مبنا و اساس مسئولیتهای اجتماعی شرکتی (CSR) در ایران چیست:
تقلید یا مطالبه؟
«پیام ما» در گفتوگو با «هامون طهماسبی»، مشاور حوزه مسئولیت اجتماعی و پایداری انسجام CSR در ایران و چالشهای آن را بررسی میکند
۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۱۸:۵۴
مسئولیتهای اجتماعی شرکتی (CSR) در ایران عمری بیش از یکی-دو دهه ندارد. اما بهنظر میرسد این مفهوم در ایران تنها تحتتأثیر تقلید از جوامع دیگر ایجاد نشده است و بهطور قابلتوجهی تحتتأثیر کنشها و رفتارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ایرانی قرار دارد. این امر توجه به مسائل محیطی و اجتماعی خاص کشور و ایجاد بسترهای مناسب برای رشد CSR متناسب با فرهنگ محلی را بیشازپیش مهم میکند. مقوله CSR و سیاستگذاریهای مربوط به این مقوله در روزهای گذشته بحثهای بسیاری را بههمراه داشته است. پیام ما در این گزارش ضمن گفتوگو با «هامون طهماسبی» سعی کرده است با توجه به تاریخچه مفهوم مسئولیتهای اجتماعی شرکتی در ایران، اهمیت سیاستگذاری برای آن را بررسی کند.
مسئولیتهای اجتماعی شرکتی (CSR) مجموعهای از اصول و رویههایی است که شرکتها برای اعمال تعهدات اخلاقی و اجتماعی خود نسبت به جامعه و محیطزیست بهکار میبرند. شاید بتوان تاریخ این مفهوم را به قرن نوزدهم برگرداند. با انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم بسیاری از شرکتها به شکلگیری بزرگ و تأثیرگذار بر جوامع محلی پرداختند. این تغییر موجب بروز مسائل اجتماعی مانند کار کودک، ساعتهای کاری طولانی و شرایط کار نامناسب شد. از طرف دیگر، جنبشهای اجتماعی، خصوصاً در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، به موضوعاتی مانند حقوق بشر، عدالت اجتماعی و محیطزیست پرداختند و باعث شدند شرکتهای تجری و صنعتی به مسئولیتهای اجتماعیشان توجه کنند. با گسترش تجارت جهانی و تأثیر جهانی شدن، شرکتها به فعالیت در کشورهای مختلف پرداختند و این امر، نیاز به ایجاد استانداردهای اجتماعی و اخلاقی را افزایش داد. درنهایت با رشد رسانهها و ارتباطات، آگاهی عمومی افزایش یافت که منجر به رشد مطالبات اجتماعی و در پی آن، رشد مفهوم مسئولیتهای اجتماعی شرکتی بود.
مسئولیتهای اجتماعی شرکتی در ایران نیز برحسب نیازهای اجتماعی و اقتصادی کشور، تحتتأثیر تحولات جهانی، شکل گرفته است. پیش از انقلاب اسلامی، برخی از شرکتها و مؤسسات خصوصی و دولتی، بهویژه در صنایع بزرگ، اقداماتی در راستای مسئولیت اجتماعی خود انجام میدادند. این موارد شامل کمک به مؤسسات خیریه و تأسیس مراکز آموزشی بود. اما پس از انقلاب اسلامی، مسئولیتهای اجتماعی بهشکل جدی مورد بحث قرار نگرفت، تا اینکه با افزایش فعالیتهای اقتصادی و حضور شرکتهای بینالمللی در ایران، بحث مسئولیتهای اجتماعی شرکتی کمکم آغاز شد. شرکتهایی که در ایران فعالیت میکردند، تمایل داشتند که به استانداردهای CSR جهانی پایبند باشند. در یک دهه اخیر تحتتأثیر تحولات جهانی و آگاهی بیشتر از حقوق بشر، محیطزیست و مسائل اجتماعی، مسئولیت اجتماعی شرکتی به موضوعی جدی در کسبوکارهای ایرانی تبدیل شد و شرکتها بهتدریج شروع به انتشار گزارشهای CSR و توجه به مسائل اجتماعی و محیطی کردند. و امروز با افزایش توجه به مفهوم توسعه پایدار و مسئولیتهای اجتماعی، شرکتها و سازمانهای بیشتری به اجرای برنامهها و سیاستهای CSR روی آوردهاند. دولت و سازمانهای غیردولتی نیز در این زمینه فعالتر شدهاند.
اگرچه بهنظر میرسد در کشور ما مسئولیتهای اجتماعی شرکتی با افزایش مطالبات اجتماعی ایجاد نشده و رشد نکرده است و بیشتر حالت تقلیدی دارد. بااینحال در ایران نیز ارتباط تنگاتنگی بین رفتار جامعه و ایجاد مسئولیتهای اجتماعی شرکتی وجود دارد؛ هرچند این ارتباط ممکن است پیچیدهتر از جوامع دیگر باشد. رفتار جامعه و زمینههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران بر شکلگیری مفهوم CSR در کشور ما تأثیر داشته و دارد و این ارتباط با گذر زمان در حال غنیتر و قویتر شدن است. ضمن اینکه در فرهنگ ایرانی، ارزشهای انسانی و اجتماعی، مانند تعاون و کمک به دیگران، بسیار مهم است و این ارزشها در رفتارهای مسئولیتمدارانه شرکتها دیده میشود، افزایش آگاهی مردم از حقوق خود، مسائل اجتماعی و محیط زیست موجب شده است جامعه بهطور فزایندهای از شرکتهای تجاری و صنعتی انتظار داشته باشد که به مسئولیتهای اجتماعی خود توجه کنند.
بااینحال، CSR در کشورمان با چالشهای مختلفی روبهروست. در بسیاری از موارد، ضعف در قوانین و مقررات مربوط به CSR باعث میشود که شرکتها بیشتر به دنبال سودآوری باشند تا مسئولیت اجتماعی. از طرف دیگر، تقلید از الگوهای خارجی نقش قابلتوجهی در CSR شرکتها دارد، چنانکه برخی از شرکتها ممکن است صرفاً به دلیل فشارهای بینالمللی یا بهعنوان یک استراتژی بازاریابی، اقدام به اجرای CSR میکنند، بدون اینکه درک عمیقی از نیازهای واقعی جامعه داشته باشند و یا برای درک این موضوع تلاش کنند.
در همین زمینه با «هامون طهماسبی»، مشاور حوزه مسئولیت اجتماعی و پایداری، گفتوگو کردیم و از او پرسیدیم:
در کشور ما CSR چقدر تقلید از دیگر جوامع و چقدر برآمده از مطالبات اجتماعی است؟
برای پاسخ به این سؤال نیاز است که CSR را دقیق تعریف کنیم. اگر CSR در کارهایی که شرکتها از جنس خیریه و کمکهای اهدایی به جامعه و پروژههای اجتماعی انجام میدهند، خلاصه شود، درواقع CSR محدود میشود و این همین نگاهی است که الان در جامعه وجود دارد. شرکتها باید در قبال تمام کارهایشان و اثری که بر جامعه، اقتصاد و محیطزیست میگذارند، مسئولیتپذیر و پاسخگو باشند. مثلاً یک شرکت فولاد که آب زیادی مصرف میکند و آلودگی ایجاد میکند، صرفاً با ساخت باشگاه ورزشی نمیتوان گفت CSR انجام داده است. درواقع، باید در بحث مصرف منابع، حقوق کارکنان، ایمنی کارکنان در محیط کار، حقوق جوامع محلی، حقوق محیطزیست و … نیز مسئولانه عمل کند.
CSR در ایران هم برآمده از مطالبات اجتماعی است، هم تقلید از دیگر جوامع. بنا به مطالعات موجود، خاستگاه CSR در کشورهای غربی و شرقی لزوماً یکسان نیست؛ یعنی کشورهای غربی CSR از توقعات اجتماعی یا مطالبهگریهای اجتماعی برای پاسخگو کردن شرکتها و جنبشهای اجتماعی و اعتراضاتی بوده است. اما در جوامع شرقی که محدود به ایران هم نیست و حتی کشورهایی مثل ژاپن و کره را هم در بر میگیرد، نقش ارزشها و هنجارهای اجتماعی را پررنگ میبینیم. برای در هنگام بلایایی مثل زلزله و سیل، شرکتها احساس مسئولیت میکنند و به آسیبدیدگان کمک میکنند؛ نه به این دلیل که با مطالبات اجتماعی تحتفشار قرار دارند، بلکه بهطور سنتی فضای بنگاههای اقتصادی در کار خیر همراه و پیشقدم بوده و هستند. اما تقریباً از دهه ۸۰ بهبعد که فضای کسبوکار بهتدریج بهسمت مدرن شدن رفت و شاید بهدلیل تاریخی نبودن این مفاهیم در کشورمان جای امکان در این مفاهیم داشتیم و درواقع، شاید انقطاعی رخ داد با ریشههای گذشته خودمان. مشاوران شرکتها و مدرسان سعی کردند CSR را با این مفهوم غربیاش در اینجا جا بیندازند؛ نه با مفهوم ایرانی و نه حتی مفهوم شرقی. امروزه نیز توجه شرکتها به CSR، خصوصاً شرکتهای استارتاپی و پیشرو و مدرن، نگاهی غربی به این مقوله دارند؛ نه شرقی و ایرانی.
مردم ما هم مطالبات اجتماعی دارند، بهطوری که بسیاری از شرکتها از شرکتهای نفت، گاز و پتروشیمی که در جوار جوامع محلی هستند، مطالباتی را طلب میکنند. اما بهدلیل اینکه آن رشد اجتماعی اتفاق نیفتاده و مردم حقوق خودشان را بهخوبی نمیدانند و فهم کامل و درستی از توسعه ندارند، مطالبات و مطالبهگری جامعه محلی نیز با نوقص و معایبی همراه است. مثلاً یک شرکت معدنی داریم که ممکن است کلی آلایندگی ایجاد بکند که اثرات سوخت اقتصادی، محیطزیستی و آثار اجتماعی ناگوار داشته باشد، اما مردم جامعه محلی اینکه مثلاً شرکت حامی تیم ورزشی روستا بشود یا برای خرید جهیزیه کمک بکند، برایشان مسئولیت اجتماعی شرکت تعریف میشود. این نگاه بسیار محدود به یک توقع اجتماعی است و میتواند به سطح بالاتری برود که به نتیجه آموزش و رشدیافتگی بیانجامد. در این زمینه، شرکتها باید در تمامی فرایندهای خود، مسئولانه عمل کنند و نسبت به پیامدهای خود بر جامعه، محیطزیست و اقتصاد جامعه محلی و کشور پاسخگو باشند.
قانونمند کردن CSR محدودکننده رشد آن نیست و مانع سیر طبیعی آن و تعدیل بین رفتار شرکتها و توقعات اجتماعی نمیشود؟
اگر بخواهیم در زمینه CSR قانونی داشته باشیم، نیازمندیم ابتدا برای ضابطهمند کردن بحث مسئولیت اجتماعی شرکتهای دولتی اقدام کنیم؛ چون اقتصاد بخش خصوصی متفاوت است
براساس مطالعات جهانی و روندی که در کشورهای غربی شکل گرفته و در دنیای مدرن امروز CSR بهطور همزمان از دو نیروی بیرونی از سمت بنگاهها تأثیر میپذیرد؛ اول، مطالبهگری جوامع است. اما بخش دیگر مربوط به سیاستگذاری، تنظیمگری و فشار از سوی دولتها است که در چارچوب همچون نهادهایی مثل قانون میتوان مصادیقش را مشاهده کرد. این موضوع را نباید در نظر دور داشت.
برخی بهغلط فکر میکنند CSR فقط یک رابطه بین شرکت و جامعه است. اما جاییکه CSR توانسته مصالح عمومی را تضمین کند و تحقق بخشد، درواقع جایی بوده که هر دو نیرو، مطالبهگری مردمی و سیاستگذاری، بهخوبی عمل کردهاند. فشار از سمت یک دولت و حاکمیت خیرخواه و خردمند و یک تنظیمکننده درست و شایسته بههمراه نیروی دوم از سمت جامعه مدنی و مطالباتی که جامعه مدنی داشته است، که فقط البته جامعه مدنی فقط مردم نیستند بلکه رسانهها و انجمنها و مؤسسات مردمنهاد هم هستند. لذا قانونمند کردن سیاست محدودکننده نیست. این یک بخش از مسیر است که بسیاری از کشورها تجربه آن را داشتهاند. اما میتوانیم درباره این صحبت کنیم که این قانونمندی به چه شکلی باید باشد. سیاستگذاریها میتواند قوانینی نرم یا سخت باشد، هم تنبیه باشد و هم تشویق.
اگر قانون را حذف کنیم و تصور کنیم که رابطه طبیعی بین بنگاه و جامعه مدنی خودبهخود تنظیم میشود، این یک واقعیت نیست. زیرا جامعه مدنی معمولاً از آن آگاهی و قدرت کافی برخوردار نیست که بتواند یک مطالبهگری صحیح و درست از شرکت داشته باشد. بهعلاوه، خیلی مواقع جامعه مدنی فقط میداند که مثلاً در حال تولید سود است و طبق این توقع از بنگاه انتظار دارد که از آن سود به او هم بدهد و بسیاری دیگر از فعالیتها را صرفاً با فعالیتهای صرف خیرخواهانه در یک تعریف محدود محاسبه میکند. اما ممکن است اتفاقات ناگوار دیگری در سطح توسعه برای آن منطقه، کشور و جامعه رخ بدهد که بدون آگاهی از آنها نتوانیم مطالبهگری صحیحی داشته باشیم.
علاوه بر این، قدرت جامعه مدنی کافی نیست. ما رابطهای نداریم که در آن هموزنی و همترازی باشد تا انتظار داشته باشیم که از یکدیگر ارتقا پیدا کنیم. بسیاری مواقع رسانهها تحتفشار هستند که بهویژه در جوامع کوچک و محلی انتقاد بکنند. رسانههای محلی عملاً بهعنوان تأمینکنندگان و ستایشگران گزارشها عمل کردهاند و درواقع آگهیهای شرکتها را منتشر میکنند و این رابطه، نهایتاً یکطرفه است که شرکت پول میدهد و جامعه مدنی و رسانهها هم عامل تبلیغاتی شرکت شدهاند.
نه جامعه مدنی و نه قوانین نمیتوانند به تنهایی تنظیمکننده و اصلاحکننده مقوله مسئولیتهای اجتماعی شرکتی باشد. فشار از بالا کافی نیست و ما نیاز داریم جامعه مدنی را هم توانمند کنیم تا بتواند رابطه درستی بین شرکتها و جامعه تنظیم کند؛ نه اینکه صرفاً با قانونگذاری در نظام اقتصادی اخلال ایجاد شود یا بهسمت انفعال کشیده شود که از سویی زمینهساز فساد و ناکارآمدی و تخریب محیطزیست و آسیبهای اجتماعی شود.
آیا دخالت دولت و حکومت موجب انحراف CSR از مسیر طبیعی خود نمیشود؟
بنابه مطالعات موجود، خاستگاه CSR در کشورهای غربی و شرقی لزوماً یکسان نیست؛ در کشورهای غربی مطالبهگریهای اجتماعی و در جوامع شرقی ارزشها و هنجارهای اجتماعی بیشترین تأثیر را داشته است
باید گفت که دخالت دولت به انحراف CSR منجر نمیشود، بلکه اصلاً لازم است. در دنیا هم همین موضوع وجود داشته که در کشورهای شرقی و غربی همیشه سیاستگذاری و تنظیمگری وجود داشته و یکی از مصادیق آن، قانون است. پس نهتنها انحراف ایجاد نمیکند، بلکه ضروری است. نکتهای که همیشه وجود دارد این است که هر قانونی خوب نیست. ما قوانین زیادی داریم که در تضاد با خود مفهوم CSR قرار میگیرند؛ چنانکه ما آن را در برخی پیشنویسهای موجود دیدیم. چنین پیشنویسهایی درواقع به ایجاد تصوری میانجامند که فکر کنیم بنگاه نهاد پولداری است که باید از این پول برای مسائل توسعه استفاده کند. در این حالت، CSR همچون نوعی وضع مالیات جدید برای شرکتها محسوب میشود. این نگاه، CSR را محدود میکند و نفوذ آزادی عملی بخش خصوصی و همچنین کارکرد اقتصادی خود را نادیده میگیرد.
اگر قوانینی درست نباشند، میتوانند به انحراف منجر شوند. اما به همین خاطر، به آگاهی مبتنیبر شناخت زمین بازی کشور و تجارب جهانی نیاز داریم و بهویژه باید بررسی کنیم کدامیک از تنظیمگریها و قوانین بهتر عمل کردهاند. این مستلزم آن است که در مسیری که میخواهیم پیش برویم، توجه به تجارب جهانی، بهویژه در کشورهایی که از لحاظ بافت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شباهت بیشتری به ایران دارند، در نظر گرفته شود.
با توجه به پیشنویش قانون مسئولیتهای اجتماعی شرکتی چه پیشنهادی برای بهتر عمل کردن در این زمینه دارید؟
اگر بخواهیم در این زمینه قانونی داشته باشیم، نیازمندیم ابتدا برای ضابطهمند کردن بحث مسئولیت اجتماعی شرکتهای دولتی اقدام کنیم و تنها به این موضوع بپردازیم؛ چون اقتصاد بخش خصوصی متفاوت است.
ما با واقعیتی مواجه هستیم که بسیاری از شرکتهای دولتی درواقع به درآمدزایی و افزایش درآمدهای عمومی کشور میپردازند. در اصل وظیفه مسئولیت اجتماعی شرکتی، این نیست که شرکتها بهعنوان مثال بخواهند از درآمدهای خود، بخشی را صرف مسائل CSR و کارهای توسعهای کنند. در این راستا، وجود صندوقهای بازنشستگی که باید سود تولید کنند و همچنین هزینههایشان را کاهش دهند، منطقی نیست. حتی اگر قرار است از سود آن استفاده کنیم، نباید با اصل نگهداری و مدیریت منابع آسیبی به اصل فعالیتهای اقتصادی و محیطزیستی شرکتها وارد کنیم. بنابراین، ما بهجای تعیین درصد خاصی از پرداختها، نیازمند یک نگاه جدید به مسئولیت اجتماعی هستیم. باید بر مدیریت پیامدهای اجتماعی، محیطزیستی و اقتصادی همه فعالیتها و اقدامات کیفیتی توجه کنیم. بهطور مثال، اگر شرکتی در حال کسبوکار سالم باشد و به حقوق کارکنان لطمه نزنند و ایمنی را رعایت کنند، لزوماً نیازی نیست که ابتدا بهدنبال ایجاد مدرسه و البته پروژههای دیگر بروند. بهواقع، ما نیازمند بررسی مجدد مفهوم مسئولیت اجتماعی هستیم و این مسئله باید بهصورت اصولی و پایدار بازتعریف شود.
برچسب ها:
آسیبهای اجتماعی، توسعه پایدار، جامعه، عدالت اجتماعی، محیط زیست، مسئولیت اجتماعی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
تاریخ در محاصره زمان
«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی میکند
حشــــــرات همهجا هستند، مگر در بودجهها
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازتعریف مسئولیت اجتماعی در صنایع حیاتــــــــــی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید