمکار کارگاه ما، در کیفیت ساخت، ظرافت طرح‌ها و ماندگاری بالای رنگ‌ها بوده است.

 

نقش خانواده و اعضای فامیل در این هنر چه بوده است؟

پارچه قلمکار از مرحله برش اولیه تا ریشه‌تابی، به همکاری اعضای خانواده نیاز داشت. پارچه‌های خام در متراژ بالا وارد خانه می‌شدند و پس از برش در اندازه‌های استاندارد، به مرحله ریشه‌تابی می‌رسیدند. این کار را معمولاً زنان خانواده، از جمله مادرم، مادربزرگم، عمه‌ها و خاله‌ها، در خانه انجام می‌دادند. در دوران نوجوانی، من و برادرم مسئول پخش پارچه‌ها میان خانواده، همسایه‌ها و محله بودیم. بعد از یک هفته دوباره پارچه‌های آماده را جمع‌آوری و به کارگاه می‌بردیم.

 

به همین دلیل، تقریباً تمام اعضای خانواده و فامیل درگیر این هنر بودند. در خانه ما بدون استثنا، همه‌چیز از سفره نان گرفته تا پرده‌ها، روتختی‌ها و حتی لباس‌ها از پارچه قلمکار بود. یکی از ویژگی‌های مهم پارچه‌های قلمکار، استفاده از الیاف صددرصد پنبه‌ای است که هیچ‌گونه مواد مصنوعی مانند نایلون در آن وجود ندارد. این پارچه‌ها خاصیت طبیعی دارند؛ در زمستان گرم و در تابستان خنک هستند و برای مصارف مختلف مثل لباس، پرده، سفره و رو‌انداز استفاده می‌شوند.

 

به‌نظر می‌رسد که پدر شما، نقش مهمی در جذب جوانان به این هنر داشته‌اند. علت این تأثیرگذاری چه بوده است؟

بله، پدرم به‌طور خاص شخصیت بسیار جذابی داشتند. علاوه‌بر ذوق هنری، ایشان شاعر و خوش‌سخن بودند و در مهمانی‌ها و محافل خانوادگی همیشه سخنگوی مجلس بودند. اخلاق نیک، کردار و گفتار درست ایشان باعث می‌شد همه، به‌خصوص جوانان، شیفته شخصیتشان شوند.

 

پدر و عموهایم از دوران کودکی سختی‌های زیادی کشیدند، چون پدر خودشان را خیلی زود از دست دادند و برای امرار معاش مجبور بودند کار کنند. این خودساختگی باعث شده بود که وقتی به موفقیت رسیدند، سعی کنند دست دیگران را هم بگیرند. در تابستان‌ها، کارگاه پدرم همیشه پر از نوجوانان و جوانان فامیل بود که برای یادگیری هنر قلمکار به آنجا می‌آمدند. تعداد شاگردها و کارگرها به‌حدی بود که ما حتی یک آشپز مخصوص داشتیم که ناهار همه را آماده کند.

 

محیط کارگاه نه‌تنها محلی برای کار بود بلکه خاطرات زیادی برای جوانان ساخت و باعث شد آنها در کنار یادگیری هنر، با بازار و صنعت آشنا شوند. اکثر این افراد بعداً جذب بازار کار شدند، هرچند بیشترشان در رشته‌های مرتبط مثل فرش فعالیت کردند. اما تنها کسی که در رشته قلمکار ماند و چراغ این هنر را روشن نگه داشت، پدرم بود.

 

چه چیزی باعث می‌شد پدر شما اینقدر به هنر قلمکار علاقه داشته باشند و در حفظ آن تلاش کنند؟

 

علاقه پدرم به هنر قلمکار فراتر از میراث خانوادگی بود. ایشان واقعاً به این کار عشق می‌ورزیدند. علاوه‌براین، شهرتی که خاندان ما به‌عنوان تولیدکننده‌های باکیفیت و اصیل قلمکار داشت، برای پدرم مسئولیتی بزرگ بود

علاقه پدرم به هنر قلمکار فراتر از میراث خانوادگی بود. ایشان واقعاً به این کار عشق می‌ورزیدند. علاوه‌براین، شهرتی که خاندان ما به‌عنوان تولیدکننده‌های باکیفیت و اصیل قلمکار داشت، برای پدرم مسئولیتی بزرگ بود. او همیشه سعی می‌کرد این شهرت را حفظ کند و کارهایی تولید کند که از نظر کیفیت و اصالت، در بالاترین سطح باشند.

 

یادم است وقتی تولیدات کارگاه‌های دیگر را می‌دیدیم و با کارهای خودمان مقایسه می‌کردیم، تفاوت کاملاً مشهود بود. مثلاً اگر در چاپ قالب کسی یک اشتباه کوچک می‌کرد یا رنگ به‌درستی منتقل نمی‌شد، کیفیت کار نهایی به‌شدت افت می‌کرد. حتی تا کردن پارچه‌ها نیاز به دقت و حوصله داشت تا کار به‌شکلی مرتب و آراسته به بازار عرضه شود. وقتی برای سفارشات زیاد کارها را به کارگاه‌های دیگر می‌سپردیم، همیشه مجبور بودیم آن‌ها را بازبینی و اصلاح کنیم؛ چون آن دقت و ظرافتی که ما رعایت می‌کردیم در کارهای دیگر دیده نمی‌شد.

علاقه پدرم به هنر قلمکار فراتر از میراث خانوادگی بود. ایشان واقعاً به این کار عشق می‌ورزیدند. علاوه‌براین، شهرتی که خاندان ما به‌عنوان تولیدکننده‌های باکیفیت و اصیل قلمکار داشت، برای پدرم مسئولیتی بزرگ بود

پدرم همیشه سعی می‌کرد تجربیات خود را به دیگران منتقل کند. این هنر فقط یک کار نبود بلکه میراث فرهنگی و تاریخی ما بود. به همین دلیل بود که پدرم تلاش می‌کرد تولیداتش همیشه در بالاترین کیفیت باشد و باعث افتخار قلمکار اصفهان شود. امروز هم اگر هنر قلمکار به شکوفایی رسیده است و کارگاه‌های زیادی از این هنر پیروی می‌کنند، همه اینها مدیون اساتیدی همچون پدرم هستند؛ حتی کارگاه‌هایی که پدرم مستقیماً در آنها نقشی نداشتند، می‌گویند که خیلی از تجربیاتشان را از ایشان یاد گرفته‌اند.

 

در حال حاضر، بزرگترین چالش هنر پارچه قلمکار چیست؟

یکی از بزرگترین مشکلات، کاهش صادرات و گردشگری خارجی است. از زمان کرونا، تعداد گردشگران خارجی به ایران کاهش یافته و این تأثیر مستقیمی بر فروش و رونق تولیدات قلمکار گذاشته است. به‌نظر من، برای بازگشت به اوج، نیازمند حمایت‌های دولتی و برنامه‌ریزی دقیق در عرصه جهانی هستیم.

 

اگر پدرتان در حال حاضر زنده بودند، به‌نظر شما چه راهکارهایی برای برون‌رفت از وضعیت فعلی پیشنهاد می‌دادند؟

ایشان همیشه به اهمیت صادرات و گردشگری در رونق صنعت قلمکار تأکید داشتند. در گذشته، توریست‌ها و گردشگران خارجی نقش بسیار بزرگی در رونق فروش محصولات داشتند و حتی پولی که از توریست‌ها به‌دست می‌آوردیم، بیشتر از پولی بود که از مشتریان داخلی می‌گرفتیم. زمانی بود که به‌دلیل علاقه گردشگران، سفارش‌ها برای ماه‌ها پیش‌فروش می‌رفت و فروش ما تضمین شده بود. پدرم به‌خوبی می‌دانست که برای موفقیت، باید به شناخت جهانی دست یابیم و پارچه‌های قلمکار به‌عنوان یک محصول معتبر و اصیل شناخته شوند. به‌نظر من، ایشان قطعاً امروز هم همان حرف‌ها را می‌زدند: باید روی صادرات تمرکز بیشتری داشته باشیم و از تمام ظرفیت‌های گردشگری و بازار جهانی بهره‌برداری کنیم.

 

شما آخرین فرد از خاندان عطریان هستید که این کار را ادامه می‌دهید. چه برنامه‌ای برای حفظ و گسترش این هنر در آینده دارید؟

ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم که هنر قلمکار را به‌روز کنیم و آن را با سلیقه و نیازهای روز جامعه تطبیق دهیم. مثلاً سایزها و رنگ‌های جدیدی را به محصولات قلمکار اضافه کرده‌ایم که بیشتر با سلیقه و نیازهای جوانان هم‌خوانی داشته باشد. همچنین، یکی از برنامه‌های ما ورود به عرصه تولید لباس‌های قلمکاری است که از همان اصالت و کیفیت پارچه‌های قلمکار برخوردار باشد. ما امیدواریم با این ابتکارات، جوانان و نسل‌های جدید علاقه‌مند به این هنر شوند و آن را در زندگی روزمره خود استفاده کنند.

 

اگر کارگاه شما تعطیل شود، چه چیزی از هنر قلمکار از دست می‌رود؟

قطعاً یکی از آثار منفی آن از دست رفتن بخشی از اصالت و تاریخ هنر قلمکار اصفهان خواهد بود. البته باید گفت که هنر قلمکار اصفهان به‌طور کلی نخواهد مرد، چون اساتید بزرگ دیگری وجود دارند که هنوز در حال تولید آثار زیبا هستند. اما اگر کارگاه‌های مشابه ما تعطیل شوند، بدون شک قسمتی از هویت و تاریخ صنعت قلمکار از بین می‌رود. بنابراین، هدف ما این است که این چراغ را روشن نگه داریم و تا جایی که ممکن است این هنر را به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

کارگاه قلمکار عطریان در زمان قاجار

کارگاه قلمکار عطریان در زمان قاجار

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ