نشست سفرنامه‌خوانی «ایل بختیاری از نگاه زنان سفرنامه‌نویس» برگزار شد

زنانی که از یک قوم نوشتند

«میثم امامی»، پژوهشگر حوزه عشایر: ایلات ما مخصوصاً ایلات مرکزی و جنوبی بسیار در مواجهه با مهمانانی بودند که از خارج وارد آن اقلیم وارد شدند. اما همه اینها از نظر ما مسافر نیستند





زنانی که از یک قوم نوشتند

۱۴ آبان ۱۴۰۳، ۱۷:۱۱

نوشتن از سفر میراثی را برای آیندگان حفظ می‌کند که شاید نتوانند آن را به چشم ببینند. مثل همین حالا که سفرنامه‌های به‌جای‌مانده از مسافران قرن‌های پیش، جزئیاتی را پیش روی ما می‌گذارند که حالا نه وجود دارند و نه می‌توان آنها را از جای دیگری به‌دست آورد. اگر کتاب‌های مختلف بتوانند اطلاعات زیادی را درباره اوضاع و احوال اقوام و موقعیت‌های جغرافیایی متفاوت به ما بدهند، سفرنامه‌ها به‌دلیل دیدگاه متفاوت نویسندگانشان شاید این اطلاعات را با نگاهی دیگر و حتی شخصی‌تر به ما نشان می‌دهند. این همان‌کاری است که زنان سفرنامه‌نویس خارجی سال‌های بسیار دور درباره ایل بختیاری انجام دادند. آنها در سفر خود به ایران به میان این قوم رفتند و هر آنچه را که دیده بودند، شرح دادند. شصت‌ونهمین جلسه «سفرنامه‌خوانی با مهدی گوهری» دوازدهم آبان‌ماه در «خانه طهران» به سفرنامه‌های این زنان اختصاص داشت و «میثم امامی»، راهنمای گردشگری و پژوهشگر حوزه عشایر درباره دو سفرنامه و دو زن سفرنامه‌نویس صحبت کرد؛ «از بیستون تا زردکوه» نوشته «ایزابلا بیشوپ» و «با من به سرزمین بختیاری بیایید» نوشته «الیزابت مکبن روز».

سفرنامه‌ها متفاوت از کتاب‌هایی هستند که اطلاعات خاصی را درباره یک موضوع به ما می‌دهند؛ چراکه برگرفته از حس بیننده یا شنونده هستند. بنابراین، از سفرنامه‌ها می‌توانیم اطلاعاتی را به‌دست آوریم که ممکن است در کتاب‌های دیگر موجود نباشد. به‌اعتقاد «میثم امامی» این همان خاصیت یک سفرنامه است. جایگاه ایلات و به‌خصوص ایل بختیاری هم از گذشته‌های دور دارای اهمیت زیادی بوده و به همین دلیل، خارجی‌هایی که به ایران سفر کردند آن را از دیدگاه خود توصیف کردند و نوشتند. امامی دراین‌باره توضیح می‌دهد: «ایلات ما مخصوصاً ایلات مرکزی و جنوبی بسیار در مواجهه با مهمانانی بودند که از خارج وارد آن اقلیم وارد شدند. اما همه اینها از نظر ما مسافر نیستند و اوج ورود آنها از دوره صفویه شروع می‌شود. در دوران قاجار هم همزمان با دادوستدهای دیپلماتیک با کشورهای خارجی، دادوستدهای فرهنگی هم آغاز شده بود. اما شاید بتوان گفت بعضی از این دادوستدها به‌نام دادوستدهای فرهنگی است و از مثال‌های آن می‌توان به «دونالد ویلبر» اشاره کرد که اکنون یکی از مراجع ایلخانی ما است، اما مشخصاً یک مأموریت سیاسی‌ داشته؛ ولی محتوایی را تولید کرده که امروزه از آن استفاده می‌کنیم.»

 

به‌گفته این راهنمای گردشگری، از زنانی که به ایران آمده‌اند و تا پیش از دوره پهلوی درباره ایل بختیاری نوشته‌اند، می‌توان به چند زن اشاره کرد: «یکی از آنها که شاید او را بیشتر به مستند صامتش به‌نام «علف» درباره کوچ ایل بختیاری بشناسیم، «مارگارت هریسون» است. بهترین حاصل این مستند، کتاب «سفری به سرزمین دلاوران» است که از سوی انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده.»

یکی دیگر از افرادی که به ایران سفر کرد، ایزابلا لوسی برد (ایزابلا بیشوپ) است که کتاب دوجلدی به‌نام «از کردستان تا بختیاری» را به زبان انگلیسی نوشته است. ترجمه قسمت بختیاری این کتاب با عنوان «از بیستون تا زردکوه بختیاری» به چاپ رسیده است: «چند سال بعد از بیشوپ، یک زن اسکاتلندی به ایران سفر می‌کند که مدت بیشتری در بین قوم بختیاری می‌ماند که «الیزابت مکبن‌روز (راس)» نام دارد. البته باید به این نکته اشاره کرد که سفرنامه «لایارد» به‌نام «ماجراهای اولیه در ایران» این دو نفر را تشویق به سفر به ایران کرده بود.»

 

سفر مکبن‌روز مصادف است با تصرف اصفهان توسط لشکر «صمصام‌السلطنه». به‌گفته امامی، این همان آغاز ورود مکبن‌روز در میان قوم بختیاری است؛ چراکه صمصام‌السلطنه می‌خواست زنان خوانین ایل بختیاری توسط یک پزشک خارجی معالجه شوند.

امامی تفاوت این دو کتاب را این‌طور شرح می‌دهد: «الیزابت مکبن‌روز مشخصاً در بین خانواده‌های سرآمد بختیاری بوده. پس آن چیزی را که او درباره زنان بختیاری از آن صحبت می‌کند، چه آن زمان و چه امروز نمی‌توانیم در بین زنان بختیاری پیدا کنیم. اما الیزابت بیشوپ مشخصا بیشتر در بین مردم عمومی بوده است.»

 

اهمیت زنان بختیاری در خانواده

الیزابت مکبن‌روز را به‌نام بی‌بی گل‌افروز هم می‌شناسند. در فصل اول این کتاب درباره حاصل سفرش از انگلستان تا چهارمحال‌ و بختیاری نوشته است. در فصل دوم این کتاب از نام‌ها و القاب در بختیاری گفته می‌شود. در بخشی از این فصل آمده است: «این موضوع هم شنیدنی است که در روز تولد ادوارد خان (پسر مرتضی قلی‌خان) نام و عنوان بی‌بی گل‌افروز به من اعطا گردید.» پس از اینجای کتاب نام او را این‌چنین می‌شنویم.

«آنها ستون فقرات و محور اصلی هرگونه تلاش و کوشش در ایل هستند.» امامی درباره یکی از تجربیات خود باتوجه‌به این گزاره از کتاب می‌گوید: در چندسالی که در بین قوم بختیاری بودیم، دیده‌ایم که هیچ‌گونه مسئله مهمی بدون مشورت با زن انجام نمی‌شود. پس منزلت زن وجود دارد، اما شاید به چشم ما نیاید

فصل سوم درباره تاریخ بختیاری، فصل چهارم درباره موقعیت جغرافیایی بختیاری و فصل پنجم درباره ازدواج و زناشویی در بختیاری است. امامی در رابطه با فصل پنجم به جایگاه زنان در ایل بختیاری اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از نکاتی که در سفرهای عشایری مدام از ما پرسیده می‌شود، این است که چرا زن عشایر زحمت می‌کشد و مرد نه و شاید زن از خودش اختیاری ندارد. در این کتاب در چند قسمت از قدرت غیرقابل تصور مخاطب از زنان بختیاری صحبت می‌کند.» به‌گفته او، در این کتاب اشاره می‌شود که معمولاً مهر شوهر نزد همسرش گذاشته می‌شود و همسر، این اختیار را دارد تا در هنگام غیبت شوهر بتواند در‌صورت لزوم از مهر او استفاده کند. قسمت دیگری از کتاب هم درباره یک دادگاه صحبت می‌شود که یکی از بی‌بی‌ها آن را برگزار می‌کنند. نویسنده در این بخش نوشته است: «یکی از صحنه‌های جالبی که در بختیاری‌ها شاهد آن بودم، شرکت در محاکمه یک متهم در جونقان بود… در غیاب خان، بی‌بی صنم همسر بزرگ حاج‌ علی‌ قلی‌خان سردار اسعد ریاست دادگاه را برعهده داشت… .»

«آنها ستون فقرات و محور اصلی هرگونه تلاش و کوشش در ایل هستند.» امامی درباره یکی دیگر از تجربیات خود با‌توجه‌به این گزاره از کتاب می‌گوید: «در چند سالی که در بین قوم بختیاری بودیم، دیده‌ایم که هیچ‌گونه مسئله مهمی بدون مشورت با زن انجام نمی‌شود. پس منزلت زن وجود دارد، اما شاید به چشم ما نیاید.»

به‌گفته امامی، تصرف اصفهان هم با توصیه یک زن یعنی «بی‌بی صاحب‌جان» انجام شده است و به‌طور کلی مردها ارج فراوانی به توصیه زن‌ها می‌دهند.

در بخش دیگری از کتاب راجع به چندهمسری صحبت می‌شود و زمانی که بی‌بی گل‌افروز درباره این جویا می‌شود که چطور همسر بزرگتر خان بقیه همسران را انتخاب می‌کند؟ به او پاسخ دادند که این حق برای ما دارای مزایای فراوانی است؛ چراکه ما می‌خواهیم با او زندگی کنیم.

 

اتحاد میان بختیاری‌ها

امامی درباره بخش دیگری از کتاب به اتحاد میان بختیاری‌ها اشاره می‌کند که باعث می‌شود انگلیسی‌ها نتوانند در بین آنها نفوذ پیدا کنند: «لایارد در جایی در کتاب خودش هم می‌گوید مشکل ما انگلیسی‌ها این است که آنقدر بختیاری‌ها با یکدیگر متحدند که ما راه به جایی نمی‌بریم. این را لایارد هشتاد سال پیش از بی‌بی گل‌افروز در کتابش گفته است. او می‌گوید اگر بتوانیم بین این خوانین تفرقه بیندازیم، شاید بتوانیم در بین آنها بتوانیم رسوخ پیدا کنیم. بنابراین از قرن ۱۹ است که خوانین بختیاری به این نتیجه می‌رسند که بین آنها نفوذی در حال ایجاد شدن است که به از بین رفتن مراتع و مناطق نفت‌خیز ختم می‌شود. بنابراین، در این‌باره بی‌بی گل‌افروز هم می‌نویسند: «در اینجا باید وارد مبحث دیگری شوم و آن این است که به‌گمان من ازدواج خانوادگی در میان بختیاری فوق‌العاده پرارج و باارزش است؛ چراکه بین دو خان رقیب و دشمن تا سر حد امکان صلح و دوستی ایجاد می‌کند.»

 

خرافات در ایلات بختیاری

بخشی از کتاب به اعتقادات مذهبی در میان ایل بختیاری و خرافات اختصاص دارد. اما امامی می‌گوید که امروزه مردم‌شناسان به این نتیجه رسیده‌اند که همه اینها خرافه نیست: «مثلاً ما درختانی را داریم که در مسیر کوچ از قدیم‌الایام گروهی که کوچ می‌کند، پارچه‌ای به آن می‌بندند. ما فکر می‌کردیم که این موضوع به اعتقاد مذهبی برمی‌گردد. اما طبق تجربه خودم متوجه شدم که به یک دلیل خاصی به این درخت‌ها پارچه می‌بندند. برای مثال زمانی که به خط‌الرأس می‌رسند و از آنجا به‌بعد سختی راه تمام می‌شود، این پارچه را می‌بندند؛ پس این درخت وعده‌گاهشان است.»

 

تجربه کوتاه «بیشوپ»

تجربه «ایزابلا بیشوپ» برای ماندن در بین عشایر به‌دلیل راهزنی که برای او اتفاق افتاد کوتاه‌تر بوده. امامی می‌گوید او در کتاب انگلیسی خود نوشته است که قصد داشته بیش از یک سال در میان عشایر بماند، اما با این اتفاق، فقط سه ماه و دو هفته در میان عشایر بختیاری ماندگار شده است.

در مقدمه کتاب او آمده که به‌شکل تحسین‌انگیزی زندگی کوچ‌نشینی را شرح می‌دهد و سفرنامه جامع‌تری می‌تواند باشد. برخی از مواردی که در این سفرنامه آمده‌اند عبارتند از زندگی چادرنشینی و برافراشتن سیاه‌چادرها، نحوه کوچ و جابه‌جایی، تقسیم آب برای کشاورزی، آرایش زنان، استفاده از گیاهان طبی، نحوه ازدواج، بیماری‌های بومی و… .

امامی معتقد است احتمالاً ما شاید آخرین نسلی باشیم که این نوع از زندگی عشایری را می‌بینیم: «پیشنهادم این است که سفر کنیم؛ چراکه سفر هم برای ما آموزنده است و هم دنیایی برای شناخت انسان‌ها است. ما از افرادی حرف زدیم که با تمام سختی‌ها، نوشتند حتی اگر کارشان سفر نبود. وای به‌حال ما که سفر می‌رویم و نمی‌نویسیم. پس نوشتن برای نسل آینده می‌تواند لازم باشد.»

 

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *