کتاب «واقعه‌ ناتمام» منتشر شد

ماجرای تسخیر قلعه تسخیرناپذیر حسن صباح





ماجرای تسخیر قلعه تسخیرناپذیر حسن صباح

۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ۱۵:۴۶

کتاب «واقعه‌ ناتمام» درباره ماجرای تسخیر قلعه تسخیرناپذیر حسن صباح به قلم «فاطمه علی‌اصغر» از سوی نشر چشمه به‌تازگی به چاپ رسیده است.

به گزارش پیام ما، قلعه «الموت» خاستگاه یکی از پیچیده‌ترین وقایع تاریخی جهان است. جایی که اپوزیسیونی قدرتمند در دل یکی از بزرگترین سلسله‌های پادشاهی ایران شکل می‌گیرد و به مدت ۱۷۰ سال دوام می‌آورد. تاریخ میانی ایران، دورانی دهشتناک است. در این دوران سلجوقیان بر سر کار آمدند و اگرچه به همت نظام‌الملک‌ها ساختار اداری و دیوانی سروسامان گرفته اما زیرپوست شهرها همچنان مردم ایران تحت‌فشار هستند و زمین‌هایشان از سوی حاکمان و متولیان وقت مصادره می‌شود. در این زمان است که حسن صباح در اواخر پاییز سال ۴۸۳ ه‍جری قمری به قزوین و قلعه الموت می‌رود و مبارزه علیه ظلم سلجوقیان و عباسیان را آغاز می‌کند. او انبارهایی را در دل کوه حفر کرد که غذا در آن نگهداری می‌شد، بدون این که ذره‌ای فاسد شود. همچنین سیستم آبیاری در مزارع اطراف الموت تشکیل داد و قلعه را از هر نظر بی‌نیاز کرد به شکلی که الموت توان مقاومت در برابر محاصره‌های طولانی‌مدت را داشت و تسخیرناپذیر شد.
کتاب «واقعه‌ ناتمام» که به تازگی منتشر شده به این دوران می‌پردازد اما نه از زمان شروع بلکه از آخرین جانشین حسن صباح در الموت یعنی رکن‌الدین خورشاه که مقدمات قتل پدرش را مهیا می‌کند و به واسطه حسن مازندرانی اخص‌الخواص پدرش او را با تبر می‌کشد و این پایانی است بر ۱۷۰ سال حکومت اسماعیلیان حسن صباح در قلعه‌ تسخیرناپذیر الموت. در این ۱۷۰ سال سلسله سلجوقیان به پایان می‌رسد و فرزندان ملکشاه نمی‌توانند تا دیرزمانی این حکومت را حفظ کنند و در نهایت ایران به دست خوارزمشاهیان می‌افتد. خوارزمشاهیان هم نمی‌توانند قدمی برای نجات مردم ایران از ظلم‌ها و فساد روزانه بردارند. در همین زمان است که چنگیز مغول ظهور می‌کند و به جان مردم ایران می‌افتد. لشکریان مغول در شهرهای ایران زمین خون به پا می‌کنند و با این‌که جلال‌الدین در برابر آن‌ها می‌ایستد، اختلافات داخلی نمی‌گذارد به پیروزی برسد و مغولان ایران را ویران می‌کنند.
«فاطمه علی‌اصغر»، نویسنده این کتاب تلاش کرده میان دوره‌های مختلف تاریخی ارتباط برقرار کند و آن را به نمایش بگذارد. او نه فقط مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه‌های متعدد با شخصیت‌ها و گروه‌های آشنا به این دوره، به همراه حمیده چوبک، سرپرست گروه باستان‌شناسی و مدیر پایگاه الموت، برای نخستین بار روایت خداوندگاران الموت را با داده‌های کاوشگران بیان می‌کند. او همچنین پای صحبت اهالی گازرخان می‌نشیند که قرن‌هاست نسل‌اندر‌انسل در این سرزمین زیسته‌اند.
این روایت پرسپکتیوی غریب است از ایران هزار تا ۷۰۰ سال پیش است که در جنگ‌ها و اخلاقات داخلی و خارجی می‌سوزد. نویسنده این کتاب، تلاش کرده شخصیت‌های آن دوره را از جزم‌اندیشی سیاه و سپید خارج کند و آن‌ را خاکستری ببینید. افسانه‌های حشاشین، سلوک و خصایل خداوندگاران قلعه‌ها در روایت او مدام در حال تحول هستند. گاهی ما با آن‌ها همسو می‌شویم و همدلی می‌کنیم و گاهی از آن‌ها چنان فاصله می‌گیریم که گویی سراسر نفرت شده‌ایم.
با خواندن کتاب «واقعه‌ ناتمام» که ناداستانی مبتنی بر تاریخ و باستان‌شناسی شما از شروع سقوط اسماعیلیان همراه با روح در حال احتضار سلسله‌ای ۱۷۰ ساله‌ می‌شوید و هر خط این واقعه‌ که مربوط به الموتیان است را دنبال می‌کنید. افسانه‌ها و حقایق تاریخی و اساطیری همچون ارواح ناآرام سرزمینی فراموش شده در این کتاب فراخوانده شده‌اند؛ گویی محشری که بعد از سالیان دراز برایشان برپا شده تا بالاخره از برزخ میان صحت و تردید رها شوند و با آشکار شدن حقیقتِ وجودشان به آرامش برسند. این کتاب در قطع رقعی، جلد شومیز در ۲۲۳ صفحه، از سوی انتشارات چشمه منتشر شده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *