واقعیتهای مرمت بناهای تاریخی ایران در گفتوگو با محدثه میردریکوندی، مرمتگر
در مرمت، دچار انقطاع فرهنگی شدهایم
شعار یونسکو درباره مرمت این است که بناهای تاریخی امانتی است که از گذشتگان به ما رسیده است و ما باید آن را به آیندگان برسانیم. ما اجازه نداریم آیندگان را فریب دهیم و تحریف تاریخی کنیم
۷ آذر ۱۴۰۳، ۱۷:۴۵
«محدثه میردریکوندی» معمار و مرمتگر است و سالها در عرصه حفظ و مرمت بناهای تاریخی ایران فعالیت کرده. او در گفتوگو با «پیام ما» از چالشها و پیچیدگیهای مرمت آثار فرهنگی و تاریخی گفت. از حفظ اصالت بناها در برابر فشارهای مدرنیته و استفاده از تکنولوژیهای نوین. در این مسیر، او به اهمیت ترکیب علم مهندسی، تاریخ هنر و تعهد به حفظ هویت فرهنگی در روند مرمت تأکید دارد و پایبندی به اصالت یک بنا را مهمترین وظیفه مرمتگر میداند و بر این باور است که آگاهی از سبکهای معماری گذشته و تاریخ هنر، مرمت را بهسمت درستی هدایت میکند و درصورت بیتوجهی به این اصل آیندگان ما را متهم به تحریف تاریخ خواهند کرد. درنتیجه، ما باید تلاش کنیم میراث گذشتگان را بهدرستی به آیندگان بسپاریم.
بهعنوان یک معمار و مرمتگر، چه دغدغهای باعث شده است تمام وقت و انرژی خود را به مرمت بناهای تاریخی اختصاص دهید؟
مرمت یک فعالیت دلی و عاشقانه است. اگر به تکتک آجرهای یک بنا توجه نداشته باشید و به اصالت آن احترام نگذارید، نمیتوانید در این حرفه موفق شوید. پروسه مرمت ممکن است بسیار فرسایشی و زمانبر باشد، بهخصوص اگر تغییرات زیادی در طول زمان در بنا اعمال شده باشد. ما باید تلاش کنیم بنا را بهشکل اولیهاش برگردانیم و درعینحال از بهترین مواد استفاده کنیم. در مرمت مثل یک پزشک عمل میکنیم و بنا مثل یک بیمار است. یک بیمار سرماخوردگی دارد، یکی کهنسال است و مجموعهای از ارگانهایش درگیرند، یک بیمار مبتلا به سرطان است و… . گاهی در حین جراحی با مشکلات غیرمنتظرهای روبهرو میشویم، اما باید نهایت دقت را به خرج دهیم.
در مرمت بناهای تاریخی، چه اصولی را باید مدنظر قرار داد؟
مهمترین مبحث در مرمت، حفظ اصالت بنا است. ما بهعنوان مرمتگر باید به تاریخ، سبک و ویژگیهای اصلی بنا توجه کنیم و طبق آن عمل کنیم. در مرمت خانهها یا ساختمانها، بهویژه پنجرهها و نمای ساختمان، باید دقیقاً به همان شکلی که معمار اصلی طراحی کرده، باقی بماند. مثلاً ما در پروژهای که در خیابان انقلاب انجام دادیم، پنجرههای فلزی که در سالهای اخیر گذاشته بودند را برداشتیم و پنجرههای چوبی به سبک قدیمی جایگزین کردیم. از اصفهان پنجره چوبی را خریدیم. نجارهای جدید نتوانستند روی آنها کار کنند، درنهایت یک نجار ۹۶ساله که در مرمت شمسالعماره هم حضور داشت، به اسم اوستا «رضا فرمهینی» توانست پنجرهها را بهشکلی که میخواستیم، آماده کند. من همیشه در مرمت اساس کار را بر اصالت میگذارم. نوع مداخله ما در بنا مهم است؛ قوانین بینالمللی سفت و سختی در این زمینه وجود دارد و بسیاری از کنوانسیونهای جهانی، از جمله ایکوموس که درخصوص محوطهها و بناهای تاریخی فعالیت دارند، هر سال اجلاس برگزار و مسائل و مشکلات این حوزه را مطرح میکنند و درنهایت بیانیه صادر و یا قانون وضع میکنند. براساس این ضوابط بینالمللی، هیچ حرکتی در مرمت برپایه حدس و گمان نیست و باید قواعد مصوبات کنوانسیونهای جهانی رعایت شود.
مرمت بناهای تاریخی نیاز به دانش چه حوزههایی دارد؟
تاریخ هنر و معماری یکی از ارکان اصلی مرمت است. درواقع، ما بدون دانستن تاریخ و ویژگیهای معماری هر دوره، نمیتوانیم بهدرستی یک بنا را مرمت کنیم. برای مثال، وقتی در حال مرمت یک بنا از دوره قاجار هستیم، باید بدانیم ویژگیهای خاص معماری آن دوره چیست. بدون این آگاهی، نمیتوانیم از تکنیکها و مصالح درست استفاده کنیم و بنا را به حالت اولیهاش بازگردانیم.
در پروژه مرمت خیابان انقلاب، مهمترین چالش شما چه بود؟
پروژه خیابان انقلاب یکی از بزرگترین پروژههایی بود که در آن به مرمت ۱۷ ساختمان متروکه پرداخته شد. این بناها شرایط بسیار نامساعدی داشتند و نمای ساختمانها پر از آلودگی و پارازیتهای شهری بود. اما یکی از بزرگترین چالشها در این پروژه، مشکل مالکیت و عدم همکاری مالکان بود. بااینحال، از طریق تسهیلگری و گفتوگو توانستیم به مالکان اعتماد بدهیم و همکاری آنها را جلب کنیم. این کار منجر به یک فرهنگسازی شد و مردم متوجه شدند که هر ساختمان قدیمی محکوم به ویرانی نیست و زیر این ظاهر زشت و کهنه، گنجی نهفته است که میتوان با کمک مرمت آن را کشف کرد. در پروسه مرمت، اینکه بخواهیم نمای آجری را از دل سیمانی که روی آن کشیدهاند، بیرون بیاوریم بسیار سخت و پیچیده است و با ابزارهای معمول انجام نمیشود و باید مرمت تخصصی انجام شود.
در حال حاضر در کاخ شهرستانک مشغول مرمت هستید، چرا مرمت این بنا اهمیت دارد و چرا پروژه طولانی شده است؟
کاخ شهرستانک از جمله پروژههای بسیار خاص و پیچیده است. بنا خارج از شهر و روستاست، در ابتدا حتی راهِ دسترسی هم نداشتیم. بهسختی جاده کشیدیم. دسترسی به برق و آب نداریم. از آب چشمه استفاده میکنیم. برای گرمایش هم بخاری نفتی و چراغ نفتی داریم. در مورد اهمیت کاخ شهرستانک باید بگویم این کاخ در «راه ناصری» در مسیر شمال است. مسیری که ناصرالدینشاه از صاحبقرانیه به توچال و بعد به شمال میرفت. در این مسیر دره شهرستانک توجه شاه را جلب میکند و دستور میدهد در آنجا برایش کاخ بسازند. آنقدر به این کاخ علاقهمند شده بود که تابستانها را در آن میگذراند. چون تهران در فصل گرما درگیر شیوع بیماریهای وبا و… میشد، شاه سعی میکرد تابستان را خارج از شهر بگذراند. ناصرالدینشاه ۱۵ سال پایانی عمرش در فصل گرما، دولت را هم در همین محل تشکیل میداد. مساحت کاخ حدود یک هکتار است. راه سنگفرش هم برای دسترسی به کاخ، از ایستگاه ۷ توچال تا شهرستانک ساخته شده بود و از توچال با کالسکه حدود شش ساعت فاصله داشت. بعد از پخش خبر قتل شاه، محلیها در ورودی کاخ را به آتش میکشند و آن را غارت میکنند. میزان خرابی آنقدر زیاد بوده است که پادشاهان بعدی رغبت نمیکنند به کاخ دست بزنند و هیچ توجهی با آن نمیشود. در دوره پهلوی از سال ۳۰ تا ۳۳ شمسی، کاخ به دو فرد محلی اجاره داده میشود که از آن بهعنوان انبار علوفه استفاده میکردند. در این مدت -که ما اجارهنامهاش را هم در مرکز اسناد کتابخانه ملی پیدا کردیم- شیروانی، در، پنجره و هر آنچه را که قابلحمل بود، از کاخ میبرند. در حدی که طبقه دوم دیوانخانه در اثر برف و باران از بین رفته است. تا سال ۵۲ بنا متروک میماند، تا اینکه دو کوهنورد در آن محدوده در سرما از بین میروند. دولت وقت کاخ را به هیئت کوهنوردی واگذار میکند. در این مقطع از طبقه اول باقیمانده کاخ بهعنوان پناهگاه استفاده میشود. شیروانی برای طبقه دوم نصب میکنند. در و پنجره فلزی و نمای سیمانی به بنا اضافه میشود. تا سال ۷۶ که بنا در فهرست میراث ملی ثبت میشود. دو دوره کاوش انجام میشود و اقداماتی هم برای مرمت بنا صورت میگیرد، اما بهدلیل نبود زیرساخت به نتیجه نمیرسد. درنهایت، کار به تیم ما محول شد و با همه سختیها پای کار ماندیم، تا این طلسم شکسته شود.
یکی دیگر از چالشها ۸.۵ هکتار حریم کاخ است که توسط محلیها تصرف شده است. ویلاسازی کرده و زمین زراعی ایجاد کردهاند. ابتدای کار فکر میکردند میخواهیم زمینها را از آنها بگیریم. برای پیش بردن کار به یک روحیه جنگجو نیاز بود که بتوانیم مقابل کارشکنیها بایستیم. سختترین بخش کار در سال اول پروژه، توجیه مردم محلی بود که بپذیرند کاخ برایشان تهدید نیست. شانسی که ما برای مرمت این بنا داشتیم، این بود که ۲۰۰ عکس از بنا که توسط ناصرالدینشاه گرفته شده بود، هنوز در دسترس است. شاه سه سال بعد از اختراع دوربین عکاسی آن را وارد ایران کرد و عکسهای بسیار خوبی از بنا گرفته است. برای همین میتوانیم از شکل اولیه بنا اطلاع داشته باشیم. من سه سال است عکسها و خاطرات روزانه ناصرالدینشاه را برای پیشبرد پروژه بررسی میکنم و با آنها زندگی میکنم.
خاطرات ناصرالدینشاه چه کمکی برای مرمت کاخ شهرستانک به شما میکند؟
ناصرالدینشاه ۱۰ جلد کتاب خاطرات دارد که در آنها به جزئیات وضعیت کاخ شهرستانک و مشکلات آن دوران اشاره کرده است؛ از جمله تعمیرات و تغییرات در بنا. این اطلاعات دست اول و بسیار مفید است که به ما کمک میکند مرمت را بهدرستی انجام دهیم و به اصالت بنا پایبند باشیم. بهطورکلی بسیاری از منابع اصلی ما در مرمت، از سفرنامهها، خاطرات، نقاشیهای قدیمی و اسناد تاریخی بهدست آمده است.
پس یک مرمتگر آثار تاریخی علاوهبر علم مهندسی و مرمت، باید تاریخ هم بداند؟
بله قطعاً. یکی از ارکان اصلی علم مرمت، تاریخ هنر است. در مورد یک بنای قدیمی، هر چقدر از عمر آن بگذرد، تغییرات بیشتری در دورههای مختلف، بهطور مثال زندیه، صفویه، قاجاریه و… روی آن اعمال میشود. ما بهعنوان مرمتگر باید این ظرافتها را بشناسیم که این طرح و تکنیک که بهکار رفته، متعلق به چه دورهای است تا بتوانیم بنا را به حالت اصلی آن برگردانیم. اگر این فنون را ندانیم و مسلط نباشیم، در این حرفه باقی نمیمانیم. ما در این کار باید آنقدر مسلط باشیم که وقتی در خیابان قدم میزنیم، با دیدن بنا بفهمیم متعلق به چه دورهای است. درعینحال، در پروسه مرمت باید مشخص کنیم که کدام بخش را ما ایجاد کردیم و شکل اولیه و مصالح اولیه به چه صورت بوده است. تا این حد با ظرافت و دقیق باید به اصول بنا پایبند باشیم.
باتوجهبه توضیحات شما، علاوهبر علم و علاقه در مرمت، باید تعهد به حفظ اصالت بنا هم داشته باشید. به همین دلیل، تا این حد خود را مقید به مطالعه منابع و اسناد تاریخی میکنید تا آن بنا را دقیقاً براساس آنچه از ابتدا ساخته شده بوده است، بسازید.
بله دقیقاً. ابتدای بحث گفتم، نگرانی من برای نسل آینده این است که این حساسیت و تعهد در بین مرمتگران باقی نماند. شعار یونسکو درباره مرمت این است که بناهای تاریخی امانتی است که از گذشتگان به ما رسیده است و ما باید آن را به آیندگان برسانیم. ما اجازه نداریم آیندگان را فریب دهیم و تحریف تاریخی کنیم. باید هر آنچه را که در هزاران سال از دانش و هنر به ما رسیده است، حفظ کنیم و درعینحال، حرف زمان خود را هم بزنیم و به دست آیندگان بسپاریم. نباید اثر غیرقابلبازگشت بگذاریم. متأسفانه برخی از مرمتگران به این اصول پایبند نیستند و در مرمت بنا، مداخلاتی میکنند که بعدها، قابلاصلاح نیست. ما باید وارثان متعهد و دلسوزی باشیم.
چند وقت پیش به کافهای رفتم که بنای آن متعلق به دهه ۴۰ شمسی بود و مرمت شده بود. مرمتگر بنا را با آجر تزئین کرده بود. درحالیکه در دهه ۴۰، تکنیک قالب، سیمان شسته بوده، و یا نهر آب در بنا میگذارند که در بنای اصلی نبوده. هر قسمت از بنا یک سبک متفاوتی ایجاد کرده بودند، درحالیکه معماری ابتدایی بنا اینگونه نبود. برای من خیلی ناراحتکننده است که ما متعهد به تکنیکهای گذشته و اصالت بنا نیستیم.
ما در مرمت اجازه نداریم آیندگان را فریب دهیم و تحریف تاریخی کنیم. باید هر آنچه را که در هزاران سال از دانش و هنر به ما رسیده است، حفظ کنیم و درعینحال، حرف زمان خود را هم بزنیم و به دست آیندگان بسپاریم. نباید اثر غیرقابلبازگشت بگذاریم
با این سهلانگاری از معماری دهه ۴۰ چیزی باقی نمیماند و در آینده ما متهم به تحریف تاریخ خواهیم شد. انگار داریم آیندگان را فریب میدهیم. در قوانین مرمت این مسئله مطرح است که شما میتوانید از تکنولوژی پیشرفته استفاده کنید، اما باید قابلتشخیص باشد. مثلاً در یک دیوار یکی از آجرهای قدیمی را باقی میگذاریم که بیننده تفاوت را حس کند. مثلاً در مرمت خانه شاملو، آن پله فلزی چه معنایی دارد؟ چون در معماری امروز مد شده است؟ این چه ربطی به اصالت آن بنا دارد؟ انگار که مرمتگر میخواهد بگوید «من اینطور میگویم» مثل قلدری کردن برای بناست. ما دچار انقطاع فرهنگی شدهایم. چیزی را که خودمان میپسندیم، انجام میدهیم. چیزی از بنای اصلی باقی نمیگذاریم؛ این نگرانی من است درباره مرمت بناهای تاریخی. گاهی انگار داریم با بنا میجنگیم.
بهنظر شما، چرا معماری بناهای تاریخی در گذشته شکوه و زیبایی بیشتری داشتند؟
معماری در گذشته با روح و فرهنگ مردم ارتباط نزدیکتری داشت. مردم در طراحی بناهایشان بهدنبال آرامش و معنویت بودند و این در تمامی جزئیات معماری نمایان است. در بنایی که میساختند بهدنبال آن بهشت موعود بودند، تصور خودشان از بهشت را در معماری بهکار میبردند، حوض داخل بنا، انعکاس بنا داخل حوض، انگار سازنده تصور میکرد اگر من در بهشت بودم، چطور خانهای داشتم و همان را برای خودش میساخت. مثلاً در طراحی حیاطها از درختان بهشتی مثل انار و انگور استفاده میکردند. این پیوند با طبیعت و احساس آرامش بهگونهای طراحی میشد که حتی خانههای ساده هم از شکوه خاصی برخوردار بودند. این ربطی به خانه فقیر و ثروتمند هم نداشت. طراحی در بهترین حالتی انجام میشد که قرار بود به ساکنین آرامش بدهد. اندرونی و بیرونی باعث میشد ساکنین داخل خانه فارغ از رفتوآمدها بهراحتی زندگی کنند. در المانهای معماری ارتباطمان با طبیعت و معنویت دیده میشد؛ اما امروز به یکباره این اتصال قطع شده است. برای همین معماری امروز آن حس شکوه و ارزشمندی را به ما نمیدهد. ما تا دهه ۵۰ فضای خصوصی و خلوت در خانههایمان داشتیم؛ چون در فرهنگ ما داشتن این فضای خصوصی مهم است. اما امروز در خانهها به این جزئیات توجه نمیشود. متأسفانه در معماری امروز، بسیاری از این اصول فراموش شده است.
بهعنوان یک زن در حوزه مرمت، آیا با چالشهای خاصی روبهرو بودهاید؟
من هیچگاه به جنسیت خود بهعنوان یک زن در مرمت فکر نکردهام. آنقدر غرق در کار میشوم که به این فکر نمیکنم که بهعنوان یک زن مشغول به مرمت هستم. در ابتدای کار با این چالش مواجه بودم که در برخی مواقع از من بهعنوان یک زن انتقاد میشد. اما با گذر زمان و تجربه، توانستم تسلط خود را در کار نشان دهم و دیگران به مهارتهایم احترام بگذارند. در حال حاضر، بهراحتی میتوانم کارگاه را مدیریت کنم و ارتباطات کاری سالمی برقرار کنم. افراد وقتی تسلط و دانش فرد در کار را ببینند و با برخورد محترمانه، دیگر اگر انتقادی هم داشته باشم، میپذیرند. کار کردن در یک کارگاه مرمت، ادبیات خاص خودش را دارد و بر اثر تجربه این مهارت به دست میآید.
به آینده مرمت بناهای تاریخی امیدوار هستید؟
یک متخصص به جزئیات کار و نوع سبکها و تکنیکها تسلط دارد و میتواند بنا را مطابق با آنچه شناسنامه بناست مرمت کند. داستان مرمت پیچیده است
بله، خوشبختانه در سالهای اخیر توجه زیادی به مرمت بناهای تاریخی شده است و یک جریان مثبت در این زمینه آغاز شده است. امیدوارم این روند ادامه پیدا کند و همیشه در مرمت بناها از متخصصان مجرب و با دانش استفاده شود؛ چون یک متخصص به جزئیات کار و نوع سبکها و تکنیکها تسلط دارد، میتواند بنا را مطابق با آنچه شناسنامه بناست، مرمت کند. داستان مرمت پیچیده است. براساس قوانین نظام مهندسی، بنایی که اسکلت فلزی یا بتنی نداشته باشد، ناپایدار است، اما شما میتوانید بنای تاریخی را ببینید که چندین سده بدون داشتن این استاندارد همچنان پابرجاست. حیف است ما این گنجینهها را از دست بدهیم و تأکید میکنم که در مرمت به اصالت بنا دستاندازی نکنیم.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید