به خبرنگاران محلی تعظیم میکنم
بیشتر روزهای کار بهعنوان خبرنگار را در مطبوعات محلی گذارندهام. شاید برای همین است که هنوز حسرت و آرزوی تجربهٔ دوبارهٔ کار در این جراید را دارم
۱۶ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۳۷
بیشتر روزهای کار بهعنوان خبرنگار را در مطبوعات محلی گذارندهام. شاید برای همین است که هنوز حسرت و آرزوی تجربهٔ دوبارهٔ کار در این جراید را دارم. من از خبرنگارانی حرف میزنم که احتمالاْ اگر اسمشان را هم بنویسم، شما نمیشناسید یا از جرایدی که نامشان را هم نشنیدهاید. اما هستند، با ساعات کار طولانی، معمولاً با دستمزدهایی حتی زیر حقوق اداره کار و بدون بیمه، مانند رسانههای ملی معمولاً آیندهٔ شغلی نامعلومی ندارند و احتمالاً تجربهٔ جابهجایی، تعدیل یا تعطیلی کمتری دارند. معمولاً سالهای طولانی در یک هفتهنامه، روزنامه یا ماهنامه یا حتی نمایندگی یک خبرگزاری در دفترهایی که خیلی شبیه یک دفتر کار نیست، تلاش میکنند تا کمکی به توسعهٔ استان و شهرشان کرده باشند. آنهم به دور از کلیگوییها و نظریهپردازی آدمهایی که احتمالاً حتی یکبار چشمشان به شهر یا روستای آنان نیفتاده است: آنها مانند مویرگی پس از شریان اصلی، دنبال راهحلهایی از بطن محیط خودشان میگردند. اگر از وبسایتهای خبری و نشریات روستایی حرف بزنم، شاید خیلی از شما بپرسید که مگر روستاها رسانه و نشریهٔ مستقل خودشان را دارند؟ و شنیدن پاسخ آری شما را متعجب کنند. اما پشت این رسانهها که حتی وجودشان شما را متعجب میکند، آدمهایی دلبسته به این سرزمین حضور دارند که بینشان و بیادعا کار میکنند. با شکایت دستگاهها و گاهی محرومیتهای اجتماعی، و حتی زندان کسی برایشان هشتگ حمایتی نمیزند و نامشان در فهرستهای بلندبالای مطبوعاتیها هم جایی ندارد. بااینحال، هستند و گاه و بیگاه محل رجوع بسیاری از ما، وقتی گرهای جمعی در زندگیمان است که به دست خودمان باز نمیشود. دشواری تهیهٔ خبر و گزارش برایشان گاه بسیار بیشتر از رسانههای ملی و خبرنگاران ملی است، اما کمتر دستمریزادی شنیدهاند. تمام تشکر از آنها به اهدای یک لوح تقدیر بدون قاب و یک کارت هدیهٔ صدهزار تومانی خلاصه شده است. دلم برای روزهای کار در جراید محلی تنگ شده، برای گریهها و خندههایی از جنس بسیار نزدیک. شاید کسی خبرنگاران محلی را نشناسد، اما ردشان بر توسعهٔ کشور را میشناسد. به احترامشان میایستم و تعظیم میکنم.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
شیبها، بحران پنهان اراضی گلستان
نگاهی به نمایش «پایان آن شب»
تابش نور تازه بر صحنه تئاتر
بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟
به بهانه روز روابطعمومی
روابطعمومی توسعهگرا؛ پلی برای پیشرفت سازمان و جامعه
و شهر، میانِ دفترهای ناتمام پیر شد
باز هم همان قصه هر سال زایندهرود
۱۶ می؛ روز جهانی همزیستی مسالمتآمیز: ضرورتی برای جهان امروز
«عادی سازی» با کدام استدلال؟
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
پیام رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به مناسبت روز جهانی پرندگان مهاجر؛
تأکید بر حفاظت از زیستگاهها و آسمانی امن برای پرندگان
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید