چالشهای ایران در توسعه بینالملل
نبود رویکرد استراتژیک باعث شده ایران نتواند از دیپلماسی نرم بهطور مؤثر استفاده کند و ظرفیتهایش بدون استفاده باقی بماند
۲۹ آبان ۱۴۰۳، ۱۷:۱۴
ایران با قرار گرفتن در موقعیت استراتژیک چهارراه جهانی، نهادینه بودن فرهنگ تجارت و تعامل، تجربیات بسیار موفق در سازندگی و بهبود شاخص توسعه انسانی در چند دهه اخیر، دارا بودن منابع انسانی ماهر و آگاه به مسائل جهان و نیز میل به اثرگذاری بر تعاملات و روندهای جهانی باید بتواند رویکرد خود به توسعه را در قالب بستهبندیهای توسعه بینالملل به کشورهای دیگر جهان ارائه کند. برای این مهم، نیاز به تشکیل سازمان همکاریهای توسعه بینالملل ایران احساس میشود تا فعالیتهای ایران در این زمینه را در سه ساحت نظری و مفهومسازی (الگوسازی توسعه ایران و تولید بستههای نظری توسعهای برای کشورهای دیگر)، کلاناستراتژیک (قانونگذاری و تأمین مالی و نیز نهادسازی و تربیت نیرو)، و نیز اجرایی (درگیر کردن اتاقهای بازرگانی، تشکلهای غیردولتی و اشخاص حقیقی، تشکیل صندوق بینالمللی توسعه و محیطزیست ایران و نهایتاً مدیریت سازمانهای بینالمللی حاضر در ایران) را بهصورت استراتژیک و سیستماتیک ساماندهی کند.
ایران یک زمینه تاریخی برای تقابل با جهان داشته است که پس از انقلاب اسلامی بهصورت بسیار پررنگی وارد فضای راهبرد روابط بینالملل کشور شد. یکی از محورهای این تقابل که در دهههای ۶۰ و ۷۰ طرفداران بسیاری داشت، مسئله صدور انقلاب بود که در برهههای مختلف زمانی در کشور مطرح شد و بهنظر من به این بحث در داخل بسیار کملطفی شد و اصل مسئله به انحراف کشیده شد.
شکی نیست که بهترین روش برای صدور هر چیزی مفهومسازی از آن است تا بتوانیم این مفهوم و نگرش به حکمرانی را به سایر کشورها صادر کنیم. بهطور مثال، ژاپن با صادرات خودروی تویوتا صرفاً یک کالای حملونقل صادر نمیکند بلکه نگرش ژاپن به حکمرانی و توسعه و مدیریت را صادر میکند و برای خود در جهان محبوبیت و هژمونی میخرد. اگر بپذیریم که مبنای انقلاب، خوداتکایی و کم کردن روابط یکسویه ایران با قدرتهای جهانی برای کمک به توسعه عادلانه در کشور و جهان بود، لاجرم بایست موفقیتهای خود در این زمینه را در قالب بستههای نظری توسعه و حکمرانی به دیگر کشورها صادر میکردیم و این میتوانست تفسیری اصیل از صدور انقلاب باشد. اما شاید بهدلیل ناآگاهیها یا تندرویها یا نفوذ بیگانگان، این موضوع فقط یک رویکرد رادیکال به خود گرفت و موجب شد حتی با کشورهای همسایه هم دچار چالش شویم.
در زمینه توسعه کشور، وجهه غالب و تمرکز مدیریت کشور پس از انقلاب بر شعار نه شرقی و نه غربی و راهبرد خودکفایی بود. این خودکفایی از همان ابتدا در سازمان جهادسازندگی با تمرکز بر توسعه روستایی خودش را نشان داد و این موضوع اعتمادبهنفس بالایی در حکمرانی بهوجود آورد که توسعه کشور را صرفاً در «گرو واردات توسعه» بهویژه از کشورهای غربی قرار ندهد.
در بحث توسعه اصلیترین شاخصی که داریم، شاخص توسعه انسانی است که بنابر گزارش برنامه عمران ملل متحد، ایران در این شاخص از نمره ۰.۵۷۷ در سال ۱۹۹۰ به نمره ۰.۷۸۰ در سال ۲۰۲۳ رسیده است و بدینترتیب، رتبه جهانی ایران در زمینه شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۲۳ به ۷۸ در میان ۱۹۳ کشور جهان رسیده است. این موضوع نشان میدهد ما چقدر در زمینههای مختلفی که مربوط به توسعه ایران بوده است، سرمایهگذاری کردهایم؛ بهخصوص اینکه با این سرمایهگذاریها در بحث بهداشت، افزایش امید به زندگی و سوادآموزی و همچنین اقتصادی مجموعاً چقدر شاخص را بالا بردهایم.
ازاینرو، ضمن آگاهی به چالشها و مشکلات موجود همچون رسیدن به بنبست دیپلماسی در سطح جهانی، خود-گرفتاری در تحریمهای همهجانبه بینالمللی، تنهایی دیپلماتیک و استراتژیک و نیز پایین بودن میزان محبوبیت جهانی، پیشرفتها، مزیت ها و قابلیتهای کشور بهنحوی است که ما را تقریباً در گروه یکسوم خوشبخت دنیا قرار داده است. این به ما این قابلیت را میدهد که بتوان از آن صادرات توسعه و الگوهای توسعه انتزاع شود. این نکته هم میتواند تعامل ما در دنیا را تغییر دهد و هم کمک کند که ذهنیت کلی جامعه نسبت به حکمرانی تغییر کند.
پوستاندازی توسعه بینالملل
اگر به روندهای تاریخی جهانی نگاه کنیم، میبینیم که از زمان راه ابریشم، مبادلات و تعاملات بین مناطق مختلف جهان وجود داشته است. این تعاملات بعدها شکل استعماری به خود گرفت، بهطوریکه تقریباً تمامی جهان (بهغیر از ایران و چند کشور دیگر) یا استعمارکننده بودند و یا مستعمره. این روند، باتوجهبه هزینه بالای مدیریت مستعمرهها و استقلالخواهی جوامع، کمکم در قالب به رسمیت شناختن حق حاکمیت کشورها و تشکیل سازمان ملل بهسمت توسعه بینالملل حرکت کرد. اما واضح بود که در موج اولیه توسعه بینالملل ما در یکسو کشورهای غربی و توسعهیافته را در موضع صادرکنندگان توسعه داشتیم و کشورهای جنوب جهانی صرفاً واردکننده و مصرفکننده کالای توسعه بینالملل بودند. بدینترتیب، در دهههای گذشته، توسعه بینالملل و سازمانهای بینالملل همچنان رنگوبوی استعمار داشتند. اما با گذشت زمان و باتوجهبه چیزی که امروز شاهد آن هستیم، فضای توسعه بینالملل تبدیل به یک بازار شده است که هر کشور با سرمایهگذاری روی مزیتهای نسبی خود میتواند نقشی در توسعه جهانی ایفا کند و به دیگر کشورها، خدمات توسعهای ارائه دهد.
متأسفانه ما شاهد این هستیم که در بسیاری از کشورهای جنوب جهانی و همچنین ایران، آگاهی به این پوستاندازی مهم در توسعه بینالملل نهادینه نشده است و این بستر همچنان بهعنوان یک تهدید برای استقلال و حاکمیت کشورها دیده میشود و وجهه مثبت آن نادیده گرفته میشود. متأسفانه بسیاری از ما امروز در موضوع «رهبری غرب در توسعه» باقی ماندیم. فکر میکنیم توسعه امری یکطرفه است، درحالیکه امروز توسعه یک کالاست و هر کشوری باتوجهبه مزیت نسبی میتواند آن را تولید و به کشورهای دیگر در زمینه توسعه کمک کند.
اما امروزه شاهد آن هستیم که کشورهایی که پیشتر مستعمره و توسعه نیافته بودهاند اما این تغییر جهانی را درک کردهاند، سازمانهای توسعه بینالمللی خودشان را راهاندازی میکنند و در کشورهای دیگر حضور دارند و این موضوع را بهعنوان بخشی از سیاست خارجی خود لحاظ کردهاند.
توسعه بینالملل، بستر صادرات کالا و خدمات
امروز جهان، جهان همکاری است. باید توسعه بینالملل را بهعنوان یک بستر همکاری و بستر صادرات خدمات دید و بر روی آن سرمایهگذاری کرد. امروزه در جهان تقریباً هیچ زمینه حکمرانی و اجتماعی نداریم که در حیطه اثر و فعالیت توسعه بینالملل، سازمانهای بینالملل و اعتبارات جهانی نباشد. بدینترتیب، یک شبکه بسیار پیچیده حکمرانی در بستر توسعه بینالملل بهوجود آمده است که هر کشوری میتواند نقش خود را در آن ایفا و مزیتهای نسبی خود را عرضه کند.
ایران و توسعه بینالملل
بهطور تاریخی و همانند بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، ایران بیشتر واردکننده توسعه بوده است و علیرغم پیشرفتهای چشمگیری که در دهههای اخیر داشته است، همچنان خود را واردکننده توسعه میداند و نشانههای چندانی از اینکه خود را در قامت صادرکننده توسعه به جهان معرفی کند، دیده نمیشود.
اگر به سیر تاریخی مسئله توسعه از زمان محمدرضاشاه پهلوی نگاهی داشته باشیم، میبینیم ایران بهواسطه افزایش درآمد نفتی خود فعالیتهایی در عرصه توسعه بینالملل آغاز کرد، ازجمله وام دادن به کشورهای اروپایی همچون سازمان آب بریتانیا، کمکهای قابلتوجه به افغانستان و دیگر کشورها، سرمایهگذاری در شرکت هستهای فرانسه و میزبانی از نخستین کنوانسیون محیطزیستی دنیا (کنوانسیون رامسر). اما درنهایت بهنظر نمیرسد که نگاه و رویکردی سیستماتیک به توسعه بینالملل در زمان حکمرانی محمدرضاشاه وجود داشته باشد.
پس از انقلاب نیز تلاشهای پراکندهای برای حضور در کشورهای مختلف صورت گرفت. مهمترین این فعالیتها، حضور موقت جهادسازندگی در کشورهایی همچون تانزانیا، غنا، سیرالئون و لبنان بوده است. اما متأسفانه هم پیدا کردن ردپایی از این فعالیتها بهصورت گزارشهای مدون بسیار سخت است و هم با انحلال و ادغام جهادسازندگی، عملاً این تمرین اولیه برای حضور در عرصه توسعه بینالملل به کناری نهاده شده است که نشان میدهد سیستماتیک بودن همین فعالیت نیز محل سؤال است.
از سوی دیگر و از منظر قانونی، بحث گسترش همکاریهای بینالمللی ایران در برخی از برنامههای پنجساله همانند قانون برنامه سوم پنجساله توسعه کشور مطرح شده است. اما همین رویکرد مثبت نیز نهتنها چندان اجرایی نشده بلکه آمیخته با ایدههای دور از واقعیت مثل اصلاح ساختار سازمان ملل متحد یا تلاش برای خروج جهان از نظام تک قطبی! بوده است.
بدینترتیب بهنظر نمیرسد که نظام حکمرانی ایران (چه پیش و چه پس از انقلاب) به اهمیت حضور نهادی و سیستماتیک در عرصه توسعه بینالملل واقف بوده و برای آن برنامه بلندمدت و استراتژیک داشته است که این خود، باعث معطل ماندن بخش بزرگی از دیپلماسی نرم کشور بوده است.
اشتباه بزرگ
وزارت خارجه ما به اهمیت توسعه بینالملل آگاه است. اگر به پایگاه اینترنتی معاونت دیپلماسی اقتصادی سر بزنید، به مطلبی بر میخورید که عصاره نگرش ما به توسعه بینالملل را نشان میدهد. این متن با این موضوع شروع میشود که چقدر ایرانیها با بحث کمکهای بینالمللی ایران زاویه دارند؛ همین ضربالمثلی که میگوییم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. بهنظر میرسد موضع وزارت امور خارجه در این زمینه هم بیشتر دفاع و توجیه نیاز به حضور در توسعه بینالملل بوده است، اما متأسفانه اقدام قابلتوجهی در تشکیل سازمان همکاریهای توسعه بینالملل کشور صورت نگرفته است. وزارت خارجه تأکید میکند این موضوع تا جایی موجب حساسیت است که کمکهای توسعهای بینالمللی ما حتی در مجامع بینالمللی ثبت هم نمیشود. بنابراین، نه هیچگاه چارچوبی پیدا کرده است و نه تشکلی برای آن وجود دارد. این درحالیاست که مأموریت توسعه بینالملل در بیش از ۴۰ دستگاه اجرایی گنجانده شده است.
بعد از شاخه بینالملل جهادسازندگی، شاید قابلتوجهترین نهاد مرتبط با توسعه بینالملل ایران، سازمانی بهنام سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران ذیل وزارت اقتصاد و دارایی باشد. اما آنچه از گزارشهای این سازمان فهمیده میشود، این است که برخلاف عنوانش رویکرد آن بیشتر جلب سرمایهگذاری خارجی است تا فعالیت در کشورهای دیگر. اما بااینحال اگر به وبسایت همین سازمان هم مراجعه کنید، متوجه میشوید که نه فعالیت عمدهای دارد و نه حتی تلاشی برای جلب مخاطب. البته ایراد به این سازمان مطرح نیست بلکه ایراد به نگاه ما به تعامل با جهان ایراد برمیگردد. سؤال این است که آیا ما واقعاً خواستار این تعامل هستیم؟
یک مثال برجسته از عدم توجه به فرصتها که تبدیل به تهدید و موجب نگرانیها و ناراحتی بسیار در سطح عمومی جامعه و فشار بر روی دستگاه دیپلماسی و امنیتی شد، مسئله اتهامات وارده به گروهی از متخصصان محیطزیست کشور بود که به زندانی شدن آنان انجامید. باتوجهبه اینکه مسئله محوری آن پرونده شائبه نشت اطلاعات به بیگانه بود، اگر در ایران یک صندوق محیطزیست و همکاریهای بینالمللی در ایران وجود داشت که برای فعالیتهای محیطزیستی تأمین اعتبار میکرد و فعالان محیطزیست بهجای نهادهای خارجی از این صندوق بودجه دریافت میکردند، شاید چنین اتفاقی نمیافتاد و سرمایههای جهانی کشورمان چندسال عمرشان را در زندان نمیگذراندند و بر کشور نیز فشار دیپلماتیک وارد نمیشد. وانگهی چنین صندوقی میتوانست از مطالعات و طرحهای محیطزیستی و توسعه محلی در کشورهای دیگر هم حمایت کند و بدینترتیب، جریان اطلاعات را معکوس و بهسمت کشور هدایت کند. متأسفانه با عدم توجه به ایجاد چنین فرصتهایی، ما با تهدیدهای دیپلماتیک مشابه در ابعاد جهانی مواجه هستیم.
همچنین، ایران در دو نقطه داغ تنوع زیستی دنیا را قرار دارد؛ مشتمل بر ایران-آناتولی که کشورهای ترکیه، ایران، عراق، ترکمنستان و ارمنستان را پوشش میدهد و قفقاز که منطقه قفقاز و شمالغرب ایران را در بر میگیرد. این دو نقطه داغ تنوع زیستی میتوانند محور دیپلماسی محیطزیستی ما باشند، اما بهخصوص برای نقطه داغ ایران-آناتولی ما تاکنون هیچ فعالیت مشترکی با کشورهای همسایه انجام ندادهایم و این ظرفیت نیز مغفول مانده است. حال آنکه همکاریهای محیطزیستی یک ستون اساسی دیپلماسی و توسعه بینالملل است.
برچسب ها:
آب، اقتصاد، تنوع زیستی، توسعه کشور، دیپلماسی، سازمان ملل، محیطزیست، وزارت امور خارجه
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی میکند
حشــــــرات همهجا هستند، مگر در بودجهها
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید