درباره رشد اقتصادی بی‌پایان و پیامدهای آن برای آینده بشر و زمین

چرا داووس‌نشینان از رشد اقتصادی فراری‌اند؟

در اجلاس داووس ۲۰۲۲، گروهی از میلیونرهای جهانی اعلام کردند به‌جای تقویت رشد اقتصادی مبتنی‌بر مصرف بی‌رویه، باید مالیات‌ بیشتری پرداخت کنند تا از اثرات منفی رشد اقتصادی جلوگیری کنند





چرا داووس‌نشینان از رشد اقتصادی فراری‌اند؟

۲۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۷

«از ما مالیات بگیرید.» این مطلبی بود که برخی از میلیونرهای سرشناس جهان در اجلاس داووس در سال ۲۰۲۲ مطرح کردند. هیچ بازی و تعارفی در کار نبود. آنها واقعاً احساس خطر کرده بودند. شست‌شان خبردار شده بود که این شکاف عظیم طبقاتی همه اندوخته­‌هایشان را خواهد بلعید و اثری از ثروت و مکنتشان به‌جای نخواهد ماند. اما مسئله فقط این نبود. چون پلیس و نیروهای نظامی‌­شان همواره با تمهیدات جسورانه از اموال عزیزشان مراقبت خواهند کرد. مسئله اساسی این بود که داووسی­‌های عزیزمان نفسشان هم گرفته بود و هوایی برای تنفس پیدا نمی­‌کردند. حتی آنها هم از رشد اقتصادی مبتنی‌بر مصرف بی‌رویه به ستوه آمده بودند؛ رشدی که گریبان آسمان و زمین را هم گرفته است و دیگر رمقی برای محیط‌زیست و حیات‌وحش باقی نگذاشته است.

برای رشد بیشتر باید مصرف کرد باید سوژه­‌هایی تربیت کرد، یا بهتر است بگوییم باید سوژه‌­هایی خلق کرد که مصرف‌کردن اساسی­‌ترین کاری باشد که می‌­کنند. شاید باور نکنید، اما برخی از بزرگان اقتصاد آزاد مثل «میلتون فریدمن»، اقتصاددان بزرگ آمریکایی، ایده پول‌پاشی را مطرح می‌­کنند. یعنی پول را مثل باران بر سر مردم بریزیم تا هیچ‌وقت دست از خرید کردن برندارند. امروز تقریباً همه در حال خرید و مصرفیم، مدام در زرق‌وبرق ابرفروشگاه‌ها و مراکز خرید پرسه می‌­زنیم، خرید می‌­کنیم؛ حتی اگر پولی در بساط نداشته باشیم هم برای لحظه­‌ای فارغ شدن از هوای کثیف بیرون به هوای متبوع فروشگاه پناه می­‌بریم و رؤیای خرید را در سرهای سودایی‌مان می‌پروریم تا دوباره وامی، حقوقی چیزی به جیب‌­های خالی‌مان سرازیر شود و آنگاه دوباره می‌خریم، از الزامات زندگی بگیرید تا خنزرپنزرهای بنجل و به‌دردنخور پاساژ یخ‌زده پروانه. چرا؟ چون ما انسان خریدکننده‌ایم. بله حتی همین­جا که رشد اقتصادی مفهومی بیگانه به‌نظر می‌­آید، بدون اینکه بخواهیم در حال سگ‌دو زدن برای رشد اقتصاد جهانی و همواره در حال خریدیم. درواقع، چیزی دیگری جز مصرف‌ کردن خودمان باقی نمانده است. محیط‌زیست دود و خشکی گرفته‌­مان گواه اسارتی است که در چرخه مصرف و رشد درگیرش هستیم. داووسی­‌های پول‌دار شیک‌­پوشمان اما زودتر از ما بیدار شدند. آنها می­‌خواهند مالیات‌­ گزاف بدهند که کمی نفس بگیرند. جریان چیست؟

 

رشد اقتصادی سرشت اقتصاد مبتنی‌بر عرضه یا اقتصاد بازار است. در این رویکرد همه‌چیز با شاخص­‌های رشد سنجیده می‌­شود. هر چقدر اعداد این شاخص­‌ها بالاتر باشند، کارگزاران سرمایه­‌داری که دلباختگان این رویه هستند، خوشحال­‌تر خواهند شد. اما همین رشد که ممکن است حتی از نظر ما که همواره در فشارهای اقتصادی به‌سر برده‌­ایم، امری بسیار خوشایند باشد، در پس پشت خود بحران­‌هایی به همراه دارد که نمود انکارناپذیرش را می‌­توان در وضعیت اسف‌بار محیط‌زیست و اوضاع نابسامانش دید. اسف‌بارتر اینکه کشورهایی که در این رقابت نفس‌گیر سهم و نقشی ندارند؛ حتی بیشتر از قهرمانان همیشه این مسابقه آسیب می­‌بینند و به‌خاطر همین آسیب است که فکر می‌­کنند با تغییر رویه و حتی زور آوردن به رگ‌وپی فرهنگ و اقتصاد خود هرطورشده شبیه بازیگران گردن‌کلفت اقتصاد جهانی شوند، حتی در ظاهری پوشالی. اما کافی است صبح زود یک روز زمستانی مجبور باشید از تاکسی، مترو یا اتوبوس‌­های شهری استفاده کنید. مه غلیظ مثل یک روح نفرینی و ناآرام شهر را بلعیده است و سرمای خشک و استخوان‌سوز سطح رنگ‌ورورفته خیابان را برداشته است. فضاهای سبز بی‌حال و بی‌رمق از تنفس این‌همه دود و باغ و بوستان‌­های لاجانِ بی­‌حالِ تک‌افتاده کنار اتوبان‌های عربده‌­کش هر روز آب می‌­روند و به‌جایشان دفتر و دستکی در جهت تقویت رشد اقتصادی، برای بزک همان توهمی که سردمداران به‌دنبالش هستند، سر سیمانی از خاک خسته بیرون می‌­آورد. اینجا از اعداد عزیز و فربه خبری نیست. اینجا همه‌چیز لاغر است و کسی فرصت نمی‌­کند از این هیاهوی سرمازده چیزی بپرسد. همه باید زودتر به کارشان برسند. عطش رشد طوری اوضاع را تدبیر می‌­کند که همه در پی جبران کم‌کاری‌ها و کمبودها هستیم و همیشه برای ادامه چیزی کم داریم؛ حتی برای ادامه این روال تکراری هر روز. اما باور کنید مسئله اصلاً کمبود نیست. واقعاً کمبودی وجود ندارد. به‌قول «توماس کوران» در کتاب «تله کمال‌گرایی»، «مسئله حفاظت از این کمبود است». من معتقدم مسئله نه حفاظت بلکه ایجاد توهم کمبود است «تا اقتصاد بتواند به رشد خود ادامه دهد.» کوران اشاره می­‌کند که «ما طوری درباره اقتصاد حرف می‌­زنیم که انگار موجودی زنده است» و احتیاج به رسیدگی و حتی صبوری و مهربانی دارد. خنده‌‌­دار نیست؟!

اقتصاد باید فضایی فراهم کند که همه ما به‌عنوان صاحبان این دانش بتوانیم زندگی بهتری تجربه کنیم. ولی اکنون انگار این ماییم که وجود نداریم و اگر هستیم باید خودمان را در راه تحقق اهداف اقتصادی قربانی کنیم. باید همیشه برای نوسان‌­های ناگزیر آماده باشیم یا چاره‌­ای بیندیشیم که از مسابقه رشد عقب نمانیم

اقتصاد باید فضایی فراهم کند که همه ما به‌عنوان صاحبان این دانش بتوانیم زندگی بهتری تجربه کنیم. ولی اکنون انگار این ماییم که وجود نداریم و اگر هستیم باید خودمان را در راه تحقق اهداف اقتصادی قربانی کنیم. باید همیشه برای نوسان‌­های ناگزیر آماده باشیم یا چاره‌­ای بیندیشیم که از مسابقه رشد عقب نمانیم. انگار اصلاً وجود نداریم که باور کنیم فارغ از این جریان رسمی به‌اصطلاح بدیهیِ امروز، امکان‌­های دیگری هم هست که می‌­توان با به‌کار گرفتنشان شرایط انسانی­‌تری را تجربه کرد. به باور بسیاری از متخصصان اگر رشد اقتصادی با همین روال ادامه پیدا کند، دچار مشکلات بیشتری خواهیم شد و حتی گسست و فروپاشی انسانی عظیمی رخ خواهد داد. «آن پتیفور»، «کیت راوث» و «گایا هرینگتون» از جمله اقتصاددانانی هستند که معتقدند باید برای متوقف کردن این رویه گام­‌های اساسی برداشت. فروپاشی عظیم محیط‌زیستی یکی از بزرگترین و خطرناک‌ترین پیامدهای رشد اقتصادی است که بر مصرف بدون برنامه تأکید دارد و علی‌رغم شعارهای غلط‌انداز و خوش‌آب‌ورنگی که به خوردمان می‌­دهد اساساً هدفی جز مصرف متصور نیست.

اولین و حیاتی‌ترین کار یک درنگ ساده است؛ توقفی کوتاه که به تمرکز بر وضعیتی که درونش هستیم بینجامد. خوشبختانه رویکردهای مختلف اقتصادی با تیزبینی و نگرانی این روند نادرست را زیر نظر گرفته‌­اند و بسیاری از متخصصان ضرورت پرداختن به این مسئله را درک کرده‌­اند. «توماس پیکتی»، نویسنده مشهور «کتاب سرمایه» در سده بیست و یکم، اقتصاددانی فرانسوی است که در زمینه نابرابری در ثروت و درآمد فعالیت می‌کند. او آسیب­‌های رشد و به‌تبع آن مصرف بی‌رویه برای محیط زندگی انسانی را به‌خوبی دریافته است و در برخی از آثارش ملاحظات ناظر بر کاهش مصرف را آن‌هم از سوی کسانی مطرح می‌­کند که قدرت خرید و مصرف بی‌حساب‌وکتاب دارند و شیوه زندگی­‌شان سهم بزرگی در تهدید محیط‌زیست دارد. او پیشنهاد می‌­کند «کسانی که بیش از یک میلیارد دلار سرمایه دارند، حتی تا ۹۰ درصد مالیات بدهند» که این هزینه صرف روش‌­های خلاقانه در کاهش آسیب‌­های محیط‌زیستی شود. پیکتی اشاره می‌­کند که «۱۰ درصد از افراد ثروتمند حدوداً نیمی از گازهای گلخانه‌­ای را منتشر می‌­کنند و فقط یک درصد از ایشان بیشتر از فقیرترین مردمان کره زمین تولید کربن دارند.» او اذعان دارد همین مالیات­‌ها است که قدرت خرید و درنهایت میزان مصرف ثروتمندان را کاهش می‌­دهد و بر کاهش گازهای گلخانه‌­ای تأثیر بسزایی خواهد گذاشت. پیکتی هم همچون داووسی‌­های پولدار ما فهمیده بود که دیگر نمی‌­توان در هوای کثیف رشد اقتصادی نفس کشید.

 

 بااین‌حال، به‌نظر می‌­آید راه‌حل مؤثر و درعین‌حال عملیاتی‌تر را باید در مسیر تجدیدنظر اساسی درباره مقولات اساسی خود اقتصاد مبتنی‌بر عرضه و رشد اقتصادی جست‌وجو کرد. البته پرداختن به راه‌حل‌های رادیکال که به‌طورکلی بر الغای این سیستم تأکید دارند، بسیار جذاب‌تر است؛ اما فعلاً در مجال این نوشتار نمی‌­گنجد. آن پتیفور، متخصص اقتصاد سیاسی و نویسنده کتاب «فقط پول: چگونه جامعه می‌­تواند قدرت استبدادی مالی را بشکند؟» اعتقاد دارد که باید روی این سیستم اقتصادی جراحی عاجلی کرد یا آن را از نو ساخت. کیت راوث، اقتصاددان بزرگ بریتانیایی و نویسنده کتاب «اقتصاد دونات» نیز چنین رویکردی را در پیش می­‌گیرد. دونات درواقع حلقه‌ای است که کمترین و بالاترین حد رشد اقتصادی را در نظر می‌­گیرد. او بر این باور است که باید مرزهای زیست‌محیطی مشخصی تعیین و در چارچوب این مرزها به اقتصاد اجازه رشد پایدار داده شود. 

حلقۀ درونیِ دونات مقدار کافی منابعی را نشان می‌­دهد که برای یک زندگی خوب نیاز داریم؛ منابعی مانند غذا، آب سالم، مسکن، بهداشت و درمان، انرژی، آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و دموکراسی. چنانچه پیداست باید به راهکارهایی بیندیشیم که محوریت اقتصاد در زندگی را تعدیل کنند یا از میان بردارند. وضعیتی که در آن دیگر این اقتصاد نباشد که محیط‌زیست را به بازی می‌­گیرد بلکه نیازهای اساسی محیط‌زیست بر اقتصاد حکم براند. این رویکردها نشان می‌­دهند برای کاهش آسیب‌های زیست‌محیطی باید از تعارف­ات معمول تریبون­‌ها و تجویزهای ریاکارانه کسانی که در این وضعیت آشفته هم به فکر فروش محصولات به‌دردنخور خودشان هستند، پرهیز کرد و کنشی جسورانه‌تر در پیش گرفت. کنش جسورانه چشم در چشم شدن با اقتصاد مبتنی‌بر عرضه و به زیر کشیدنش از مسند قدرت است. آن‌هم با راهکارهای عملیاتی مبتنی‌بر عقلانیت و زندگی جمعی که به زندگی فردی اهمیت می‌­دهد، اما در پی فربه کردن فردیت انزوازده مبتنی‌بر سود منفعت شخصی نیست بلکه منافع جامعه انسانی را هم در نظر می‌­گیرد.

 

حالا اینجا، این گوشه تحریم‌دیده رشدنچشیده، ما انسان‌­های درگیر دود و کم‌آبی و آتش­‌سوزی­‌های فصلی و جنگل­‌زدایی و کوه‌خواری و هوادزدی و دریاچه‌بلعی چه باید بکنیم؟ چنانکه روشن است تأکید کورکورانه و بیش‌ازحد بر مفهوم رشد اقتصادی نه‌تنها مواهبی برای ما در پی نداشته است بلکه پیامدهای مصیبت‌­بارش را بیش‌ازپیش تجربه کرده‌­ایم و هر روز در حسرت و محنت بیشتری نسبت به اوضاع محیط زندگی­مان دچار می‌­شویم. اکنون که آبی از سوی سردمداران محیط‌زیستی گرم نمی‌­شود و همه‌چیز به شعارهای توخالی تقلیل پیدا کرده است و فعالیت­‌های محیط‌زیستی به کنش‌­های رمانتیکی از قبیل شیر دادن محیط­بانان به توله‌پلنگ­‌ها و غذا دادن به سگ­‌ها و نمود و بروزش در شبکه‌­های اجتماعی خلاصه شده است. فعلاً باید راهکارهای عمل‌گرایانه‌تری در پیش بگیریم. اول اینکه گوشی­‌ها و قلب و لایک را کنار بگذاریم و کمی بر شیوه زندگی خودمان تمرکز کنیم و هم‌زمان آسمان دودزده بیرون را تماشا کنیم تا بتوانیم مشکل را دقیق‌­تر ببینیم. دوم با هدف کم‌کردن هزینه‌­های زندگی، سودای مصرف را کمی تعدیل کنیم و به نتایج کم اما محسوس این بازنگری دلخوش باشیم و از این دلخوشی به‌سمت انگیزه­‌های بزرگتر حرکت کنیم و هم‌زمان در مسیر آگاهی گام برداریم. روشن است که همه ما به این واقعیت ناگزیر واقفیم که قرار نیست سودای رشد اقتصادی در این شرایط بغرنج تحریمی تعطیل شود. فقط باید حواسمان را جمع کنیم که پیوست­‌های پایدار اقتصاد مبتنی‌بر رشد را با آگاهی و تیزبینی مطالبه کنیم. باید گرایشِ به‌اندازه کافی خوب را به‌جای در حد کمال خوب بنشانیم. مطالبه حق حیاتی نفس‌کشیدن از آگاهی آغاز می‌­شود با حساسیت نسبت وضعیت ادامه پیدا می‌­کند و به کنش اصیل همراه خواهد شد. برای زندگی به‌اندازه کافی خوب و معقول باید در مسیر ارتقای فرهنگی گام برداریم، نه در سودای شبیه شدن به سوژه­‌های پرزرق‌وبرقی که معلوم نیست کوه خیس و کثیف انبوه آشغال­‌های تولیدی­‌شان را کجای این زمین‌­های نجیب پنهان می‌­کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه